با امید به فرارسیدن روز آزادی مردم ایران، روزی که دیگر در ایران سخن از شلاق، سرکوب، اعدام و زندان علیه مردم نباشد، جمعبندی نقض حقوق بشر در سال ۲۰۱۸ میلادی را تقدیم هموطنان عزیز می‌کنیم.


کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، در پایان سال میلادی ۲۰۱۷ نیز گزارش نقض حقوق بشر در ایران را منتشر کرد.
لازم به توضیح است که آنچه ما در گزارش حاضر به آن پرداختیم ابعاد بسیار اندک و البته بخش برجسته تری از سرکوب گسترده در ایران است. دیکتاتوری ولایت فقیه در مواجهه با طوفان مهارناپذیر نارضایتی‌های فزاینده عمومی تلاش دارد که هم روشهای تازه تری کشف کند و هم به روشهای مخفی‌تر و کم هزینه تر روی بیاورد.

این گزارش در سه فصل تقدیم می‌شود:

فصل اول :

آمار کمی اعدام ها، بازداشت ها و قتل های خودسرانه
مقدمه
۴۰ سال است که مردم ما در کوچه و خیابانهای ایران و حتی در منازل شخصی‌شان تامین و امنیت ندارند و به بهانه های مختلف بازداشت می‌شوند. اما سال ۲۰۱۸ به دلیل اوجگیری قیام‌ها، اعتراضات سراسری و اعتصاب و تحصن اقشار مختلف، دستگیری‌ها نیز گسترده‌تر شده و اقشار بیشتری را دربرگرفته است.
آمار بازداشتهای سال ۲۰۱۸ نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است. به گفته رییس هیات مدیره انجمن مددکاران اجتماعی ایران: «هر ساعت ۵۰ نفر وارد زندان‌ها می‌شوند».
با این حساب هر روز ۱۲۰۰ زندانی و هر سال ۴۳۸ هزار نفر در ایران به زندان می‌روند که این عدد حدود ۵.۰ درصد کل جمعیت کشور می‌شود. به تعبیری از هر ۲۰۰ ایرانی، هر سال یکی به زندان می‌رود.
به گفته موسوی چلک آمار ورودی سالیانه زندان‌ها، ۴۲۰ تا ۴۳۰ هزار نفر است. بر اساس گفته‌های مسئولان سازمان زندان‌ها، سال گذشته تعداد زندانیان در ایران بین ۲۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر بوده است.
این آمار را با اطلاعات موجود در پروفایل ایران در مرکز داده «World Prison Brief» مقایسه کردیم. این سایت اطلس زندان‌های جهان است و در آن اطلاعات و آمار معتبری نظیر تعداد زندانیان و نرخ زندانی بودن هر کشور قابل دسترس است. طبق اعلام این مرکز بین‌المللی در تابستان ۲۰۱۸، جمعیت زندانیان ایران ۲۳۰ هزار نفر و نرخ زندانی ۲۸۴ در هر ۱۰۰ هزار نفر است.
در آخرین رده‌بندی WPB ایران از نظر تعداد زندانی در رتبه نهم جهان ایستاده است. رتبه ایران از نظر نرخ زندانی، مقام ۳۷ است. بر اساس اطلاعات این سایت تعداد کل زندان‌های ایران در سال ۲۰۱۷، ۲۵۳ و ظرفیت رسمی آنها ۱۴۰ هزار زندانی است.
در یک نمونه مشخص رئیس کل دادگستری استان خوزستان با اشاره به اینکه هم‌اکنون ۲۴۰هزار زندانی در زندانهای کشور وجود دارد و ظرفیت برای نگهداری از این جمعیت کافی نیست، گفت:«ظرفیت زندان‌های این استان 5 هزار نفر است اما 12 هزار محکوم در حال حاضر در زندان‌ها حضور دارند.»
رئیس سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی ایران می‌گوید آمار زندانیان در ایران از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۹۵ حدود ۳۳۳ درصد رشد داشته است.
رشد سرسام آور زندانها و زندانیان در ایران که به گفته خود عوامل سرکوب در یک دوره ۳۰ ساله ۳۳۳ درصد رشد داشته است، نشانگر درگیری و رویارویی یک ملت بزرگ با حاکمیت ضدمردمی است که بر کشورمان ایران حاکم است.

آمار و ارقام بازداشتهای ثبت شده در سال ۲۰۱۸
در این گزارش تلاش می‌کنیم به آمار و ارقامی بپردازیم که به طور مستند ثبت شده است و هیچ شک و تردیدی در آن وجود ندارد. طبعا برای خوانندگان گزارش روشن است که بدلیل حاکمیت دیکتاتوری و اعمال سانسور، بسیاری از خبرها و آمار راهی به بیرون باز نمی کند.
بر اساس آمار جمع آوری شده توسط کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، در سال میلادی گذشته در مجموع ۲۴۸۲۵ تن از شهروندان بازداشت شده‌اند که ۱۳۵۷۶ تن از این آمار به دلایل سیاسی بازداشت شدند. این بازداشتها شامل طیف وسیعی از معترضان شامل کارگران، فرهنگیان، خبرنگاران،دانشجویان، فعالان اینترنتی، روزنامه نگاران، فعالان مدنی و قومی، گروههای اپوزیسیون را شامل می شود. به زبان آمار نزدیک به ۵۵٪ از بازداشت شدگان به علل سیاسی دستگیر شده اند.
تعداد ۱۰۸۵۰ تن از شهروندان ایرانی یعنی نزدیک به ۴۴٪ از دستگیرشدگان سال ۲۰۱۸به اتهامات خودساخته که با ترم بازداشتهای خودسرانه شناخته می شود، بازداشت شده‌اند. بازداشت این هموطنان به دلایلی چون مدلینگ، شرکت در میهمانی های مختلط، بی حجابی، مدیران کانال های تلگرامی انجام گرفته است.همچنین در سال ۲۰۱۸ حداقل ۱۳۴ تن از پیروان سایر ادیان چون بهایی، نوکیش مسیحی و یمانی دستگیر شدند.

در یک نگاه می توان نتیجه گرفت که دیکتاتوری حاکم بر ایران در سال ۲۰۱۸ شهروندان خود را به اندازه دو و نیم برابر سال گذشته (۲۰۱۷) بازداشت کرده است. آمار نشان می دهد دستگیریهای سیاسی در سال ۲۰۱۸ به نسبت سال ۲۰۱۷ میلادی حداقل پنج برابر شده است که علت را باید در بروز فزاینده اعتراضات و نارضایتی‌های مردم و موقعیت متزلزل آخوندهای حاکم بر ایران جستجو کرد.

بازداشت‌های سیاسی

بیشترین میزان بازداشت مردم و در واقع ۳۳٪ کل بازداشتهای سال در دی ماه سال گذشته (ژانویه ۲۰۱۸) صورت گرفته که مربوط به تظاهرکنندگان به جان آمده از گرانی در سلسله تظاهرات سراسری مردم ایران است. بیش از ۸۰۰۰ تن از معترضان از جوانان، بیکاران و مردم به جان آمده در این ماه دستگیر و به شکنجه گاههای اطلاعات منتقل شدند.

بازداشت شدگان در ماه های مارس و اکتبر رتبه های بعدی دستگیری در سال ۲۰۱۸ میلادی را به خود اختصاص دادند.
در ماههای ژوئن، ژوییه و دسامبر نیز آمار بالایی از بازداشت شدگان را می توان مشاهده کرد. بازداشت شدگان در این سه ماه معترضان به گرانی ارز، معترضان به بی آبی در خرمشهر، اهواز و شهرهای دیگر خوزستان، کارگران معترض شرکت نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز را دربرمی گیرد.
وزارت اطلاعات و اتاق های تاریک و فرسوده فکر نظام که ناتوان از پاسخگویی به مطالبات اقشار مختلف مردم ندارند، به آخرین راه که سرکوب است روی می‌آورند و یا با تعیین وثیقه های سنگین میلیاردی برای دستگیرشدگان آنها را موقت آزاد می کنند.
آزادی موقت با وثیقه به دو شکل شهروندان را درگیر و محدود می کند:
اول – فرد بازداشتی زیر بار یک وثیقه سنگین می رود تا امکان هرگونه فعالیت و مخالفتی را از وی بگیرد.
دوم – فرد بازداشتی بمدت نامعلومی بلاتکلیف می‌ماند و به اصطلاح شمشیر داموکلوس بالای سر وی قرار دارد.
بر اساس مصاحبه ای که محمد نجفی؛ یکی از وکلای زندانی انجام داده بود؛ از طرف ماموران اطلاعات سپاه به وی گفته شده هدف‌شان خنثی‌کردن او از طریق احضارها و بازداشت‌های فرسایشی است.

اعدام (قتل سیستماتیک) در سال ۲۰۱۸
اعدام بعنوان قتل سیستماتیک و دولتی از ابزار سرکوب و ایجاد خفقان در ایران است که در ۴۰ سال گذشته در زندانها و میادین شهرهای ایران توسط جلادان، از آن استفاده شده است.
گزارشگر جدید حقوق بشر در امور ایران آقای جاوید رحمان در اولین گزارش خود درباره نقض حقوق بشر در ایران گفت: «شکنجه و دیگر رفتارها و مجازات‌های بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز در ایران ادامه دارد که با تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی در تضاد است و ایران به هیچیک از ۲۰ توصیه جهانی درباره مقابله با شکنجه و سایر اشکال بدرفتاری عمل نکرده است.»
گزارشگر ویژه از ادامه اعدام به دلیل ارتکاب جرائم قبل از ۱۸ سالگی ابراز نگرانی کرده و اعدام مجرمان نوجوان، شکنجه، سوء برخورد، منع آزادی بیان، نقض حقوق زنان و دختران و نقض حقوق اقلیت‌های دینی و قومی را نقض حقوق اولیه در ایران خواند.
اولین قسمت گزارش جمعبندی نقض حقوق بشر سال ۲۰۱۸ به اعدامها اختصاص دارد 

نمودار اعدام در ایران

در سال ۲۰۱۸ جمعا ۲۸۳ زندانی اعدام شدند. در بین اعدام شدگان امسال ۱۱ زندانی سیاسی، ۶ کودک مجرم و ۵ زن وجود دارد. حداقل ۱۳ زندانی در ملاعام در مقابل چشمان مردم در میادین شهرهای کشور اعدام شدند.اتهامات اکثر زندانیان قتل عنوان شده است. سایر اعدام شدگان با اتهاماتی همچون مواد مخدر یا سرقت مسلحانه اعدام شدند.
میانگین سنی زندانیان اعدام شده بین ۲۰ تا ۶۵ سال بوده است. ابوالفضل چزانی ۱۹ ساله که در ۱۴ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود و مسن ترین زندانی یک مرد ۶۵ ساله‌ به نام صالح خانی‌زاده بود که پس از ۱۱ سال حبس در زندان کرمانشاه در حالیکه خود و خانواده‌اش اطلاعی از زمان اعدام نداشتند؛ بدون آخرین دیدار با خانواده به دار آویخته شد.
شمار زیادی از اعدامها به شکل گروهی انجام شد. اعدامهای جمعی در دسته های ۳ تا ۱۲ نفره انجام شده است.
بیشترین اعدامها در زندان رجایی شهر و زندان مرکزی ارومیه به اجرا درآمده است.
برخی از زندانیان اعدام شده با جرائم عادی از شهروندان کشورهای دیگر چون افغانستان بودند.

اعدام زندانیان سیاسی در سال ۲۰۱۸

در سال ۲۰۱۸ حداقل ۱۱ زندانی سیاسی اعدام شدند. این امر در مقایسه با سال ۲۰۱۷به خوبی نشاندهنده اینست که آخوندهای حاکم بر ایران به دلیل ترس و وحشت از خیزشهای مردمی برای مهار مردم دست به اعدام زندانیان سیاسی می زنند.
در ماه سپتامبر زندانیان سیاسی رامین حسین پناهی؛ لقمان مرادی و زانیار مرادی علیرغم محکومیت‌های جهانی در یک گروه جمعی در زندان رجایی شهر اعدام شدند. همچنین دو پیشمرگه حزب دمکرات کردستان ایران به نامهای احمد شباب و ناصر عزیزی که در درگیری با سپاه زخمی و دستگیر شده بودند، تحت عنوان محاربه اعدام شدند. سه زندانی سیاسی بلوچ در زندان مرکزی زاهدان با اسامی درمحمد شه بخش، اسماعیل شه بخش و حیات الله نوتی زهی نیز به اتهام محاربه اعدام شدند.
یک زندانی سیاسی کرد دیگر به نام کمال احمدنژاد تحت عنوان محاربه به اتهام قتل یک عضو سپاه پاسداران در میاندآوب اعدام شد.
در فوریه (بهمن ماه) سیدحبیب رحمانی و مهدی حردانی دو شهروند عرب اهوازی در محل و اتهام نامعلوم اعدام و خبر اعدام ایشان از طرف اداره اطلاعات اهواز به خانواده های آنان داده شد.
محمد ثلاث باباجانی درویش گنابادی نیز در ماه ژوئن (خرداد ماه) به اتها قتل یکی از افراد نیروی انتظامی در زندان رجایی شهر اعدام شد. البته برای همگان روشن بود که اعدام محمد ثلاث فقط برای جمع کردن اعتراضات دراویش در تهران بود.

اعدام کودک مجرمان در سال ۲۰۱۸
با وجود منع اعدام مجرمان کمتر از ۱۸ سال در اعلامیه حقوق بشر، حاکمان ایران در سال ۲۰۱۸ نیز دست به اعدام ۶ زندانی کودک – مجرم زدند. در زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج) ابوالفضل چزانی ۱۹ ساله که در ۱۴ سالگی به اتهام قتل در یک دعوای خیابانی دستگیر شده بود، پس از ۵ سال حبس اعدام شد. در همین زندان امید رستمی ۲۲ ساله، به اتهام قتل در ۱۷ سالگی و امیرحسین پورجعفر به اتهام قتل در ۱۶سالگی اعدام شدند.
یک زن کودک – مجرم به نام زینب سکاوند ۲۴ ساله پس از ۷ سال حبس، همراه با تعدادی دیگر از زندانیان در یک اعدام جمعی در زندان عادل آباد اعدام شد. زن دیگری به نام محبوبه مفیدی به اتهام قتل همسر خود در ۱۷ سالگی در زندان نوشهر اعدام شد. علی کاظمی نیز که در سن ۱۵ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود در زندان بوشهر اعدام شد. او هنگام اعدام ۲۲ سال سن داشت.

اعدام در ملاعام در سال ۲۰۱۸

اعدام در ملاعام از دیگر شیوه‌های سرکوب در ایران برای مهار خشم و نفرت مردم از دیکتاتوری ولایت فقیه است. این نوع اعدام‌ها در شهرها و در مقابل دیدگان مردم بخصوص کودکان انجام می شود.
در سال میلادی ۲۰۱۸ مشخصا اکثر اعدامهای جمعی به اتهام سرقت مسلحانه اختصاص داشت. وقتی به گرانی، تورم، فقر فراگیر در جامعه از طرفی و خشم، تنفر و نارضایی عمومی از حاکمیت ولایت فقیه می نگریم، علت را می توان در ترس و وحشت نیروی حاکم از مردم و رودررویی آنان با نیروها و مأموران سرکوبگر جستجو نمود.
نمونه اثباتی این امر اعدام بهمن ورمزیاری جوانی بود که پس از سرقت مسلحانه از یک طلافروشی کلیه موارد مسروقه و خود را با ابراز پشیمانی تحویل داده بود. فرد طلافروش نیز رضایت داده بود. اما او را اعدام کردند تا دیگر کسی سلاح بدست نگیرد. این اعدام واکنشهای گسترده ای در فضای مجازی به همراه داشت.

اعدامهای جمعی در زندان‌ها
اعدامهای جمعی در ایران سابقه ای ۴۰ ساله دارد. از جمله می توان به اعدامهای دهه شصت، قتل عام گروهی زندانیان در سال ۶۷، قتل عام زندانیان عقیدتی سیاسی اهل سنت در سال ۹۵ اشاره کرد. در سال گذشته نیز تعدادی از اعدام ها به صورت گروهی انجام شده است. در سال ۲۰۱۸حداقل ۲۲ اعدام در گروههای ۳ تا ۱۲ نفره انجام شد.
برخی اعدامهای جمعی در میادین شهرها با اتهام سرقت مسلحانه و به قصد ایجاد رعب و وحشت انجام شد. در تهران یک گروه ۸ نفره نیز به اتهام داعش اعدام شدند. پرجمعیت ترین اعدام در زندان کرمان در دسامبر (آذر ماه) بود که ۱۲ زندانی به اتهام جابجایی و حمل مواد مخدر اعدام شدند.

صدور حکم اعدام زندانیان سیاسی و کودک مجرمان

یکم. زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در سال ۲۰۱۸
در سال ۲۰۱۸ حداقل ۱۰ زندانی سیاسی به اعدام محکوم شدند. سه فعال سیاسی از هموطنان اهوازی؛ یکی از زندانیان عقیدتی سیاسی اهل سنت زندان رجایی شهر، سه زندانی سیاسی کرد و سه تن از زندانیان سیاسی بلوچ در زندان زاهدان به اعدام محکوم شدند.
فعالان عرب اهوازی علی خسرجی ۲۵ ساله، حسین سیلاوی ۲۹ ساله و ناصر خفاجی (مرمضی) ۳۲ ساله به اتهام شرکت در عملیات مسلحانه علیه مراکز امنیتی در اهواز به اعدام محکوم شدند.
به حکم دادگاه تجدید‌نظر ارومیه پس از ۹ سال حبس؛ زندانی عقیدتی سیاسی اهل سنت کامران شیخه به اعدام محکوم شد.
محی الدین ابراهیمی، ارسلان خودکام و هدایت عبدالله پور در زندان مرکزی ارومیه، عبدالحمید میربلوچ زهی، عین الله قنبرزهی و جاوید دهقان در زندان زاهدان به اعدام محکوم شدند. اتهام این زندانیان محاربه اعلام شده است.

دوم. محکومیت ۵ کودک – مجرم به اعدام

پنج کودک – مجرم در سال ۲۰۱۸ به اعدام محکوم شدند. شایان سعیدپور کودک مجرم زندان سنندج، پویان از تهران که در ۱۷ سالگی مرتکب جرم انتسابی شده و رضا کودک مجرم ۱۴ ساله در اصفهان همگی به اتهام قتل به اعدام محکوم شده اند.
همچنین حکم اعدام یک زندانی کودک – مجرم به نام صالح شریعتی نوجوانی که در سن شانزده سالگی به اتهام قتل دستگیر شده بود توسط دیوان عالی ایران تایید شد.
پسر جوانی به نام مهرداد نیز که ۴ سال پیش در ۱۷ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود، در تهران به اعدام محکوم شد.

قتل های خودسرانه
طی سال ۲۰۱۸ در مجموع بیش از ۱۲۹ نفر به طور عمد و طراحی شده توسط نیروهای امنیتی به طور خودسرانه به قتل رسیدند و ۱۹۷ نفر نیز مجروح شدند که ممکن است در مرحله بعدی جانشان را از دست داده باشند اما در آمار ما لحاظ نشده است.
این قتل های خودسرانه شامل سه دسته اصلی می شدند:
یکم-کولبران و کاسبان در غرب کشور
دوم-کسبه و مرز نشینان شرق کشور
سوم-سایر نقاط کشور

۱-کولبران و کسبه غرب کشور:
کولبران، محرومانی هستند که برای کسب معیشت و با پذیرش خطرات، از این سوی مرز بار سنگین را به دوش می کشند تا به کشور عراق برسانند. کسبه کسانی هستند که همین بار را با استفاده از اسب یا قاطر حمل می کنند.
آمارها نشان می دهد که طی ۱۱ ماه در سال ۲۰۱۸ بیش از ۵۶ نفر از کولبران و کسبه غرب کشور توسط نیروی سرکوبگر کشته شدند که به تنهایی بیش از نیمی از کشته شدگان ناشی از قتلهای خودسرانه را تشکیل می‌دهند.

۲-کسبه و مرزنشینان شرق کشور:
در استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان و نواحی شرقی کشور فقر و تبعیض بیداد می کند. بی آبی و خشکسالی در کنار بیکاری و فقر چهره پر غرور مردان و زنان بلوچ را مکدر کرده است. این مردم برای امرار معاش در زمینها و نخلستانهای خشک شده از بی آبی و خشکسالی که ناشی از تبعیض و غارت اموال عمومی توسط حاکمان است چاره یی جز فروش سوخت در آن سوی مرز ندارند. اما نیروهای امینی در کمین این مردم خونگرم و زحمت کش نشسته اند. آنان بی رحمانه به ماشین هایی که چند گالن سوخت را برای فروش می برند شلیک می کنند و سرنشینان خودرو را که نان آور خانواده اند به قتل می رسانند. آمارهایی که در اینجا می‌آوریم. مربوط به این بخش از کشتار حاکمان ضدمردم است:

طی سال ۲۰۱۸ حداقل ۲۳ نفر از مرزنشیان و کسبه توسط نیروی انتظامی کشته شدند و۳۳ نفر هم در اثر شلیک ها یا تعقیب و گریزها مجروح شدند. در بین کشته شدگان این حملات یک دختر بچه بی گناه سه ساله و ۴تن از پناهندگان آواره از افغانستان نیز به چشم می خورند.

۳-کشتار در دیگر نقاط کشور:
دو نقطه بر شمرده شده بالا تنها نقاط کشتار شهروندان بی گناه توسط نیروهای سرکوبگر نبود بلکه در این سال به طور خاص این کشتار به سراسر ایران گسترش یافت. بخصوص با شروع و گسترش ناآرامی ها و تظاهرات سراسری از ۷ دیماه ۹۶، ابعاد این کشتار و وحشیگری به صورت چشمگیری گسترش یافت. تنها در ماه ژانویه بیش از ۱۹ نفر طی ناآرامی ها و تظاهرات و نزدیک به ۱۲ نفر در زیر شکنجه در زندانها کشته شدند. ابعاد خشونت نیروهای امنیتی به حدی بود که هرگز حاضر نشدند رسما مسئولیت این قتلها را در زندان یا در خیابان بپذیرند. این خشونت در ماههای بعد نیز ادامه یافت طوری که در ماه می، تنها درشهر کازون ۴ نفر کشته و بیش از ۴۷ نفر مجروح شدند.
یافته های آماری نشان می دهدکه طی سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۵۰نفر در دیگر نقاط کشور توسط نیروهای امنیتی کشته و به همین تعداد مجروح و معلول شدند. نمودار این کشتارها نشان می دهد که عموما این کشتارها با موقعیت مکانی و زمانی بحرانها و خیزشهای مناطق مختلف ارتباط مستقیم داشت.

فصل دوم:

روشهای جدید سرکوب در دیکتاتوری ولی فقیه
اطلاعات و اطلاعات سپاه و نیروی سرکوبگر انتظامی اگاه به نفرت عمومی عمیق از خود و در هراس از گسترش قیام عمومی مردم تلاش کردند در روشهای سرکوبشان تغییراتی اعمال کنند. ما تلاش می کنیم در این قسمت به طور مختصر این روشها را برشماریم؛

۱-حمله و هجوم شبانه و بازداشت های گسترده در منزل یا محل کار:
-در جریان اعتراضات گسترده دیماه ۹۶نیروهای سرکوبگر جز در نقاطی که مجبور به حمله و هجوم و شلیک به سوی مردم می شدند، تلاش می کردند که بازداشت ها را در خیابانها و در نقطه رویارویی جمعیت با نیروهای سرکوبگر انجام ندهند بلکه از بین ۶ تا ۸ هزار نفری که در جریان اعتراضات بازداشت شدند عمدتا در حمله و هجوم های شبانه به خانه هایشان بازداشت شدند.
-در جریان اعتراض کشاورزان اصفهان در ۲۵ فروردین۹۷ نیز نیروهای امنیتی با بازداشت شبانه کشاورزان تلاش کردند که رعب و وحشت ایجاد کنند.
-در جریان حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز و بازداشت های گسترده متعاقب آن نیز از همین روش استفاده شد. بیش از ۷۰۰ نفر از مردم و فعالین عرب در هجومهای شبانه به منازلشان بازداشت شدند و تا مدتها خانواده‌هایشان از آنها بی خبر بودند و هنوز هم عده‌ای بی خبرند.
-در جریان رویارویی با اعتراضات کارگران گروه ملی فولاد اهواز نیز نیروهای امنیتی در دو شب متوالی و در حالی که کارگران در حال استراحت بودند به آنها هجوم برده و بیش از ۴۰ نفر از آنان را بازداشت کردند. در حالی که این کارگران به مدت ۴ هفته در خیابان بودند وتظاهرات می کردند اما نیروهای امنیتی جرات حمله و بازداشت آنان را نداشتند.
-مشابه همین روشها در سرکوب دراویش، کامیونداران، معلمان و فرهنگیان و بازداشت دانشجویان در جریان اعتراضات سراسری و اعتصابها نیز تکرار شده است.

۲-قتل در زندان تحت عنوان خودکشی
در سال ۲۰۱۸ حداقل ۲۴ نفر که اکثر آنها را زندانیان سیاسی تشکیل می‌دادند در زندانها و عموما زیر شکنجه و یا روشهای مشکوک به قتل رسیدند و کارگزاران حکومتی با بی شرمی آن را خودکشی نامیدند. موج اصلی این قتل ها در ماه ژانویه بود که حداقل ۱۲ زندانی سیاسی دستگیر شده در تظاهرات ضدحکومتی به طرز مرموزی در زندانها کشته شدند و حکومت در پاسخ به ابراز خشم عمومی نسبت به این جنایت تلاش کرد آن را خودکشی جلوه بدهد. در زندان اراک پس از افشای قتل یک جوان بازداشت شده به نام وحید حیدری توسط یکی از وکلا و فعالین حقوق بشر، آّن وکیل و همکارانش تحت تعقیب قرار گرفته و بعدا زندانی شدند. سناریوی مشابه آن در زندانهای دیگر نیز تکرار شده است.

۳-پرونده سازی مجدد برای محکومان و زندانیان
روش دیگر، استفاده از پرونده سازی مجدد برای فعالین و یا زندانیان برای زمین گیر کردن آنهاست. دادگاهها و سیستم اطلاعات با رصد فضای مجازی وح قیقی تلاش دارد برای هر حرکت اجتماعی جدی، برای هر فعالیت تبلیغی و نسبت به هر اعتراضی پاسخی در آستین داشته باشد. ابتدا با احضار و اخطار و تهدید تلفنی، تلاش می‌کند جو را چنان امنیتی کند تا آن معترض و فعال اجتماعی را از میدان بدر کند وگرنه دستگاه قضایی دست بکار می شود و به پرونده سازی مجعول برای این فعالین یا زندانیان و بازداشت شدگان دست می زند.
-پرونده سازی برای وکیل دادگستری آقای محمد نجفی و همکارانش در اراک طوری که این وکیل همزمان در چندین پرونده درگیر است.

-پرونده سازی برای معلمان و فعالینی مثل محمد حبیبی و نسرین ستوده
-زندانی سیاسی محمدعلی منصوری به بهانه «فعالیت‌هایی که در داخل زندان داشته» در پرونده جدیدی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام» با مصادیقی نظیر «اقدام به اعتصاب غذا و تحریک زندانیان» به ۵ سال حبس تعزیری جدید محکوم شد.
– برای زندانی سیاسی سهیل عربی پرونده جدیدی در دادگاه تشکیل شده و از طرفی خانواده این زندانی سیاسی برای هر بار ملاقات مجبور به گرفتن مجوز هستند. در ادامه پرونده جدیدی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برای وی تشکیل شد. پرونده سازی جدید روی دو موضوع ارتباط با رسانه های خارجی و دادن بیانیه به خارج از زندان و خط دادن به مردم برای تظاهرات و اعتراض (دی ۹۶) صورت می گیرد.
– پس از انتقال ناگهانی زندانی سیاسی صابر ملک رئیسی از زندان مرکزی اردبیل، رئیس حفاظت اطلاعات کل اردبیل محمد مختاری، مدیر داخلی زندان بهرام نوروزی و حفاظت اطلاعات زندان پرویز صورآذر به بند ۷ زندانیان سیاسی رفته و زندانیان سیاسی را تهدید به پرونده سازی کردند.
-پرونده سازی برای زندانی سیاسی و فعال مدنی آتنا دائمی به اتهام مقاومت در مقابل قانون از طریق اعتصاب غذا!
موارد بر شمرده شده بخش کوچکی از انبوه پرونده سازی هایی است که علیه فعالین و زندانیان صورت گرفته است.

۴-غیرقابل تحمل کردن شرایط زندان :
حکومت ایران طی ماههای گذشته تصمیم گرفته است که فشارهای صنفی، معیشتی و زیستی را بر زندانیان به طور عام و زندانیان سیاسی به طور خاص اعمال کند.
غذا و نان زندانیان را به کمتر از نصف کاهش داده است و بسیاری از زندانیانی که امکان مالی ندارند گرسنگی می کشند. دارو و درمان زندانیان را انجام نمی دهند و زندانیان بیمار را برای معالجه به بیمارستان و یا مراکز درمانی اعزام نمی کنند و آنان را در معرض مرگ قرار می دهند، ارزاق فروشگاه زندان را کم و یا قطع کردند و زندانیان برای کمبود مواد غذایی دیگر قادر به تهیه مواد نیستند. در فصل سرما آب گرم برای استحمام وجود ندارد و وسایل گرمایشی در فصل سرما خاموش هستند و زندانیان در معرض انواع بیماریها قرار می گیرند، در بسیاری از زندانها تفکیک جرایم وجود ندارد و زندانیان سیاسی را در کنار مجرمان خطرناک قرار می دهند و از طریق همین زندانیان خطرناک آنان راشکنجه و اذیت و آزار می دهند، بهداشت زندانها به وضع فاجعه باری سقوط کرده است و انواع بیماریهای پوستی و عفونی در زندانها بیداد می کند. تراکم زندانیان در بندها به شدت افزایش یافته است به طوری که در برخی از زندانها چند برابر ظرفیت بند، زندانی در آن جا داده اند طوری که زندانیان جای مناسب برای استراحت ندارند و در راهروها و یا جلوی توالتها و محل رفت و آمد سایرین می‌خوابند.

نمونه یی از وضعیت زندانها 
تهران بزرگ:
این عین نامه جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ است:
«زندان‌ها در حال انفجار از جمعیت است. هزاران جوان که به لطف اقتصاد مقاومتی محروم از داشتن شغل بوده‌اند و سرقت را برای امرار معاش انتخاب کرده‌اند.اینجا بند ۹ تیپ ۱ زندان تهران بزرگ، بیش از ۴۰۰ زندانی در سالنی که ظرفیت نگهداری آن تنها ۲۰۰ نفر می‌باشد یعنی دست‌کم ۲۰۰ انسان را از جمله دو درویش که برای گرفتن حقوق بدیهی خود مجبور به اعتصاب غذا شده‌اند را محروم از تخت کرده که از حقوق بدیهی یک زندانی است محروم کردند. کف‌خوابی، کریدورخوابی و زجرآور‌تر از همه دوترک‌خوابی، آسیب‌های شدید به روح انسان‌هایی می‌زند که اکثر آنها به واقع مجرم نیستند و یا اگر هستند قربانی سیستم آموزشی و اقتصادی هستند و اینجا به‌واقع یک شکنجه‌گاه یا تخریب‌گاه است. »

گزارش یک نویسنده از زندان تهران بزرگ :
«به شکلی باورنکردنی برای انتقال متهم به زندان(در صورت داشتن تمکن مالی)از او«کرایه»میگیرند و طبعا کرایه انتقال به اوین(۱۵ هزارتومان) با کرایه انتقال به تهران بزرگ (۱۰۰ هزار تومان) تفاوت«قابل توجهی» دارد و همین امر موجب شد تا با وجود تاکید قاضی مبنی بر انتقال بنده به«اوین»،به زندان تهران بزرگ منتقل شوم…..زندان تهران بزرگ، از آنرو که برای زندانیان معتاد که قدرت تحرک کمی دارند طراحی شده، فاقد«توالت عمومی»ست. توالت،یک سوراخ در کف یک محوطه ۶۰در۶۰ سانت بدون شلنگ و روشویی و نور است که با یک پرده از تختها و کف سلولهای ۳در۳متر، که۲۶تا۳۲مددجو در آنها«میلولند»جدا شده است.
شرایط «کف‌خوابهای زیرتخت»که معمولا افغانی و تزریقی هستند، چیزی شبیه تجربه«تابوت» است. آنها به دلیل کمبود جا، زیر تخت‌های پایین جا داده میشوند و معمولا ۳ نفر پس از قرارگرفتن آنها در زیر تخت، به تخت تکیه میدهند و بدین ترتیب آنها از هرگونه قدرت تحرک، منفذ نور و جریان هوا محروم میشوند.
-بوی تعفن ناشی از تعرق بدن و زخم‌های عفونی در سلول‌ها باورکردنی نیست و چون معتادان تزریقی در قرنطینه خماری پس میدهند، توان انتقال به محفظه موسوم به«دستشویی»برای شستشو ندارند و این امر باعث افزایش بوی تعفن در سلول میشود. بویی که از لحظه آزادی تا اکنون در مشامم می‌پیچد و «ماندگار»ست….»

زندان اردبیل :
«زندانیان سیاسی تبعیدی در زندان مرکزی اردبیل با تبعیض و فشارهای مضاعف در این زندان مواجه هستند و مامورین زندان رفتارهای نژادپرستانه و تبعیض آمیز با زندانیان سیاسی دارند.
بند ۷ این زندان شبیه قرنطینه و انباری می باشد. اتاق ۴ در ۴ ؛ هواخوری ۹ در ۹ متری که سقفش را نیز با توری فلزی پوشانیده اند. مسئولین زندان با زدن حصار توری مانند از بالا بند ۷ را شبیه به قفس کرده اند.
سوراخهای این حصار مربعهای ۴ سانتی بوده و کل محوطه بند را فراگرفته است. هدف از این کار محدود کردن و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی است.
بالای سر حیاط یک برجک دیدبانی بسیار بلند و وسیع به ارتفاع ۱۲ متر ساخته شده که در شش متری ارتفاع برجک دیدبانی قرار داده شده است. برجک استوانه ای شکل بقدری وسیع است که مانع رسیدن نور آفتاب به زندانیان در حیاط شده و نور خورشید که مورد نیاز زندانیان است به آنها نمی رسد.
نور خورشید ساعت 2 بعدازظهر به بعد به قسمتهای کوچکی از حیاط می رسد. در پاییز و زمستان که بارش باران و برف است؛ زندانیان از نور محروم هستند….»

زندان زابل:
«شرایط زیستی در زندان زابل برای زندانیان بسیار سخت است. زندانیان در شرایط خاص آب و هوای آلوده این شهرستان، تنها ۳روز در هفته از آب گرم برخوردار هستند. در این زندان جمعاً ۲۴دوش استحمام برای بیش از ۱۰۰۰ زندانی وجود دارد که تنها ۳ روز در هفته و هر روز ۲ الی ۳ ساعت آب گرم به آنان داده می‌شود. زندانیان در وعده ناهار ۶ الی ۷ قاشق برنج با ۳ قاشق آب خورشت سهمیه دارند. گزارش شده که به هر سه زندانی برای وعده غذایی فقط یک تخم مرغ آب پز داده می‌شود.
مواد مخدر در زندان زابل توسط پرسنل زندان توزیع و خرید و فروش می شود و مصرف مواد مخدر بین زندانیان امری کاملا رایج است. کمترین اعتراض زندانیان با شکنجه همراه است. شکنجه مرسوم در این زندان ضرب و شتم و بستن به ستون به مدت طولانی است.
بند به اصطلاح کانون اصلاح و تربیت نوجوانان بند خاص زندانیان کودک مجرم در این زندان است.
زندانیان نوجوان و زیر ۱۸ سال زندان زابل شرایط اسفناکی دارند. در این بند، زندانیان نوجوان نگون‌بختی در حال گذراندن دوران محکومیت خود هستند که جز تاثیرات روحی- روانی منفی چیزی عایدشان نمی‌گردد و به مراتب آنان را دچار درهم‌شکستگی‌های جدی روحی و اخلاقی در سنین نوجوانی می‌نماید.»

گوهردشت(رجایی شهر):

به نقل از نامه یک زندانی تازه آزاد شده به آقای جاوید رحمان:
«جوانانی بین ۲۰تا ۲۴سال دیدم که از نظر مالی ضعیف بودند و یک کاسه و قاشق و چنگال یعنی ساده ترین وسایل را برای غذا خوردن نداشتند و غذای دولتی را که زندان به آنها میداد مجبور بودند بر روی روزنامه بریزند و با دست غذا بخورند. ….من شاهد یورش گارد وزارت اطلاعات به سالن کردها و سنی‌های مخالف حکومت بودم که دست و پای آنها را شکستند و‌ ۲۵نفر از آنها را به صورت وحشیانه با بدنی زخمی و خون آلود اعدام کردند.
زندان‌های ایران بخصوص زندان گوهردشت کرج مطابق استاندارد نیست. گردش هوا در سالن‌ها وجود ندارد. آب گرم ندارد هواخوری ۲ساعت در روز بیشتر نیست و تنفس در این سالن‌ها بسیار مشکل است زمستانها به خاطر نبود دستگاه گرم کننده و تابستونها به خاطر نبود دستگاه خنک کننده؛ برای افراد سن بالا زندگی کردن را مشکل کرده و باعث مرگ تدریجی زندانیان میشود و من شاهد مرگ بسیاری از زندانیان به خاطر وجود همین شرایط بودم از جمله شاهرخ زمانی.»

زندان شیبان اهواز؛
در زندان شیبان (کلینیک) اهواز به زندانیان ملاقات حضوری داده نمی شود. یک تلفن عمومی برای تماس زندانیان وجود دارد. هر زندانی تنها فرصت یک تماس چند دقیقه ای با خانواده دارد و فقط با سه شماره ثبت شده می تواند با خانواده صحبت کند. همین تلفن هم عموما قطع و خراب است. در زمان وصل تلفن؛ شاید زندانی بتواند به سختی؛ هر چند روز یکبار فرصت یک تماس سه دقیقه ای با خانواده داشته باشد.
بند زندانیان سیاسی ۶ اتاق دارد و حدود ۱۰۰ نفر از زندانیان سیاسی در این بند محبوس هستند. در بند زندانیان سیاسی آب معمولا قطع است. امکان استحمام نیست؛ فاضلاب زندان همیشه پر است و فضا را آلوده می کند؛ وضعیت سرویسهای بهداشتی و بهداشت بند به دلیل نبودن آب در حد صفر است؛ زندانیان آب آشامیدنی ندارند و باید در صف بایستند تا دو بطری آب یک لیتری بگیرند…..
علاوه بر فشار نبود امکانات و آلودگی محیط؛ فشارهای روحی -روانی نیز از طرف عوامل و ماموران زندان بر زندانیان اعمال می شود. با توجه به تنوع عقاید و مذاهب زندانیان؛ وزارت اطلاعات با تفرقه افکنی بین زندانیان باعث ایجاد کینه و دشمنی و تفرق بین آنها می شود تا همدیگر را بفروشند.

زندان قرچک ورامین :
زنان در زندان قرچک ورامین به طور مستمر مورد توهین و فحاشی قرار می گیرند و مسئولین زندان و زندانبانان از آنان بیگاری می کشند.
در زندان قرچک ورامین زنان زندانی را وادار می کنند که مابازاء تلفن به خانواده و یا داشتن هواخوری علفهای هرز محوطه را با دست و بدون هیچ وسیله ایی بکنند و گرنه هواخوری شان تعطیل می شود.
این زنان مجبورند در محیطی زندگی کنند که دائم بوی فاضلاب می دهد و به شدت غیربهداشتی است.وقتی زنان درویش نسبت به وضعیت زیستی وخیم زندان اعتراض کردند آنها را به بخش مشاوره انتقال دادند که دست کمی از جای قبلی ندارد و پر از علف هرز است.
در این زندان آب آشامیدنی برای زندانی وجود ندارد و زندانی مجبور است از آب معدنی های تاریخ گذشته که فروشگاه به آنها می فروشد استفاده کنند.
زنان زیادی در این زندان محبوس هستند که صدایشان به جایی نمی رسد. زندان شبیه شکنجه گاه است. شبیه شکنجه گاهی که زنان را در آن به مرگ تدریجی می کشند و زندانی مجبور است این وضعیت را بپذیرد.

۵-صدور وثیقه های سنگین
روش دیگری که برای مهار بحران رو به رشد و فزاینده جامعه توسط حاکمان در پیش گرفته شده است صدور وثیقه های مالی سنگین برای بازداشت شدگان است. نیروهای امنیتی بی دلیل و مدرک به خانه های مردم میریزند و گاهی تمام اعضای خانواده را بازداشت می کنند. بعد برای آزادی آنها دادگاه های تحت فرمان، وثیقه‌های میلیاردی طلب می کنند.
-از یک خانواده سه نفر اهوازی که بازداشت شده بودند طلب وثیقه‌یی ۲ میلیارد تومانی کردند در حالی که قیمت منزل مسکونی این خانواده به سختی به صد میلیون می رسید.
-یک بازداشتی در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۹۶ در مشهد برای آزادی موقت اش تا زمان محاکمه یک میلیارد تومان وثیقه صادر کردند و چون او قادر به پرداخت آن نبود هنوز در زندان است(اسامی ومشخصات این زندانیان نزد نویسنده محفوظ است)

فصل سوم :

بسامد بحرانها در سال ۲۰۱۸ به مثابه دستاویزهای سرکوب
در سال ۲۰۱۸ حاکمیت در ایران به دلیل تراکم نارضایتی عمومی ناشی از بیکاری و فقر و فساد در هیات حاکمه، به شدت بحرانی بود.

یک حاکمیت منحط فربه شده از ثروتهای نفت و قدرت تفنگ وقتی در محاصره بحرانهای منطقه‌ی و بین المللی قرار گرفت به یک باره بادکنک اقتدارش ترکید و خود را رودرروی نارضایتی ها و اعتراضات عمومی تنها یافت. امروز تیتر وار حرکت ها و جنبشهای مردمی طی یک سال گذشته این حقیقت را به خوبی آشکار می کند که در اعتراضات ژانویه سال گذشته چیزی در ایران رقم خورد و ورقی چرخید.

ژانویه- اعتراضات سراسری
آغاز تظاهرات و قیام سراسری مردم ایران در بیش از ۱۴۰ شهر که در این سلسله تظاهرات سراسری بیش از ۳۰ تن از جوانان و معترضین به دست نیروهای سرکوب‌گر کشته شدند. این تظاهرات که ابتدا از شهرستانها و در اعتراض به گرانی وگرسنگی شعله کشیده بود کم کم به همه ایران کشید شد. مجموع بازداشتهای این قیام بیش از ۸۰۰۰ نفر اعلام شد که بسیاری از آنان مدتها در بازداشت باقی ماندند و تعداد زیادی از آنان بعدها با محکومیتهای سنگین زندان مواجه شدند.

فوریه- گسترش اعتصاب هفت تپه
خیزشهای عمومی ماه ژانویه اگر چه به دلیل سرکوب تا حدی فروکش کرد اما کماکان در بیش از ۱۴ شهر ادامه یافت. در کنار آن، اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه گسترش یافت و همه بخشهای این مجتمع را در برگرفت.

مارس- مقاومت دراویش در کوی گلستان
در یکی از روزهای زمستانی این ماه وقتی دراویش گنابادی احساس کردند که نیروهای امنیتی قصد حمله و هجوم به حسینیه پیرشان را دارند به قصد حفاظت از وی در کوی گلستان تهران جمع شدند. نیروهای سرکوبگر انتظامی و لباس شخصی ها وحشیانه به این جمعیت بی دفاع حمله کردند و بسیاری از آنان را مضروب و مجروح کرده و بیش از ۷۰۰ نفر از آنان را بازداشت کردند.

آوریل- خروش مردم خوزستان و آغاز تظاهرات بزرگ مردم کازرون
تجمع؛ اعتراض؛ راهپیمایی و درگیری مردم اهواز؛ بندر ماهشهر؛ شادگان؛ حمیدیه؛ شبیشه؛ شیبان، بازتاب و اعتراض مردم این شهرها به اقدام توهین آمیز شبکه2 تلویزیون دولتی به هموطنان عرب زبان بود.
در همین ماه مردم کازرون نسبت به تقسیم این شهرستان دست به اعتراضی چندین روزه زدند و ۴ تن از جوانان کازرون در جریان این اعتراضات بدست نیروهای دیکتاتوری جان باختند.

می – قیام مردم کازرون و اولین اعتصاب کامیونداران:
اعتراضات مردم کازرون ادامه یافت و طرح تقسیم این استان را به شکست کشاندند.
در این ماه کامیونداران با ۶۰۳ حرکت اعتراضی در ۲۸۵ شهر رکورد جدیدی را در اعتراضات سراسری زدند.
کلیه رانندگان سنگین در شهرهای مختلف از 1خرداد تا 12خرداد در 31 استان و 285 شهر؛ اعتصاب کردند.

ژوئن – اعتصاب بازار و اعتراض علیه بی آبی در جنوب
مردم خرمشهر و آبادان و شهرهای اطراف در اعتراض به بی آبی و شوری آب شورش کردند و با شعار «هیهات مناالذله»؛ «دشمن ما همین جاست؛‌ دروغ میگن آمریکاست» اعتراض شان را گسترش دادند
به دنبال بالا رفتن قیمت دلار تا مرز 9هزار تومان و گرانی افسار گسیخته؛ بازاریان تهران از بازار علاءالدین در تهران که رسته عمده فروشان موبایل است؛ اعتصاب را شروع کردند. این اعتصاب به سرعت سایر بازارهای تهران را فرا گرفت. بازاریان و مردم به سمت میدان بهارستان و مجلس راهپیمایی کردند. ظرف مدت کوتاهی شعارهای صنفی به شعارهای «مرگ بر خامنه ای»؛ «مرگ بر دیکتاتور»؛ «وای به روزی که مسلح شویم» بالغ شد. این اعتصاب و تجمعات چند روز به طول انجامید.

ژوئیه- دومین اعتصاب عمومی کامیونداران
از ۲۳ ژوییه دور دوم اعتصاب سراسری کامیونداران؛ آغاز شد. در این اعتصاب کامیونداران پایانه های مختلف کشور شرکت داشتند. این اعتصاب به سرعت 31 استان کشور را فرا گرفت و تا پایان ماه ژوییه 143 شهر و 31 استان در این اعتصاب سراسری هستند.

اوت – اعتراضات بزرگ مرداد ماه ایران و اعتصاب بازار
در این ماه اعتراضات در شهرهای مختلف از جمله اصفهان؛ کرج؛ رشت؛ شاهین شهر؛ نجف آباد؛ قهدریجان؛ شیراز؛ مشهد؛ گوهردشت؛ اراک؛ تهران؛ قرچک ورامین؛ اشتهارد؛ کرمانشاه؛ بجنورد؛ قم؛ قلعه حسن خان؛ شهرکرد؛ بندرعباس؛ زنجان و کازرون صورت گرفت. در این سلسله اعتراضات؛ جوانان با نیروهای سرکوبگر گارد ضدشورش؛ لباس شخصی ها؛ نیروی انتظامی و مأموران امنیتی درگیر شدند.
در اعتراض به گرانی؛ بازار کفاشان تهران دست به اعتصاب زده و مغازه‌هایشان را بستند. در حمایت از آنها کسبه بازار منوچهرخانی و پاساژ موسوی هم به اعتصاب پیوستند. در روز بعد این اعتصاب در بازار کفاشان؛ پاساژ اعظم و پاساژ کمالی؛ ادامه یافت. همچنین بازاریان و کسبه بازار کفاشان در مشهد در روز بعد دست اعتصاب زدند.

اکتبر – سومین دور اعتصاب کامیونداران و اولین اعتصاب معلمان
این اعتصاب سراسری در ۳۲۳شهر و در ۳۱استان برگزار شد. اعتصاب این دور کامیونداران بسیار سازمانیافته بود. مأموران سرکوبگر شمار زیادی از کامیونداران را دستگیر کردند. طبق آمار اعلام شده ۲۶۴نفر دستگیر و روانه زندانها شدند.
فرهنگیان سراسر کشور طبق فراخوان قبلی در اعتراض به وضعیت معیشتی خود؛ و فضای سرکوب و امنیتی در مدارس دست به اعتصاب زدند و از حضور سر کلاسها خودداری کرده و در دفاتر مدارس تحصن کردند.

نوامبر -آغاز اعتصاب خیابانی کارگران هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز و دومین دور اعتصاب فرهنگیان
کارگران گروه ملی فولاد اهواز از روز ده نوامبر در اعتراض به عدم دریافت مطالباتشان؛ اقدام به تجمع در مقابل شرکت و راهپیمایی در سطح شهر کردند و خیابانهای اهواز را به تسخیر خود درآوردند. این اعتراض ۳۸ روز ادامه یافت.
کارگران شرکت نیشکر هفت تپه نیز از روز ۵نوامبر به مدت ۲۸ روز در اعتراض به عدم دریافت مطالباتشان؛ واگذاری شرکت به بخش خصوصی و دستگیری نمایندگان کارگران اقدام به اعتصاب و تظاهرات و تجمع در مقابل شرکت و فرمانداری رژیم در شوش کردند. مردم شوش هم به آنها پیوسته و از مطالبات آنها حمایت کردند.
همین طور به دنبال فراخوان قبلی؛ معلمان طی روزهای ۱۳و ۱۴ نوامبر دست به یک اعتصاب سراسری زدند. آنها در این ۲روز از حضور در کلاسهای درس خودداری کرده و در دفاتر مدارس؛ دبیرستانها و هنرستانها؛ دست به تحصن زدند.
دسامبر – ادامه اعتراض و اعتصاب فولاد اهواز و کشاورزان اصفهان،تجمع و اعتراض دانشجویان علوم و تحقیقات تهران
کارگران فولاد به صورت روزمره با تظاهرات در شهر اهواز در حالی که کفن پوش شده بودند، ۳۸ روز به اعتراضشان ادامه دادند تا اینکه نیروهای امنیتی با هجوم شبانه ۴۳ تن از کارگران زحمتکش را بازداشت کردند.
کشاورزان در شهرهای ورزنه و خوراسگان نیز به تحصن و تظاهرات خود ادامه دادند و خواستار حق‌آبه قانونی‌شان شدند.
در تحول دیگری دانشجویان علوم و تحقیقات در تهران در اعتراض به واژگونی اتوبوس حمل دانشجویان که منجر به کشته شدن ۱۰ تن از آنان شد، دست به تجمع بزرگی زدند.

نتیجه:

این بحرانهای دوره یی که طی یک سال اخیر بی وقفه ادامه یافته است در پس زمینه یی از انبوه اعتراضات کارگران، دانشجویان و غارت شدگان، بازنشستگان و بازارایان و اقشار مختلف مردم بوده است که بی وقفه ادامه داشته است و ما د راین مرور تلاش کردیم به برجسته ترین نمونه‌های آن بپردازیم.
جامعه ایران در زیر حجم انبوه مشکلات و فقر و بیکاری و غارت و تباهی حاکمان سرخم نکرده است بلکه از دیماه پارسال دوباره قد برافراشته و اعتراضات وارد کیفیتی نوین شده است. در بستر همین شورش و اعتراض عمومی است که باید سرکوب پلیسی و نظامی را تفسیر کرد. امری که اکنون با وضعیت انفجاری جامعه ایران در شعار «نه تهدید نه زندان دیگر اثر ندارد» بارز می شود و نشان از آن دارد که تیغ سرکوب و دستگیری دیکتاتوری علیه مردم عمل نمی کند و ملت ایران می‌داند که چه می‌خواهد و چه مسیری را باید تا رسیدن به آزادی طی کند.

پایان

برای دانلود PDF در لینک زیر کلیک کنید 

جمعبندی نقض حقوق بشر در سال ۲۰۱۸

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)