محمد باقر نوبخت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت روحانی تصمیم می گیرد که برای چاره جوئی در مورد وضعیت آشفته بازار ارز و معضلات اقتصادی این دوره دولت بطور کلی، با گروهی از سرمایه داران ایران، متشکل در اطاقهای بازرگانی سراسر کشور به مشورت و رایزنی بپردازد. برای این منظور روز دوشنبه نهم مهرماه در جلسه ای در اتاق بازرگانی تهران حضور یافت. بطور طبیعی در شروع جلسه ، برای افتتاح بحث گزارشی از وضعیت اقتصادی کشور را به حاضرین ارائه می دهد. آنچنانکه ایلنا خبرگزاری کار ایران گزارش کرده است، از همان ابتدا با آنچنان حمله ای از جانب یکایک حاضرین، در اعتراض به دروغگوئی و ارائه آمار غلط روبرو می شود، که از هر چه مشورت و رایزنی است پشیمان می شود. ظاهرا اعضای اتاق بازرگانی که خود از سرمایه داران و دست اندر کاران فعالیتهای تولیدی و بازرگانی هستند، انتظار داشتند سخنان دقیق و مهمی درباره سیاست‌های اقتصادی دولت در شرایط جدید از زبان بالاترین مقام برنامه ریزی اقتصادی کشور بشنوند. اما نوبخت گوئی در حال یک سخنرانی تبلیغی برای فریب مردم است، مشتی اطلاعات و آمار غیر واقعی و نادرست به آنها ارائه می دهد. بطوریکه در نخستین واکنش به توهین به شعور حاضرین متهم می شود. خبرگزاری مهر نیز که بخشهائی از بحث های این جلسه را منعکس کرده است، می نویسد: ارائه “آمار سوخته ” و اشاره سرسری به وضعیت اقتصادی کشور، حاضران در اتاق بازرگانی را، که جمعی از روسای اتاق‌های دیگر استان‌ها نیز در میان آنها بودند، چنان ناخشنود و عصبانی کرد که عده‌ای قصد ترک جلسه را داشتند. به عنوان مثال: رئیس اتاق بازرگانی سمنان در واکنش به سخنان نوبخت خطاب به او می گوید: «تعجب می‌کنم که این چه برنامه‌ریزی در کشور بوده است که کار اقتصاد را به اینجا کشانده است؟ُ 

علی دیلمقانیان، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران نیز ضمن نادرست خواندن آمار های ارائه شده از سوی نوبخت به آمار غلط وی در مورد اشتغال و بیکاری اشاره می کند و می گوید:” ما به عنوان تولیدکننده و افرادی که هر روز کف بازار هستیم و وارد شهرک‌های صنعتی می‌شویم، مشاهده می‌کنیم که بنگاههای تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل می شوند، میزان اشتغال در جامعه هر روز کاهش می‌یابد، در حالیکه شما مدعی افزایش اشتغال هستید.”یکی دیگر از حاضرین می گوید: وقتی دولت از افزایش اشتغال صحبت می‌کند باید پرسید این افزایش با کدام فعالیت تولیدی صورت گرفته زیرا در حال حاضر در شهرک‌های صنعتی شاهد کاهش و رکود تولید هستیم.” 

یکی دیگر از حاضرین آمار ارائه شده به وسیله نوبخت را توهین به شعور فعالان اقتصادی خواند و افزود: “نسبت دادن همه مسائل به دشمن جای تاسف است.” 

محمد لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات با بیان این که دونالد ترامپ نیز زمانی که اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران را اعلام کرد سه ماه مهلت داد، خطاب به معاون رئیس جمهور گفت: «اما شما یک شبه بخشنامه صادر می کنید و فردا به اجرا می گذارید”.ایلنا می نویسد: “دیدار صبحگاهی نوبخت با فعالان بخش خصوصی در ساختمان اتاق بازرگانی تهران در حالی به پایان رسید که تقریبا هیچ یک از حاضران دولت را از انتقادهای تند خود بی‌نصیب نگذاشتند.” 

نکته قابل توجه در مورد این جلسه و جلسات مشابه که گاه در مجلس شورای اسلامی و یا مجامع دیگر برگزار می شوند، این است که چنان شیرازه کار از دست دولت روحانی و کارگزارانش در رفته است، که حتی در جلسات تخصصی با شرکت سرمایه داران که پشتیبانانی طبیعی دولت هستند، قادر نیستند تصویری واقعی از وضعیتی که در آن قرار گرفته اند، ارائه دهند تا بلکه مبنی چاره جوئی قرار گیرد. 

در همین رابطه اتحادیه صادرکنندگان فراورده‌های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، که بزرگترین تشکل خصوصی صادرات در بخش انرژی است روز یکشنبه هشتم مهرماه، ضمن انتقاد شدید نسبت به ادامه نابسامانی‌های اقتصادی، و به خطر ورشکستگی کامل واحدهای صادراتی نفت، گاز و پتروشیمی هشدار داد.در بیانیه این اتحادیه سرمایه داران آمده است: “ابلاغ بخشنامه‌های متعدد و مبهم از سوی دولت، صادرکنندگان و تولیدکنندگان ایرانی را سردرگم ساخته است، ادامه این روند بخش صادرات نفت، گاز و فرآورده‌های پتروشیمی را در آستانه ورشکستگی کامل قرار داده است.” 

این نمونه ها نشان می دهند نه تنها با استناد به آنچه که در پائین و در سطح کارگران و توده های محروم می گذرد، بلکه بنا بر آنچه که در بالاترین محافل نظام سرمایه داری ایران نیز در جریان است، رژیم جمهوری اسلامی هیچ استراتژی اقتصادی روشنی برای مقابله با فشارهای وارد شده و خروج از بحرانی که در آن گرفتار شده است ندارد. 

در چنین شرایطی چه باید کرد؟ آیا باید منتظر ماند تا بلکه سرمایه داران سرانجام راه خروج از بحران خودساخته را به شیوه ای از شیوه ها موقتا هم که شده است، علاج کنند و برای مقابله با توده کارگران و مردم زحمتکش انرژی تازه کسب کنند؟ یا این بحران حکومتی و بحران اقتصادی و سردرگمی سرمایه داران و دولت را به فرصتی برای عبور از این رژیم و گام نهادن در راهی که به همه ستمها و مصائبی که این رژیم و این نظام بر ما تحمیل کرده است، تبدیل کنیم؟ 

سرمایه داران که این چنین بر افروخته اند و از دست ندانم کاریهای دولتشات عصبی و سرخورده هستند، خود نیز با همه ادا و اطوارهای کارشناس مابانه شان، در نزد مسئولان دولتی، راه حل معجزه آسا و دیرپائی برای خروج از موقعیت کنونی سراغ ندارند. اما می توان تصور کرد که اگر فرصتی گیر بیاورند، زنجیرهای ستم و استثمار خود را بر دست و پای کارگران و محرومان جامعه دوباره محکم خواهند کرد. یکی از ملزومات وقوع انقلابهای اجتماعی، وجود چنین بحرانهائی در سطوح بالای سرمایه داران و دولتهایشان است. آنگاه که آنها مانند اسبهای خسته در سربالائی همدیگر را گاز می گیرند، نباید فرصت را از دست داد. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)