با گذشت بیش از یک قرن  از آغازین سالهای اعتراضات جهانی به تبعیض و نابرابری بر علیه زنان، جنبش رهایی زن  امروزه در ابعادی بسیار بین المللی تر از هر دوره دیگری به میدان آمده است.  گستره این جنبش در یک بعد عظیم اجتماعی دیگر محدود به کشورهایی در حوزه تمدن غرب نیست و کل پهنه گیتی از افغانستان و ایران و پاکستان و هند تا تونس و مصر و عربستان و  قاره آفریقا تا  بسیاری از کشورهای خاورمیانه و آسیا تا قلب متمدن ترین کشورهای اروپایی را در بر گرفته است.

این جنبش در دوره حاضر خیزی  بمراتب تاریخی تر را در جهانی آغاز کرده است که خصلت نمای آن نه معادلات جهان دو قطبی در چهارچوب رقابت دو سیستم ضد انسانی سرمایه داری دولتی شوروی و بازار آزاد غرب، بلکه بن بست اقتصادی سیاسی و فرهنگی اجتماعی کلیت نظام سرمایه داری و به میدان آمدن جنبشهای عظیم اجتماعی است، جنبشهایی که هر روزه و در ابعادی هر چه وسیعتر در حال به میدان آمدن هستند و میروند تا همچون اوایل قرن بیستم پایه های اقتصادی و اجتماعی سیاسی نظامهای ضد انسانی موجود را در هم بکوبند و مبشر دنیایی بهتر باشند.

زنان نیمه انسان نیستند، آنان انسانند و به همین اعتبار جنبش زنان از تعیین کننده ترین جنبشهای اجتماعی  در تحولات پیشاروی تاریخ بشریت معاصر است. این جنبش یک جنبش میلیاردی است و پیوندی  عمیق با رهایی  انسان دارد، از همین رو هم است که جنبش زنان در هر دوره ای در تاریخ معاصر پیوندی همیشگی  و ناگسستنی با جنبش کارگری و افق و آرمانهای آن داشته است.

جنبش زنان و جنبش کارگری از نظر ما کارگران متشکل در اتحادیه آزاد کارگران ایران بمثابه دو نیمه یک پیکر اند که معیار هر درجه از رهایی  هر کدام از آنان، معیار رهایی آن دیگری و کل بشریت از هر قید و ستم و استثماری است.

زنده باد 8 مارس،  زنده باد جنبش زنان

زنده باد همبستگی و اتحاد جنبش کارگری با جنبش رهایی زن

اتحادیه آزاد کارگران ایران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)