قدقدا می‌کنم و وه چه صدایی دارم
تخم هم می‌کنم و تخم طلایی دارم

شیخ گاهی به قیام است و گهی سوی قعود
قیمت تخم من اما فلشش رو به صعود

نیمرویی که سر گاز، سه سوت آماده
رفت یکراست سر سفره‌ی آقازاده

املت دیشب یوسف شَله که بیکار است
بنگر امروز نهار ملک‌التجار است

تخم من نیست دگر لایق هر گشنه گدا
هر کسی را ژن خوب است، بگو بسم الله

تخم من را عسلی کن “حسن آقا” بخورد
هر که هالوست فقط حسرت آن را بخورد

دور شد دور من و باز عیان می‌گویم
قدقدا می‌کنم و با دل و جان می‌گویم

شهر باید که به این تخم من عادت بکند
برود هر که دلش خواست شکایت بکند


محمد رضا عالی پیام (هالو)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)