سیاست خارجی هندوستان

سیاست خارجی هندوستان از دوران استقلال تاکنون دگرگون‌شده است. سیاست خارجی هندوستان از اوایل دهه 1990 از اهداف ایدئولوژیکی جهان سوم گرایانه دورتر شد. درواقع به‌طورکلی از اوایل دهه 1990، ائتلاف لیبرال‌ها یا ملی‌گرایان هندو بر سیاست داخلی و خارجی هندوستان در پیوند با تغییرات محیط بین‌المللی سبب بازتعریف اهداف سیاست خارجی کشور به نفع اهداف رفاهی و امنیتی در حوزه‌های مختلف ژئوپلیتیکی شد. براین اساس افزایش وزن اهداف اقتصادی و حفظ ضریب نسبی اهداف امنیتی در سیاست خارجی هندوستان موجب شده است که دهلی‌نو در نگاه به ایران مؤلفه‌های گوناگونی را مدنظر قرار دهد. در این میان جایگاه استراتژیک، منابع انرژی و حوزه‌های همکاری اقتصادی نقش مهمی داشته است. در وضعیت کنونی که شاهد تلاش‌های آمریکا برای تحت‌فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در پسا برجام هستیم به نظر می‌رسد که دهلی‌نو می‌کوشد تا با لحاظ متغیرهای زیر روابط با ایران را تنظیم کند.

نگاه امریکا به هندوستان:

در سال‌های گذشته امریکا همچنان هندوستان را به‌عنوان یک متحد واقعی در نظر گرفته و عملاً شاهد بهبود روابط اقتصادی و استراتژیک تعمیق و توسعه شراکت دو کشور در بخش تجارت، امنیت، علوم و فنّاوری دو کشور بوده‌ایم. به‌علاوه حزب حاکم هندوستان نماینده و وارث جریان‌های ملی‌گرای هندوستان است و ایدئولوژی آن‌ها ملی‌گرایی است و سال‌ها خواهان بهبود و گسترش رابطه با آمریکا بوده است. گذشته از این هندوستان و آمریکا ازنظر سیاسی اختلاف چندانی ندارند. در این شرایط در استراتژی کلان هندوستان اولین دایره همسایگان نزدیک هندوستان و دایره دوم، محیط منطقه‌ای است. هندوستان در این محیط در پی ایجاد موازنه در مقابل سایر قدرت‌ها، کسب منافع و جایگاه قدرت بزرگ و ایفای نقش کلیدی بین‌المللی است. در این حال هندوستان در کنار توجه به رویکردهای چون اتحاد راهبردی با امریکا، واقعیت‌های ژئوپلیتیک منطقه، ارتباط مؤثر با ایران، افزایش همگرایی منطقه‌ای، تسریع فعالیت‌های چندجانبه با کشورهای مهم، بهره‌گیری از سازمان‌های منطقه‌ای و… با بهره‌گیری از فرصت‌هایی همسویی با غرب تولید ناخالص خود را به سطح ۲۰ تریلیون دلار چین رساند. بنابراین در هرگونه روابط با ایران ملاحظات امریکا را موردتوجه بنیادین قرار می‌دهد.

تداوم همکاری‌های امنیتی با ایران:

هندوستان از بدو استقلال با چالش اسلام‌گرایی افراطی به‌ویژه در کشمیر مواجه بوده است. از طرفی، پاکستان با سرمایه‌گذاری بر روی اسلام‌گرایان در کشمیر، افغانستان و پیوندهایی افراط‌گرایان اسلامی این کشور با افراط‌گرایان اسلامی در منطقه سعی کرده از ابزار اسلام افراطی در جهت اعمال فشار بر هندوستان استفاده کند. به عبارتی هندوستان علایق و نگرانی‌های سیاسی، امنیتی در منطقه دارد که گستره‌ای شامل خطر تروریسم، بنیادگرایی و افراطی‌گری و سرریزی آن به حتی کشمیر و.. دارد. لذا در تحلیلی حفظ مناسبات با تهران هم موجب حضور نظامی امنیتی نظامی هندوستان در منطقه می‌شود و هم به‌نوعی احتمال به‌کارگیری اهرم تندروی از سوی سیاست‌های منطقه‌ای پاکستان در آسیای میانه را خنثی می‌کند.

بند چابهار و توافق چندجانبه:

هندوستان در یک سال گذشته به توافق چابهار به‌عنوان نتیجه توافقنامه هندوستان و ایران در سال 2016 پایبند و بر تعهد هندوستان برای ساخت، تجهیز و ادارهٔ بندر (دو پایانه و پنج اسکله با بارگیری برای 10 سال) تأکید دارد. این توافق‌نامه چارچوب قانونی لازم برای انتقال کالا به افغانستان را فراهم می‌کند. ارتباطات حمل‌ونقل از چابهار ازلحاظ فاصله، هزینه، تحویل، دسترسی به بازار، پایداری و ایمنی کالا و محموله به و از اوراسیا مهم است. همچنین مسیر ترانزیت چابهار کوتاه‌ترین مسیر زمینی را برای کشورهای منطقه مرزی آسیای مرکزی و انجام حمل‌ونقل دریایی با اقیانوس هندوستان ارائه می‌دهد. بر اساس برخی برآوردها، مسیر چابهار به همراه دالان می‌تواند بازرگانی را به مجموع 170 میلیارد دلار از هندوستان به اوراسیا افزایش دهد. اگر این پروژه تحقق یابد، تمام کشورهای آسیای مرکزی ازجمله تاجیکستان و قرقیزستان از طریق غرب افغانستان به راهرو چابهار متصل خواهند شد. همچنین هنگامی‌که بندر چابهار آماده شود، می‌تواند یک لنگر مهم برای تجارت به و از طریق آسیای مرکزی از راه افغانستان باشد. در بعد دیگری رقیب اصلی پروژه بندر چابهار بندر گوادر در پاکستان است که با کمک چین به راه انداخته‌شده و یکی از ویژگی‌های مهم دالان اقتصادی چین و پاکستان است. همین امر هم موجب توجه بیشتر هندوستان به چابهار شده است. دراین شرایط هندوستان تلاش می‌کند تا با حفظ پروژه چابهار، سرنوشت تجارت و ترانزیت افغانستان را در اختیار پاکستان قرار ندهد. همچنین باید توجه داشت که  چابهار برای کابل هم راه برون‌رفت نوینی است و ترانزیت و تجارت و درنتیجه سیاست این کشور را از سلطه پاکستان خارج کرده و افغانستان هم به برای تداوم حضور هند و توافق چابهار تلاش خواهد کرد.

 

نوع فشار عربستان و شورای همکاری خلیج‌فارس

در وضعیت کنونی که شاهد تلاش‌های آمریکا برای تحت‌فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در پسا برجام هستیم به نظر می‌رسد که دهلی‌نو می‌کوشد تا از نظر متغیرهای مختلف، روابط با ایران را تنظیم کند.

هندوستان نیز یکی از بزرگ‌ترین واردکننده‌های نفت از عربستان است و کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس نزدیک به ۶۵ درصد از نیاز هندوستان به نفت خام را تأمین می‌کنند. با رشد فوق‌العاده صنایع پالایش، افزایش صادرات محصولات نفتی هندوستان به کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس نیز در حال بالا رفتن است. دراین‌بین حجم تجارت بین کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس و هندوستان افزایش‌گسترده ای یافته و در سال ۲۰۱۵-۲۰۱۶ درامد کارگران هندوستان در کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس به ارزش ۳۵ /۹ میلیارد دلار بوده است. اکنون نیز عربستان چهارمین شریک تجاری هندوستان. روابط هندوستان با پادشاهی عربستان از سطح اقتصادی فراتر رفته است. دراین‌بین هندو‌ها اگر با امتیازات و تخفیف‌های عمده‌ای از سوی ریاض در مورد نفت مواجه شوند ممکن است بخشی از خرید پیشین از ایران را شورای همکاری خلیج‌فارس از انجام دهند.

انرژی و نفت ایران

هندوستان دومین خریدار بزرگ نفت گیتی است و رشد سریع اقتصادی هندوستان، فقر منابع انرژی داخلی، کوشش این کشور در جهت تنوع‌بخشی به واردات انرژی، تضمین واردات و امنیت انرژی به اولویتی اساسی برای هندوستان بدل شده است. همچنین در سند چشم‌انداز هیدروکربنی ۲۰۲۵ هندوستان تنوع‌بخشی به منابع واردات انرژی از طریق مشارکت فعال در طرح‌های سرمایه‌گذاری در بخش‌های نفت و گاز سراسر جهان را مورد تأکید قرار داده است. لذا منابع انرژی برای هندوستان اهمیت زیادی دارد و تلاش می‌کند به منابع انرژی منطقه دست یابد. چرا که دستیابی به منابع انرژی منطقه با توجه به رشد سریع اقتصادی هندوستان، حیاتی به نظر می‌رسد.

در وضعیت کنونی نیازهای دهلی‌نو به انرژی رو به افزایش است. هند هرچند در دوره تحریم‌های هسته‌ای ایران موفق شد، آمریکا را برای تخفیف و معافیت‌های زمانی خرید نفت قانع کند و اکنون نیز هنوز نفت ایران کوتاه‌ترین مسیر تأمین نفت برای پالایشگاه‌های هندی است؛ اما همچنان که وزیر خارجه هندوستان قبلاً اعلام کرد که در مورد تحریم‌های نفتی، هندوستان بر اساس استقلال و منافع ملی خود عمل خواهد کرد، ممکن است همکاری های انرژی و حجم خرید نفت از ایران با کاهش گسترده‌ای روبرو گردد. درواقع باید توجه داشت که برخی از شرکتهای نفتی هندوستان چند ملیتی هستند و هند اگر هم تلاش کند در دور نوین تحریم آمریکا معافیت‌هایی بگیرد، ولی بخش واردات انرژی آسیب پذیرترین حوزه همکاری‌های ایران و دهلی نو در شرایط نوین است.

ایران به‌عنوان کانون اتصال با آسیای مرکزی و قفقاز

همچنان که جهان شاهد افزایش جایگاه هندوستان به‌عنوان قدرت اقتصادی و قدرت منطقه‌ای است، هندیان نیز با درک جایگاه و اهمیت استراتژیک منطقه اوراسیا، به تکاپو افتاده‌اند تا جایگاهی درخور، در این منطقه دست‌وپا کنند. تلاش‌های انجام‌شده در این راستا، در چارچوب سیاست نوین هندوستان بانام پیوند با آسیای مرکزی (Connect Central Asia) تعریف‌شده است. در این میان درحالی‌که حجم تجارت هند با آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) کمتر از 1 میلیارد دلار، در مقایسه با 50 میلیارد چین) است. هندوستان در حال بررسی انواع مختلفی از ارتباطات حمل‌ونقل واقع‌بینانه با اوراسیا است. در این شرایط دالان حمل‌ونقل بین‌المللی شمال-جنوب: (INSTC) یا حمل‌ونقل چندمنظوره (کشتی، ریل و جاده) 7200 کیلومتری برای اتصال اقیانوس هند و خلیج‌فارس و کاسپین از طریق ایران و پس‌ازآن به روسیه و شمال اروپا است، می‌تواند زمان و هزینه تحویل کانتینری را تا 30-40 درصد کاهش دهد. درواقع این امر ایران به‌عنوان کانون اتصال با آسیای مرکزی و قفقاز است.

در بعد دیگری هندوستان باید با سایر قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران در افغانستان همکاری کند. همین امر نیز سبب توجه هند به ایران نیز شده است. همچنین درحالی‌که پاکستان دسترسی زمینی هندوستان به این منطقه را از طریق افغانستان (نزدیک‌ترین مسیر برای هند به این منطقه) سد نموده و چین با ایجاد شبکه‌هایی از راه‌ها، جاده‌ها، خطوط راه‌آهن و انتقال انرژی دسترسی تجاری خود را به آسیای مرکزی تسهیل کرده است؛ دهلی‌نو می‌کوشد با بهره‌گیری از کمک ایران و امریکا به‌صرفه‌ترین مسیرهای ارتباطی با اوراسیا را تضمین نماید. همچنین درحالی‌که چابهار نقش ارتباطی انحصاری بین هند و افغانستان دارد، عدم فشار بر ایران در این حوزه ضمن کنترل چین در گوادر و پاکستان به نفع هندوستان و آمریکا خواهد بود.

نتیجه‌گیری

مبنای اصلی و ثابت در تنظیم سیاست خارجی هندوستان منافع ملی در همه حوزه‌ها است و درحالی‌که تحریم‌های ایالات‌متحده امریکا سخت‌تر و هوشمندانه‌تر از گذشته بر ضد ایران در حال پیاده شدن است؛ به نظر می‌رسد هندوستان بکوشد مجوزهایی برای تداوم همکاری با ایران از سوی واشنگتن دریافت کند و یا امریکا به خاطر متغیرهایی چون منافع افغانستان استفاده از برخی حوزه‌های همکاری چون چابهار را از تحریم معاف کند. گذشته از این هندوستان هرچند ممکن است از حجم 11 میلیارد دلاری نفت از ایران بکاهد؛ اما سعی خود را خواهد کرد صادرات دو و نیم میلیاردی به ایران را حفظ کند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)