شرایط جامعه ایران به مراحل حساسی رسیده است. نگرانی از ادامه این وضعیت حتی مقامات ارشد حاکمیت را نیز به فکر برده است و همه برای برون رفت از این وضعیت چاره اندیشی می کنند.
وضعیت اقتصادی مردم ایران در قبل از برجام با پس از برجام تفاوت اساسی نداشته است و دیگر برجام برگ برنده دولت روحانی محسوب نمی شود. رژیم ایران در متفاوت ترین شرایط وجود خود به سر می برد. حتی در اوج بحران جنگ هشت ساله، ایرانیان چنین شرایطی ویژه را به یاد ندارند.
با این تفاصیل امید به بقای این رژیم کمتر شده است و جریان اپوزیسیون با  توانایی های بلقوه خود در فکر آلترناتیوی برای بعد از سرنگونی هستند.
چه باید کرد؟
تجربه مبارزات اپوزیسیون خارج از کشور از چهل سال به این سمت کاملا روشن است و همه جریان ها و طیف های سیاسی با هر اعتقاد سیاسی لاجرم باید بستر گفت گو هایی را آماده کنند که منتج به یک وحدت سیاسی برای تشکیل یک جبهه فراگیر اپوزیسیون در خارج از ایران شوند.
اما موضوع این نوشته، مسئله آلترناتیو یا وحدت سیاسی نیست. بعد از وحدت سیاسی، قدم بعدی طراحی یک نقشه راه برای شروع مبارزه جدی و گام به گام تا براندازی حکومت اسلامی است. اما این نقشه راه نه از جنس کودتاهای مخملی  و جین شارپ است نه از جنس جنبش سبز و جرج سوروس.
صریح و شفاف باید بگویم هرآنچه آیت الله خمینی در مبارزه برای براندازی حکومت سلطنت محمدرضاشاه کرد ما نیز علیه حکومت او خواهیم کرد. نقشه راه همین است!
در تفصیل این ادعا باید گفت که آیت الله خمینی از نهادهای اقتصادی جامعه ایران به خوبی استفاده کرد.یکی از این نهاها، بازاریان هستند. حمایت های وی در طول مبارزات علیه محمدرضا شاه از بازاریان و اصناف آنقدر جدی بود که یکی از ارکان سرنگونی حکومت پهلوی همین بازاریان بودند.
نقش بازاریان به عنوان منبع مهم تامین مالی گروه مخالف برای در منازعه با حکومت وقت حائز اهمیت است که بایستی بازخوانی شود و می تواند یک نقشه راه برای نزاع با رژیم ایران تلقی گردد.
حامیان رژیم در بازخوانی تاریخ انقلاب و نقش اصناف و بازاری ها اعتراف می کنند که «تعطیلی بازار باعث نارضایتی مردم و اعتراض به دولت می‌شد و تا حدی زمینه شکل‌گیری تظاهرات مردمی را فراهم می‌کرد.» 
شاید مهم ترین تعبیر آیت الله خمینی از بازاریان را در جمله « بازاریان… برای پیشرفت اقتصاد اسلامی یک بازوی ستبر قدرتمندی بوده است و الآن هم همین طور است» خلاصه کرد. 
اصناف و بازاریان، بازوهای ستبر اپوزیسیون برای سرنگونی حکومت اقتدارگرای دینی در ایران است و این محوری ترین راهبرد کلان در نقشه راه جریان اپوزیسیون در خارج از ایران است.

چرا اصناف معلمان هنوز نتوانسته اند؟
با نگاهی به تحولات یکی دو ساله اخیر جامعه ایران می شود به درک اهمیت این استراتژی پی برد. اعتراض جدی کارگرانی که ماههاست حقوق نگرفته اند، رانندگان کامیونی که از وضعیت نابسامان کاری خود ناراضی اند و همچنین اعتراض و اعتصاب فرهنگیان و معلمان کشور – هر چند هنوز گسترده نشده- نام برد.
حالا می توان گفت مبارزه، صنفی شده است. صنف کارگران، صنف رانندگان اتوبوس و کامیون و حالا صنف معلمان.
در دو صنف قبل آنها توانستند حکومت را به عقب نشینی وادار کنند. تاثیر اعتصاب صنف رانندگان کامیون در بازار ایران به شدت و به وضوح دیده شد که باعث گران تر شدن کالاهای اساسی مردم شده است. از این رو حاکمیت چاره ای نمی دید جز این که به حرفهای این صنف گوش دهد و باب مذاکره را با آنها باز کند.
اما باید گفت صنف معلمان هنوز موفق نشده اند روندی را که دو صنف مذکور طی کرده اند را طی کند. به چند دلیل:
۱.      همه معلمان کشور روی اعتصاب کاری به توافق نرسیده اند
۲.      مطالبات صنف معلمان به دلیل سیاسی کردن درخواست ها و رادیکال شدن اعضای این صنف مانند کانون صنفی معلمان مشهد بی نتیجه مانده است.
۳.      صنف معلمان به یک نفر خلاصه شده است.
به صورت کاملا خلاصه شده باید گفت علت اصلی موفقیت صنف رانندگان در رسیدن به مطالبات شغلی خود، نوع شبکه سازی این صنف است. یعنی در طول اعتصاب رانندگان بسیاری بازداشت شدند ولی به هیچ نحو در حرکت این صنف خللی وارد نشد.
اما در صنف معلمان حرکت به سوی مطالبه خواسته های صنفی از همان ابتدا رنگ و بوی سیاسی گرفت و برخی از فعالان حقوق معلمان با رادیکال کردن مواضع خود و شاخ و شانه کشیدن برای مسئولان ارشد رژیم  سمت و سوی مطالبات را کاملا امنیتی کردند.
نمونه بارز آن بازداشت «هاشم خواستار» است که دیروز آزاد شد. وی به صورت تحسین شده ای روی مواضعش در مخالفت با رژیم ایستاده است و علنی فریاد براندازی می دهد. ولی آفت کار آنجا است که این مواضع و تحرکات نتوانسته است مطالبات صنف معلمان را یک قدم جلوتر ببرد. زیرا مطالبات، دیگر صنفی نیست.
حمایت ضمنی برخی از همکاران وی هم کارگر نیفتاده است. زیرا وزنه ای برای حمایت از وی محسوب نمی شود.
علاوه بر آن، نام سازمان مجاهدین خلق از زبان و قلم «خواستار» نمی افتد و او بارها اعلام کرده از حمایت هایش از این سازمان دست بر نمی دارد.  این در حالی است که مجاهدین خلق در نظر رژیم ایران یک سازمان تروریستی است که جمهوری اسلامی اصلا بنای مماشات با آنها و حامیان آنها را ندارد.
بیانیه این سازمان در اعتراض به بازداشت هاشم خواستار نیز از آنجهت اهمیت دارد که پیش از وی چند معلم به دلایل امنیتی بازداشت شده بوند ولی این سازمان در حمایت از آنان به جز انتشار خبر موضعی نداشت.
این امر به شایعه ارتباط «خواستار» با این سازمان دامن زده است.
به هر تقدیر، صنف معلمان باید راه رفته را باز گردد. این ره که می رود به ترکستان است و سود و عایدی برای جامعه معلمان که اینک از مشکلات عدیده مالی نیز رنج می برند، ندارد.
اپوزیسیون باید برای تشویق اصناف معلمان به اصلاح شیوه خویش چاره ای بیندیشد. موفقیت صنف معلمان در پیگیری مطالبات صنفی خود عرصه را برای ورود اصناف دیگر باز خواهد کرد و این یعنی سرنگونی رژیم حاکم بر ایران.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)