بـرانـدس از مـطـلـعـیـن کـم نـظـیـر از ادبـیـات اروپـا و بـه عـنـوان نـاقـد و ادیـب صـاحـب مـنـزلـتـی در آن قـاره بـود.
بـرانـدس فـعـالـیـت دو سـویـه داشـت: از یـک سـو شـنـاسـانـیـدن و پـیـونـد زدن ادبـیـات نـوردیـک (اروپـای شـمـالـی، اسـکـانـدیـنـاوی) بـه ادبـیـات بـقـیـۀ اروپـا؛ از دیـگـر سـو شـنـاسـانـیـدن ادبـیـات مـمـا-لـک پـیـش رفـتـۀ اروپـا بـه مـمـالـک اسـکـانـدیـنـاوی، و از ایـن رهـگـذر مـشـارکـت در راه یـافـتـن انـد یـشـه هـا و ایـده هـای مـدرن و سـازنـده در سـیـر تـکـامـل سـیـاسـی و اجـتـمـاعـی بـه ایـن مـمـالـک. اثـر بـااهـمـیـت بـرانـدس در تـاریـخ ادبـیـات، Hovedstrømninger i det 19de Aarhundredes Litte ratur(جـریـانـات اسـاسـی در ادبـیّـات سـدۀ نـوزدهـم)(90- 1872)، بـه اضـافـۀ مـکـاتـبـات بـاشـمـول او بـا نـویـسـنـدگـان و نـاقـدان شـهـرۀ اروپـا مـبـیـن گـسـتـردگـی دامـنـۀ صـلاحـیـت ادبـی او بـود.
بـرانـدس در اواسـط دهـۀ 60 سـدۀ 19 در سـنـی جـوان در عـالـم ادبـیـات ظـاهـر گـشـت. در آن زمـان او هـنـوز خـود را شـاگـرد فـیــلـسـوف جُـرج ویـلـهـلـم فـریـدریـش هـگـل(Georg Wilhelm Fried
rich Hegel)(1831- 1770)2 مـی دانـسـت. هـم چـنـیـن بـرانـدس در جـوانـی تـحـت تـأثـیـر افـکـار فـیـلـسـوف سـورن کـیـه کـه گـورد(Søren Kierkegaard)(55- 1813) قـرار داشـت. درجـریـان بـحـران مـذهـبـی حـادّی در جـوانـی بـرانـدس احـسـاسـات عـشـق بـه انـسـان و هـمـدردی بـا سـتـمـدیـدگـان، بـیـنـوایـان و سـرکـوب شـدگـان او را مـسـتـغـرق، و بـه مـسـیـحـیـتـی بـنـا بـر اسـتـنـبـاط کـیـه کـه گـورد نـزدیـک سـاخـتـه بـودنـد. بـعـد بـود کـه او از ایـن مـسـیـحـیـت فـاصـلـه گـرفـت. وی تـصـوراتـش را در جـزوه ای بـا عـنـوان Dualismen i vor nyeste Philosophie (دوآلـیـسـم در جـدیـدتـریـن فـلـسـفـۀ مـا) در اکـتـبـر 1866 مـنـتـشـر سـاخـت، و از زاویـۀ نـظـری انـتـقـادی بـه کـیـه کـه گـورد بـرخـورد نـمـود. او ضـمـن مـعـطـوف داشـتـن تـوجـه دیـگـران بـه انـتـقـاد فـلـسـفـی مـذهـبـی در فـرانـسـه، اظـهـار داشـت، کـه از مـدتـی پـیـش از جـانـب داری کـیـه کـه گـورد از خـودکـامـگـی و از پـذیـرفـتـه شـدن ایـن امـر مـوروثـی از سـوی او، درک نـادرسـت کـیـه کـه گـورد از زمـانـش و مـبـارزه اش بـرضـد تـکـامـل و پـیـشـرفـت آگـاه بـوده اسـت.3 بـرانـدس سـپـس مـجـذوب نـویـسـنـدگـان بـزرگ مـکـتـب رمـانـتـیـسـم فـرانـسـه – عـمـدهً ویـکـتـور مـاری هـوگـو(Victor – Marie Hugo)(85 – 1802) و انـوره دو بـالـزاک(Honorè de Balzac)(1850- 1799) – گـردیـد. بـرانـدس هـم چـنـیـن بـا تـئـوری هـای ادبـی و پـراتـیـک انـتـقـادی نـاقـد و مـورخ ادبـیـات شـارل اوگـوسـتـن سـنـت بـیـو(Charles Augustin Saint – Beuve)(69 – 1804) – کـه او را بـه عـنــوان ” سـخـنگـوی پـژوهـش آزادانـه” در مـقـالـه ای در نـشـریـۀ Illustreret Tidende( اخـبـار مـصّـور)، مـورخـۀ 31 اکـتـبـر 1869 بـه نـیـکـی سـتـود – و هـیـپـولـیـت آدولـف تـایـن(Hippolyte Adolphe Taine)(93 – 1828)، فـیـلـسـوف، مـورخ و نـاقـد4، آشـنـایـی یـافـت. بـرانـدس در سـال 1870 بـا پـژوهـشـی از خـود دربـارۀ اسـتـنـبـاط ادبـی تـایـن، تـحـت عـنـوان Den franske Æsthetik i vor Dage( زیـبـایـی شـنـاسـی فـرانـسـه در ایّـام مـا) بـه درجـۀ دکـتـری نـایـل آمـد. او در ایـن پـژوهـش زیـبـاشـنـاسـی تـایـن را بـا غـمـض کـلام انـتـقـادی و از مـبـداء تـأمـل مـعـقـولانـه مـورد بـررسـی قـرار داد. وی تـایـن را بـه مـثـابـۀ نـوسـازنـدۀ فـلـسـفـۀ سـدۀ هـجـدهـم و مـبـارز فـلـسـفـۀ اسـپـیـریـتـوآلـیـسـم سـتـود. و در تـداوم جـدل دوآلـیـسـم، وحـدت ادراک انـسـان را5 و ایـدۀ پـیـش رفـت بـه صـورت اسـاس نـوع دوسـتـی عـمـومـی و شـرط دانـش مـدرن را مـطـرح سـاخـت.6 دیـگـر نـکـتـۀ مـهـم در پـژوهـش بـرانـدس، کـه از آن جـهـت از تـایـن فـاصـلـه گـرفـت، دتـرمـیـنـیـسـم7 بـود، کـه از نـظـر بـرانـدس نـاگـزیـر بـه نـفـی هـر نـوع تـکـامـل، چـه تـاریـخـی و چـه فـردی، مـنـجـر مـی گـردیـد، و پـیـش رفـت و نـبـوغِ سـهـیـم در پـیـش رفـت را تـوضـیـح نـمـی داد. بـرانـدس درعـیـن رد کـردن دتـرمـیـنـیـسـم تـایـن، نـظـریـه اش درمـورد ضـرورت تـوضـیـح تـاریـخـی و روان شـنـاخـتـی ادبـیـات، بـه عـوض نـقـد فـرمـالـیـسـتـی کـهـنـۀ رایـج را بـه پـیـش کـشـیـد…

فایل کامل این مقاله (۱۷ صفحه) را با کلیک بر روی تصویر زیر دریافت کنید:

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)