“شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان”، معلمان را به تحصن دو روزه درسراسر کشور فراخوانده است . پنجمین بار درطول امسال است که معلمان دست به اعتراض وتحصن میزنند. در فروردین ماه امسال معلمان ” خرید خدمتی ” در شهرهای مختلف در مقابل ادارات آموزش وپرورش دست به اعتراض زدند. در اردیبهشت ماه کانون صنفی معلمان دعوت به اعتراض عمومی وسرتاسری نموده بود. از نیمه دوم تیرماه اعتراض معلمان در شهرهای مختلف تحت عنوان کمپین ” نه به فیش حقوقی ” برگزار شد. آنها در شهرهای مختلف تجمع کرده وفیش های حقوقی خود را آتش زدند. در آنزمان به آنها قول داده شد که افزایش بیست درصدی حقوق ودستمزد کارکنان دولت شامل حال آنها نیز خواهد شد.

سه ماه از این وعده و وعید گذشته و نه تنها این قول وقرار ها به فراموشی سپرده شد بلکه تورم افسارگسیخته وسقوط سیصد درصدی ارزش پول عملا کارائی این افزایش را بی ثمر کرد. در چنین شرایطی مجددا در بیست ودوم وبیست وسوم ماه مهر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان دعوت به یک تحصن دو روزه نموده وتهدید کرد که در صورت بی پاسخ ماندن مطالبات آنان مجددا در آبانماه دست به تحصن سراسری خواهند زد. و بدین ترتیب تحصن دو روزۀ جاری ، پنجمین اعتراض معلمان به شرایطی است که رژیم بر آنان تحمیل کرده است . آنها خواهان افزایش حقوقها به بالای خط فقر ، آزادی فوری معلمان زندانی ، پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات ، تحصیل رایگان ، لغو مدارس خصوصی ، پایان دادن به کالائی شدن آموزش ، مخالفت با طرح ضد آموزش وضد معلمان موسوم به طرح معلم تمام وقت می باشند.

پاسخ رژیم به مطالبات حق طلبانۀ معلمان چیزی جز ضرب وشتم ، دستگیری ومحکوم کردن فعالین این جنبش به حبس های طویل المدت نبوده است. محمد حبیبی ، محمود بهشتی لنگرودی ، اسماعیل عبدی ، روح اله مردانی ، علی اکبر باغبانی ، بختیار عارفی ، عباس واحدیان ، محمد صالح شکری ، محمد رضا رمضان زاده ، بخشی از فعالین جنبش معلمان هستند که به زندان ویا تبعید محکوم شده اند. با وجود همه این فشارها ، جنبش معلمان درهمین سال جاری گام های مهمی به جلو گذاشته است. شورای تشکل های صنفی فرهنگیان اکنون اکثریت کانون ها را از شهرهای مختلف در خود جای داده و خود به بستر مناسبی برای سرتاسری کردن مبارزات معلمان و رساندن پیام آنان به بخش های دیگر جامعه گردیده است. به هر درجه ای که معلمان توجه خود را علاوه بر مطالبات ویژۀ خود متوجه مطالبات عمومی جامعه میکنند ، به همان درجه هم با پشتیبانی گسترده تر دانش آموزان ، دانشجویان وخانواده آنان روبر میگردند. در واقع آنها با طرح مخالفت با کالائی شدن آموزش، با کاهش بودجه سرانه ناچیز مدارس ، با ستم جنسیتی بر دانش آموزان دختر ومعلمان زن ، وجود مدارس کپری و بدون سقف وکانکس انگشت بر زخم هائی میگذارند که در طول چهل سال گذشته رژیم بر نظام آموزشی تحمیل کرده است. 

تحصن دو روزه معلمان در شرایطی برگزار میشود که کارگران هفت تپه از چهاردهم آبان دست به اعتصاب زده اند. آنها در شهریور ماه هم بعد از ده هفته اعتصاب وکسب برخی از مطالبات خود بطور موقت به اعتصاب خود پایان دادند. ریز مطالباتی که کارگران هفت تپه از زبان نمایندگان خود طرح کرده بودند شامل پرداخت ماهها حقوق معوقه ، بازگشت به کار کارکنان اخراجی ، بن های پرداخت نشده ، شفافیت در خصوصی سازی ، شفافیت در مورد سرنوشت هزاران هکتار زمینهای هفت تپه ، کنترل مدیریت ووضعیت مالی کارخانه بود. هر چند که طرح همین حد از مطالبات بیان تکوین درجه ای از آگاهی طبقاتی در میان آنان در پروسۀ مبارزات سه ساله شان است ، ولی اکنون کارگران هفت تپه از زبان نمایندگان خود میگویند که خواهان محاکمه بخش خصوصی ودولت اند. آنها از زبان نمایندگان خود میگویند که دیگر بخش خصوصی جائی در هفت تپه ندارد و اگر دولت هم میخواهد مدیرانی برهفت تپه بگمارد اینان باید تحت کنترل شورای کارگران باشند. چرا که تجربه به آنها ثابت کرده که حاصل سیستم اقتصادی دولت همین وضعیتی است که ما داریم . کارگران هفت تپه میگویند ما آمده ایم که برای خودمان تصمیم بگیریم . همیشه دستور از بالا آمده ، ما حالا آمده ایم که از پائین تصمیم بگیریم که ما برای دولت تعیین تکلیف کنیم. 

اکنون بعد از فرار واختلاس چند صد میلیون دلاری کارفرمایان خصوصی و سکوت دولت در مورد چگونگی نحوه واگذاری هفت تپه ، کارگران راهی جز در اختیار گرفتن سرنوشت هفت تپه در دستان خود ندارند. نه تنها تجارب خود این کارگران بلکه تجارب کارگران فولاد اهواز وهپکو اراک نیز این را نشان میدهد که دولتی کردن بدون کنترل کارگران بر مدیران دولتی راه چاره نیست. مگر همین کارفرمایان بخش خصوصی نبودند که با رانت دولتی چنگ بر هفت تپه انداختند . و درست در این لحظه است که اهمیت شورای کارگری روشن میگردد. حتی اگر توازن موجود در جامعه وهم چنین توهم راه حل دولتی کردن در میان بخشی از کارگران این اجازه را به آنها ندهد که هفت تپه را به مالکیت خود درآورند ، ولی با وجود این درجه از تشکل و با وجود نمایندگانی که اعتماد به نفس خود را از روحیه همبستگی ومقاومت کارگران میگیرند ، نباید به چیزی کمتر از کنترل تولید وتوزیع تن داد. 

همزمان در چهاردهم آبان کارگران گروه ملی فولاد اهواز دست از کار کشیده و با تجمع در مقابل بخش اداری شرکت خواستار پاسخگوئی مدیران به مطالبات خود شدند.آنان در مقابل وعده های هیئت مدیره اعلام کردند که چنانچه تا آخر هفته به مطالبات آنها جواب داده نشود ، اقدام به تجمع خواهند نمود. واز آنجائیکه هیچ پاسخی دریافت نکردند ، ازاینرو در نوزدهم آبان دست به تجمع در مقابل استانداری اهواز زدند. طبقه کارگر ایران مبارزات پرشور کارگران فولاد اهواز را در یکسال گذشته به عنوان بخشی از پیشروی جنبش کارگری میداند.علاوه بر این راه پیمائیهای متحدانه وجسورانۀ آنان در خیابانهای اهواز وشرکت و پشتیبانی خانواده کارگران در جریانات اعتراضات یکسال گذشته دست آوردهای اندکی نیستند. به جرأت میتوان گفت که کارگران فولاد اهواز در کنار کارگران هفت تپه از پیشروترین بخشهای جنبش کارگری ایران هستند . مقاومت وایستادگی آنان در تقابل با حملات کارفرما ودولت جهت در هم شکستن اراده آنان برای ایجاد شوراهای کارگری یک دست آورد ارزنده و یک پاسخ روشن ، ضروری وحیاتی به یک کمبود اساسی در جنبش کارگری ایران است . 

پرسش اساسی اکنون این است که آیا شورای همآهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ، شورای کارکران هفت تپه وشورای کارگران فولاد اهواز یک گام مهم دیگر هم به جلو گذاشته واین مبارزات را به هم پیوند میزند و یا همچنان هریک به راه خود میروند. اعتراضات آنان علیه فقر ، علیه بیکاری و علیه خصوصی سازی همان مطالبات مشترکی هستند که خیزش دیماه پیام آورشان بود. اینها مطالبات میلیونها تن از مزد وحقوق بگیران شهر وروستا هستند . 

و درست از این زاویه است که میتوان وباید یک جنبش همبستگی سراسری ویک جنبش دفاع از مطالبات این اعتصابات وتحصنها را بوجود آورد. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)