فرشگرد، همان طور که بسیاری پیشبینی میکردند، ظرف چند روز مچاله شد و به سبد کاغذهای باطلۀ اپوزیسیون رفت.

تبلیغات فراوان و خارج از قاعده ای که برای آن شد، دردی از بی محتوایی پیام و بی اعتباری پیام دهندگان دوا نکرد و بر عکس، باعث شد تا دست این گروه زودتر از همیشه رو بشود و پرونده شان بسته. افشاگری ها و موضعگیری های مخالف، از شمار بیرون رفت و معلوم همه کرد که داستان چیست، اینها چکاره اند و سرشان کجا بند است. بعد از داستان رفراندم که پهلوی چی ها را به سرعت به عقب نشینی و تغییر موضع به نفع مجلس مؤسسان، واداشت، این دومین باری بود که واکنش خودجوش و وسیع فعالان آزادیخواه، ضرب شستی به اپوزیسیون قلابی نشان داد و سخنگویان زبان دراز این گروه را سر جایشان نشاند.

فرشگرد به خودی خود اهمیتی نداشت، چنانکه نظایرش هم نداشته و ندارند، ولی دو فایده داشت.

اول اینکه شبکۀ تبلیغاتی وسیعی را که پشتیبان این حرکتهای قلابی است و از رادیو فردا تا رادیو آلمان و از تلویزیون من و تو تا تلویزیون بی بی سی، گسترده است و امکانات عمل بسیار دارد، بسیار بهتر از پیش به همه شناساند. اینها مانند چراغهایی هستند که از سیم واحد برق تغذیه میکنند و در مورد فرشگرد به یک اشاره، روشن و خاموش شدند. تا به حال، به دلیل فواصل زمانی عمل کردن آنها و روشن و خاموش شدن نوبتی، هماهنگی شان به این ترتیب هویدا نشده بود. همه میدانستند که اینها در یک راه و یک جهت کار میکنند، ولی پیام رسانی متناوب، به مسئله ظاهری طبیعی میداد، یا لاقل راه تظاهر به این امر را برای رسانه های دغلی که جز این نوع تبلیغات کاری ندارند، باز میگذاشت. از اینجا راه تظاهر بسته شد و البته ابعاد امکانات تبلیغاتی گروه های امربر خارجی نیز، بهتر بر مخاطبان روشن گشت. هماهنگی شان مثل منور هایی عمل کرد که هنگام جنگ از آنها استفاده میشود: صحنۀ تاریک نبرد، برای مدتی کوتاه مثل روز روشن شد و همه آرایش جنگی طرف مقابل را به عین دیدند. این از سود اول.

و اما فایدۀ دوم که بزرگتر هم هست. فایدۀ دوم این بود که برای اپوزیسیون واقعی و اصیل جمهوری اسلامی،  برای همۀ مبارزان آزادیخواه، فرصتی دوباره فراهم آورد، تا نیروی عظیم خود را در عمل ببینند.

از روز اول، یکی از مشکلات عمدۀ آزادیخواهان در نبرد با نظام اسلامی و ظرف یکی دو دهۀ اخیر، با قدرتهای خارجی ایرانستیز و مزاحم، این بوده که حریفان را به خاطر قدرت و امکانات دولتی که در اختیار دارند، خیلی برتر از خود انگاشته اند و از آنجا که دائم در معرض آتش تبلیغاتی وسیع و پرنیروی اینها قرار دارند، دچار نوعی توهم ضعف شده اند. این وضعیت به حریف فرصت داده که هر بار با حداقل درگیری و زحمت، به هدف خود که پاک کردن جبهۀ مبارزه به نفع خویش است، برسد.

از اعتراضات دی ماه به این سو، این دومین پیروزی آزادیخواهان در میدان بود و بسیار خوب به همه و در درجۀ اول خود مبارزان، نشان داد که نیروی آنها، حتی وقتی به صورت خودجوش و پراکنده و بدون هماهنگی قبلی عمل میکند، به این دلیل که تکیه گاه محکم فکری و پایۀ وسیع اجتماعی دارد، میتواند به راحتی تبلیغات طرف مقابل را خنثی کند و به موضع انفعالش بیاندازد.

آزادیخواهان باید هر چه بهتر بر توان عظیم خویش آگاه گردند و با اعتماد به نفسی متناسب با آن، در میدان مبارزه عمل کنند. آنچه که از اصلاح طلبان جمهوری اسلامی گرفته تا مزدوران خارجی در برابر ما به صف میکنند، سربازانی در همین حد هستند. با دبدبه و کبکبه به میدان میایند و با اولین یورش حریف، از میدان به در میشوند. این لشکر مجازی فقط میتواند در برابر کسانی عرض اندام کند که نمیدانند دنیایی واقعی هم وجود دارد.

آزادیخواهان قرار نیست از کشورهای خارجی نیرو بگیرند، قرار هم نیست که از ایمان مذهبی مدد بجویند، اینها باید به خود ایمان بیاورند و به نیروی لایزال ملت ایران تکیه کنند. راه پیروزی این است و خود پیروزی در دسترس ماست.

 

۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

rkamrane@yahoo.com

رامین کامران# فرشگرد#

فیس بوک ایران لیبرال

https://www.facebook.com/liberalir/

تلگرام ایران لیبرال

https://t.me/iran_liberal

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)