این روزها محافل بسیاری در درون رژیم آشکارا از آغاز روند فروپاشی جمهوری اسلامی سخن می گویند. نداهای هشداردهنده از جانب دلواپسان رژیم از هر سو بر خاسته است. اظهاراتی که مشابه آنرا در طول چهل سال حاکمیت رژیم اسلامی بسیار کمتر شنیده ایم: بگذارید از میان دهها نمونه، چند مورد آنرا مرور کنیم:

جلیل رحیمی ، رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه ۱۶ دی درباره خطر “زمین گیر شدن” نظام در “خیابان‌های تهران” هشدار می دهد و می گوید: «زمانی که اتحاد جماهیر شوروی سرنگون شد ۱۳ هزار کلاهک اتمی داشت، در بیش از ۲۰ کشور نفوذ خارجی داشت، ایستگاه فضایی داشت، اما در خیابان‌های مسکو تکه پاره شد و امنیت و تمامیت ارضی خود را از دست داد.»

اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی، گفته است : «آنچه ما را باید نگران کند نفرت، خشم و کینه مردم نسبت به مسئولان و نظام است». رحمانی فضلی، وزیر کشور نیز از پا بر جا بودن عوامل نارضایتی‌های دی‌ماه سخن گفته و هشدار میدهد که “یک جرقه کافی است تا “جامعه” شعله‌ور شود”. فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، می گوید: «از لحاظ محتوایی این فروپاشی اتفاق افتاده است.» حسن خمینی نوه روح‌الله خمینی در تازه ترین اظهاراتش می گوید: «هیچ تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم و دیگران بروند. اگر قواعد را رعایت نکنید، عرصه را از شما می‌گیرند.»

اما موضوع فروپاشی جمهوری اسلامی تنها نگرانی بالائی ها نیست بلکه امید پائینی ها نیز هست. در نظر اکثریت مردم ایران، چه آنها که خود مستقیما با این رژیم بر سر مطالباتشان در گیر هستند و چه برای کسانی که در خارج رژیم منافع خود را به شکلی از اشکال در بقای جمهوری اسلامی دیده اند، جمهوری اسلامی رفتنی است. بحث بر سر این نیست که کی میرورد و چگونه می رود، بلکه بحث بر سر تصوری است که به دلیل شرایط عینی در ذهنیت این اکثریت شکل گرفته است. اما این تصور ابتدا به ساکن بوجود نیامده است.

از دیماه سال گذشته که مردم شهرهای ایران در یک خیزش عمومی حاکمیت این رژیم را زیر سوال بردند و خود نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ۴۰ ساله مردم تا به امروز بود، اعتراض و اعتصاب و تظاهرات در سرتاسر ایران به اشکال مختلف در جریان بوده است. مردم از دیماه گذشته به این سو، حتی با قطعیت بیشتری، در مقایسه با احزاب سیاسی مخالف رژیم، از غیر قابل دوام بودن این حاکمیت سخن می گویند. در این مدت نه در جبهه مردم خللی در پیگیری مطالباتشان بوجود آمده است و نه در جبهه رژیم اقدامی در جهت پاسخ به خواسته های مردم صورت گرفته است.

وقتی بحث فروپاشی اینگونه همه گیر میشود، قاعدتا در هر دو سو موضوع جایگزینی آن نیز اذهان را به خود مشغول خواهد کرد. اما بدیل های مختلف چگونه و چه مسیرهائی ساخته پرداخته می شوند؟

حرکت سرتاسری دیماه و اعتراضات متعاقب آن در طول سال گذشته به روشنی نشان داد که مردم معترض چه می خواهند و چه نمی خواهند. مردم خواهان حقوق پایمال شده، اجتماعی و سیاسی خود هستند. مردم زندگی اقتصادی بهتری می خواهند. شعار نان و آزادی، جوهر مطالبات آنان را بیان می کند. این مردم با این رژیم بیگانه اند و هیچکدام از جناحهای آن را از خودشان نمی دانند. تداوم اعتراضات حق طلبانه مردم، تداوم اعتصابهای کارگری، تداوم مبارزات برابری طلبانه زنان، گام به گام آنها را به ساختن بدیل مطلوبشان نزدیک خواهد ساخت.

در مسیر پیشروی باید تشکیلات ساخته شود، باید رهبران با نفوذ و مورد اعتماد مردم رو بیایند. توطئه های دشمنان رنگارنگ کشف و خنثی شوند و همه اینها به زمان نیاز دارد. بایستی با حرکتهای آگاهانه، با انتخاب شعارهای سنجیده، با تشخیص موقعیتها و از کف ندادن آنها، این زمان را به دست آورد و به خوبی از هر لحظه آن استفاده کرد و همه اینها به زمان نیاز دارد. هر چند در دوره انقلابی این مسیر کوتاه تر پیموده خواهد شد، ولی در حال راه میان بری وجود ندارد، باید تمام این مسیر را طی کرد.

سوسیالسیم هدفی است که حتی دشمنانش نیز نمی توانند آشکارا با آن به مخالفت بر خیزند. نهایتا آنها به مردم می گویند، این کمونیستها آرزوهای شیرین و خیالببافانه ای دارند که تجربه نشان داده است قابل تحقق نیستند. بنابراین ما باید فرصت داشته باشیم، تا بتوانیم به مردم نشان دهیم که نه تنها آدمهای آدمهای خیالبافی نیستیم، بلکه با اتکاء به پایگاه طبقاتی خود جامعه را از گذرگاههای سخت، با کمترین تلفات عبور خواهیم داد. باید نشان دهیم که ما برای زندگی همین امروز و برای ساختن آینده روشن آنها مفید و ضروری هستیم. بدیل ما در چنین مسیر ساخته می شود.

اما جناح های مختلف بورژوازی هم وقتی می بینند که رژیم حاکم به قول آنها با « سوء مدیریت» و «سوء تدبیر»، منافع طبقاتیشان را به خطر انداخته است، وقتی می بینند که رژیم حاکم توانائی سد کردن راه انقلاب را ندارد، خود راسا دست به کار خواهند شد. آنها هم تلاش می کنند بدیل خود را بسازند. وقتی برای مثال کسی مانند حسن خمینی که خود را به اهداف پدر بزرگش وفادار می داند می گوید: جمهوری اسلامی یا با “فروپاشی” و یا با خشونت عریان “نوعی پوپولیسم اقتدارگرا” روبرو خواهد شد، در واقع با زبان استعاره از بدیلی سخن می گوید که بوسیله سپاه و بسیج وارد میدان می شود. البته حسن خمینی به خوبی می داند که سپاه در گام نخست سر معممین حاکم و از جمله خود وی را زیر تیغ خواهند برد و از همین حرکت اولیه خود سرمایه ای برای تحقق اهداف بعدی خواهند ساخت. نشانه هایی وجود دارد که سپاه حتی، برای افزایش این ظرفیت خود، به نوعی راه را برای سلب اعتبار از دستگاه اداری حاکم باز نگهداشته است. مشاهده اینکه امروز سپاه پاسداران، توطئه های پیچیده ای را طراحی می کند،حیله گرانه در کمین نشسته است و بر سر راه مبارزات حق طلبانه کارگران و توده های محروم دام گسترده است، دشوار نیست.

اما دشمنان انقلاب تنها از داخل رژیم سربلند نخواهند کرد. آنها در بیرون رژیم هم بیکار ننشسته اند. دولتهای امپریالیستی از امکانات بسیاری برای سد کردن راه انقلاب برخوردار هستند. منابع مالی سرشار،دستگاههای تبلیغاتی سرسام کننده، گروهها و احزاب هوادار متعدد در داخل کشور، آنها نیز با تشدید بحران سیاسی همه این ظرفیت ها را تمام و کمال به کار خواهند، انداخت تا از شکل گیری یک بدیل سوسیالیستی جلوگیری کنند.

از اینرو بار دیگر باید تاکید کرد که یگانه راه خنثی کردن خطراتی که بر سر راه انقلاب رهائی بخش آینده ایران کمین کرده اند، تدوام مبارزاتی است که به تعمیق آگاهی، به گسترش تشکل و به شکل گیری رهبری قابل اعتماد منجر شود و برای همه اینها باید زمان کافی در اختیار داشت و این زمان را باید بدست آورد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)