سخنان خاتمی در بنیاد باران و رهنمود های ۱۵ گانه او را برای حفظ حکومت اسلامی حاکی از تداوم گماشتگی کارگزاری معتقد، دوآتشه و سرسخت جمهوری اسلامی است. چنان که در سالهای مسئولیتش درکیهان بر تنور جنگ بی حاصل و علیه نهضت آزادی و مهندس بازرگان موضعی حزب ­اللهی داشت (سرمقاله روزنامه کیهان در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۶۰ در واکنش به نطق اعتراض گونه مهدی بازرگان نسبت به عملکرد دادگاه‌های انقلاب) و در ماههای اول ریاست جمهوری اش در پیام تسلیتی، لاجوردی عامل اجرایی اعدام­های بدون حساب و کتاب رژیم را ستون جمهوری اسلامی نامید و همچنین در دوره دوم مسئولیتش در برابر خواست تغییر قانون اساسی دانشجویان – که حتی رفسنجانی از احتمال اعمال آن سخن گفت-  را خیانت دانست.  و اکنون بعد از چهل سال:

“سیدمحمد خاتمی در فراز پایانی سخنان خود در دیدار نمایندگان ادوار مجلس ضمن تشکر از دولت و بخصوص رئیس جمهوری محترم ، نمایندگان مجلس و نهادها برای تلاش هایشان بیان کرد: به عنوان یک شهروند دوستدار ایران و اسلام، به خاطر نقص‌ها و کمبودهای موجود، با همه وجود از مردم عذرخواهی می‌کنم. ما می‌توانستیم بهتر از این به ایران و ایرانی خدمت کنیم، و امیدوارم شاهد از بین رفتن کاستی‌ها باشیم. با همه وجود از رهبری معظم درخواست می‌کنم که با فرمان و دستورات خود مسائل و مشکلاتی که امروز کشور را دچار چالش کرده حل فرمایند و معتقدم با وجود همه تحریم‌ها و مشکلات موجود این کشور می­تواند به مراتب بهتر از این اداره شود.”

او از دولت روحانی و مجلس که در پنج سال گذشته کشور را به ورشکستگی کشانده اند تشکر می­کند و بخاطر نقص و  کمبودها عذرخواه است.

عذرخواهی و خدمت بیشتر به ایرانی مورد نظر خاتمی البته  اقشار معدودی مثل بازاریان و اعوان و انصار و خودی­هاست. عذرخواهی واقعی او از ایرانی زحمتکش زمانی است که جوابگوی نابودی ثروت شهروندان ایران و محو دستاورد های انقلاب مشروطه باشد. به ملت توضیح دهد چرا روحانیت و آیت­الله کاشانی موجب سقوط دولت ملی دکتر مصدق  شدند. خاتمی در دوران صدارتش به شیعیان مقلد مرجعیت خمینی در ایران و جهان اسلام خدمت کرده است و در این زمینه از کاستی هایش حلالیت می­طلبد. عذرخواهی خاتمی در جهت مستحکم شدن پایه های نظام است و ربطی به مبارزات مردم رنجدیده و کارگران (از جمله کارگران شرکت نفت) که برای تحقق انقلاب دموکراتیک سال ۵۷ مبارزه کرده و هزینه داده بودند  و توسط روحانیت مصادره شد ، ندارد.  روحانیت و خاتمی ها  خود از مسببان  شکست آرمان های مردم بوده و هستند و مجریان و توجیه گران وضعیت اسفناک و عقب مانده­ی جامعه امروز ما  هستند.

خاتمی از قشر و لایه دستگاه قدرتمند رژیمی است که عامل شکست و به خاک و خون کشیدن یک نسل شده اند.

حکومت آخوندی چهل سال فقر و عقب ماندگی اقتصادی و بی حقوقی و فلاکت اجتماعی و نا امیدی و حرمان سیاسی و فقدان تشکلهای مردمی و کارگری را تحمیل کرده است.

او شهروند دوستدار ایران و اسلامی است که کاست روحانیت ولایت فقیه برخودار از مزیت تبعیض و رانت ویژه ، قانونی باشد و فقط          خودی هایشان حکمرانی کنند.

شاه بیت رهنمود های ۱۵ گانه اش درخواست فرمان رهبر است که مشکلات و چالش را حل فرماید . ضدیت باخواست مردم تا کجا ؟ چقدر منفعت آخوندی در اندیشه خاتمی ریشه دار است که تناقض فاجعه و بلای موجود بر سر ایران را از بانی و پدید آورنده آن تمیز نمی دهد ! این دیگر جنگ آشکار با منافع اکثریت شهروندان جامعه  است.

سردمدار اصلاح طلبان که صد جوان اصلاح طلب در نامه اخیر سخنانش را تائید کردند ، می گوید:

“تهدیدها به براندازی بی‌نقاب‌تر ؛ و عده‌ای هم از نارضایتی‌های مردم برای براندازی جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند  . . .  یکی از القائات خطرناک این است که نظام جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است. این یک جنگ روانی است و نظام فرو نمی‌پاشد “


نظریه پرداز گفتگوی تمدنها چه ماهرانه قاپ بسیاری از مخالفان نظام را ربود تا آنجا که به او رای دادند . او از هر اصولگرایی در مسیر تحول خواهی ، مانعی خطرناک تر است.

احمدی نژاد مرتجع و مجری رهبر که اواخر خون به دل ایشان کرد حتی به گرد پای گندم نمایی و جو فروشی خاتمی نمی­رسد. 
اگر کارشناسانه برای حکومت گران نظام اسلامی کیفر خواست بنویسند ، امثال احمدی نژاد چندین ردیف عقب تر از خاتمی قرار خواهد گرفت.  
موضع احمدی نژاد مقابل عظما هر چند نظراتش را خامنه ای به خود نزدیک می­دانست اما تا حدودی مشروعیت زدایی هم کرد بطوری که درجواب یک بسیجی گفت اگر کسی به مقام رهبری انتقاد داره پس باید بره بمیره ! در صورتی که کاراکتر خاتمی بمانند ذوب در ولایت بوده است.

خاتمی مصداق چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالاست.

شاهدش در ۱۵ مرداد در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی اشاره ای به چگونگی وقوع انقلاب اسلامی و تفاوت آن با انقلاب مشروطه کرد. و مثل همیشه رندانه کاسه و کوزه را بر سر عقب ماندگی تاریخی ایرانیان شکست.  روش خاتمی همچنان روشنفکر فریبی است.

قابل توجه ایشان اینکه  ۱۱۲ سال پیش در ایران (مرداد ۱۲۸۵)  چالش بین مشروطه خواهی انقلابی با مشروعه طلبی اصلاحی، شیخ نوری در تلاش پیاده کردن قوانین شرعیه بود . اینک شخص سید محمد خاتمی نیز نمایندگی جریان ولایت فقیه مطلقه منبعث از شرع را کمافی­السابق بر عهده گرفته است.

واقعا جامعه ما با چه مشکلی روبروست که با حجت الاسلام دکتر خاتمی متناقض در نظر و  پراتیک که نشانی از کپی برابر اصل آخوند فضل­الله نوری در کارنامه خود  دارد، اینگونه با مماشات برخورد می شود  .

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)