مسیح ملکه ای نه چندان زیبا ولی دلنشین

تا میگوییم ملکه همه یاد فرح دیبا می افتند همان کسی که از آن همه قدرت و شوکت فقط و فقط برای خوش گذرانی خودش استفاده کرد و خودش را دلسوز جلوه داد.

در این یادداشت میخواهم حرفهای دلم را برای مسیح بنویسم و چقدر این نام زیبنده اوست. مسیح من همان کسی که جانی دوباره به من و زنان سرزمینم داد و ما را از خواب غفلت و بردگی مردان خارج کرد او بود که به ما فهماند زن و مرد مساوی هستند و البته آزاد.

در طول این 40 سال زنان و مردان زیادی آمده و رفته اند و مدام از برابری زن و مرد حرف زدند ولی فقط بفکر هیمنه و قدرت پوشالی خودشان بوده اند.

زمانی مهاجرانی ها و بهنود ها فقط و فقط حرف زدند ولی کاری از پیش نبردند سالیانی است زنی متوحش و شیاد بنام مریم قجرعضدانلو معروف به مریم رجوی با سرکیسه کردن دول عربی و غربی میخواهد برای زنان آزادی به ارمغان بیاورد ولی غافل از این است که زنان پادگان اشرف سالیانی است رنگ زندگی و برابری را ندیده اند او فقط حرف میزند و شعار میدهد و ناگفته نماند خوب هم اخاذی میکند.

شیرین عبادی آمد ولی بسرعت خاموش شد تا اینکه مسیحی آمد تا زنان را از بند اجبار و بربریت نجات دهد کسی که سالیان زیادی طعم خفت و نگاه از بالا را تجربه کرد ولی از پای ننشست تلاش کرد ولی خسته نشد. آماج تهمت ها قرار گرفت ولی خم به ابرو نیاورد بلکه زنانه ایستادگی کرد و موفق شد.

طعم تلخ فقر و زندان و بی توجهی را چشید ولی برای زنان سرزمینش الگو شد

من مهناز هستم زنی از تبار زنان ایران زمین و مسیح علینژاد ملکه زندگی من است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)