آناتومی انتخابات در جمهوری اسلامی نشان می دهد که این رخداد همیشه عرصه درگیری و کشاکش جناحهای مختلف بوده است. با این حال، از سال ۱٣۷۶ در عرصه انتخابات جمهوری اسلامی تحولی پدیدار شد. در این سال، بخشی از بدنه حاکمیت جمهوری اسلامی با شعارهای اصلاح طلبانه به عرصه انتخابات وارد شد. این رخداد طیف گسترده ای از مردم و به ویژه بخش وسیعی از اقشار طبقه‍ی متوسط را به طور فعال وارد فعالیتهای انتخاباتی کرد و به رغم تمامی تنگناهای موجود، به مطالبات سیاسی آنها ابعاد و معنای جدیدی داد که تا آن زمان در جمهوری اسلامی سابقه نداشت. در واقع، از این زمان به بعد بود که انتخابات مفهوم جدید یافت: به چالش کشیدن جدی حاکمیت. حضورگسترده‍ی مردم و تحرک بیش از حد طبقه متوسط در دوره خاتمی، ترکیب موازنه‍ی قوا را در انتخابات بر هم زد و راه مهندسی و تعیین تکلیف توسط رهبری و شورای نگهبان و دیگر ارگانهای نظامی ــ امنیتی وابسته به رهبری را بست. حکومت از این به بعد با دو مسئله روبرو شد: یکی اختلاف جناح داخلی با حضور عناصر اصلاح طلب در بافت حکومت برای حفظ نظام، و دیگر حضور مردم و استفاده آنها از فضای موجود و طرح شعارهای آزادی طلبانه و ضد دیکتاتوری با پشتیبانی از اصلاح طلبی برای تحمیل آزادی به حاکمیت و ایجاد فضای باز سیاسی.
از زاویه همین تغییر و درست از همین جا است که به رغم تمام محدویتهای شناخته شده برای مردم، خود مقوله انتخابات به عنوان یک کانال جدی تاکتیکی و مبارزاتی در جهت استراتژی انتخابات آزاد می تواند مطرح شود.

اهمیت انتخاب ریاست جمهوری پیش رو 
انتخاب ریاست جمهوری پیش رو می رود این بار شکل جدیدی را در جنگ قدرت به نمایش بگذارد. این جنگ قدرت در حال حاضر بین احمدی نژاد و خامنه ای و محافظه کاران طرفدار او در رأس هرم قدرت سیاسی به حادترین شکل خود چه به شکل علنی و چه به شکل مخفی در جریان است و اگر در نهایت به مصالحه کشیده شود، این مصالحه باید بدون شک و در درجه اول به نفع احمدی نژاد تمام شود؛ یعنی کاندیدای باند احمدی نژاد باید از صافی شورای نگهبان بگذرد. اگر این عقب نشینی توسط خامنه ای و بیت او صورت گیرد، دشوار خواهد بود که انتخابات را بدون دردسر مهندسی کنند؛ چون با افشاگریهایی از نوع افشاگریهای احمدی نژاد روبرو خواهند شد که برای رژیم همچنان هزینه ساز خواهند بود. رد کاندیدای باند احمدی نژاد نیز برای خامنه ای و بیت او بسیار پرهزینه خواهد بود و چالشهای جدی و جدیدی را پیش روی حاکمیت جمهوری اسلامی خواهد نهاد. با توجه به تجربه انتخابات سال ٨٨، حضور هرچند خاموش جنبش دموکراسی-خواهی سبز مردم ایران نیز نتیجه این چالشها را غیر قابل پیش-بینی می نماید.
حالت بعدی در حقیقت اقدامی شبه کودتایی بر علیه احمدی نژاد است؛ اما به دلیل نداشتن توازن قوا و مخفی بودن سازماندهی هواداران احمدی نژاد و تیم او، مشخص نیست که چه کسی پیروز این رویارویی مستقیم خواهد بود. هرچه هست، احمدی نژاد روی نارضایتی مردم از روحانیت حاکم و به خصوص خامنه ای و بیت او نیز حساب جدی باز کرده است. با شناختی که از این رژیم داریم، بدون شک اگر کنار گذاشتن و یا سر به نیست کردن احمدی نژاد برای خامنه ای و بیت او کار ساده ای بود تاکنون می بایستی صورت می گرفت. این شرایط رژیم را در حالت آچمز جدی قرارداده است. اکنون می توان پرسید که آیا در این شرایط به راه اندازی یک درگیری خارجی ویا سرکشیدن جام زهر می تواند رژیم را از حالت آچمز بیرون آورد؟
انتخابات آینده رژیم از هیجان انگیزترین رویدادهای مهم در طول عمر جمهوری اسلامی است. در این رابطه هرگونه مصالحه توسط هر نیرویی با خامنه ای، خیانت به جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران خواهد بود؛ حال این نیرو از طیف اصلاح طلبانی مانند خاتمی باشد و یا از دیگر طیفهای مخالف و از قدرت رانده شده مانند رفسنجانی. میدان درگیری و کشمکش بین باندهای قدرت که خود را در جریان انتخابات ریاست جمهوری از همین امروز برجسته کرده است را باید فقط برای باند احمدی نژاد و باند بیت رهبری باز گذاشت و این میدان را برایشان فراختر نیز کرده و به اصطلاح زیرآتش آنها هیزم نیز گذاشت، چرا که از هر “طرف که کشته شود به نفع جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران خواهد بود”.
به همین دلیل، در حال حاضر بهترین شعار ممکن، شعار انتخابات آزاد است که باید آن را تکرار و تکرار کرد و کوشید تا به اشکال مختلف به میان مردم راه یابد. از آنجایی که احمدی نژاد به شکل تاکتیکی و در جهت منافع خودش این شعار را داده، فضای خوبی برای طرح این شعار به وجود آمده است که می توان از طریق آن به تضادهای درون باندهای قدرت در حاکمیت دامن زد. بدیهی است که احمدی نژاد هیچگاه طرفدار انتخابات آزاد نبوده و در اصل، خود محصول یک انتخابات غیر آزاد و تقلبی است، اما در شرایط حاضر اگر کار به مصالحه نکشد، برای جنگ با طرف مقابل به این شعار نیاز ضروی دارد. جنبش سبز و نیروهای طرفدار دموکراسی و سکولار تا زمانی که انتخابات ریاست جمهوری پیش رو آزاد نیست نباید به میدان انتخابات کشیده شوند. باید متوجه این امر بود که نبود انتخابات آزاد، معنا و مفهومی بجز عدم مشارکت در انتخابات را ندارد. طرح ما از شعار انتخابات آزاد به شکل استراتژیک و مضمونی به نوعی طرح عدم شرکت در انتخابات غیر آزادوغیردموکراتیک نیز هست که باید بدان توجه کرد. تاکتیک برخورد به مسئله انتخابات ریاست جمهوری پیش رو می بایستی در جهت تقویت استراتژی شعار انتخابات آزاد قرارگیرد.
برای سپردن قدرت به وارثان حقیقی آن یعنی مردم، باید به هر آنچیزی یاری رساند که پایه های این رژیم را تعضیف می نماید و در نهایت زمینه را برای فروریزی مسالمت آمیزش مهیا می سازد. از شعار انتخابات آزاد از همین زاویه است که باید استقبال کرد و آن را تقویت نمود. با توجه به تنشهای هسته ای ایران با اروپا و آمریکا، تحریم های بین المللی واثرات آن و همچنین با توجه به اوضاع به شدت بحرانی و پیچیده منطقه، این شعار برای آزادیخواهان و عدالت جویانی که گذاری مسالمت آمیز از این رژیم به رژیمی دموکراتیک و صلح طلب راتوسط خود مردم ایران خواستارند، می تواند اهمیتی حیاتی داشته باشد.
با شعار انتخابات آزاد از هم اکنون و با کوشش برای متحقق کردن آن می توان از تکرار تجربه سوریه برای ایران جلوگیری کرد و خطر تحمیل یک جنگ جدید به مردم ما و منطقه را از بین برد.
همان طور که پیش بینی می شد، اکنون در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، جنگ جابجایی قدرت سیاسی در حاکمیت جمهوری اسلامی به مرحله حساسی وارد شده و رفته رفته زمینه را برای پاسخگویی به پرسشهایی آماده می سازد که طرح آنها زمینه عینی تری پیدا کرده-اند: آیا انتخابات آینده و کنار زدن باند احمدی نژاد به راحتی امکان پذیرخواهد بود؟ یا اینکه احمدی نژاد حاکمیت جمهوری اسلامی را با بزرگترین بحران تاریخی خودش روبرو خواهد ساخت؟ آیا درگیری باند احمدی نژاد با باند رهبری و بیت او زمینه را برای تحمیل انتخابات آزاد مهیا خواهد نمود؟
چیزی که حتمی به نظر می رسد این است که احمدی نژاد کوتاه نخواهد آمد. او می داند اگر کوتاه بیاید، ای بسا که سرنوشتی همانند سعید امامی یا چیزی شبیه آن در انتظارش باشد. خامنه ای و بیت او نیز می دانند باقیماندن احمدی نژاد و باندش در قدرت، نتیجه ای نخواهد داشت مگر خلع ید از سران محافظه کار، سازش و تبانی با بعضی از سران نظامی ــ امنیتی و کشمکش و درگیری با برخی دیگر از آنها در قدرت سیاسی، و در نهایت، باقی ماندن یک عبا و عمامه و نعلین برای خامنه ای در قدرت سیاسی. آیا خامنه ای و باند او به این نتیجه تن خواهند داد؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)