گفتگوی تفضیلی ایمان ملکا دبیر اسبق انجمن تهران با «خبرنامه دانشجویان ایران» از این جهت اهمیت دارد که ایمان ملکا اعتراف می کند که نیروهای سکولار در داخل دانشگاه حضور دارند و هرگاه انتخابات آزاد و دمکراتیک برگزار شود می توانند  انجمنهای اسلامی را با رای عمومی دانشجویان در دست گیرند.

بهداد بردبار ——————–

در علوم اجتماعی مارکسیست‌ها و لیبرالها برای انتخابات انجمن لیست می‌دادند/ فردای انتخابات گفتم تقلب نشده. 

«ایمان ملکا» دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران؛ میهمان چند ساعته «خبرنامه دانشجویان ایران» بود که در خصوص «وضعیت جنبش دانشجویی دیروز و امروز» و همچنین «اتفاقات سال 88» بطور تفصیلی به گفتگو پرداخت. متن زیر بخش اول این گفتگو است که ملکا «وضعیت جریان های دانشجویی» را پیش و پس و در زمان مسئولیت خودش بررسی کرده است:

ایمان ملکا: برای آغاز بحث و به صورت مقدماتی باید خدمت شما عرض کنم که سی و چهار سال از انقلاب اسلامی می گذرد و در این مدت گروههای مختلفی بر روی کار آمدند، بعضی ها با نتایج مثبت و بعضی با نتایج منفی و در حال حاضر ما به اینجایی که اکنون قرار گرفته ایم رسیده ایم.

در حال حاضر مشخصا دارای نقاط ضعف و قوتی هستیم. در ارتباط با نقاط ضعف، بخشی مربوط به اشتباهات خودمان می باشد و برخی دیگر مربوط به فشارهای غرب است. با پیروزی انقلاب اسلامی بیش از آنچه که به عنوان منافع مادی غرب در ایران از بین رفت، منافع معنوی آنها بود که مخدوش گردید زیرا هیمنه اش به طور کامل شکسته شد. از این جا بود که غرب تمام تلاش خود را برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی ایران به کار گرفت تا نشان دهد هیچ ملت و گروهی نباید به خود اجازه دهد در مقابل غرب ایستادگی کند. غرب بیش از آنکه نگران سقوط ایران به عنوان یک متحد باشد، نگران موفق شدن یک الگو و تجربه مقاومت در برابر سلطه در منطقه و جهان بود. در حال حاضر نیز علیرغم فاصله زیادی که ما با اوج خود داریم انقلاب اسلامی هنوز پابرجاست و ما هنوز آن مسیر اصلی را گم نکرده­ایم.

خبرنامه دانشجویان ایران: با توجه به مقدمه ای که فرمودید و از نظر شما که خود نیز دانشجو هستید، حضور دانشجویان در این سال­ها به چه صورت بوده است؟

* قائل به جنبش دانشجویی نمی باشم/ در دولت اصلاحات؛ دفتر تحکیم وحدت سازمان دهنده تفکراتی لیبرالی شد

ملکا: همانطور که شما می دانید و در مقاله­ ی مفصلی هم که چندسال قبل نوشته ام، من اصولا به مفهومی به نام  “جنبش دانشجویی” قائل نمی باشم. در بیانات رهبری در این چند سال اخیر هم شما استفاده ­ای از واژه ­ی “جنبش دانشجویی” نمی بینید و ایشان از” جریان دانشجویی” استفاده می کنند.

ببینید عبارت “جنبش” از نظر جامعه شناختی تعریفی خاص خود دارد. از زمان تأسیس دانشگاه در سال 1307 تا امروز، ما شاهد روندی به نام “جریان دانشجویی” هستیم که فراز و فرودهایی داشته و در برخی از برهه ها خصلت جنبشی به خود گرفته است و آن زمانی بوده است که تحت تاثیر جریانات کلان سیاسی خارج از دانشگاه در سطح ملی یا بین المللی قرار گرفته است. به طور مثال می توان به مقاطع تاریخی چون قضیه کودتای 28 مرداد سال 32 و حوادث بعد از آن تا حادثه 16 آذر و یا مبارزات چریکی دانشجویان در دهه 50 که اوج اختناق پهلوی دوم است و در آن کاملا جنبش دانشجویی داریم اشاره کرد. به این معنا که در این مقاطع جریان دانشجویی صاحب ایدئولوژی و تشکیلات است. در مقطع دیگری یعنی دوم خرداد 76 ما شاهد شکل گیری دوباره «جنبش دانشجویی» هستیم. یعنی در آن زمان به دلیل عزم و اراده ای که در خود دولت است تا پایگاه اصلی خود را در میان طبقه روشنفکر و قشر دانشجو بگذارد، ما در آن مقطع هم جنبش دانشجویی را می بینیم. به طور مثال در آن زمان(دولت اصلاحات) دفتر تحکیم وحدت نقش سازمانده و تشکیلات را بازی می کند و به لحاظ ایدئولوژیک گونه ای لیبرال شدن را تجویز می کند و ایدئولوژی لیبرالی به اصطلاح “مد” جنبش دانشجویی می‌شود؛ در صورتی که در دهه 50، کار سازماندهی جنبش دانشجویی به عهده سازمان های مبارز چریکی است و ایدئولوژی چپگرا و مارکسیستی رواج دارد. حتی جریان های مذهبی هم رنگ و بویی از سوسیالیسم به خود گرفته اند. در اوایل دهه 30  هم که دولت مصدق روی کار بود، شاخه های دانشجویی جبهه ملی و نیز حزب توده نقش سازمانده را بر عهده دارند و ایدئولوژی رایج بین دانشجویان ملغمه ای از ملی گرایی و مارکسیسم است که جریان مذهبی ضعیفی هم در دل جریان های ملی وجود دارد. اما باز هم در جریان دانشجویی فراز و فرود وجود دارد و اکنون در حالت افت هست.

خبرنامه دانشجویان ایران: شما می گویید که تعامل جریان دانشجویی با خارج از دانشگاه موجب آن شده که در زمانی مانند دوم خرداد جریان تبدیل به جنبش دانشجویی شود اما در مقابل نظریه دیگری است که می گوید در زمان دوم خرداد جریان دانشجویی بازیچه بیرون قرار گرفته است، این را چگونه می دانید؟

* جریان دانشجویی فی نفسه و به صورت درون زا نمی تواند بر معادلات کلان قدرت به صورت مجزا از سایر اجزای موثر باشد

ملکا: این مطلبی که من گفتم بر مبنای توصیف است و جنبه تقبیح و حُسن ندارد اما ببینید عرض بنده این است که مثلا دولت احمدی‌نژاد پایگاه اصلی خود را در دانشگاه بنا نکرد، با اینکه خود فردی دانشگاهی بود اما آنگونه که احساس تعهدی به صورت تشکیلاتی باشد، نبود. اما در دهه 50 یا حتی زمان مصدق یک بازوی عمده مصدق و جبهه ملی دانشگاه و دانشگاهیان بودند.

اما در دولت کنونی با اینکه طیف اصولگرا در دانشگاه حضور داشت ولی عزم این نبود که پایگاهی روی آن ها برپا شود. به نظر من این یک توهم است که جریان دانشجویی فی نفسه و به صورت درون زا می تواند معادلات کلان قدرت را به صورت مجزا از سایر بخش های جامعه تغییر دهد.

خبرنامه دانشجویان ایران : یعنی شما اعتقاد ندارید که جنبش دانشجویی گفتمان ساز است؟

 

*جنبش دانشجویی خصلت بزرگنمایی دارد؛ گفتمان را منتشر می کند

ملکا : من قائل به این موضوع نیستم و نظر شخصی ام این است که جنبش دانشجویی خصلت بزرگ کردن دارد یعنی گفتمان را می گیرد چه از داخل دانشگاه و چه از بیرون دانشگاه و سپس آن را تجزیه و تحلیل می کنند و سپس نشر می دهد.

خبرنامه دانشجویان ایران: یعنی همان صحبتی که “هابرماس” در مورد روشنگری دارد، که روشنفکر ایده ای را می گیرد و سپس آن را نشر می دهد، در اینجا هم صحت دارد؟

ملکا: بله دقیقا، دانشجو می گیرد و منتشر می کند. هابرماس و روشنفکران دیگر در مقاطعی از جنبش مه 1968 حمایت می کنند اما بعد از مدتی آن را تخطئه می کنند و می گویند هدف ما این نبود و نمی خواستیم مملکت به هم بریزد.

اما از این بگذریم منظور من این است که جریان دانشجویی در برخی برهه ها خصلت جنبشی می یابد یعنی به طور مثال در دوم خرداد گفتمان دموکراسی‌خواهی، در دهه 50 گفتمان انقلابی‌گری و براندازی و در دهه 30 گفتمان وطن پرستی و استقلال خواهی به خود می گیرد. حتی یک مقطعی در تاریخ جریان دانشجویی که به نظر من مغفول مانده و به آن کم پرداخته شده، در دوران مشروطه است که ما واقعا یک جنبش دانشجویی داریم و آنها یک پای تحصن در سفارت انگلیس هستند، آنجا می روند و برای مردم سخنرانی های پرشور می کنند. در عین حال هنگامی که اراده کلان قدرت از میان می رود جنبش دانشجویی هم دچار افت می شود.

خبرنامه دانشجویان ایران: برسیم به دانشگاه تهران، مرکز ثقل تمام اتفاقات، شما در انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران هستید و می گویید که در آنجا با همه ارتباط دارید اما از آنطرف هم می گویید طیف نوگراها را هم در انجمن تهران قبول ندارید، این چگونه است توضیح می دهید؟

 

*دوم خرداد زود به دنیا آمد و اصلاح طلب ها برای دوم خرداد آمادگی نداشتند چه آمادگی ذهنی و چه اجرایی

ملکا: گفتم که تحولات جنبش دانشجویی را در پرتو سیاست کلان کشور دنبال می کنیم. دوم خرداد زود به دنیا آمد به همان معنا که سوم تیر هم زود به دنیا آمد. کاملا شبیه این است که جنین هفت ماهه یا هشت ماهه به دنیا می آید و او را در دستگاه می گذارند. اینگونه شد و زود به دنیا آمد و اصلاح طلب ها برای دوم خرداد آمادگی نداشتند چه آمادگی ذهنی و چه اجرایی.

در سوم تیر همین اتفاق برای اصولگرایان افتاد. امید نداشتند در 84 رای بیاورند و فره شخصی احمدی‌نژاد و یا فره شخصی خاتمی در 76 بود که باعث شد که آنها رأی بیاورند.

این حالت در جنبش دانشجویی هم کاملا صادق است وقتی ناآماده باشی سرعت تحولات، دمای جامعه و فشار آن، آنقدر بالا می رود که همه چیز به غلیان می افتد و جابه جا می شود و اینگونه مرزها به هم می خورد. جریان دانشجویی هم به نظر من در مقطع دوم خرداد دچار یک حیرت است. در همین انجمن اسلامی که حداکثر 30 نفر عضو در هر دانشکده ای داشت ناگهان با مطالبه ای مواجه می شود که می خواهند 300نفر یا 3هزار نفر در هر دانشکده یا دانشگاهی عضو داشته باشد و خوب اینگونه اصلا توان ندارد که بخواهد خودش را انقدر سریع باز کند و آماده کند.

می بینیم دفتر تحکیم وحدت چه کار می کند، می گوید آقا بیایید درها را باز کنیم و در این هنگام خوب همه گونه تفکر می آید. البته این یک ضعف ساختاری هست برای ما و من این را به آقایان بارها گفته ام که بگذارید همه بیایند از چه می ترسیم، بگذارید مارکسیست ها بیایند، لیبرال ها تشکیلات داشته باشند و همه باشند و من مطمئنم در این فضای رقابتی جریان های غیر اسلامی دوام نمی آورند و توسط قاطبه دانشجویان به رسمیت شناخته نمی شوند.

اما وقتی شما این کار را نمی کنید چند اتفاق می افتد، اول اینکه ادعا صورت می گیرد، اینکه گروه صاحب فکر و اندیشه ای هست اما اجازه ظهور ندارد.

*تحکیم وحدت در دوم خرداد دچار استحاله فکری شد

دوم اینکه خود تشکل های مذهبی دچار نقصان می شود. هنگامی که شما درها را بسته بگذارید پشت این در انباشتی از مطالبات برآورده نشده صورت می گیرد که در مقاطعی مانند دوم خرداد بیرون می زند همانند فوران آتشفشان به گونه ای که نمی توان از آن جلوگیری کرد، اگر راهش بدهی خود مجموعه ها دچار استحاله می شوند و این اتفاق در سطح دفترتحکیم هم افتاد. در آن مقطع که یک نوع دگردیسی و انقطاعی از گفتمان خط امامی چپ مذهبی به سوی راستگرایی لیبرالی افراطی صورت می پذیرد که در تمام مسائل سیاست و فرهنگ و مذهب وارد می شود و حتی لیست انتخاباتی هم می دهد. البته این هم مسبوق به سابقه است و در دهه 60 هم این کار را تحکیم انجام داد ولی نه بدان شکل و با این شدت از ورود به قدرت. سرنوشت تحکیم همان چیزی بود که اتفاق افتاد چون ادعای این را داشت که دانشگاه یعنی من، اتفاقی که افتاد این بود که برخی ها این رویکرد را قبول نداشتند حتی در بین بچه مذهبی ها و نه تنها غیر مذهبی ها. دفترتحکیم باید این را می پذیرفت که جزئی از این بازی است نه تمام بازی و تکثر را قبل از اینکه فروبپاشد قبول می کرد.

اینگونه تحکیم حبابی رشد کرد و خوب معلوم است که در انتها می ترکد و با آن شکاف های داخلی که داشت با اولین تکان شکست.

خبرنامه دانشجویان ایران: نکته ای قابل ذکر است که در بیان شما هم درست بود اینکه انقلاب اسلامی در مقابل دو قطبی شرق و غرب ایستاد و به سمتی رفت که استقلال خواهی جدیدی مطرح شد. اما بیش از آنکه بر این تاکید کنیم که جمهوری اسلامی این را انجام داد، بدنه ای بود که این اتفاق را پیش برد و جمهوری اسلامی محصول آن شد و آنچه که اکنون در جمهوری اسلامی در حال رخ داد است تا آنجایی که نزدیک به این گفتمان خودش باشد می تواند این ادعا را همچنان حفظ کند اما آنجایی که تنها صورتی از جمهوری اسلامی است و هویت انقلابی خودش را از دست می دهد شاید دیگر در آنجا حتی امریکا ابایی هم نداشته باشد که با آن کنار بیاید.

اکنون سوال این جاست شمایی که در دانشگاه فعالیت کردید چقدر تلاش کردید این هویت انقلاب اسلامی را با تمام آن هویت فکری که تفکرات حضرت امام مبنای اصلی انقلاب اسلامی است، حفظ کنید و حضرت عالی در دوران دانشجویتان از آن ظرفیت بزرگی که در دانشگاه تهران در اختیار داشتی؛ چقدر انرژی گذاشتید برای اینکه انقلاب اسلامی با آن هویت اصلی ظهور پیدا کند و اگر برگردید به گذشته باز هم همان روند فکری را پیش می گیرید؟

ملکا: من در ابتدا مسئله ای را که در اول فرمایشات شما بود باز کنم که فرمودید ما یک بدنه ای داشتیم که انقلاب را به سرانجام رساند اگر منظورتان بر نخبگان است من آن را قبول ندارم .

خبرنامه دانشجویان: منظور بدنه اجتماعی بود.

ملکا: بله چون اعتقاد من این است که انقلاب ما یک انقلاب توده ای بود و اتفاقا روشنفکران نقش خیلی بارزی در انقلاب اسلامی ندارند حتی نقش فرعی و آن نقشی که بارز است ایدئولوژی برانگیزاننده مذهبی انقلاب اسلامی و رهبری بی عیب و نقص حضرت امام است و در این گذر از پهلوی به جمهوری اسلامی نخبگان و روشن فکران نقشی نداشتند و بدنه اصلی را پابرهنه ها و مستضعفان تشکیل دادند که پای تمام حوادث از تحریم و ترور گرفته تا جنگ ایستادند.

اما در رابطه با اینکه ما چه کردیم، ببینید عرض من هم همین است که می خواهم بگویم که ما بالاخره یک توان محدودی داریم و باید بپذیریم جریان دانشجویی امکانات محدودی دارد. وقتی بزرگانی که فقط ادعا دارند، کاری نمی کنند؛ سیکل بازسازی هویت انقلاب اسلامی معیوب می شود، بالاخره حضرت امام یک مبنا و نصی را گذاشت که تا زمانی که جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی است باید پا بر جا بماند، اما مسئله این است که آیا ما اجتهاد در نص نباید بکنیم؟ حرف من این است که امام یک اصولی و فروعی دارد. فروعش قابل تغییر است مثل فقه شیعه چون اساسا امام به سیاست مانند فقه نگاه  می کنند یعنی همانند شریعت به سیاست نگاه می کند نه صرفا مثل اعتقادات. بنابر این یکی از کم کاری هایی است که ما کردیم. نه البته فقط ما چون بضاعت دانشجویی در تولید فکر کلا ضعیف است. اما حرف من این است ما چند تا مطهری یا شریعتی بعد از ترورشان توانستیم تولید کنیم؟

یا مثلا در عرصه هنر یا فیلم سازی، اول انقلاب با یک خیز خوب شروع می شود اما بعد رها می شود، کسی پیدا می شود که بعد انقلاب می آید “بایکوت” یا “گبه” را می سازد اما بعد کلا به صحرای کربلا می زند و از مسیر فیلم سازی انقلابی خارج می شود.

در تولید اندیشه ما فعلا فقر و فتور داریم در نتیجه در بسیاری از جاها دچار عمل زدگی می شویم و از بعد نرم و فکری قضایا غافل می شویم و به این معنا معتقدم ما هم کم کاری کرده ایم. کم کاری که همه سویه است و فقط مختص ما در جریان دانشجویی نیست، چون اساسا چیزی نبوده که بخواهد منتشر شود.

خبرنامه دانشجویان ایران: تا اینجای صحبت شما پذیرفته که ما یک ظرفیتی داریم و در آن هر کس به اندازه ای که وسعش می رسد تکلیف بر دوشش می باشد اما امام یک اصول فکری داشت که از مهم ترین آن قطعا ولایت فقیه، امریکا ستیزی در حوزه استقلال خواهی و غیره است، صحبت این جاست که حضرتعالی در برهه ای در انجمن اسلامی تهران فعالیت کردید که خوب از آن ظرفیت همان حداقلی­تان که معتقدیم در برهه­ای انجمن تهران ظرفیتی حداقلی نداشته و یا در زمان تحکیم نیز جزو معدود انجمن هایی بوده که دارای سه حق رای بوده و می توانسته حرف خود را به کرسی بنشاند، اما به هر حال با این وضعیت چقدر تلاش کردید تا این قضیه جا بیفتد که ولایت فقیه جزو اصول فکری امام است و ولایت فقیهی که بر اساس سیکل فکری امام انتخاب شده باید به عنوان اصول فکری حفظ و از آن صیانت شود در حالیکه هنگامی که به گذشته انجمن تهران نگاه می شود بعد از زمان حضرت امام دچار یک کات فکری شده و همچنان با حضرت امام زندگی می کند و جلو می آید ولی حضرت امامی که در تابلو عکس هست که نمی شود حضرت امام در تفکر و فکری است، این موضوع چقدر در انجمن تهران جا افتاده است؟

*در آن زمان کل تحکیم دچار سستی شد و نتوانست خیلی از بخش های خود را با گفتمان روز ولایت فقیه تراز بکند

ملکا: حداقل در آن مقطعی که در زمان خودم از دولت دوم آقای خاتمی و بعد دولت اول آقای احمدی نژاد مستقیم درگیر بودم، آنقدر پرت از این مسئله نیست و بالاخره عزم ما این بوده و هست که گفتمان و برند مان که خط امامی بودن است را ارتقاء بخشیم. البته انجمن تهران هم مانند بقیه تشکل ها فراز و فرود دارد و خواهد داشت و مسلما تشکل هایی که بزرگ تر و تاثیرگذارتر هستند بیشتر در مظان این پرسش هستند، اما من می خواهم از انجمن تهران فراتر بروم و بگویم کل تحکیم شاید دچار سُستی در خط امام شد و نتوانست خیلی از بخش های خود را با گفتمان روز ولایت فقیه تراز بکند.

خبرنامه دانشجویان ایران: تحکیم بعد از رحلت حضرت امام اینگونه نبود و چهل روز بعد از دوم خرداد 76 در دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه ها در حمایت از رهبر انقلاب دانشگاه را سیاهپوش می کند و می گوید آقای منتظری شما چرا این حرف را زدید، یعنی بعد از خرداد 76 هم درست جلو آمد اما بعد چه شد؟

ملکا: شما هنگامی که نگاه به بدنه تحکیم می کنید این اصول بود اما آن وزن و اعتبار گفتمان خط امام و یا به قول شما حمایت از رهبری شاید پررنگتر بود اما بعد از 78 که ماجراها به اوج خودش می رسد اگر دقت کنید بر فرض در سال 80 شعار عبور از خاتمی مطرح می شود و می خواهم بگویم قضیه خیلی جلوتر از این حرف هاست یعنی بخش اقلیت تحکیم در حسینه جماران که خاتمی سخنرانی می کند دعوا می کند و با اکثریت هوادار او درگیر می شود.

حرف من این است که در 76 ما آماده نبودیم و توان گفتمان سازی و ظرفیت سازی متناسب را نداشتیم و همین علت باعث شد در 84 زمین بخوریم.

برگردیم به سوال اصلی شما بله واقعا واقعیتی است که وجود داشت و دارد و من نه تنها این مشکل را منحصر به انجمن اسلامی و دفتر تحکیم نمی دانم بلکه کلان تر اگر نگاه کنیم مجموعه اصولگرا نیز هم نتوانستند درست کار کنند. اما سوال من این است در مسیر نوزایی و اجتهاد به روز و عملیاتی کردن اندیشه‌های خام آیا توانسته‌ایم آنچه که باید را انجام بدهیم. من اگر بخواهم میانگین نمره به همه تشکل ها بدهم بیشتر از 12و 13 نیست. و قبول دارم در بسیاری از مواقع کم کاری کرده ایم و باید فکر کنیم چه مقدار از آن را مقصر بوده ایم و می توانستیم کاری انجام دهیم و کوتاهی کرده ایم.

 

 

خبرنامه دانشجویان ایران: این کم کاری در خیلی از موارد بوده است و ما در دانشگاه تهران می بینیم که رهبری مظلوم واقع می شود و یک جریان در دانشگاه می تواند بگوید این طور نیست و اگر ما می بینیم عکس امام خمینی (ره) در دیوار است در کنار آن نیز عکس رهبری است به این دلیل است که ایشان محصول فکر امام است.

ملکا: بله اتفاقاً در آن مقطعی که من بودم این حرفی را که شما می زنید در آنجا صدق می کرد. ما در آن زمان تعبیری داشتیم که می گفتیم بچه های انجمن اسلامی سربازان مرز نظام هستند و بچه های بسیج سربازان قلب نظام هستند؛ وقتی سنگ از بیرون می آید ابتدا سر بچه های انجمن را می شکند و بعد نوبت بسیج می رسد.چون تکلیف آن طرفی ها که مشخص است. تکلیف این طرفی ها هم که روشن است.

این وسط ایستادن ضربه خوردن از دو طرف را ایجاد می کرد. آن طرفی ها به ما می گفتند شما یا خارج نظام هستید یا داخل و این طرفی ها نیز ایضا. می خواهم بگویم کسانی که می خواهند در مرز بایستند انتظار بازخواست خودشان از هر دوسو را دارند و واقعیت این است شما باید مقاطع را تقسیم بندی کنید و به نظر من سال 80 تا 85 را باید یک دسته، و 85 تا 88 را نیز باید دسته ای دیگر در نظر گرفت.

خبرنامه دانشجویان ایران: می خواهم بگویم در سیر 8 ساله؛ از سال 80 تا 88 شما؛ ایمان ملکا در دانشگاه تهران که درستان رو به پایان بود و البته به دلیل فعال بودن ارتقایی که داشتید، چه مقدار تلاش کردید؟

* من خودم رهبر انقلاب را تجسم امام روز می دانم

ملکا: تا زمانی که ما بودیم این قانون و قاعده بر قرار بود و این شعار نیست و آنهایی که در دانشگاه از نزدیک با ما حیات سیاسی داشتند آن را می دیدند و پشت پرده چیزی وجود ندارد و واقعیت این است که من خودم رهبر انقلاب را تجسم امام روز می دانم و معتقدم کسی بگوید من امام را قبول دارم اما ولایت فقیه را قبول ندارم حرف بیخود می زند و عکس بهانه است و ما کارهای گوناگونی را می توانستیم انجام دهیم.

یادم است در آن زمان در همان اوج اصلاحات، بچه های انجمن تهران فحش می خوردند که می گفتند اینها سنتی هستند و حکومتی هستند و …، یا بیت رفتن یک تابویی بود اما ما رفتیم و اگر الان نیز تریبون به ما بدهند از آن استفاده می کنیم اما متأسفانه به بهانه های مختلف این اتفاق نیفتاد.

خبرنامه دانشجویان ایران: سال 78 اتحادیه انجمن اسلامی مستقل تشکیل می شود و یک روندی را تا سال 83 طی می کند و در 13 اسفند همان سال یک مانیفیست فکری به عنوان سند گفتمان تولید می کند و آن مورد تأیید رهبری قرار می گیرد. انجمن دانشگاه تهران ما معتقد هستیم توانایی بیشتر از این دارد و اما انجام نداده است. چطور می شود یک اتحادیه این گونه فعالیت کند، اما انجمن تهران این کار را انجام نمی دهد. در زمان شما چند بیانیه داشتید، در حمایت از گفته رهبر انقلاب اسلامی بیانیه داشتید؟ و طبق گفته رهبر انقلاب آن را دنبال کردید؟ نظر ما این است که انجمن تهران بعد از سال 76 مطالبات بیرون دانشگاهی را دنبال می کرد و آن مطالباتی که رهبر انقلاب آن را می خواستند پیاده نمی شد؟

* من انتقادات شما را وارد می دانم

ملکا: من برخی از انتقادات شما را وارد می دانم اما بحث من چیز دیگری است و آن میزان انتظارات از یک گروهی که عموماً در سن مقطع کارشناسی هستند و شاید می توان گفت عمر مفید تشکیلاتی آنها دو سال است می باشد. آن انتظار که بتوانیم جریان‌سازی کنیم. یادم است دکتر رهبر زمانی به من می گفت که انتظارم از دانشجویان این است که در راستای ایجاد ثبات در جامعه و تأثیرگذاری بر معادلات کلان انقلاب اسلامی جریان سازی کنند. من می گفتم والله اینهایی که شما می گویی خیلی خوب است اما چگونه؟ شق القمر که نمی شود کرد! دانشگاه آینه جامعه است نه موتور محرک و در نهایت می تواند به عنوان بخشی از سیستم قلب تپنده باشد. البته که این انتقاد بر همه گروه ها وارد است. اگر شما معتقد باشید دستاورتان خوب بوده است و در قالب دانشگاه جواب داده است که فبهاالمراد! در این صورت این بحث ها اصلا حاشیه ای است، اما اگر بپذیرید روش شما جواب نداده است، کم کاری کرده ایم و کم کاری همگی باعث این قضیه بوده است.

حرفم این است که ما با پادگان روبرو نیستیم و مخاطب ما دانشجو است که عموماً از طبقه متوسط فرهنگی می آید که صاحب شعور، استقلال و شخصیت برای خود است و برای مدیریت کردن بسیار پیچیده است. بر سرباز و کارمند امکان تحکم وجود دارد، ولی بر دانشجو نه. از این سو یک عده با تند روی ها و تفریط هایی که انجام دادند شدند این روی سکه افراطیون. و به جایی که بعد اقناع را بزرگ کنند گفتند توی سر دانشجو بزنیم. رهبر انقلاب مگر حوزه فرهنگی را جبهه جنگ نرم نمی دانند؟ جنگ نرم مگر اقتضائات خود را ندارد؟ شما زمانی که با یک پدیده اجتماعی روبرو هستی باید آن را دقیق بشناسی تا بتوانی راهکارهای متناسب را تجویز کنی و با آن تعامل کنی. اقناع کردن کف ماجرا در ارتباط با دانشجویان و دانشگاهیان است و باید به لحاظ منطقی بتوانی کارهایت را توجیه کنی. بگویی این کار غلط است و آن کار درست. اگر شاخصی را به عنوان مشی درست و اصیل انقلاب اسلامی بخواهم بگویم به نظر من مشی شهید بهشتی است و لذا معتقد هستم که بعد سوم(یعنی اقناع) را رها کرده ایم.

خبرنامه دانشجویان ایران: ببینید برخی جریانات در آن سالها حرف های ولایت فقیه را گوش کردند و آنچه در توان داشتند در خصوص اینکه اندیشه امام را منتشر کردند. آنها وظیفه‌شان را در چارچوب آنچه اعتقاد داریم بیان کردند و حداقل الان هیچ کس نمی تواند بگوید که من در دانشگاه تهران به دلیل حرف های فلان جریان از ولایت فقیه دور شدم ممکن است بگویند که نزدیک نشده اند؛ ممکن است در دانشگاه تهران نتوانسته باشند یک نفر را به راه امام خمینی (ره) و رهبری وارد کنند.

آیا می پذیرید که خیلی از افرادی که در برهه 88 در اثر تأثیر پذیری از انجمن تهران و به دلیل این که امام خمینی (ره) را از دریچه انجمن شناخته اند و بازرگان را یار امام دیدند؟ این افراد ارجاعاتشان به انجمن تهران است!

* یادم است که در دانشکده علوم اجتماعی از اقلیت های مختلف، مارکسیست ها؛ لیبرال ها و روشن بینی ها و مذهبی ها لیست می دادند

ملکا: من در مورد روش انجمن تهران معتقد هستم که با تمام فشارهایی که دارد، مشیی را دارد که هنوز نتوانسته است در دانشگاه های دیگر منتشر شود و این دلیل دارد، اگر اجازه دهید روش و بینش انجمن تهران در دانشگاه ها گسترده شود، در این صورت جواب خواهد داد. یک عده دوستان اصولگرا ما را به التقاط متهم می کنند که اینها نفاق دارند، منظورشان این است که نمی شود عکس امام خمینی (ره) و مصدق در کنار هم جمع شود و بار ها این را می گویند. آن طرفی ها هم می گویند شما فقط مردم را فیلم کرده اید و این ابهام ها شاید به خاطر روش است.

یک روش کار تشکیلاتی دستوری و بسته است. اینکه ما بگوییم وارد قضیه ای شوید و هرکس مانند ما فکر نمی کند باید کنار رود و زندگی عادی خود را داشته باشد و اگر اعتقاد ندارید یک گوشه بنشینید و درگیر تشکیلات ما نشوید. یک نوع روش کار تشکیلاتی دیگر بازاری(به مفهوم اقتصادی) است و ما یک تمرینی در انجمن تهران کردیم که به نظر من موفق بود و انجمن تهران در هیچ مقطعی دست نیروهای سکولار نیفتاد. آن زمان حدود 24 دانشکده و پردیس بودیم و فقط در انتخابات انجمن اسلامی پردیس فنی و در مجموعه گروه ها و دانشکده هایش حدود 4 هزار رأی در صندوق ریخته می شد و اگر تمام پلی تکنیک جمع می شد اندازه دانشکده فنی ما رأی نداشت و شورا از دست بچه های مذهبی خارج نشد. ما واقعاً رقابت می کردیم و شوخی نبود زمانی که انتخابات انجمن باز شده بود قبل از اینکه به خاطر فشار دانشگاه انتخابات بسته شود. من یادم است که مثلا در دانشکده علوم اجتماعی از اقلیت های مختلف، مارکسیست ها و لیبرال ها و روشنفکری دینی ها و مذهبی ها لیست می دادند و یک زمان می دیدی که 6 لیست از آنها خارج می شد و برای مثال کردها و مارکسیست ها با هم ائتلاف می کردند و یک لیست قوی از آن حاصل می شد و… این شد که بچه های انجمن اسلامی دانشگاه تهران در فعالیت تشکیلاتی واقعاً قوی بودند و این از افتخارات انقلاب اسلامی است که متأسفانه نتوانستیم خیلی آن را گسترش دهیم. در بسیج نشستن و حیات تشکیلاتی در یک فضای بسته که هنر نیست، رقابت عنصری است که گوهر ذاتی دارد، زمانی که شما در کنکور اول می شوید این واقعاً قابل تقدیر است شما اگر زمانی توانستید…

 

خبرنامه دانشجویان ایران: این حرف که خب در دانشگاه های مرزی کشور خیلی بیشتر مرسوم است. ارومیه؛ کرمانشاه و … خیلی اقلیت ها دوست دارند وارد شوند و رقابت می کنند اما نه اینطور که در تشکیلات اجازه داده شود مارکسیست ها لیست بدهند و کاندیدا معرفی کنند!

ملکا: من حرفم این است که اگر می خواهید گفتمان رهبری را دنبال کنید، باید از طریق صندوق رأی و جریان های رقابتی حاصل شود. در خیلی مواقع بچه های مارکسیست و لیبرال و… با یکدیگر متحد می شدند و در انتخابات می آمدند و بچه های بسیج نیز متحد می شدند و با یکدیگر برای رأی گیری می آمدند و به بچه های سنتی رأی می دادند و این اتفاق می افتاد. البته من خیلی قائل به پارلمان دانشجویی نیستم چون تجربه شکست خورده ای در دنیا است ولیکن از نقدهای اول بحث من همین است که معتقدم اگر فضایی برای رقابت حداکثری، جایی که همه از انجمن اسلامی دانشجویان مستقل گرفته تا بسیج و غیره در آن رقابت می کردند و در آن جمع پیروز می شدیم نور علی نور بود. جواب یک بخش از انتقادات شما این است که ما تا جای ممکن سعی کرده ایم تمام گونه ها را به صورت دموکراتیک و طی یک رقایت سنگین هضم کنیم…

خبرنامه دانشجویان ایران: این که مارکسیست ها هر سال نسبت به انجمن تهران امید دارند آیا به مواضع شما بر نمی گردد؟

*دانشگاه تهران در عین سیاسی بودن آرام ترین فضا را دارد

ملکا: این یک خوبی دارد و آن این است که انرژی سیستم را پایین می آورد؛ یعنی اگر دقت کنید دانشگاه تهران در عین اینکه سیاسی ترین دانشگاه کشور است آرام ترین و منطقی ترین آنها نیز هست. برای مثال من خودم به یاد دارم که در پلی تکنیک بسیج و انجمن شان در کلام اول به دوم با یکدیگر دعوایشان می شد و کارشان این بود که دفتر یکدیگر را زنجیر بزنند و جوش بدهند اما در دانشگاه تهران هیچ گاه این اتفاق نیفتاد و فعالین دانشجویی علی رغم همه اختلافات که گاه بسیار شدید نیز بود واقعاً اینگونه عمل نمی کردند و رفاقت با یکدیگر  داشتند. این یک روش است که برای مثال می گوید آقای اصلاح طلب شما در انتخابات 84 آمدید و گفتید معین فلان و بهمان است ولی ته ته آن باختید و مردم شما را نخواستند! شما در مجلس فلان باختید. روش دیگر این است که شرق و غرب، پایین و بالا، چپ و راست را با هم سرکوب کنیم از ترس اینکه یک وقت نتیجه از دست نرود. کدام روش بهتر است؟

بنده در یک خانواده سنتی و در هیئت بزرگ شده ام و برای این است که در مجموعه انجمن اسلامی آمدم. ما قاعده بازی را پذیرفتیم وقتی در شورایی می نشینیم ممکن است بچه های ما واقعاَ با یکدیگر دعوا کنند…

خبرنامه دانشجویان ایران: اینها شاخصه های کار تشکیلاتی است و این را هر کس که یک دوره در یک تشکیلاتی بوده باشد هم می بیند و هم می فهمد.

ملکا: راحت ترین روش این است که می گویند ما برویم و عضو تشکل کم زحمتی مانند بسیج شویم. البته بنده معتقدم هیچ فرق مبنایی بین بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و جنبش عدالت خواه وجود ندارد. منظورم این است که مثلا وقتی آقای فاضلیان در سخنرانی افطاری بیت رهبری پشت بلند گو می رود حتی اگر کسی هم نداند این فرد فاضلیان است و در دانشگاه تهران چه کرده است، وقتی برای سه دقیقه شروع به صحبت می کند، حتی هر فرد عادی و غیرسیاسی هم متوجه تفاوت دو رویکرد می شود.

خبرنامه دانشجویان ایران: این را می پذیریم که صحبت فاضلیان متفاوت است اما قانع نمی شوم که می گویید همه مثل هم بودند، سال 83 وقتی آقای امینی؛ دبیر وقت اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل جلوی رهبری صحبت میکند، هفته بعد یک عده می آیند و دفتر این اتحادیه را می بندند و بچه های انجمن اسلامی را در دفتر کتک می زنند. به آنها می گویند؛ شما چون در جلسه به همه چیز انتقاد کردید؛ قلب آقا را به درد آوردید. انتقاد به این معناست که می توان مارکسیست ها و قومیت گرایی را هم در داستان وارد کنیم؟!

ما نمی توانیم رد کنیم که در انجمن تهران بدنه ای از دانشجویان مسلمان نبوده اند و نمی توانم آن را رد کنم. من می خواهم بگویم شما و جریان عقبه شما و چه جریان بعد از شما باعث شُدید یک عده امام را به درستی نشناسند!. چند نفر از تشکل شما اعتقاد دارند که رهبری حرف آخر را می زند به این دلیل که ولایت فقیه نظر امام این است و امام در زمانی که قانون نوشته می شود می گویند شما حداقل های ولایت فقیه را در قانون گذاشته اید و این حداکثر ظرفیت ولایت فقیه نیست و شما در اردو هایتان حداقل سعی کرده اید به بچه ها بگویید تعریف ما از ولایت فقیه این است؟ این ظرفیت حداقلی شما است.

ملکا: قبول دارید دانشگاه فضای متکثر است؟

 خبرنامه دانشجویان ایران: بله من قبول دارم. اما انجمن تهران سال 1321 چگونه ابتدا شکل گرفت؟ آنچه که من در خاطرات قدیمی شما خوانده ام. می گویند:«ما سه سال اول؛ هفت نفر بودیم و همان هفت نفر ماندیم، ما را بقیه قبول نمی کردند. ما سر نماز ایستادیم چون می خواستیم در این دانشگاه اقامه نماز کنیم، و ما چون با تمسخر بقیه روبرو بودیم و هنگامی که می خواستیم نماز بخوانیم، توده ایی ها و مارکسیست ها ما را سر نماز می زدند. ما در مقابل این ها ایستادیم و انجمن پزشکی را تاسیس کردیم.»

آیا آن زمان بچه ها به دنبال تخصص بودند، و می گفتند، ما در این بازار باید همه تفکرات را جمع کنیم و مارکسیست ها هم بیایند نامزد شوند؟ این حرف درستی نیست. که چون دانشگاه متکثر است درب های انجمن را باز کنیم.

ملکا: دقیقا همین است. بحث هدف است. هدف بچه های انجمن اسلامی اولیه گسترش اسلام بود. مهندس بازرگان نماز خانه درست می کرد که دانشجویان نماز بخوانند. شهید چمران، می آمد سه دفعه در روز نماز می خواند که بقیه امیدوار شوند و بیایند.

*پیش از دوم خرداد انجمن تهران بیشتر یک تشکل مذهبی بود تا سیاسی!

در انجمن اسلامی ما درگیر بحث درونی خودمان هم هستیم اینکه انجمن اسلامی باید سیاسی باشد یا نه؟ اولویتش باید سیاست باشد یا نه؟ این بالاخره اتفاق افتاد. من همین را می گویم ما تا قبل از 76 هم بیش از اینکه انجمن اسلامی یک جریان صرفا سیاسی باشد یک جریان ایدئولوژیک-مذهبی و بعد سیاسی بود. ما در سال 76، آماده نبودیم و وقتی اتفاق افتاد یک دفعه این قدر هیجانات بالا رفت که رشد حبابی تشکیلات انجمن های اسلامی آغاز شد و بعد ترکیدن. من منکر مشکلات این چنینی نیستم.

خبرنامه دانشجویان ایران: این حرفی که میزنم می خواهم راه گشایی باشد برای کسانی که در دانشگاه کار می کنند یعنی من نیتم برای حرفی که میزنم که منتشر بشود، بیشتر این موضوع است.

ما این را بپذیریم که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی دانشگاه تهران جای بچه مسلمان ها است، بچه مسلمان هایی که امام و تفکرات امام را هم قبول دارند. و امامی که در انقلاب که وضع منفعلی هم نبوده بلکه لیدر این انقلاب است و موقعیت این انقلاب اسلامی و محصول آن که جمهوری اسلامی است، محصول تفکرات حضرت امام (ره) است. پس ما تا آن جایی که خون و جانی هم داریم پای این تفکرات، و پای امام باید بی ایستیم چون به این اعتقاد داشتیم. و هنوز بنده و شما، سیلی این داستان را نخوردیم، ما که تا الان از منافع انقلاب بهره بردیم. حداقل از انقلاب، از امنیتی که وجود داشته است که وارد دانشگاه شدیم چقدر تلاش کردیم ، به عنوان یک آدم صادق، منصف بگویم که آقای ملکا، امروز انجمن اسلامی دانشگاه تهران، اینجاهاش اشکال دارد، اینکه شما می فرمایید در دانشکده علوم اجتماعی آن، هنوز هست. هنوز هم در انتخابات دانشکده علوم اجتماعی، جریان مارکسیست کاندیدا است.

ملکا: جریان انحرافی به این معنا که می گویند؛ آیا آن جریان، در بسیج دانشجویی طرفدار ندارد؟ چرا بسیج آنها را بیرون نمی ریزد؟ شما خودتان قائل به جریان انحرافی هستید یا خیر؟

خبرنامه دانشجویان ایران: یک عده دارند در دولت حاشیه پردازی می کنند و مانع دیده شدند خیلی از خدمات می شوند، به قول شما مانع دیدن این رد شکاف بین ملت و دولت دارند می شوند، یک سری حاشیه هایی هم دارند که در زمان ضرورت پرداختن به این مسئله باید انجام شود. اینکه می‌گویم من به این به جریان انحرافی قانل نیسم، منظورم این نیست که این خطاها و حاشه پردازی ها را نمی بینم، این را در حد یک جریان نمی‌بینم.

ملکا: یعنی اینکه مشروعیت ندارد؟

خبرنامه دانشجویان ایران: نه، منظورم این است که این را در حد یک جریان نمی بینم، چرا که جریان، یک چیز بسیار گسترده تری نسبت به این است. بحث من اینجاست برای مثال، شما ببینید، مثلا در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در یک انتخابات، کسانی که تمایل به جریان چپ دارند، هنوز دوست دارند که کاندیدا شوند و رای بیاورند و واقعا هم رای آوردند.

ملکا: من هم حرفم همین است، یعنی که ما دو تا انتخاب داریم، یا اینکه با جریان های غیرمذهبی تا جای ممکن رقابت کنیم و این یک انتخاب است و انتخاب دیگر این است که در انجمن تهران را شش قفله کنیم و ببندیم.

خبرنامه دانشجویان ایران: نه، این دو انتخاب معنایی ندارد، مگر ما مسئول این هستیم که آن مارکسیست یا قومیت گرا در دانشگاه، چه می‌کند؟

ملکا: پس انتخاب سوم چیست؟

خبرنامه دانشجویان ایران: من به عنوان کسی که در این انجمن اسلامی که یک امانت الهی است، باید انجمن اسلامی حفظش کنم، با استدلال شما مثلا اگر در دمشق اغتشاش شده است، یا باید حکومت تحویل آنها بدهیم و یا بگوییم بیایید و اینجا یک پستی به آنها بدهیم.

ملکا: به نظر من این مقایسه درست نیست. من حرفم این است که فرض کنیم که انجمن اسلامی دانشگاه تهران وجود ندارد و نیست، همانطور که دهه هفتاد و شصت، به این نوعی که الان هست، نبود و فقط جنبش عدالتخواه و بسیج و اینها وجود دارد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این سوال را از اهالی فن نیز پرسیده ام، مگر نمی گویید که باب شر آن بیستر است؟

خبرنامه دانشجویان ایران: البته من به این هم اعتقادی ندارم.

ملکا: اصلا می‌خواهم ببینم بقیه چه کار می کنند؛

خبرنامه دانشجویان ایران: هر کسی را در گور خودش می‌خوابانند، شما که ضامن مارکسیست‌ها و اینها نیستید، شما ضامن آن مرام نامه ای هستید که به اسم انجمن اسلامی است بالای سر شما قرار گرفته است. نباید این اشتباه را بکنید که کسی با اصلاح طلب بودن یک جریان در دانشگاه تهران، مخالفت دارد که، تا این لظه حرف هایمان، مگر پسیده ایم که چرا شما اصلاح طلبان را راه می دهید؟ یا می‌گوییم که اصلاح طلبان، آنجا حاکم شده‌اند؟ اگر حرفمان این بود، شما بگو که اینها دنبال بسته شدن فضای سیاسی دانشگاه هستند.

حرف ما در بعد دینی این موضوع است، می‌گویم که ما بچه مسلمان هستیم که اینجا دور هم هستیم و ما به قول شما به عنوان یک جریان شیعی در سطح جهان، یک جریان حداقلی هستیم. جریان بهائیت، برای خودش تریبون دارد و سازمان حقوق بشر برای آن بیانیه می دهد و سازمان ملل هم کارهایش را پیگیری می‌کند، کی پیگیر کار من و شما است؟ من می‌گویم که ما دیگر نباید سنگ آنها را به سینه بزنیم، آنها خودشان می‌روند پیش رئیس دانشگاه می‌گویند که به ما دفتر بده که ما می‌خواهیم حزب توده را دوباره فعال کنیم.

اگر امروز، آنها تریبون داشتند و ما نداشتیم، آیا به ما تریبون می دادند؟ آیا می‌آمدند و می‌گفتند که فلانی ها شیعه اند و ….؟

ملکا: آیا ما با شاه یکی هستیم؟ شاه دیکتاتور بود و فضا را بسته بود.

خبرنامه دانشجویان ایران: من نمی خواهم که باز نباشد، ببینید، طرف چرا الان آنها نمی آیند داد و قال کنند که چرا به ما دفتر نمی‌هید؟ اگر این طور بود که پیامبر اسلام هم باید می‌آمد و می‌گفت در کنار اینکه من اسلام را ترویج می‌هم، یک جایی بگذارید که کافران هم کار کنند؛ در صورتی که اصلا این طور نیست.

ملکا: پیغمبر اسلام یک زمانی می آید و در شان پیامبر صحبت می‌کند و یک زمان هم در شان حاکم جامعه صحبت می‌‌کند.

خبرنامه دانشجویان ایران: اتفاقا من هم در همان شان حاکمیت جامعه اش را می‌گویم، آیا پست می‌دهد؟

ملکا: نه، پست نمی دهد، ولی ببینید که الان نهادهایی که الان هست و نوع و طرز حکومتی که در آن زمان بود، الان هم هست؟

خبرنامه دانشجویان ایران: نه، اما پست می‌دهد یا نمی دهد؟

ملکا: من می‌گویم که دو تا راه حل دارد

خبرنامه دانشجویان ایران: راه حل این است که بر اساس نگاه حضرت امام، شما مسئولیت انبیائی دارید، قبول دارید یا نه؟

ملکا: ما مسئولیتمان را پذیرفتیم

خبرنامه دانشجویان ایران: پس ببینید که مثلا من که وروردی 92 دانشگاه هستم، بعد از ورود به دانشگاه، میبینم که این تشکل اصلاح طلب است و وارد آن می شوم و فعالیت می کنم، خیلی ها به دلیل اصلاح طلب بودنشان عضو این مجموعه می شوند، اما عناد و دشمنی با کسی ندارند، ولی خب یک اصلاح طلب که می‌آید و عضو می‌شود، اگر شما کنترل نداشته باشی و آدم خرده شیشه دار هم وارد مجموعه شود، طبیعتا روی آن بچه مسلمان اصلاح طلبی که در مجموعه است، تاثیر منفی خواهد گذاشت و در ادامه به سمتی خواهد رفت که شما از یک جریان به نا حق، عضو گیری می‌کنید.

ملکا: من قبلا هم گفتم که نقد شما، اصولی وارد است، من هم معتقدم که جلوی این موضوع یک زمانی باز شد.

خبرنامه دانشجویان ایران: هنوز هم باز است.

ملکا: خب هنوز هم جلویش گرفته نشده است.

خبرنامه دانشجویان ایران: خب این آسیب است.

ملکا: نه، من حرفم این است، ببینید مثلا یک زمانی شما می‌گویی که من مسئولیت خودم را دارم و انجمن اسلامی یک پایگاه بنیادی است برای بچه های اصلاح طلب…

خبرنامه دانشجویان ایران: نه، چرا اصلاح طلب را به انجمن اسلامی می‌چسبانید؟ برای بچه هایی مسلمانها و مذهبی هایی که می‌خواهند در یک پروسه به نام انجمن اسلامی رقابت کنند، ممکن است که من هم که اصلاح طلب نیستم بخواهم بیایم و آنجا فعالیت کنم.

ملکا: مگر بسیج و جامعه، برای غیر بچه مسلمان‌هاست؟

خبرنامه دانشجویان ایران: نه، فقط پروسه ها متفاوت است.

ملکا: چه فرقی دارد؟

خبرنامه دانشجویان ایران: فرقش این است که من و شما مثلا در شواری مرکزی نشستیم و اگر رای من حداکثری شد، انجام می شود و اگر حداقلی شد، تمکین می کنم.

ملکا: پس فرق ما مثلا با جامعه چیست؟

خبرنامه دانشجویان ایران: این است که در انتخابات مجلس سوم، تحکیم رفت و از مجمع روحانیون حمایت کرد و  جریان چپ سیاسی بهش نزدیک تر شد و یک عده هم مثل لنکرانی از این طیف خارج شدند و به اضافه یک عده که نبودند، رفتند در علامه طباطبایی، جامعه اسلامی را تشکیل دادند، برای اینکه به جریان وقت سیاسی نزدیک باشند.

ملکا: در واقع زمانی اختلافات و جدایی ها شروع می‌شود که تحت تاثیر ملاحظات کلان و خارج از دانشگاه قرار می‌گیرد.

خبرنامه دانشجویان ایران: البته این از نظر من آسیب بوده است، یعنی اگر آسیب شناسی بکنبم، اول باید بیاییم و  به این رفتار تحکیم، انتقاد وارد بکنیم و بگوییم که اصلا سیاسی کردن تحکیم  انتقاد وارد بکنیم.

ملکا: ببینید، مجمع و مجلس بچه مذهبی ها می‌شود هیئت، دیگر نیازی به تشکیلات ندارد، هیئت باشد، سخنرانی مذهبی و جشن و عید و عزاداری و اینها هم باشد و از بسیج و جامعه و اینها همه بیایند، اما وقتی تشکیلات می‌شود، تشکیلات معطوف به کار اجتماعی و یک بخش هم سیاسی است.

خبرنامه دانشجویان ایران: تشکیلات، همه اولویتش را فرهنگی اسلامی نمی‌داند

ملکا: این نقدی است که واقعا وارد است و این نقد را من اول به خودم و سپس به بقیه دارم، بالاخره وقتی کار اجتماعی و سیاسی می‌شود، اختلافات تازه وسط می‌آید.

خبرنامه دانشجویان ایران: اصلا ما تا اینجا را هم بپذیریم، اگر آن انتقادات را هم بپذیریم، با توجه به جبر زمانه، ما که پاسخگوی دهه شصت که آن زمان نبودیم، نیستیم که، ما تشکل مفروض را در برهه‌ای تحویل می گیریم که پلاک این جریان سیاسی و کار تشکیلاتی و اینها را که در حال پیگری اند، در کنار همه این اسلامگرا و پیرو خط امام و انقلابی بودنشان، باید مشترک باشد، یعنی بسیج اینها را قبول ندارد؟

ملکا: اینجا بحث تفسیر حرف‌های امام مطرح است.

خبرنامه دانشجویان ایران: یکسری از حرفهای امام اصول است، این که دیگر تفسیری ندارد، آقا شما نماز بخوان، من هم می‌خوانم، این که دیگر یک اصول است و من ولایت فقیه را قبول دارم و شما هم قبول دارید، اما مثلا شما می‌‎گویید که در نگاه امام به دانشگاه، خیلی به یک دختر بی حجاب گیر ندهیم که نیاید دانشگاه، اما بسیج می‌گوید که نه، نباید بیاید و این همان تفسیر است که تفاوت دارد.

ملکا: آیا شما حاضر هستید که مثلا ما و بسیج و جامعه و اینها بیاییم و از شورایعالی انقلاب فرهنگی درخواست کنیم که بیاید به گروههای غیر مذهبی تشکیلات بدهد؟

خبرنامه دانشجویان ایران: من برای چی باید این کار را بکنم؟ خودشان چرا نمی‌روند؟

ملکا: خودشان چند بار رفتند و وتو شد.

خبرنامه دانشجویان ایران: این که آنجا وتو می‌شود، من باید خانه ام را حراج کنم؟ من هیچ وقت این کار را نمی‌کنم که بچه مردم فردا وارد دانشگاه بشود و اگر عضو این تشکیلات شد، آخر و عاقبتش چه می‌شود؟، شما می‌توانی جواب این را بدهی؟ من نمی‌گویم آنها نباید تشکیلات داشته باشند، اما من تلاشی برای آنها نمی‌کنم و حتی در مواردی هم ممکن است ممانعت کنم.

ملکا: یعنی شما می‌‎گویید که نباید ترویج دهند؟

خبرنامه دانشجویان ایران: ترویج چیست؟ من خودم در دفتر نهاد دانشگاه امیرکبیر نشسته بودم که فردی با ویلچر وارد شد، گفت آقا شما با پسر من چه کردید که وقتی وارد دانشگاه شد، نمازخوان بود اما الان می‌آید خانه و می‍‌گوید که من خدا را قبول ندارم، بعد هم که بیشتر صحبت کرد، دیدم که این دانشجو، عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر است.

می‌خواهم بگویم آن بچه ای که هیئتی و مذهبی بود و پدرش یک جانباز بود، اون روزی که اومده انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، نمی دانسته است که در هیئت انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر، مارکسیستی است، ولی خب وارد شده و یک پروسه‌ای آغاز شده است و همینطور جلو رفته و در آخر این شد است.

آیا اگر کسی نمی‌خواهد عضو بسیج شود، گناه می‌کند؟ بنده نوعی، به شخصه شاید ساختار بسیج را نپسندم و اینکه از بالا بخواهد دستوری بیاید، روی همین حساب به انجمن اسلامی بروم و با جریان قومیت گرایی هم که برای شورا جلو آمده، رقابت انتخاباتی کنم و وارد شورا شوم.

ملکا: سوال من این است که شما فرض کنید که از فردا، انجمن تهران دیگر نباشد و فقط تشکل‌های دیگر دانشجویی، در حال فعالیت باشند، حالا با این حال، فضای جامعه را برای من ترسیم کنید.

خبرنامه دانشجویان ایران: الان شما فکر می‌کنید که با هم اختلاف ندارند؟ با همین اصول و با همین شریط، خیلی از اصول وجود دارد که هر کدام به نحوی از آن تفسیر می‌کنند، برای مثال در مورد جریانهای انتخاباتی در حال حاضر، هم دولت و هم آقای لاریجانی و هم آقای قالیباف و حتی آقای خاتمی، برای خودشان، جریانات و افرادی را در دانشگاه تهران دارند و اینها با هم رقابت‌های سیاسی دارند. در واقع اگر انجمن تهران نباشد، جریان مسلمانی که طرفدار اصلاح طلبان باشد، می‌آید و حتی برخی از تشکل‌های موجود دانشجویی هم ممکن است این روند را در پیش می‌گرفتد.

ملکا: کسانی که اسلام را قبول ندارند چه؟

خبرنامه دانشجویان ایران: من و شمایی که در تشکیلات اسلامی فعالیت می کنیم ضامن آنها نیستیم!

ملکا: خب چه اتفاقی می‌افتد؟

خبرنامه دانشجویان ایران: یا حداکثری هستند و آنقدر فشار می‌آورند که دفتر بگیرند و یا اگر هم حداقلی هستند، تا زمانی که بنده نوعی و امثال من، زورمان برسد، نمی‌گذاریم که آنها دفتر بگیرند، یعنی مثلا روز 16 آذر ماه می‌شود، دیگر نتوانند بیایند و علیه جمهوری اسلامی، رنگ سبز را بالا بگیرند.

ملکا: یعنی به دیکتاتوری اکثریت قائلید؟

خبرنامه دانشجویان ایران: نه، ما اکثریتی هستیم که حافظ اسلامیم، شما باید این را که می‌گویید، پله بالاتر آن را در نگاه امام به تشکیلات جمهوری اسلامی باید ببینید، در واقع انجمن اسلامی باید یک نمونه کوچکی باشد از نظام جمهوری اسلامی در کار تشکیلاتی؛ آیا حضرت امام، شرط مسلمان بودن و یا اعتقاد راسخ به ولایت فقیه را در مجلس حذف کرد؟، برای این بود که بیاید مارکسیست‌ها را به مجلس ببرد که بگوید نه بابا شما حداقلی هستید (زرتشت و مسیح) و به اندازه قدتان حرف بزنید، اما مارکسیست‌ها، من شما را قبول ندارم که بخواهید حرف بزنید، نظام اسلامی جای مارکسیست نیست، صرف اینکه بگویند وجود دارند، ببخشید همجنس‌بازان هم وجود دارند، با این حساب باید بگوییم که آنها هم نامزد بفرستند مجلس؟

ملکا: آنها تا زمانی که دست به اسلحه نبردند و قصد براندازی نظام را ندارند، نباید اینگونه نسبت به آنها موضع بگیریم.

خبرنامه دانشجویان ایران: نکته همین جاست؛ آنها این پروسه را طی کردند و باز شما دارید به آنها میدان می دهید!

ملکا: اگر بیایند و قانون اساسی را قبول کنند و نظام را قبول کنند و قصد براندازی نداشته باشند، آیا می‌توانند وارد دستگاه شوند و پست بگیرند و حق دارند بیایند در مجلس و کاندیدا معرفی کنند و فعالیت کنند؟

خبرنامه دانشجویان ایران: با قانون فعلی نه، دارند؟ مگر اینکه زمینه تغییر قانون به دست ولی فقیه دوباره ایجاد شود، اینجاست که آن فروغی که از نگاه امام است، باید به ولی فقیه فعلی مراجعه کنیم که ببنیم چه دارد می‌گوید؟ می‌خواهم بگویم که با توجه به دستور ولی فقیه، فعلا چنین شرایطی برای اینها ایجاد نشده است؛ وقتی نشده است، یعنی ولی عادل زمان، هنوز چنین شرایطی را از مارکسیست‌ها ندیده است و وقتی ندیده است، پس فعلا حق ورود به این مسائل را ندارند و بدون تعارف، پس قانون هنوز شرایط آنها را فراهم نکرده است.

امام هم بعد از حرکات مسلحانه و خروج آنها و داستان بازرگان و اینها نامه می‌زند به آقای محتشمی‌پور که اینها دیگر حق حضور ندارند، امام، امام این مقطع بود که اینگونه می‌گفت.

ملکا: پس شما به حکومت مسلمانها اعتقاد دارید؟

خبرنامه دانشجویان ایران: حکومت اسلام، ممکن است که کسی مثل بازرگان باشد و مسلمان باشد، اما لیبرال باشد، منظور ما، مسلمانهایی است که حکومت اسلامی را رعایت کنند.

ملکا: یعنی می‌گویید که فقط برای آنها حق حیات قائلید؟

خبرنامه دانشجویان ایران: بله، بروند آزادانه و در چارچوب قانون، زندگی کنند، البته در چارچوب قانون، یعنی اینکه یک شخص مثلا بهایی، حق ندارد که بیاید در دانشگاه اسلامی، ترویج بهاییت بکند، هر کسی می‌تواند بیاید در دانشگاه تحصیل کند، مثلا یک مارکسیست و تا وقتی که علنی نکرده است و سرش در کار خودش اس مانند بقیه، به درس مشغول است، ما دنبال این نیستیم که بیاییم و ببینیم که این کی هست و چه دینی دارد، آزاد است، اما زمانی که می‌آید علنی می‌گوید خدایی نیست و اگر هم هست، باید از نگاه چگووارا بررسی شود، این آدم حق ندارد به دانشگاه بیاید.

حال با این تفاسیر، من بیایم و برای این طیف، تقاضای دفتر کنم و بگویم که حالا که رقابتی نیست، انقدر ضعف دارم که بیایم و یک همچنین دفتری را تاسیس کنم تا بتوانیم رقابت انتخاباتی کنیم؟ ما هر سال بخواهیم آبروی اسلام را حراج کنیم که بگوییم ما انتخابات داریم؟ چرا این رقابت را دو تا بچه مسلمان نکنند؟ هر کدام یک نگاه به سیاست‌های روز دارند.

ملکا: خب شما دارید این کار رو می‌کنید طبق فرمایش خودتان.

خبرنامه دانشجویان ایران: فرمایش من، یادگار حضرت امام است، اول ما باید نگاه امام را تفسیر کنیم، من و شما این وسط یک نگاهی داریم، یعنی اولش کا با هم بحث کردیم، خواستم به یک نقطه مشترک برسیم با هم، امام هم مبنای این حرف است، آیا این نگاه امام هست یا خیر؟

ملکا: بله

خبرنامه دانشجویان ایران: آیا نگاه امام این هست که مارکسیست‌ها و بهایی ها با توجه به پروسه ای که طی کردند، حق فعالیت ندارند یا خیر؟

ملکا: امام قائل بود به اینکه گروههای مختلف فکری، بیایند فریاد بزنند و اعتقاداتشان را بروز دهند .

خبرنامه دانشجویان ایران: چه سالی امام این حرف را می زند؟

ملکا: همان 57 و 58

خبرنامه دانشجویان ایران: امام سال 57 و 56؛ خب امام سال 66 و 67 چه می گوید؟

ملکا: یک تجربه‌های اجتماعی در تاریخ اتفاق افتاده است که موجب بدبینی شده است.

خبرنامه دانشجویان ایران: امام در سال 57 تشکیلات را تازه شکل داده است، ما می دانیم که پیامبر اسلام از آینده خبر داشت و می دانست که یهودیان مدینه در آینده مقابل ایشان خواهند ایستاد.

امام هم مثل پیامبر، امام در واقع کارش این بود که روشنایی را در افکار عمومی ایجاد بکند تا مردم به این خود آگاهی برسند، چرا که ایشان اگر از همان اول با مارکسیست‌ها انقلابی برخورد می‌کرد،  چرا که اگر در همان ابتدا اینها را کنار می‌زد، می‌گفتید که امام هم شخصیت دیکتاتوری بوده است، اما در واقع امام این ظرفیت را ایجاد کرد و اینها از اطمینان نظام جمهوری اسلامی سوءاستفاده کردند.

ملکا: حرف من این است که مارکسیست‌هایی که آمدند و رهبر و جامعه اسلامی را پذیرفتند، باید به آنها اجاز فعالیت داد.

خبرنامه دانشجویان ایران: یعنی مارکسیست‌هایی که در شورای مرکزی انجمن تهران بودند و هستند، این گونه اند؟

*هر کسی که قانون جمهوری اسلامی را نپذیرفته است؛ تکلیفش معلوم است و جایی در انجمن ندارد

ملکا:  اگر نپذیرند که تکلیف معلوم است.

خبرنامه دانشجویان ایران: خب الان که هم بنده و هم شما شاهد هستیم که نپذیرفته اند!

ملکا: هر کسی که نپذیرفت، اشتباه آمده است.

خبرنامه دانشجویان ایران: نمی‌شود که ما محیط دانشگاه را در اختیار یکسری مارکسیست قرار دهیم؛ در صورتی که هنوز نسبت به خیلی از مسئولین خودمان اطمینان کامل نداریم که فردا منحرف نشوند، آن وقت بگذاریم که یک مارکسیست-که تکلیفش معلوم است- تا ریاست جمهوری بالا بیاید و آن وقت کار بسیار مشکل شود؟

ملکا: شما یا رقابت را محدود می کنید به داخل بچه مسلمانها و می‌گویید که نمی خواهید ریسک کنید.

خبرنامه دانشجویان ایران: ببینید، مثلا در فلان انجمن اسلامی در دانشگاه فلان، می رویم و در انتخابتاش شرکت می کنیم و ورود کنیم و در واقع می‌شود گفت که ریسک می کنیم، یعنی می‌خواهم بگویم که این انجمن اسلامی را از دست یک جریان مسلمان که خیلی جاها در مسائل سیاسی؛ آنها را قبول نداریم، در می آوریم و این در واقع از آن جهت ریسک است که آنها در انتخابات بعدی نیز می‌‎آیند و شرکت می‌کنند. حتی بعد از گذشت چند سال و بعد از اینکه یک نفر از هفت نفر، از بین این افراد وارد شورای مرکز می شود، کل در و دیوار دانشگاه را پر می کنند که ما یک نفر از طیف جریان فکری خودمان را فرستادیم داخل شورای مرکزی.

 در واقع موضوع اصلی این است که ما انجمن اسلامی دانشگاه را حراج نمی کنیم که چون اینها هم اینجا یک طیف فکری هستند، دو تا صندلی به آنها بدهیم و بگوییم بفرمایید داخل، مگر  اینجا حراجی است؟

حرف من این است که مثلا آن فرد دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که عضو جریان چپ گرای فکری بود، اگر مقاله ای می‌نوشت و یا سخنرانی در جایی یا مصاحبه ای می‌کرد، به نام عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی، مطرح می‌شد و این ایراد داستان است.

ملکا: این را هم شما بگویید که آنجا یک جریان قوی مذهبی هست و تشکیلات قوی هم برای خودش دارد، اما در کنار آنها یک جریان ضعیفی هم هست که در آن مارکسیست و سکولار و… هم پیدا می شود.

خبرنامه دانشجویان ایران: آیا شما خداوکیلی در اردو جدید الورودهایتان می گویید که ای مسلمان هایی که بین شما اصلاح طلب و طرفدار خاتمی و میرحسین هست، -که این ایرادی هم ندارد- شما می خواهید در یک تشکیلات اسلامی فعالیت کنید ولی ما در این تشکیلاتمان فکر نکنید همه مان مسلمان هستیم ! یک عده از شورای مرکزی هم هستند که مارکسیست هستند و امام هادی را هم به یکباره زیر سوال می برند؟!

*این افتخار ماست که جریان مارکسیست را در خودمان حل بکنیم

ملکا: قبول داشته باشید مگر ما چندتا مورد این طوری داشتیم؟! ما الان سی تا دانشکده داریم تعداد زیادی شورا داریم تعداد زیادی نیرو در مجموعه داریم. ما ده درصد ممکن است غلط و مشکل داشته باشیم و این افتخار ماست که این جریان ضعیف را در خودمان حل می کنیم

خبرنامه دانشجویان ایران: آیا شرایط را برای بچه ها می گویید؟!

ملکا: نابینا که نیستند!

خبرنامه دانشجویان ایران: آقای ملکا! من جدید الورود 92 که در اردوی شما  هستم، من دارم دو سال برای کنکور درس می خوانم  تا در دانشگاه تهران قبول شوم؛ همه این دانشجویان جدید سایت ها و خبرهای شما را نخوانده اند!، آیا شما می آیید به آنها بگویید که اینجا فضا آزاد است و مارکسیست ها و… که ظرفیت ندارند؛ اگر بیایند هم می توانند فعالیت کنند؟!

ملکا: شما قضیه را خیلی بزرگ می کنید!

خبرنامه دانشجویان ایران: من می گویم حداقل این حساسیت هست که اگر با ملکا نامی در پردیس های شما صحبت می کند می داند که این آقا التقاطی است یا فکر می کند این شخص حتما بهتر از من اسلام را می شناسد،شورا مرکزی انجمن اسلامی ،سه سال از من بزرگتر است و بیشتردر این دانشکده بوده است…؟

ملکا: من معتقدم در حال حاضر امکانات بچه های اصولگرا بچه هایی که به قول شما خودشون را ارتدکس تر می دانند…

خبرنامه دانشجویان ایران: من بحث اصولگرا یا اصلاح طلب نکردم ،من نمی دانم چرا هر وقت ما می خواهیم بحث دینی کنیم آخرش به اصولگرا و اصلاح طلب می رسیم؟! البته شما یک عقبه چندین ساله دارید و به دلیل قدمتی که در دانشکده دارید مسئولیت دینی و شرعی‌تان هم بیشتر است؟!

ملکا: به نظر من این رویکردهاست که آدم ها را جذب می کند، نه سابقه!

خبرنامه دانشجویان ایران: من می گویم الان ممکن شما بگویید آقای فلانی در دانشگاه تهران و با او مناظره هم بگذاریم؛ می خواهم بگویم این غالب و ظرف، ظرف اسلام است و ما حق نداریم چیزی جز اسلام را درش بریزیم! اصلاح طلب یا اصولگرا بچه مسلمان باشد، اسلام را با نگاه انقلابی امام قبول داشته باشد؛ اسلام غیر انقلابی هم داریم  اسلام سکولار که آقای فلانی می گوید من مسلمانم اما به هیچ چیز از امام و انقلاب اعتقاد ندارد.

ملکا: شما اول می گویید اسلام انقلابی با نگاه امام و این شاخه می خورد و بعد می گویید اسلام انقلابی امام با قرائت آقا!

خبرنامه دانشجویان ایران: چرا می گویید قرائت آقا،خود قرائت امام می شود؛ آقا!

ملکا: پس شاخص می گذاریم

خبرنامه دانشجویان ایران: شاخص اصول امام است

ملکا: برای شما مگر رهبری شاخص نیست؟

خبرنامه دانشجویان ایران: رهبری شاخص امام است و اگر غیر از این باشد و کسی امام را بدون رهبری بخواهد ،امام را نپذیرفته! امام 57 که همه ی امام نیست؛ همان طور که خیلی از آدم ها سال 57شان با 58 فرق می کند و خیلی از آدم ها هم بودند تا جنگ را درست کنند ولی بعدش برای امام داستان شدند! همه این حرفا را زدم تا بگویم ما(جنبش دانشجویی) چه آسیب هایی زدیم که آن اتفاق بد افتاد(سال 88)

ملکا: در فضایی که من می بینم خود بچه های غیر اسلامی و مارکسیست ها و لیبرالیست ها در انجمن اسلامی دانشگاه تهران نمی آیند و یا حداقل مارکدار نمی آیند به جز معدود دانشکده هایی مثل علوم اجتماعی که داستانش فرق می کند! ولی در کل و در سی تا دانشکده ما که شاید 40 یا50دفتر داریم…

خبرنامه دانشجویان ایران: اگر پردیس ابوریحان و کشاورزی را در حساب بیاورید تا حدودی می پذیرم؛ ولی می خواهم بگویم در کنار این آیا این حرف درست نیست که در همه دانشکده کسانی می آیند که رهبری را قبول ندارند؟

ملکا: پس وارد بحث های داخلی تر شدیم

خبرنامه دانشجویان ایران: ما هنوز در گفتمان امام هستیم

* کسی که در انجمن اسلامی بیاید و بگوید من مارکسیست هستم  رد صلاحیتش می کنند!ولی ما کنکاش نمی کنیم

ملکا: اجازه بدهید ما اسلام را حل کنیم تا به امام برسیم! مارکسیست های دانشگاه تهران اگر چه تشکل ندارند اما بسیار پیوسته با هم زندگی میکنند و جلسات و محافلی دارند برای خودشان! با هم بده بستان فکری دارند! کسی که در انجمن اسلامی بیاید و بگوید من مارکسیست هستم  رد صلاحیتش می کنند!ولی ما کنکاش نمی کنیم در موردآدم ها ولی وقتی که شخصی سابقه دارد…

خبرنامه دانشجویان ایران: سال 84 که همه شان مقوای قرمز برداشتند در دانشگاه تهران آنها را رد صلاحیت کردید؟

ملکا: شما بعد از ماجرای 16 آذر را می گویید؟چند نفر از آنها عضو انجمن اسلامی بودند؟

خبرنامه دانشجویان ایران: چند نفر از آنها علوم اجتماعی بودند؟ و یکی از اختلافات  انجمن علوم اجتماعی و تهران از 16 آذر 84 شروع شد!

ملکا: شما دیدید که از طرف انجمن تهران چه برخودی با علوم اجتماعی صورت گرفت.

خبرنامه دانشجویان ایران: این چه برخودی است که هنوز روی سایت انجمن اسلامی دانشگاه تهران مطالب و اخبار انجمن دانشکده علوم اجتماعی منتشر می شود  و بعد می گویید در آن سال ایشان عضو تعلیقی ماست، این عضو تعلیقی‌تان رو کی اصلاح کردید؟!

ملکا: من معتقدم انجمن اسلامی دانشگاه تهران؛ اسلامی است. من انتقادات یک عده را قبول ندارم که میگویند التقاطی اند. یک سری حرف ها را دوستان شما در مناظره ها می گویند که چرا عکس بازرگان را کنار عکس امام می زنید؟ چرا عکس مصدق رو کنار فلان شخص می زنید؟ عکس مصدق با امام چه نسبتی دارد؟ امام مگر نگفت که مصدق مسلم نیست و…

خبرنامه دانشجویان ایران: چرا عکس رهبری را نمی زنید؟

ملکا: امام فرمود: مصدق مسلم نیست، نگفت که خائن و وطن فروش و بی شرف است! ما آدم ها را باید خاکستری ببینیم؛ ما چون مصدق مسلم نبود نباید از او دفاع بکنیم؟ ما از چه چیز مصدق دفاع می کنیم؟ ما آدم ها را می شکنیم و رویکردهای بد و خوب‌شان را جدا می کنیم  آقای طالقانی این کار اشتباه را انجام داد؛ این کار خوب را انجام داد و یا آقای نواب صفوی این کار اشتباه را انجام داد و این کار درست را هم انجام داد، اما در بعضی آدم ها مثل امام یک کلیتی که از رفتارهایش داریم قوی و درست است. ما امام را خیلی قبول داریم. همه آدم ها را  خاکستری باید ببینیم .

بازرگان مگر اشتباه نکرد! بازرگان کسی بود که در مدیریت دولت موقت هم اشتباهات بسیاری داشت ولی تعریف و تمجیدهایی که امام از بازرگان می کند موجود است! در مسلمان بودنشان و تعهدشان زمانی که امام حرف می زند مگر کسی شک می کند!؟

خبرنامه دانشجویان ایران: امامی که نامه استعفای بازرگان را امضا می کند؛ با امامی که بعدا نامه می زند به محتشمی پور و درباره جریان بازرگان صحبت می کند، یکی است.

ملکا: درباره نامه های آقای محتشمی پور هنوزم شبهه و دعواست.

خبرنامه دانشجویان ایران: خود آقای محتشمی پور دعوا دارد؟

ملکا: بقیه ان قلت دارند.

خبرنامه دانشجویان ایران: آقای محتشمی‌پور رسما تایید می کند که این نامه را در زمان حیات امام گرفته است ،ببخشید آن عده ای که قبول ندارند رفتند تشییع جنازه شیخ حسین علی منتظری  گفتند این آقا مظلومانه از دنیا رفت! شما دارید از جریانی صحبت می کنید که دنبال داستان خودش است و امام را نمی خواهد!

ملکا: در هر حال بازرگان اشتباهات زیادی کرد و من قبول دارم ولی آیا خدمت نکرد و یا رنج نکشید؟در دهه سی که هیچ گروه مذهبی در دانشگاه فعال نبود نهال فعالیت های مذهبی را مگر اینها نکاشتند؟

خبرنامه دانشجویان ایران: شما که این همه برای این فرد مایه می گذارید ،آیا عکسش کنار عکس امام باید بخورد؟! امام ابرمردی است در تاریخ انقلاب و نظام اسلامی؛ شما عکس یک ابر مرد را می زنید و ابر مرد دیگری که الان 20سال انقلاب را جلو برده عکسش را نمی زنید و کسی را به این دلیل که در دانشگاه تهران فعالیت مذهبی داشته را عکسش را کنار امام  می زنید؟ منی که از دور شما را نگاه می کنم می گویم این جریان به این اشخاص نزدیک هستند.

وقتی عکس رهبری انقلاب که محصول تفکر امام است را نمی زنید و عکس آقای بازرگان را برای اینکه در یک مقطع فعالیت هایی داشته می زنید در کنار امام می زنید، خب این ظلم به امام است!

ملکا: این قسمت از فرمایشات شما درست است ومامنکر مشکلات بازرگان هم نیستیم. عکس آقا هم باید باشد. تا وقتی که من بودم، بود. الان را نمی دانم! خیلی در مجموعه نرفتم .

خبرنامه دانشجویان ایران: هیچ کدام از دفاتر انجمن اسلامی دانشگاه تهران عکس آقا ندارند.

ملکا: اشتباه است.

خبرنامه دانشجویان ایران: آقای  ملکا من و شما که فرد منقطع از دانشگاه و اینها نیستیم. من و شما در مقابل آنچه اتفاق می افتد مسئولیم، الان سه سال است عکس رهبری روی دیوار دفاتر انجمن اسلامی های دانشگاه تهران نیست! شما آن موقع باید می گفتید اشتباه  است، در اسفند 88 شما را به دانشگاه تهران دعوت کردند و به خاطر مسئولیت در ستاد مهندس موسوی از شما تقدیر کردند. آن موقع باید به این قضیه معترض می شدید!

ملکا: من نرفتم!

خبرنامه دانشجویان ایران: باید می رفتید و می‌گفتید من آمدم، من آقای موسوی را تا انتخابات 88 جلو آوردم ولی الان معجورم و بعد از این هم شما را قبول ندارم که 13آبان جلو درب دانشگاه تهران ایستادید و به رهبری فحش می دهید!

ملکا: من همه جا این حرف را گفتم

خبرنامه دانشجویان ایران: نگفتید آقای ملکا، یک جا الان از شما مطلب نیست که گفته باشید در انجمنی که من روزی در گیرش بودم عکس رهبری پایین آمده است و این خطاست!

ملکا: من نگرشم و کنشم در مورد رهبری به اندازه‌ی  کافی روشن و شهره است.

خبرنامه دانشجویان ایران: دوست شما الان در شبکه اجتماعی می نویسد که آقای ملکا از روز اول هم از ما نبود. اتفاقا شما باید بگویید :که تو از ما نیستی، شمایی که رهبر انقلاب را با معاویه قیاس می کنی از انجمن نیستی؟ چرا این کار را نکردید؟ چرا گذاشتید قاطبه انجمن دست این افراد بیفتد؟

ملکا: این را همه می دانند، من بعد از انتخاباتم با آقای خاتمی صحبت کردم آقای خاتمی می گوید من از اول هم قائل به تقلب نبودم بلکه تخلف را قبول دارم .

خبرنامه دانشجویان ایران: من می گویم آقای سید محمد خاتمی، شما این حرف را باید در رسانه بزنید ! الان شیعه به مرحله ای رسیده که بخواهد برای تفکرات خودش صراحت کلام داشته باشد. من به موضوع سال 88 وارد نمی شوم چون 88 محصول این نوع تفکر است و باید درباره ریشه این داستان با هم صحبت بکنیم ! در سال 88 وقتی می بینیم سردر دانشگاه تهران جمع می شوند و به رهبری فحش می دهند .

ملکا: من گله ای به شما دارم؛ شما می گویید من را می شناسید و جریان ما را می شناسید و بعد راجع به خود من هم دعواست! خود من را هم شما می زنید که بر فرض محال در تجمع غیر قانونی 13آبان حضور داشتی جایی که من نبودم . گله من از شما همین است که شما می دانید که من مخالف قضیه تقلب و فتنه و همه این قضایا بودم. بعد از قضیه افطاری رئیس جمهور مگر بنده صراحتا نگفتم؟ دیگر چه طور باید می گفتم؟

خبرنامه دانشجویان ایران: افطاری رئیس جمهور مال چه سالی است؟ 3سال بعد از فتنه؛ به نظرتان این زمان کمی دیر نیست؟!

ملکا: تریبونی نداشتیم که بگوییم

خبرنامه دانشجویان ایران: تریبون ندارید !؟ شما حداقل وبلاگ شخصی دارید؟

ملکا: بعد از انتخابات من آن را جمع کردم.

خبرنامه دانشجویان ایران: مگر کسی شما را مجبور کرد که جمع کنید؟ به همین بهانه آن بخشی از جریان مطبوع شما که مدعی نظام و انقلاب بودند تریبون های خود را جمع کردند و آن بخشی که اعتقادی به نظام نداشت میدان دار شدند.

ملکا: یا عکس ما را می آورید با مصطفی تاج زاذه می گذارید روی سایت‌تان درحالی که می دانید قرابت فکری بین ما و تاج زاده نیست. گله من این است. مگر نمی گویید که مسلمان هستید؟! می دانید که مثلا عکس مال عروسی دوستی است و آقا مصطفی به دعوت آن دوست آنجا دعوت است. بعد به این صورت نشان دهیم که ما مثلا در یک میتینگ سیاسی نشسته ایم و گل می گوییم و می شنویم! این رویه صحیح نیست.

خبرنامه دانشجویان ایران: چرا عکس من  منتشر نمی شه

ملکا: اگر پایش بیفتد عکس شما را هم می زنند

خبرنامه دانشجویان ایران: خیر؛ من باید موضع مبهمی بگیرم که این اتفاق بیفتد. موضع شما مبهم است

ملکا: برای بیرونی ها مبهم است؛ برای شما که مبهم نیست!

خبرنامه دانشجویان ایران: شما تا الان چه موضع ای درباره آقای تاج زاده  گرفتید که که مبهم نباشد؟ با نگاه خوشبینانه اگر به این قضایا نگاه کنیم؛ که شما در فتنه نبودید؛ شما در مورد این جریان چه موضعی را گرفتید. شما در مصاحبه قبلیتان گفتید من داشتم از آنجا رد می شدم که آن عکس را گرفتند؟! مگه شما اعتقاد ندارید مومن نباید خودش را در معرض اتهام قرار بدهد؟!

ملکا: قبول دارم، درسته اما آن عکسی شما گرفتید چی را ثابت می کند؟ آقای خسروی مسئول حراست دانشگاه تهران، آنجا کنار من ایستاده‌اند، من روز 13آبان؛ ظهر به دانشگاه آمدم به خاطر همان بحث ها. بر فرض محال اگر می خواستم باشم باید صبح می آمدم. دوران دانشجویی، ما هر چهارشنبه بعد از ظهر جلسه قرآن داشتیم دانشگاه تهران، با آقای فاضلیان رفتیم هنرهای زیبا  ساعت دو برگشتیم و گفتیم از بالا برویم ناهار بخوریم و برویم و حتی از آن مسیر هم عبور نکنیم، ممکن است بچه های خبرنامه دانشجویان عکس ما را بگیرند و بعدا اسباب خنده شود. ولی بعد دیدیم مسئول حراست و مسئول بسیج دانشگاه و … کنار نرده های صحن نماز جمعه ایستاده اند و رفتیم و با آنها سلام و علیکی کردیم و این قضیه یک دقیقه و نیم بیشتر طول نکشید و بعد بازگشتیم

خبرنامه دانشجویان ایران: از سال 80 تا 91 در طی این یازده سال یک بار نشد انجمن دانشگاه تهران در روز 13 آبان  بیانیه بدهد و بگوید ما در راهپیمایی جلو درب لانه جاسوسی شرکت می کنیم

ملکا: ما درخواست هم یک سال دادیم و موافقت نشد

خبرنامه دانشجویان ایران: شما بیانیه دادید؟

*شما عکس من را با معین زدید ولی من در انتخابات 84 هم به معین رأی ندادم

ملکا: من انتقادم به شما این است که شما بچه سال اولی یا ورودی که نیستید؟ شما که ما را می شناسید! یا آن عکسی که بنده را کنار دکتر معین زده اید. دست بر قضا بیشتر آن جلسه به انتقاد گذشت و بعد از جلسه با برخی از دوستانمان حرفمان شد که چرا به او گفتی که به تو رأی ندادم و اینگونه به او انتقاد کردی!(من سال 84 به معین رأی ندادم و قالیباف را انتخاب کردم)

خبرنامه دانشجویان ایران: ما این نقد را می پذیرم  شما بیا و همه این حرف ها را بنویس.

ملکا: بعضی از نقدهایتان وارد است. من خودم را مسئول می دانم من هم کم کاری کردم  ولی معتقدم با کینه پراکنی و با انشقاق ایجاد کردن چیزی درست نمی شود. البته اینکه نقد نکنیم و مسائل را بی پاسخ رها کنیم را هم بنده قبول ندارم و حرف ها و نظراتم را از همان 23 خرداد 88 زده ام.

خبرنامه دانشجویان ایران: کجا این حرف را زدید ؟

ملکا: من فردای انتخابات از تهران رفتم. در محافل خصوصی و غیره… هر جا که حضور داشتم

خبرنامه دانشجویان ایران: آقای خاتمی هم این حرف را زد ولی من این حرف را فقط به شما می توانم بگویم چون شما قطعا این حرف را از آقای خاتمی شنیده اید. کجا صراحتا و علنی این حرف ها را زدید؟!

این گفتگو ادامه دارد….

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)