رژیم جمهوری اسلامی در حالی خود را برای برگزاری جشن تولد چهل سالگی‌اش آماده می‌کند ‌که بیش از هر زمان دیگر در معرض فروپاشی قرار دارد.

 

اجماع بین‌المللی برای ساقط سازی ملّایان، منسجم‌تر از همیشه بوده و اکنون علاوه بر همسایگان عرب، ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده شخصا مدیریت این فرایند محتوم را برعهده گرفته است.

 

از درون نیز نشانه‌های انفجار مردمِ ناراضی بیش از تمامی سالیان سیاه گذشته هویدا شده و ملت، مزه خشم خود را به حاکمیت چشانده است.

 

بنابراین گزاف نیست اگر امیدوار باشیم که “ایران آزاد” سرنگونی نظام دیکتاتوری را حتی قبل از 22 بهمن 97 به نظاره بنشیند.

 

در این ساعات تعیین‌کننده، دغدغه‌ای که کُنش‌گران راستین را به خویش مشغول داشته، فقدان شخصیتی کاریزما و مقبول است که بار رهبری اپوزیسیون را به دوش گیرد و از پرداخت هزینه‌های معمول آن شانه خالی نکند.

 

بدون تعارف، اگر برای این مهم چاره‌ای اساسی نیندیشیم، باز درها بر همان چارچوبی خواهند چرخید که در این چهل ساله چرخیده‌اند.

 

سرعت تحولات آنقدر بالاست و جنس فعل و انفعالات جاری چنان عوض شده است که تمامی تشکیلات اسم و رسم دار فعلی از غبار آن نیز جا مانده‌اند.

 

اینک تغییرطلبان جوان بر مرکب تلگرام و فیس‌بوک و اینستاگرام و توئیتر برنشسته و بر پیکره سنگین رژیم پتک می‌کوبند و در این کارزار نوین، به امر و نهی پیران امتحان پس داده سرنمی‌نهند؛ جنگی تمام‌عیار که میدانداری‌اش از انحصار “مردان جنگی” نیز خارج شده و قدرتمندترین سپه‌سالاران آن با هیبت زنانه رخ نموده‌اند.

 

باری؛ حال که شیرزن قابلی مثل “مسیح علی‌نژاد” قدرت راهبری خود را ثابت کرده و تصویری معاصر از مبارزان ستوده‌ی هم‌تراز “گُردآفرید” و “ژان‌دارک” در نظرگاه ایران و جهان ترسیم نموده است، چرا از پیله تکرار خارج نشویم و تابوی مردسالاری را به‌دست خویش نشکنیم؟

 

شهامت این دختر باذکاوت در مصاف با ساختار سرکوب، مهارت او در آگاهی‌بخشی و امیدآفرینی، توانایی بی‌بدیلش در جذب زنان و مردان هم‌میهن آن‌هم در زندان مخوفی بنام جمهوری اسلامی و… شاخصه‌های یک لیدر کارآزموده را در سیمای منحصربفردش متجلی ساخته است.

 

امروز انتخاب با ماست که رهبری ارکستر پیروزی را به بانویی سرآمد بسپاریم و از آهنگ زندگی سرشار شویم؛ یا اینکه همچون چهار دهه پیش به سمفونی مردگان گوش بسپریم!

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)