#چالش_توهین_به_رهبری هشتگی ست که در روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی علی الخصوص توییتر داغ شده است. عده ای موافق توهین به شخص اول نظام جمهوری اسلامی هستند و آن را پیش شرط عبور از نظام میدانند و عده ای دیگر آن را مخالف اخلاق و مصداق بارز نفرت پراکنی می دانند.

اجازه بدهید ابتدائا از منظر قانونی و حقوقی این مساله بررسی کنیم. ماده ۵۱۴ قانون تعزیرات جمهوری اسلامی، توهین به رهبری را جرم انگاری کرده و مرتکبین را مستحق شش ماه تا دوسال حبس تعزیری میداند. اگر نگاهی به تاریخ سیاسی پس از جمهوری اسلامی بیاندازیم خواهیم دید فعالین سیاسی بسیاری بدلیل یک توهین و یا حتی انتقاد ساده به رهبری نظام به حبس محکوم شده اند. از نمونه های بارز این افراد میتوان به محمد نجفی وکیل دادگستری اشاره کرد که در همین چند روز اخیر به یک سال حبس تعزیری به جرم توهین به رهبری محکوم شده است. همچنین زنده یاد وحید صیادی نصیری که چند روز پیش در زندان قم بر اثر اعتصاب غذا و در پی اهمال و قصور مبرهن سازمان زندان ها و قوه قضاییه جان داد نیز به اتهام توهین به رهبری در زندان محبوس بود که البته این یکی از اتهام های انتسابی به او بود. افراد بسیار زیادی مشمول جرم توهین به رهبری شده اند که نام بردن از تک تک آنها میسر نیست. اما بازگردیم به بحث حقوقی این اتهام. آیا ماده ۵۱۴ قانون تعزیرات که حبسی دوساله را برای توهین کنندگان به رهبر جمهوری اسلامی تجویز میکند، از لحاظ حقوقی یک قانون صحیح است؟ از آنجا که اعلامیه جهانی حقوق بشر یکی از بهترین معیارها برای سنجش درستی قوانین حوزه آزادی های اجتماعی است اجازه دهید بررسی کنیم که این ماده قانونی آیا موافق اصل آزادی بیان مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر است یا مخالف آن؟

قبل از پاسخ به این سوال نگاهی بیندازیم به اصطلاح Defamation law  که به قوانینی اطلاق می شود که در جهت حمایت از سیاستمداران و جلوگیری از توهین به سیاستمداران، این توهین را جرم انگاری میکنند تا یک فضای امن روانی را برای سیاستمداران فراهم کند. در مقاله ای[1] که ایکونومیست با عنوان “چگونه افراد قدرتمند از قانون برای ساکت کردن مخالفان خود استفاده میکنند” منتشر کرده است از جرم انگاری چنین قوانینی انتقاد شده و آمار وحشتناکی از بازداشت ها در کشورهای مختلف بدلیل توهین به مقامات سیاسی ارائه میدهد.طبق این گزارش در چین، روسیه، ویتنام، در اکثر کشورهای خاورمیانه و همینطور در کانادا و ۱۵کشور اروپایی منتقدین و روزنامه نگاران به دلیل توهین به سیاستمداران و اصحاب قدرت به حبس و مجازات محکوم می شوند.

در تحلیل درستی یا غلط بودن هر قانونی باید نتایج آن را تحلیل کرد. با نگاهی گذرا به این ماده قانونی و اثرات آن می توان به این نتیجه رسید که این قانون دستاویزی برای خاموش کردن صدای منتقدین حمهوری اسلامی است. سوال این است که رهبر جمهوری اسلامی چه تفاوتی با شهروندان عادی ایرانی دارد که قانونگذار این چنین از این مقام حفاظت میکند و توهین کننده ی به او را دو سال از زندگی عادی محروم میکند؟ مگر در جامعه همه در برابر قانون یکسان نیستند؟ آیا هدف از جرم انگاری توهین به رهبری این بوده که کسی جرات توهین به رهبر را نداشته باشد؟ پاسخ مثبت است. هدف قانونگذار و همچنین قوه قضاییه این بوده که نه تنها از توهین که از انتقاد به مقام رهبری هم جلوگیری شود. نگاه سران سپاه، امامان جمعه، نمایندگان مجلس و سایر ارگان های جمهوری اسلامی همواره به رهبری یک نگاه تقدیس گرایانه بوده است. نگاهی که رهبر را مبری از هر اشتباه و خطایی میداند.

نگاه کنید به نامه[2] فرمانده ارتش که خبرگزاری رسمی قوه قضاییه میزان آن را منتشر میکند. در این نامه خامنه‌ای را با لقب امام خامنه‌ای مخاطب قرار میدهد و این یعنی هم ارتش و هم قوه قضاییه این لقب را برای خامنه‌ای تایید و مورد استفاده قرار میدهند و این تنها نمونه کوچک از امام پنداری ها و قدیس سازی های سران نظام از خامنه‌ای ست.

حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا مقدس پنداری افراد سنخیتی با آزادی بیان دارد؟ و آیا میتوان از رهبری که هم قانون توهین به آن را جرم میداند، هم قوه قضاییه کوچکترین انتقاد به رهبر را با شدیدترین مجازات ها همراه میکند و هم سرداران ارتش و سپاه خامنه‌ای را امام میدانند و او را بری از اشتباه می دانند، انتقاد کرد؟؟ قطعا پاسخ منفی است.

بهمین دلیل در گزارش ایکونومیست، گزارشگر سابق سازمان ملل در امور حقوق بشر به کشورها توصیه میکند که جرم انگاری توهین به مقامات سیاسی را حذف کنند چراکه چنین قوانینی سدی در راه آزادی بیان است.

حال باتوجه به مطالب فوق الذکر آیا چالش توهین به رهبری جزو حقوق ایرانیان محسوب می شود؟ بنده به عنوان یک حقوقدان با صراحت عرض میکنم این حق هر ایرانی است که در صورت عصبانیت به رهبری که سابقه ۳۰ساله بی تدبیری و بی کفایتی و عدم رواداری سیاسی و مذهبی او ایران را بدل به ویرانه کرده، توهین کنند. بنده بلحاظ اخلاقی و دموکراسی خواهی مبارزه بدون خشونت را همواره توصیه کرده و میکنم اما در مقام یک انسان و حقوقدان خشم مردم از ۳۰سال رهبری خامنه‌ای را درک میکنم و به فعالان مدنی و سیاسی میگویم توهین به رهبری که سی سال از زندگی شما را هدر داده و صدها جوان ایرانی را در زندان ها کشته است و در آخر زیر بار هیچ مسئولیتی نرفته، حق شماست و هیچ کسی نمیتواند به استناد مواد قانونی ضدبشری و مخالف اعلامیه جهانی حقوق بشر و با تهدید و ارعاب به حبس، حق آزادی بیان را از شما سلب کند.

احسان حسین زاده، وکیل دادگستری


[1]www.economist.com/international/2017/07/13/how-powerful-people-use-criminal-defamation-laws-to-silence-their-critics

[2] http://www.mizanonline.com/fa/news/459959/سلامت-کارکنان-ارتش-وابسته-به-اقدامات-سازمان-عقیدتی-سیاسی-است

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)