بختیار علی

جلادها قسمتی اند ازمن وتو 
قسمتی ازمعجزه های خدا
…به بهشت می روند
آنان پشیمان شبی اند ازدرگاه روشنایی خود
پشیمان گلی اند ازرونق سپیده دمی خود
…به بهشت می روند
کسی هم نیست به آنان بگوید:
بهاربهارتونیست
باران باران تونیست
بازی تو
بیرون ازدایره ی خانه ی انسان است
شب خودرا
قاتی عصرانه ی مامنما
سپیده دم خودرا
به بال پروانه های ما
گره مزن
…به بهشت می روند
گرچه من وتو
می بایست باهم
درنقشه ی لاله زاران کشته شویم
گرچه مرگ من
خارج شدن دست اوست ازشمشیرها
امامادراین جا
ازانتظارقافله ها بازمی ایستیم و
…اوبه بهشت می رود
 
xalid-dler

خالد بایزیدی

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)