احمدی نژاد رییس جمهور ابر پوپولیست و پنهانی نئو لیبرال ایران ، چاوز را انسانی عمیقن یکتا پرست ، یک شهید و قدیسی خوانده است که یقینن روزی در کنار مسیح و برای نبرد آرماگدون ( تحت رهبری امام غایب شیعه) باز خواهد گشت . خبر گزاری دولتی قصاب دمشق هم عمیقا برای چاوز سوگواری می کند . برنامه ی خبری ویژه ی در گذشت او در بی بی سی فارسی ( به اصطلاح ژورنالیسم بی غرض ) چاوز را – که علی رغم تشنگی ای که برای قدرت داشت هیچ گاه خارج از یک ساختار انتخاباتی قدرت را غصب نکرد – با یقینی رشک آور « یک دیکتاتور اقتدار گرا » نامید . اما فراموش نکنیم که نام چاوز دست کم برای زمان کوتاهی مترادف با امید شد . نه فقط امیدی برای آنها که صرفن نمایش گران سیاست بین المللی هستند ، آن قهرمانان سیاست کین توزی در لفافه ی زبان ضد امپریالیستی ، بلکه امیدی حقیقی برای ناپیدا ترین مردان و زنان زاغه نشین ، امیدی نه فقط برای فقرا بلکه همچنین برای تیره بختان . در واقع چاوز آمیزه ای گرد می آورد از بسیاری قصور ها و موفقیت ها و نام او هم کناری تناقض بار سیاست مردمی و سیاست قدرت است . هر یک از این سویه ها که حقیقتن دست بالا را بیابد آینده ی جنبش سیمون بولیوار منهای چاوز را آشکار خواهد کرد . اما حمله های امروز و عمق خصومت ها علیه نام او نه فقط از سوی دست راستی ها بلکه همچنین از جانب راست میانه بیش از هر چیز این امید اولیه را نشانه رفته است . این حمله ها نه قصور ها در به فعلیت در آوردن این امید را هدف قرار داده اند و نه کمبود های دمکراتیک چاوز را . این خصومت ها شجاعت مردمانی معمولی را نشانه گرفته که یک بار روی چنین امیدی سرمایه گذاری کرده اند ، جرات به چالش کشیدن تقدس صندوق بین المللی پول . باید جانب یکی از سویه ها را گرفت . روحت شاد هوگوی ِنا قدیس
Iran’s arch-populist and covert neo-liberal president, Ahmadinejad, has declared Chavez a deeply monotheist human, a martyr, and a saint who will certainly return one day alongside Jesus (under the leadership of Shi’ite Hidden Imam) for the battle of Armageddon. SANA, the state news agency of the butcher of Damascus is also mourning deeply for Chavez. In BBC Persia’s official obituary (the so-called unbiased journalism) Chavez -who despite showing hunger for power never usurped it outside electoral structure- is labelled with enviable certainty, “an authoritarian dictator.”
But let’s not forget that Chavez’s name, even for a shortwhile became synonymous with hope. Not only a hope for those mere spectaros of international politics, those champions of politics of resentment wrapped in anti-imperialist language. But a genuine hope for the most invisible men and women of favelas and slums, not only the poor but also the miserable. Chavez’s record a mixture of many failures and successes indeed, and his name stands as a contradictory juxtaposition of politics of people and politics of power. Which side had truly the upper hand will only be revealed by the future of Bolivarian project minus Chavez. But today’s attacks and the depth of hostility against his name, not only from the right but also from the liberal centre, is aiming at that initial hope more than anything else. It aims not at the failures of actualizing that hope, and not the democratic deficit of Chavez’ proejct, but the very daring of the ordinary people who once invested on such hope, and dared to challenge the sanctity of IMF.
One cannot not take a side. RIP non-saint Hugo.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)