1-
هرشب!
عبایت را وطو می کنی
خنده هایت را نیز…
جلو آئینه تمرین می کنی
تاکه فردا
با آن عبای شکلا تی ات
وخنده های همیشگی ات به مردم بگوئید:
ببخشید که هوای آزادی
هوای نامطبو عی است
برای شاعران ونویسندگان 
فضای نامطلوبی است؟؟!!
 
2-
سفره ام تهی است
از:نان
آز:آب
حتی گلوی زمین نیز
ازتشنگی خشکیده است
چشمان دریا
دیگرهیچ آبی نیست
اما تو باز می گوئید:
انقلاب برکت الهی است؟؟!!
 
3-
…آه!
انقلاب دیگر
فرزندان اش را
دوست نمی دارد
من باچشم خود دیده ام:
چه جوانان وطن پرستی را
بلعیده است ؟؟!!
 
4-
دوباره!
به مزاکره می نشینیم
پشت درهای بسته
برای حل مشکلات مردم سوریه وفلسطین
گاه که می بینیم:
چه بسیارازمشکلات خودرا
تنها باگلوله پاسخ می گوئیم؟؟!!
 
5-
می دانم:
ما مثل کتاب هستیم
درگوشه ای ازکتابخانه
هیچ کس نیست
مارابخواند؟؟!!
 
6-
دردشتی سرشاراز:
خوشه های گندم زندگی می کنم
زیرپایم پراست ازچاه های نفت
دریا…
دریا…
آب درموج وخروشان است
دهها وصدها 
مجسمه ی آزادی نصب کرده اند
امامن هنوزم گرسنه ام
هنوزم تشنه ام 
ودرمیدان آزادی 
هنوزم به نان به آب به آزادی می اندیشم؟؟!!
وازآزادی تنها سیگارش را
بدست آورده ام؟؟!!
 
7-
ایران!
فروشگاهی است
بزرگ با انواع مواد مخدر
ونوشابه های نوشیدنی الکل
وهرچه لوازم بدن را
که بخواهی…
قسطی یا تعاونی؟؟!!
 
8-
چهل سال است
از  سکوت مردم می گذرد
واما تو!
هنوز هم ازازدحام خیابان
ازشکستن سکوت مردان وزنان
با آن خنده هایت
وعبای شکلا تی ات
 از آزادی بیان حرف می زنی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)