گاه دلم می خواهد:
ماسک بزنم
تاکسی مرانشناسد
تاهرآشنایی

که ازکنارم می گذرد
فقط به ماسک ام بخندد
من نیز…
دستی برشانه اش بگذارم
وعکسی یادگاری بگیریم
وآشنایی مان فقط
ماسکی باشد
آویخته بردیوار؟!
……………………………….


……………………………….
«ده مامک»
زورجارپیم خوشه:
ده مامک لیده م
بوئه وه ی هی چ که س نه مناسیته وه
کاتیک که ناسیاویک
له په نام تی په ریت
ته نیا به ده مامه که م پیکه نیت
منیش ده ستیکی له سه رشانی دانیم و
وینه یه کی یادگاری بکیشین
وناسیاویمان!
ته نیا ده مامکیک بیت
هه لوواسه راوبه دیواره وه؟!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر می‌کنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و می‌خواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com