نخست: یکی از کارهایت و برنامه‌هایت به عنوان مبارزه در گروه ما این است که دختران زیبا و پولدار رو باهاشون دوست می‌شوی.
یعنی دوست دخترهات باید زیبا و پولدار باشند و این گونه به واسطه‌ی خودت وارد گروه ما می‌شوند. این را همان کسی بهش گفته بود که تقریبا نقش فرماندهی و مدیریت گروه رو به عهده داشت.
پرسیده بود. خوب مگر ما چپ نیستیم. مگر ما برای طبقات زیر دست جامعه مبارزه نمی‌کنیم. مگر ما نباید علیه بورژوازی و طبقه‌ی مسلط و حتا نگاه زیبایی شناسه‌ی اروتیسم مدار باشیم.
گفته بود: ما باید این «دختران پولدار را تور کنیم و پول‌شان را یک جوری بالا بکشیم برای خرج کردن در راه مبارزه برای طبقه‌ی کارگر.»
پرسیده بود خب به فرض پولدار بودن‌شان به این دلیل باید ملاک انتخاب باشد. اما دیگر زیبا بودن‌شان چه ربطی دارد.
نوشته‌ بود با زیبا بودن ‌شون پسرها و مردهای بیشتری و حتا دخترهای زیبای دیگری با توجه به این‌که دختران زیبا جزو گروه ما هستند، جذب‌مان خواهند شد.. من خودم یکی از کارها و فعالیت‌هایم همین است و خواهد بود.
دانشجوی دانشگاه تهران بود. به شدت چپ بود. یعنی خودش می‌گفت تامغز استخوان چپ است. دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بود. اما معمولا پاتقش دانشکده‌ی علوم سیاسی و حقوق دانگاه تهران بود و دانشکده‌ی علوم اجتماعی علامه گاهی، بیش از این آدرس نمی‌دهم.
چپ بود و یکی از دلایلش برای حضور در یان دانشکده‌ها به قول خودش یا شرط بندی سر تور کردن یا در هر صورت « تور کردن» دختران «زیبا» و «پولدار» بود.
سال سال ۱۳۸۰ بود.

دوم: گفت یکی از کارهای ما این است که دختران پولدار و پسران پولدار را با ماشین‌های مدل بالای‌شان در تهران بسیج کنیم و در ستادهای هاشمی رفسنجانی، عضو می‌کنیم و تنها ازشان می‌خواهیم که همان «جردن گردی» و «شهرک‌گردی» خودشان را انجام بدهند روی ماشین‌هایشان برچسپ « هاشمی ۲۰۰۵» (Hashemi 2005)، را نصب کنند . همچنین بزرگان سعی می‌کنند که اگر احیانا از سوی برخی نیروها برایشان مشکل پیش آمد پا در میانی کنند. این یکی یک بورژوای تمام معنا بود. به نوعی جزو فرزندان ارشد تکنوکرات‌های ته ریش دار مدیر کارخانجات حلقه‌های اقتصادی سیاسی نزدیک به هاشمی بود.
سال سال ۱۳۸۴ بود.

سوم: گفت جنبش در داخل کشور دارد صدایش می‌خوابد و بهترین فرصت است که ما صدای فضای خارج را بلند کنیم. چون دیگر صدایی در داخل نیست. که بخواهیم در تفسیر یا شنیدن اش اختلاف داشته باشیم. برای این‌کار بهترین راه این است که این دختر پسرهای خوشتیپ و خوش لباس، این‌هایی که در تمام این سال‌ها در خارج از کشور، اصلا سیاسی نبوده‌اند و اتفاقا اطلاعات سیاسی‌شان بسیار اندک است . آره همین دخترهایی که بی حجاب هستند، دیسکو می‌روند و مشروب می‌خورند. اما پولدارها و زیبا رو‌هاشون. زیرا اگر پولدار باشند دیگه نیازی ندارند کار کنند. هر وقت بخواهیم هستند. نیازی به رفع مشکلات بی پایان غربت نشینی ندارند. بعد هم منافع خانواده‌هایشان نیز در ایران ایجاب می‌کنند که در هر صورت فضا به نفع جمهوری اسلامی باشد. ما از ایران که بی خودی خارج نشده‌ایم باید فضای خارج از کشور را به دست بگیریم. اما برای این کار بیش از هر چیز نیاز داریم به حضور چند دختر زیبای پولدار.

جنبش سبزی بود. مذهبی بود. اصللاح طلب بود. و خودش نه به دختر زیبا نگاه می‌کرد و نه عرق می‌خورد و نه اهل دیسکو بار و کافه بود.
سال اواخر سال ۱۳۸۹ بود.

چهارم : رژیم پهلوی وقتی می‌خواست پروزه‌ی مدرنیزاسیون‌ دولت ملت برساخته ی خودش را عملی کند. بدن زنان اولین و شاید بهترین نمایشگاه و تابلوی‌اش بود. و با سیاست کشف حجاب اجباری می خواست با نمایش زنان تصویری مدرن از جامعه‌ی ایرانی به جهان نشان دهد.
پنجم: جمهوری اسلامی وقتی به قدرت رسید اولین برنامه و آخرین برنامه‌ای که تا به امروز به طور مستمر و همیشگی آن را دنبال کرده است و تغییری در آن حاصل نشده است. « حجاب اجباری» بر «بدن» زنان پوشاندن بود.
زنان تابلوی نمایشی وتریبون فعالیت های سیاسی فرهنگی برای مردان هستند. برای مردان غیرتی و سنتی گرفته گرفته تا مردان روشنفکر….

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)