تشنه نیستم .
ازشمال ِچشمه های عشق آمدم .
کوزه ام پُراز ترانه های تازه است.
با زبان ِ مردمان ِ “گیل” .
بی دلیل نیست
شعر ِعاشقانه ام معطر است.
بوی آرزوی چای
بوی مهربان ِ پرتقال می دهد.
در میان ِعاشقان
این دل ِ شکفته ی من است همچنان-
عطر ِ شاعرانه ی شمال می دهد.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.