گردانند گان سایت فارسی ” دویچه وله ” ، با حذف نظر منتقد ، استبداد و سرکوب را بازسازی می کنند .

 

در این شکی نیست که ما ایرانیان از نظر تحمل نظرات مخالف در سطح بسیار پایین و ابتدایی هستیم ، و می توان گفت عموما از این حد از تربیت سیاسی برخوردار نیستیم .
انتقاد از خود جرات و شهامت می خواهد و باید به آن تن داد . اگر یگ گرایش عقب مانده ارتجاعی به سرکوب و حذف نظر مخالف دست بزند فهمیدنی است که آن گرایش فاقد حداقل تربیت سیاسی است ، اما بیشتر ایرانیانی هم که خود را فوق مدرن می دانند و در سایتها و امکاناتی که دولتهای خارجی به زبان فارسی دارند و اداره آنهم در اختیار خود ایرانیان است نیز به سانسور نظر مخالف دست می زنند .
بیشتر حاشیه نمی روم ، موضوع از این قرار است که در سایت فارسی ” دویچه وله ” مقاله ای از اقای ” مهدوی آزاد ” تحت عنوان ” انسداد و ناکارآمدی؛ بیماری روسی در انتظار ایران؟” منتشر شد ، من نیز این مقاله را نقد کرده و با زبانی سیاسی ، نظر خود را در مورد ضعیف بودن آن نوشته طرح کردم و در سایت مزبور و ذیل مقاله منتشر کردم که از سوی ادمین ، بعنوان ” هرز نامه ” حذف شد . ابتدا نقد من به مقاله مزبور و بعد از ان مقاله اقای مهدوی آزاد را مشاهده می فرمایید . آیا در نقد من نکته توهین آمیزی وجود دارد ، آیا باید از مقاله آقای ” مهدوی آزاد ” تعریف و تمجید می کردم تا حذف نمی شد ؟ قضاوت با شماست .

آقای مهدوی آزاد در این نوشته
1- به تیتر وفادار نبوده است و در مقاله ایشان خبری از توضیح اصطلاح ” بیماری روسی ” و تبیین آن و انطباق چنین واژه ای که احتمالا ایشان خود آنرا ابداع کرده اند نیست . وفادار نبودن به تیتر ، نوشته را تضعیف و می تواند نشانه تمایل نویسنده به : بکار بردن تیتری جنجالی برای جلب مخاطب باشد . در ” شوروی ” درست برعکس با شورشهای توده ای و کارگری روبرو نبودیم و بالاترین مقامات حزب و ساختار سیاسی خواهان تغییرات بودند ، مردم عادی در ” شوروی ” در مقابل تغییرات گیج و مبهوت مانده بودند
2- مقاله یک سری ناکارامدی های سیاسی ، اقتصادی و عدم توانایی ” ج.ا.” را برای برون رفت از بحران ها ناشی از این ناکارآمدی ها بازگو می کند ، مشکلاتی که هر فرد با کمی اشنایی با مشکلات سیاسی و اقتصادی ، می تواند خود نیز آنها را ببیند ، منظور از یک مقاله و نوشته تحلیلی اساسا سعی در بیان دلائلی است که وضعیت را به آن سو برده است و تحلیل گر سعی می کند با توجه به گرایش و نگرش خود دلایل پیدایی این وضعیت را بشکافد و تحلیل کند یعنی جزء به جزء کرده و آنچه را که در یک بیننده در نظر اول نمی تواند دریابد ، به معرض دید وی بگذارد ، اینکه حاکمیت راه حل ندارد ، اینکه سر در گم است ، سطحی و ابتدایی ترین علل است .
3- ” خاتمی ” گفته است ما صد سال به عقب بازگشته ایم ، این حرف از نظر تبلیغی و برای تضعیف جبهه مخالف ممکن است ارزش داشته باشد ، وی یک دولتمرد سابق و یک سیاستمدار است ، اما این جمله هیچ مطلقا هیچ ارزش تحلیلی ندارد ، دلیل ندارد که یک تحلیل گر جمله یک ” سیاستمدار ” را که بنا به ملاحظات سیاسی زده است گرفته و سعی کند آنرا به موتور محرک اصلی مقاله خود تبدیل کند ، آقای ” مهدوی ازاد ” نتوانسته است اثبات کند که ” ایران ” صد سال به عقب بازگشته است . اینکه گویا مردم منتظر یک ” رضا شاه ” هستند هم ادعای تبلیغاتی ” اصولگرایان ” و ” سلطنت طلبان ” است که در خصلت ضد دمکراتیک این دو گرایش ، شکی نیست وهر دو برای تضعیف دولت روحانی این ادعا را بکار می برند ، آقای ” مهدوی آزاد ” چرا به دام شعار این دو گروه فرزندان سید ابوالقاسم کاشانی ” و ” فرزندان فکری آخرین شاه ” افتاده است
4- می دانیم که 100 سال به عقب بازنگشته ایم ، می توانیم بگوییم که در وضعیت مطلوب و دمکراتیکی از نطر سیاسی و اجتماعی قرار نداریم اما وضعیت امروز ایران هیچ شباهتی به وضعیت ایران در دوره قاجار ندارد الف : اکنون یک طبقه متوسط بسیار قوی بالاترین تعداد حوانان با تحصیلات دانشگاهی و یک جامعه مدنی در ایران در حال شکل گیری و انتخاب نمایندگی سیاسی خود حتی در واویلای استبداد حاکم بر کشور داریم آگر روزی در ایران یک ” قره العین ” برقع از سرمی کشید امروز دهها ” قره العین نه در خفا که بر سر چهارراه ها حجاب اجباری را به چالش می کشند . ب: در دوران قاجار ” روحانیت ” شیعه در آغاز عروج سیاسی – اجتماعی بود و از اعتماد عمومی بر خوردار بود ، امروز روحانیت در اوج عدم اعتماد عمومی برای دخالت در سیاست است ج: در اواخر دوران قاجار مردم هنوز به ” سلطنت ” امید دشاتند ، امرزوو در سال 1397 مردم یک دوره 57 ساله ، سلطنتی که می بایست ، مشروطه باشد را دیده اند وسلطنت و ردوحانیت سیاسی دیگر اعتباری برای گرداندن امور سیاسی ندارد . بفرمایید وضعیت ایران امروز چه شباهتی به وضعیت ایران در دوره قاجار دارد ؟ سرمایه های انحصاری و مالی میل به فاشیزم و سرکوب دارند ، برمایید چه شباهتی ….. کارگران و حاشیه نشینان شهری و خورده بورژوازی در حال عبور از حکومت دینی و اعتبار سیاسی روحانیت هستند ، جناب ” مهدوی آزاد ” بفرمایید چه شباهتی ……
نوشته جناب ” مهدوی ” ضعیف ، تبلیغاتی و نوشتن برای نوشتن بود و از ایشان انتظار می رود با توجه به فعال بودنشان در عرصه تحلیل سیاسی با عمق بیشتری بنویسند
اصل مقاله

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)