چند روز پیش دوستی توییتی نوشته بود که “در آمریکا به یک رستورانی ایرانی رفتم که در دیوارهای رستوران از اصفهان، شیراز، یزد، کرمان، ماسوله، تهران و سیاتل عکس داشت و هیچ عکسی از شهرهای آذربایجان، کردستان، زاهدان و اهواز نداشت”. زیر توییتش تجربه شخصی خود را نوشتم که “تنها رستوران ها نیست، در هیچ یک از سه  سفارت خانه ایران که من رفتم، هیچ عکسی از شهرهای ازربایجان، کوردستان، بلوچستان و عربستان… وجود نداشت”. در و دیوار سفارت خانه های ایران عکس هایی از تخت جمشید، پاسارگاد، حافظیه، باغ ارم، منار جنبان، قضر چهل ستون، ارگ بم، باغ و حمام کرمان و یزد… غیره است.

 جالب اینجاست که در این سفارتخانه ها هیچ عکسی ار حرم امام رضا و جمکران و قبر حضرت معصومه و دیگر اماکن مذهبی هم ندیدم. حالا اگر پان ایرانیست ها با تفره رفتن از جوابگوئی به مظالم موجود در حق ائتنیک ها، میگویند؛ “اینها ( نظام جمهوری اسلامی) عرب! و دشمن ایران و ایرانی هستند”، چیزی از سیاست فارس محور جمهوری اسلامی کم نمی کند.

هفت سال پیش همراه با همسر و پدر و مادر همسرم به دیدن بقعه شیخ صفی در اردبیل رفتیم. وقتی بلیط را گرفتم، روی بلیط عکس تخت جمشید حک شده بود! با تعجب از بلیط فروش بقعه سوال کردم که چرا عکس تخت جمشید؟! گفت دوره ای! هست و هر سال روی بلیط تمامی اماکن فرهنگی_تاریخی ایران عکس یکی از آثار تاریخی شهرهای ایران حک میشود! گفتم عکس بقعه کی و کدام سال روی بلیط های اماکن فرهنگی_تاریخی سراسر ایران بود؟ گفت؛ نمیدانم.

چند روز پیش در صفحه تلگرام #اردبیلیم عکسی معترضانه از بلیط ورودی بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی گذاشته بودند، که عکس تخت جمشید بر آن حک شده بود. با خود گفتم؛ این تخت جمشید هم عجب دور برداشته است!

میگویند در کشورهای با سیستم دیکتاتوری، تلویزیون های رژیم با استفاده از یک پرتو افکن، عکس دیکتاتور را در هر 5 ثانیه به مدت یک سه هزارم ثانیه در مقابل چشم مخاطب قرار میدادند تا آن دیکتاتور ملکه ذهن شهروندان باشد و در هر زمان و مکانی ایشان را حاظر و ناظر بر گفتار و کردار خود ببینند! عکس تخت جمشید بر روی بلیط های اماکن تارخی_فرهنگی کل ایران هم عملکردی غیر از این نمیتواند داشته باشد. به نظر من این شگرد تا اینجای کار هم موفق بوده است و بدون اینکه کسی پرسشگرانه به مسئله بنگرد که چرا تاریخ باستان ما از هخامنشی شروع میشود؟ این بنا حداقل برای فارس زبانان و آسیمیله شدگان در این تاریخ نسخه پیچی شده، به سنبل تاریخ باستان ایران تبدیل شده است! تمامیت خواهی به درجه ای رسیده است که به هیچ استانی حق چاپ بلیط با آثار تاریخی_فرهنگی خود را نمیدهند و عکس روی بلیط ها هم از بالا دیکته میشود! با حک کردن عکس هایی از تاریخ هخامنشی، پاسارگاد و تخت جمشید بر روی بلیط ها، به نوعی تاریخ دیکته شده را به شهروندان القا میکنند و قدر مسلم این که هر ایرانی با این القائات باستان گرایانه، به همراه دولتین شاه و شیخ اش یک تخت جمشید پرور میشوند! نمایش عدم اجازه به برنامه های جشن کوروش و دیگر برنامه های باستان گرایانه از طرف جمهوری اسلامی بیشتر به خاطر ترس از عدم کنترل تجمع کنندگان و همچنین افتادن رهبری ملی گرایی فارس محور به دست گروهای مخالف نظام هست. مگر محافظه کارترین نماینده نظام چفیه بر گردن کوروش نینداخت؟

به تبریزی، سنندجی، زاهدانی، اهوازی و گنبد کاووسی میگویند؛ وارد هر اماکنی که میشوی مهم نیست، این تخت جمشید را به خاطر داشته باش! و شما مهمانِ وارثان مهمان نواز آن تاریخ پر احتشام هستید. صاحب خانه، فرهنگ و زبان خود را از آن تاریخ به یدک میکشد و هر مهمانی باید آن تاریخ و فرهنگ و زبان را در ذهن خود حک کند و یاد بگیرد.

به راستی این پان ایرانیست ها چی خواستند که جمهوری اسلامی براشون نداد؟ خودشان تا این حد نمیتوانستند مکار و حیله گر باشند که این رژیم هست.  اگر امروز جمهوری اسلامی با زور و تمامیت خواهی قومی، بر حک شدن تخت جمشید بر روی تمامی بلیط های اماکن فرهنگی_تاریخی سراسر ایران اصرار دارد، پس بر خلاف تبلیغات پان فارس ها، ایران باستان برای جمهوری اسلامی مهمتر از آن است که قیدش را بزند. این در صورتی است که رهبر ایران سخنانی بر علیه تمامی پادشاهان ایران باستان داشته است. نکته دیگر اینکه حک شدن تخت جمشید یر روی بلیط های اماکن تاریخی_ فرهنگی سراسر ایران، کار دو سه سال اخیر نیست که فکر کرد حاکمیت برای بقای خود، گفتمان و عملکرد ملی گرایانه به خود گرفته است.

اگرقبول کنیم که درک اکثریت جامعه ایرانی از مفهوم  تاریخ کلاسیک ایرانی بر پایه ستایش از گذشته و امپراطوریهای پیش از اسلام است و نمادها و نشانه های ایران باستان تقدس پیدا کرده است و گفتمان بخش عمده ای از جامعه در جهت بازسازی ایرانی_آریایی صورت میگیرد، نمیشود سهم جمهوری اسلامی را نادیده گرفت.

 

افسر عباسی تقی دیزج

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)