در جریان اعتراضات کارگران هفت تپه  چند نفر از رهبران کارگران ازجمله  اسماعیل بخشی ، علی نجاتی و…. و همچنین فعال مدنی خانم سپیده قلیان از جانب عوامل امنیتی جمهوری سفاک اسلامی ایران دستگیر و زندانی شدند.

اسماعیل بخشی رهبر مورد اعتماد کارگران هفت تپه اعلام کرد که در زندان شکنجه و مورد ضرب و شتم قرار گرفته ، ایشان رژیم شکنجه گر اسلامی را به مصاف طلبید . جناحهای رژیم همگی به صدا در آمدند و اعلام کردند اسماعیل بخشی شکنجه نشده است اما در حین انتقال ، اسماعیل با ماموران درگیرشده. بعد از اسماعیل سپیده قلیان و جمعی دیگر که از زندان سفاکان اسلامی آزاد شدند اعلام کردند در زندان شکنجه شده و مورد بی حرمتی قرار گرفته اند.

جمهوری اسلامی نه تنها اسماعیل بخشی بلکه بقیه کسانی را که علیه شکنجه و ضرب و شتم اعتراض کرده بودند مورد تهدید قرار داده ،  بطوریکه وکیل آقای بخشی اعلام کرده بود که موکلش جهت پس گرفتن ادعای شکنجه تحت فشارشدید بوده است.

اعلام شکنجه اسماعیل بخشی نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی به موضوعی مهم تبدیل شد این مسئله جمهوری اسلامی را در منگنه  و تحت فشار قرار داد.

جمهوری ضد کارگر و ضد انسان ایران برای به عقب راندن اسماعیل بخشی ، سپیده قلیان و هر رهبر و مبارز مدنی و…. میبایست شو تلویزیونی اش را  که گویا اسماعیل بخشی ، سپیده قلیان و…. اعتراف کرده اند.

اعتراف هر رهبر کارگری و یا هر زندانی دیگر که تحت شکنجه و ضرب و شتم فراوان  که بوسیله عوامل شکنجه گر رژیم از گوربرخاسته صورت میگیرد و ز ندانی را علیرغم میل و رزای خود وا میدارند علیه خود و اعتقاداتش بحرف آید و از او همزمان فیلم و ویدئو میگرند تا به جامعه و صف کارگران نشان دهند و دیگر رهبران و فعالین  کارگر ی ، زنان ، دانشجویان و دیگر عرصه های اجتماعی را به عقب رانند و از این اعترافات و شو هایی که تحت شکنجه و به صلیب کشیدن زنئانی ساخته اند ، پشیزی از نظر جامعه  و کلیه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب ارزش  و اعتباری ندارد.

وادار کردن هر کس در زندان از طریق شکنجه به اعتراف علیه خود ، تاکتیک رژیم اسلامی در طول بسر کار آمدنش تا امروز بوده وهست و تا این جرثومه فساد به حکومت نکبتبار خود ادامه میدهد جزو تاکتیکشان می باشد.

اسماعیل بخشی ، سپیده قلیان وهر رهبر و فعال کارگری و سایر عرصه های اجتماعی با پخش شو تلویزیونی جمهوری جنایتکار اسلامی نه تنها از نظر جامعه نشکسته اند بلکه  ارزش و اعتبار این انسانها بیشر شده و مورد احترام همه هستند. برعکس این رژیم اسلامی  ایران است نه تنها اعتباری ندارد بلکه از جانب طبقه کارگر ایران و سایر جنبش های اجتماعی جهت سرنگونی اش مورد تعرض قرار دارد. دور نیست آن روزی که این رژیم خون خوار به رهبری طبقه کارگر و حزب پیشتازش سر نگون شود ، آنوقت تمامی رهبران ، آمران و عواملی که در شکنجه گاه ها این رژیم هر رهبر کارگری و هر زندانی را که بنا به هر دلیلی زندانی و تحت شکنجه قرار داده اند و ، در  شکنجه گاه های  این خون خواران جان خود را از دست داده اند باید در دادکاه های علنی محاکمه شوند و تا عمر دارند، در گوشه زندان محبوس باشند.

درخواست من از تمام احزاب و سازمانهای سیاسی و کلیه صف انسان های برابری طلب که خواهان جامعه آزاد و برابر هستند این است  که بر پایی شو های تلویزیونی از جانب رژیم جنایتکار و ارتجاعی اسلامی  را نه تنها محکوم کنند ، بلکه از حرمت و شخصیت کلیه زندانیان سیاسی و اجتماعی که تحت شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته اند و علیرغم میل خود وادار به اقرار شده ان شدیدا محکوم نمایند و از حرمت و انسانیت آنها دفاع نمایند.

درخواست دیگر من از احزاب و سازمانهای سیاسی این است که کمیته ای برای پیگری اعلام جرم  در رابطه با شکنجه مخالفین جمهوری اسلامی  (بخصوص مورد اسماعیل بخشی و سپیده قلیان) و ارائه آن در دادگاه های بین المللی تشکیل دهند و پیگری نمایند

مرگ بر رژیم ضد کارگر و ضد زن جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری

غفار غلامویسی  ۲۰٫ژانویه۲۰۱۹

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)