برخی از مهمترین ویژگی های سرزمین آریایی نشین آذربایجان در غرب ایران

* مردم آذربایجان همان گونه که نام سرزمینشان نشان می‌دهد، مردمانی هستند آریایی نژاد. نام آذربایجان از آتروپات سردار هخامنشی که آذربایجان را از چنگال اسکندر رهاند و تا سالیان دراز خود و خاندانش سر رشته‌دار این سرزمین بودند، گرفته شده. این سرزمین پیش از آتروپات، ماد خرد نامیده می‌شد: آتروپاتکان (خانه آتورپات) = (سرزمین آتورپات) = آذرپادگان = آذربایجان. ابراهیم پور داود (ایران‌ شناس، اوستا شناس، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران) در معنی آتروپاتکان می‌گوید: «نام آتروپات، نامی است که به گستردگی در ایران باستان به کار گرفته می‌شد، از دو بخش درآمیخته آتر (آذر) و پات که اسم مفعول از مصدر پا که در اوستا و پارسی باستان به معنی نگاه داشتن و پاس داشتن و پناه دادن، بسیار به کار رفته و همین واژه است که در پارسی، پاییدن شده است. جزو کان که در آتروپاتکان و آذرپادگان افزوده شده، همان است که در بسیاری از نام‌های دیگر سرزمین ایران هم دیده می‌شود مانند گلپایگان».

* آذربایجان (به پارسی میانه: آتورپاتَاکان) (به پارسی باستان: آذَرباذَگان/ آذَربایَگان) (به ارمنی: اَتْرَپَتَکَن) (به سریانی: اَذُربایْغان) نام سرزمینی جغرافیایی در انتهای شمال‌غربی ایران است که آن را آذرباد، آذربادگان، آذرباذگان، آذربایگان، آذربیجان و اَذْرَبیجان نیز نامیده‌اند. این سرزمین از شمال به رود ارس، جمهوری آذربایجان و ارمنستان، از جنوب به استان کردستان از شرق به استان گیلان و دریای خزر و از غرب به ترکیه و عراق محدود شده ‌است و شامل چهار استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان است. در گذشته، آذربایجان به سرزمینی گفته می‌شده که از شمال به اران، از جنوب‌غرب به آشور، و از غرب به ارمنستان و ترکیه محدود می‌شده و پایتخت آن شهر «گنجک» در تخت سلیمان در نزدیکی تکاب بوده که اعراب آن را «کزنا» و یونانیان «گازا» می ‌نامیده‌اند.

* پیش از آمدن مادها به آذربایجان، می‌توان به حکومت مانناییان اشاره کرد. زبان ماننایی‌ها روشن نیست؛ اما بخشی از نام‌های سرداران آن‌ها آریایی است و در کل، زبان واحدی در بین ماننا حاکم نبود. اما ماننایی‌ها بر تحت نفوذ ایرانی‌شدن قرار داشتند و نام‌هایی مانند «دیاکو» و «اودکی» و «ازآ» همگی نام‌هایی ایرانی هستند که در میان آن‌ها دیده می‌شود. با آمدن اقوام آریایی ماد به فلات ایران، اقوام غیرآریایی با ایشان آمیخته شدند و در یک اتحاد، پادشاهی ماد را به وجود آوردند. آنان تأثیر عمیقی بر تاریخ منطقهٔ آسیای غربی گذاشتند که مهم‌ترین آن نابودکردن حکومت آشور بود. ماد از دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تشکیل می‌شد که ماد کوچک همان آذربایجان امروزی است و ماد بزرگ شامل تهران، اصفهان، کرمانشاه و همدان می‌شد. در زمان هخامنشیان، ماد کوچک (آذربایجان) به عنوان یکی از ساتراپ‌ها اداره می‌شد. در اواخر دوران هخامنشی و هم‌زمان با لشکرکشی اسکندر به ایران، ساتراپ ماد کوچک فردی به نام آتورپات (آذرباد) از نجیب‌زادگان پارسی بود. وی توانست این منطقه را از حملهٔ اسکندر حفظ کند. بعد از آن ماد کوچک به نام او «ماد آتورپات» یا «آتورپاتکان» نامیده شد. 
در زمان سلوکیان و اشکانیان آذربایجان خودمختاری نسبی داشت که البته اساس کشورداری سلوکیان و پس از آن اشکانیان بر استقلال نسبی استان‌ها استوار بود. در زمان سلوکیان به نظر می‌رسد خاندان آتورپات همچنان بر آذربایجان حکم می‌راندند. در زمان اشکانیان وضعیت حکومت آذربایجان چندان روشن نیست ولی می‌توان حدس زد مانند دیگر نقاط ایران تحت سیطرهٔ خاندان‌های زمین‌دار (فئودال) با نفوذ و مطیع اشکانیان اداره می ‌شده‌ است. مشکل آذربایجان در زمان اشکانیان یورش‌های سهمگین آلان‌ها و گرجی ‌ها از قفقاز بود که باعث ویرانی و غارت فراوان می‌شد. در زمان ساسانیان آذربایجان اهمیت ویژه‌ای یافت. یکی از سه آتشکدهٔ معتبر ساسانیان، آتشکدهٔ آذرگشنسب در تخت سلیمان آذربایجان قرار داشت. پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت آن می‌شتافتند و هدایای بسیار تقدیم می‌کردند. این آتشکده نشانهٔ اتحاد دین و دولت بود و نماد دولت ساسانی به‌شمار می‌رفت. آتشکدهٔ آذرگشنسب در نزدیکی تَکاب و روستای شهر تخت سلیمان در استان آذربایجان غربی و ۴۵ کیلومتری شمال شرقی این شهر واقع است و گفته شده که تخت سلیمان همان «فره‌اسپه» پایتخت ایران اشکانی بوده‌ است. در زمان حکومت ساسانیان، مردمان ترک‌تبار خزر به قفقاز وارد شدند. قباد پدر انوشیروان با تلاش فراوان ایشان را عقب راند و دژهای مستحکمی در دربند قفقار برای جلوگیری از یورش‌های آنان بنا کرد. رومیان نیز هرساله مبالغی برای نگهداری این دژها به دولت ساسانی می‌پرداختند. همچنین در زمان ساسانیان جنگ سرنوشت‌ساز بهرام چوبین با خسرو پرویز در این استان بود که به شکست بهرام انجامید. دیگر رویداد مهم این دوره، حملهٔ هراکلیوس امپراتور روم به آذربایجان بود که منجر به ویرانی آتشکدهٔ آذرگشنسب شد. 

آریایی ها در نقاط گوناگون آذربایجان ایران

از جمله نقاطی که در دوران حکومت آریایی ماد به عنوان شهرهای آریایی نشین آذربایجان ایران شناخته می شوند عبارتند از:
تبریز مرکز استان آذربایجان شرق ی است. برخی تاریخ شناسان ادعا کرده‌اند که بهشت عدن در محل فعلی شهر تبریز بنا شده بود. نخستین نوشته ی موجود دربارهٔ تبریز کتیبه پادشاه آشور سارگن دوم می‌باشد. همچنین اکتشافات انجام شده در طی سال‌های ۱۳۸۰ در حوالی مرکز تبریز نشان از وجود تمدنی در محل کنونی شهر تبریز در هزاره ی اول و دوم قبل از میلاد دارد. شماری از محققان بر این عقیده‌اند که دژ تارویی – تارمکیس که نام آن در کتیبهٔ سارگن دوم (پادشاه آشور در بین سال‌های ۷۰۵ تا ۷۲۱ پیش از میلاد) آمده، در محل شهر کنونی تبریز قرار داشته‌است. در کتیبهٔ سارگن دوم این دژ را دژی بزرگ و آباد و دارای باروی تودرتو وصف شده‌است. این دژ بنابر نوشته‌های کتیبهٔ سارگن، محل نگه‌داری اسب‌های ذخیرهٔ سواران اورارتو بوده که در حملهٔ آشوری‌ها ویران شده‌است. اما این ارتباط تبریز با شهرها و قلعه‌های دوران مادها، مورد اختلاف بین محققین است. در کتاب تاریخ ایران (چاپ دانشگاه کمبریج) آمده که تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بنا شده یا به احتمال بیش‌تر در سدهٔ هفتم این واقعه روی داده‌است. شهر کنونی تبریز بر روی خرابه‌های شهر «تَوْرِژ» (بارها) بنا شده‌است. تورژ یکی از با اهمیت‌ترین مراکز بازرگانی منطقه بوده و به عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب اهمیت فراوانی داشته ‌است. این شهر در طول تاریخ چندین بار به عنوان پایتخت حکمرانی پادشاهان مختلف انتخاب شده‌است. 
* ارومیّه (رضائیه) یکی از کلان‌ شهرهای ایران، مرکز استان آذربایجان غربی و شهرستان ارومیه در شمال غربی ایران است که در منطقه ی آذربایجان واقع شده ‌است. در شروع دوره ی پهلوی به دلیل علاقه ی رضا شاه به ارومیّه این شهر به رضائیه تغییر نام یافت و بعد از انقلاب ۵۷ دوباره به نام ارومیه خوانده شد . عقیده بر این است که شهر ارومیه در هزاره ی دوم قبل از میلاد بنا شده‌است. از تل‌های متعدد در نزدیکی شهر (گوک تپه، دیگاله، ترمنی، احمد، سارالان، دیزه تپه) تا به حال اشیای بسیار قدیمی به دست آمده‌ است. 
اردبیل (نام باستان: آرتاویل) یکی از کلان‌ شهرها و مرکز استان اردبیل در شمال غربی ایران است. اردبیل تمدنی ۳۰۰۰ ساله در حاشیه جادهٔ ابریشم دارد که سابقهٔ تاریخی و باستانی آن را کاروانسرا های بی‌نظیر به جهت نوع معماری و تجمیع هنرهای ظریف ایرانی بیان می‌کند. اردبیل در گذشته گذرگاه کاروان ‌های تجاری و نظامی متعددی بوده که زمینهٔ احداث کاروانسراها را فراهم کرده‌است. بسیاری از مؤلفان، بنای شهر اردبیل را به فیروز، پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند و می‌نویسند که اردبیل به دستور این پادشاه، که در سدهٔ پنجم میلادی می‌زیست، ساخته شده‌ است. فردوسی در شاهنامه بنای اردبیل را به پیروز ساسانی نسبت می‌دهد. اما تاریخ اردبیل خیلی قدیمی‌تر از زمان فیروز ساسانی‌است. زیرا که فیروز درسال ۴۵۹ میلادی به سلطنت رسیده‌ است و ۳۴ سال قبل از این تاریخ، بهرام پنجم ملقب به بهرام گور در مقابل حملهٔ هیاتله از راه اردبیل به آمل وگرگان و سپس به خراسان رفته و در آن‌جا، خاقان هیاتله را کشته‌ است. این موضوع در شاهنامه فردوسی آمده‌است: چو آگاهی آمد به بهرام‌شاه – که خاقان به مرو است چندان سپاه/ همی راند لشکر چو تزکوه سیل – به آمل گذشت از ره اردبیل. در زمان فیروز به دلیل حملهٔ طوایف شمال (هونها) اردبیل ویران گردید و به دستور فیروز، آباد گردید و برج و بارو درآن ساخته شد و از این‌رو بنای آن را به فیروز نسبت می‌دهند. در قرن ششم قبل از میلاد زرتشت پیامبر بزرگ ایران ظهور کرد و بنا به روایت اوستا، کتاب یسنا در بالای کوه سبلان بر او نازل شد.
زَنجانْ یا زنگان مرکز استان زنجان و از بزرگترین شهرهای شمال غرب ایران است. حمدالله مستوفی تاریخ‌نگار نامدار، بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سر دودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را شهین ذکر کرده‌ است. در لغت نامهٔ دهخدا هم در سرواژهٔ شهین چنین نوشته: شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد و گویند این شهر را اردشیر بابکان بنا کرده ‌است. زنجان شهری بود بزرگ در میان ری و آذربایگان، و وجه تسمیه ی آن، مخفف زندگان یعنی اهل کتاب زند است، و زندیگان زنگان شده و دال او حذف گردیده ‌است.
مراغه: دومین کهن شهر آذربایجان بعد از ارومیه می‌باشد این شهر از دوران قبل از اسلام‌ آباد بوده‌ است. دیاکونوف با استفاده از مندرجات الواح آشوری از وجود یک پادشاهی نیمه‌ مستقل به نام «اوئیش‌دیش» یا «ویش‌دیش» در سدهٔ هشتم قبل از میلاد در حدود ناحیهٔ مراغهٔ کنونی و در جوار قلمرو دولت ماننا و تحت نفوذ آن خبر داده‌ است. اما هیچ نشانه‌ای از قرارگاه و مرکز این دولت محلی باستانی در دست نیست. در سال ۳۶ پیش از میلاد، مارک آنتونی، سردار روم پایتخت آتروپاتکان، شهری به نام «فراعته» یا «فراسپا» را که دارای استحکامات تدافعی خوب ی بوده‌است محاصره کرده بوده‌است که در نهایت مغلوب مقاومت آتروپات‌ها و پارتیان شد و عقب‌نشینی کرد. شهر نامبرده به احتمال زیاد مراغه کنونی بوده‌ است.
میانه: در کتاب‌های تاریخی نام این شهرستان را میانج ثبت کرده‌اند. چون این شهرستان به نوشته برخی، پیش از میلاد مسیح در خط مرزی دو سرزمین ماد و پارت قرار گرفته بود. با این حال شهرستان میانه در قرنهای هفتم و هشتم هجری علاوه بر میانج نام دیگری چون ” گرمرود ” داشته و در برخی از کتاب‌های آن زمان برای شناسایی آن از هر دو نام (گرمرود و میانه) استفاده شده‌است یشینه و سابقه تاریخی شهرستان میانه به ده‌ها سال قبل از میلاد بازمی‌گردد و بعضی نوشته‌ها سابقه تاریخی میانه را تا ۷۲۰ سال پیش از میلاد نیز نقل می‌کنند. وجود کتیبه‌های آشوری و اورارتویی در بعضی مناطق آذربایجان و کشف آثار باستانی و مجسمه‌های سفالین در شهرستان میانه، قدمت تاریخی آن را به دوره‌های پیش از تشکیل دولت ماد می‌رساند.
مرند: نخستین نام مرند را مورخینی چون هرودوت و گزنفون، مانداگارنا دانسته‌اند و استرابون آن را موروندا خوانده است. بر اساس اسناد، سابقه این شهر به اواسط هزاره سوم قبل از میلاد می‌رسد، مرند در روزگار پادشاهی مادها از رونق زیادی برخوردار بوده و روزگاری مرکز حکومت اقوامی مهم در دوره کلده و آشور بوده است.
خوی: پیشینه ی این شهر، به سه‌ هزار سال پیش برمی‌گردد. در دوران باستان، خوی همانند سایر شهرهای آتورپاتکان، از دوره ی مادها تا پایان ساسانیان، تحت حکومت پادشاهان ایرانی بود. پیش از مادها، شهر خوی جزئی از ناحیه باستانی سان‌گی‌بوتو و بخشی از سرزمین اورارتو بوده‌است. در دوران باستان، شهر خوی به واسطه حضورش در مسیر جاده ی ابریشم، اهمیت بالایی داشت.
هشترود: از ریشه ی کلمات فارسی پهلوی (اشتا رود) به معنی رود مقدس است و نام قدیمش سراسکند حکایت همان رود با آب زندگی بخشی است که اسکندر معروف در پی آن بود و محل قلعه ی ضحاک یک نیایشگاه میترایی (مربوط به دوره اشکانی) می‌ باشد.
شبستر: بر پایهٔ اسناد و آثار تاریخی ثابت شده که منطقهٔ شبستر پیش از ورود آریایی‌ها به فلات ایران مسکونی بوده و حکومت‌های محلی اورارتو و ماننا بر این منطقه تسلط داشته‌اند.
اذرشهر: نام قدیم آذرشهر «توفارقان» بوده که در دورهٔ پهلوی به آذرشهر تغییر پیدا کرده ‌است. قدمت طولانی شهرستان آذرشهر که به پیش از حکومت اشکانیان و ساسانیان می رسد، باعث شده که تپه های باستانی زیادی در اطراف  اذرشهر پیدا  شود.
خسرو شاه: یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در شهرستان تبریز واقع شده است. شهری که اکنون خسرو شاه نامیده می‌شود در هزاره ی اول قبل از میلاد، منطقه ی مسکونی قبیله‌ای بوده و نامش در آن زمان «آنیاشتانیا» بوده‌ است. مطابق نوشته دیاکونف مورخ روسی، در دوران حکومت ماد، قلاع این منطقه استراتژیکی بوده‌ و آنیاشتانیا هم مستثنی از این قاعده نبوده‌ است. بنابراین آنیاشتانیا در منطقه‌ای که دارای دیوارهای بلند با ارتفاع ۵ الی ۷ ذرع و عرض ۲ الی ۳ ذرع و برج‌هایی به فاصله ۲۰۰ ذرع از همدیگر به ‌صورت مضرس و دندانه‌دار بنا شده بود. این قلعه را مانند قلاع دیگر، رئیس قبیله اداره می‌کرد و کنترل تمامی آن و همچنین باز و بسته بودن دروازه‌ها با دستور وی امکان‌پذیر بوده‌ است. روزها صبح زود فقط یک دروازه باز می‌شد و دامداران رمه‌های خود را به چرا می‌بردند، اما شب‌ها دروازه بسته می‌شد. در مراسم و جشن‌های مخصوص کشاورزان و دامداران به‌دستور رئیس قبیله هر دو دروازه باز می‌شد، اما هنگام احساس خطر و حمله ی‌ قبایل دیگر فوراً دروازه‌ ها بسته می‌شد و قلعه حالت جنگی به خود می‌گرفت.

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
ریشه و تبار مردم آذربایجان (نوشتاری از مسعود لقمان): تارنمای ایران بوم/ آذربایجان: تارنمای ویکی‌پدیا/ تبریز: تارنمای ویکی‌پدیا/ برخی از ” تخت” های مشهور در سرزمین ایران (تخت سلیمان یا آتشکده آذرگُشنَسب): تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ تخت سلیمان و آتشکده آذرگُشنَسب: تارنمای ویکی‌پدیا/ مشهور ترین آثار تاریخی و متون حماسی آریایی ها در ایران باستان: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/  ارومیّه (رضائیه): تارنمای ویکی‌پدیا/ اردبیل: تارنمای ویکی‌پدیا/ شهرهای آریایی نشین زنجان و قزوین: تارنمای گزیده ای از نوشتارها زنجان: تارنمای ویکی‌پدیا/ گزارش تارنمای ویکی پدیا در مورد شهرهای مراغه، میانه، مرند، خوی، هشترود، شبستر و اذرشهر/ اذرشهر: تارنمای اذرشهر/
 نگاهی به منطقه ی خسروشاه: تارنمای عصر نو
==============

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)