نامی که بر یک فرد یا جغرافیا و… می‌گذاریم‌، در تصویر از آن شهروند یا پدیده در ذهن انسان، نقشی بنیادینی دارد. باید گفت بخشی مهمی از احساس یا تصویر ذهنی‌ که از پدیده‌ها به نام آنها ارتباط دارد و نام یک پدیده تا چه حد با ماهیت آن سازگار است‌، موضوعی مهم و قابل تأمل است‌. در این میان نهادن نام‌های نیکو بر افراد و یاد کرد آنها با نامی که خود می‌پسندند و دوست میدارند، از وظایف اجتماعی همه انسان‌هاست و نیکو دانسته می‌شود.

در این بین هنگام استفاده از نام کشورها، ملت‌ها، زبان‌ها و.. باید دقت کرد تا از تلفظ و نام‌های درست و محترمانه ای استفاده کنیم. در این زمینه ملاحظاتی مد نظر است و باید توجهی بنیادین به آن داشته باشیم. نخست باید بدانیم برخی نام هایی چون عرب و ترک نام قومی است و هر چیزی که به این اقوام نسبت داده شود، به صورت صفت نسبی (نام قوم + پسوند نسبی ی) بیاید. چنانچه فرهنگ وابسته به چین صفت نسبی چینی را به کار می‌بریم. دوم اینکه در مقابل مردمانی که در کشورهایی با مرزهای مشخص می زیند، گاه نام‌هایی دارند که همواره با نام قومیت آن‌ها ارتباط آشکاری ندارد. چنانچه در کشورهای گوناگونی در خاورمیانه مردمانی خود را قوماً عرب می‌دانند ولی نام کشور چیزی دیگری است.

سوم اینکه باید توجه داشت که در روند تحولات نوین امروزه تغییر نام مکان های جغرافیایی ملی از سوی دولت های گوناگون امری عادی است و همچنان که امروزه بمبئی مهم‌ترین شهرهای کشور هند با نام جدید مومبای (انگلیسی: Mumbai) خوانده میشود و پکینگ و واژهٔ بیجینگ عملا برتر از پکن  دانسته می شود، لذا بایسته و شایسته است نام دقیق تر آن (که مد نظر مقامات آن مردم و کشور نیز هست)‌ به کار رود. اما در حالی در بیشتر جهان از کلمه بیجینگ استفاده می کنند و بسیاری در چین یا هند استفاده از تلفط نام قدیمی یا سیستم تلفظی استعماری را در مورد کشورشان توهین به خود می دانند. در ایران هنوز از پکن استفاده می کنند.

چهارم اینکه شایسته است نام های رسمی و احترام آمیز همسایگان را خطاب قرار دهیم و نام های تحقیرآمیز و یا ناپسند را به کار نبریم. به عنوان نمونه  هنوز برخی مقامات و رسانه های ایرانی از  واژه افاغنه برای شهروندان یا اتباع افغانستان بهره می گیرند. در حالی که از نگاه بسیاری از افغانستانی ها؛ کاربرد واژه افاغنه‌ زشت ترین و تحقیرآمیز‌ترین نامی است که می‌توان به مردم یا شهروندان افغانستان داد. در همین راستا نیز حساسیت مردم افغانستان به واژه «افغانی» که برخی مقامات و رسانه‌های ایرانی از آن استفاده می‌کنند وجود دارد. بنابراین دور از انتظار نیست که مردم و رهبران افغانستانی ها از همزبانان ایرانی خویش بخواهند نام کشور و مردمشان را با درستی و نیکی به کار برند. در همین راستا کاربرد عبارت‌هایی همچون «افاغنه محترم‌» و «افغانی عزیز» «افاغنه گرامی» «افغانی ها» «افغانی های برادر » و گاه در شکل محاوره‌ای‌اش «افغونی‌»، در کنار تحقیر و تخفیف نمی تواند دوستانه و محبت آمیز تلقی گردد.

آنچه مشخص است اهل کشور افغانستان را باید افغان بنامیم و قانون اساسی افغانستان واژه «افغان‌» را بر هر شهروندی از افراد ملت افغانستان پیشنهاد می‌کند؛ چنانچه واژه افغان در مراجع رسمی‌، دیپلماتیک و رسانه‌ای‌، کاربرد واژه «افغان‌» برای اتباع این کشور درست به  شمار می رود. بنابراین بایستی از کاربرد واژه «افغانی» که در واقع در واقع واحد پول افغانستان است دوری شود. همچنین هر چند در نظر گروه گسترده ای از مردم افغانستان‌، کاربرد «افغان‌» هم خالی از اشکال نیست‌، و «افغان‌» نام قوم (پشتون‌) را تداعی می‌کند و آنان کاربرد واژه «افغانستانی‌» را برای شهروندان افغانستان مناسب‌تر می دانند اما به هر جهت بایسته، شایسته و لازم است مقامات و رسانه های ایرانی واژگانی چون افاغنه را دور ریزند و با نظر داشت نام های رسمی و احترام آمیز همسایگان و مردمان دیگر را خطاب قرار دهند و از پیامدهای گسترده منفی به کارگیری نام های تحقیرآمیز و یا ناپسند برای دیگر مردمان گیتی جلوگیری کنند.

 

فرزاد رمضانی بونش

تحلیل گر ارشد مسائل منطقه ای

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)