زمان واندیشه(14)دکتر علی شریعتی—————————————-
*زمان و اندیشه سلسله مطالبی است که در نشریه توانا(بعدا تعطیل شد)در موضوعات مختلف توسط اینجانب بانام مستعارعلی میثمی به چاپ می رسید.این قسمت درشماره39در25خرداد 1378هفته نامه توانا درج شده است.که اینک برای استفاده و دسترسی کاربران به ترتیب و به شکل جداگانه مرتب در تریبون زمانه چاپ خواهم کرد. این چهاردهمین قسمت است.
دکتر شریعتی: خدایا: مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان؛ اضطرابهای بزرگ، غم های ارجمند و حیرت‌های عظیم به روحم عطا کن!
لذتها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیزبه جانم ریز!

خدایا: به من تقوای ستیز بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و ازتقوای پرهیز مصونم دار، تادرخلوت عزلت نپوسم.
اگرتنها ترین تنها ها شوم، بازهم خداهست. او جانشین همۀ نداشتن هاست. نفرین‌ها وآفرین‌ها بی ثمر است.
(بمناسبت 29 خرداد سال 1356 روزدرگذشت شهید دکترعلی شریعتی)
شهید دکتر بهشتی : مرحوم شریعتی یک قریحۀ سرشار و یک اندیشه پویا و جستجوگر و یک اندیشه نا آرام بود. اندیشه‌ای که همواره در پی فهمیدن و شناختن بود. (روزنامه جمهوری اسلامی 30/3//1360)
آیهالله خامنه‌ای : به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می‌کنند یک چهره هم چنان مظلوم است و این بدلیل طرفداران و مخالفان اوست.(روزنامه جمهوری اسلامی 30/3/1360)
سید حمید روحانی نویسنده کتاب نهضت امام خمینی : به گفته مجاهد شهید شادروان شریعتی : امروزهر نهضتی که درکشورهای اسیر بپاخیزد فرمول تفسیرات آنان این است که اگر منافع آمریکا را تهدید کند دستاورد کمونیسم است و اگر به کمونیست‌ها بتازد ساخته آمریکاست واگر به هردوتاخت موجی است که از انگلستان یا فرانسه برانگیخته و اگر به آمریکا شوروی انگلیس و فرانسه همه یک جانبه حمله برد آن وقت است که تهمت فاشیست ومرتجع! (کتاب نهضت امام خمینی ج 1 ص 14)
مرحوم مهندس بازرگان : مسلماً مصیبت بود که یک کلاهی دیپلم گرفته از مدارس جدید و فکلی فرنگ رفته که دکتر درجامعه شناسی شده است دم از قرآن و اسلام بزند. کتاب فاطمه فاطمه است بنویسد. در دانشگاه مشهد درس اسلام شناسی بدهد و بخواهد جوانان مملکت را با زبان علمی و اجتماعی و سیاسی روز به طرف خدا واسلام و تشیّع سوق دهد. آنهم نه شیعۀ صفوی، بلکه شیعۀ علوی وانقلابی. چه رسد به اینکه به مراجع تقلید ایراد گرفته و بگوید چرا کار تحقیقی نمی‌کنید… این نکته از بدیهیات جامعه شناسی است که نه هیج کاسب از همکار خوشش می‌آید و نه هیچ صاحب دانش و هنرمند یا تاجر… روانشناسی بشر همیشه در برابرنوآوری مقاومت داشته است. از این رو عکس العمل دربرایر شریعتی نمی‌توانست تند نباشد.(کتاب شخصیت و اندیشه دکتر علی شریعتی ص 24 )
آیهالله طالقانی: شریعتی در دوره‌ای که اسلام زنده باد گفتنش جرم بود شروع کرد جوانان را جذب کردن. دنبال تحقیق رفت، کتاب خواند، تفکرکرد، اندیشید، هجرت کرد و با مردم دنیا و مکتب‌های مختلف آشنا شد. بتدریج آفاق ذهنش باز شد و آنچه که باید بداند از یک اسلام متحرک انقلابی دریافت و به کشورخود بازگشت.(ازنشریه ویژه نامه سمیناردکترشریعتی وتجددحیات تفکراسلامی ص 35)
دکتر علی شریعتی : نقد یک شخص، یک مکتب یا یک اثر اولاً از نظر فنی، اصول و ضوابط معین و دقیقی دارد که درحکم درس‌های ابتدایی است. ولی بسیار ضروری است که باید آن که می‌خواهد به این کار بپردازد فراگیرد. این اصول ابتدایی را نداشتن و آنگاه به بررسی وانتقاد پرداختن آن چنان جهل مرکب مضحکی است که مانند کسی است که در مسابقه اتومبیل رانی شرکت کند و هنوز پشت فرمان اتومبیل نشستن و روشن کردن و کلاج گرفتن ودنده عوض کردن را حتی یکبار به چشم خود ندیده باشد و فقط همین قدر درهمان پشت کوه و زندگی چادرنشینی و خرسواری افواهی شنیده باشد که خارجی‌ها خیلی به مسابقه اتومبیل رانی علاقه دارند واین ورزش در فرنگستان رایج است!(مجموعه آثار ش 34 ص 89)
گفتنی است این تمام مطلبی نبود که برای « یادبود دکتر علی شریعتی » تهیه کرده بودم؛ بندهایی از آن حذف گردید؛ که درذیل خواهید خواند:
امام خمینی: جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی، ایده‌الله تعالی؛ پس ازاهداء سلام، تلگراف‌های زیادی از اروپا و آمریکا ازطرف اتحادیه‌های انجمن‌های اسلامی، دانشجویان اسلامی دراروپا و انجمن‌های اسلامی دانشجویان در آمریکا از بخش‌های مختلف و از سایر برادران محترم خارج کشور« ایده هم الله تعالی » در فقد دکترعلی شریعتی واصل شد و چون جواب به تمام آنها از جهاتی مّیسرنیست و تفکیک صحیح نمی‌باشد، از جنابعالی تقاضا دارم تشکر اینجانب را به همه برادران محترم « ایده هم الله تعالی » ابلاغ نمائید.(صحیفه نور ج1 ص 227 مرداد ماه سال 1356)
حجهالاسلام سید محمود دعائی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات: شریعتی یکی از شیفتگان ومخلصین امام بود و باشناختی که ما از مخالفین دکتر داشتیم می‌دانیم که مخالفین دکتر، عمدتاً دقیقاً مخالفین خود امام بودند.(مجله سروش ش 102 – 1360)
سید حمید روحانی نویسنده کتاب نهضت امام خمینی : شریعتی درپی آزادی از زندان، طبق اسناد موجود، هیچگونه دیدار رسمی که در پرونده او ثبت شده باشد با مقامات ساواک تا سال 1347نداشته است. لیکن ساواک او را زیرنظر داشته و کارکرد اورا ارزیابی می‌کرده است. بارها درگزارش ساواک در باره شریعتی آمده است که:« ازنامبرده فعالیتهای مضّره‌ای دیده نشده است.» لیکن درسال 1347 گزارشی پیرامون ارتباط نامبرده با برخی عناصرکمونیست به ساواک می‌رسد. ساواک مشهد برای بدست آوردن درستی یا نادرستی گزارش یاد شده با شریعتی به گفت و گو و مصاحبه می‌نشیند. دراین گفت و گو « ضعف روحی»، « سازشکاری » و زمینه فکری شریعتی برای همکاری با رژیم شاه برای ساواک مشهد بیشترروشن می‌شود… بدین گونه زمینه دادوستدهایی سیاسی ونامه پراکنی‌های شریعتی با مقامات ساواک آغاز می‌گردد. ( کتاب نهضت امام خمینی جلد سوم ص 152 )
امام خمینی : امروز قلمهای مسموم درصدد تحریف واقعیات هستند باید نویسندگان امین این قلمهارا بشکنند.( از کتاب نهضت امام خمینی ج 2 ص 5 – 5/4/1357)
امام خمینی:.. یک سنخ دیگر این است که قبل از ماه مبارک، قبل از ماه محرم (دراین دو ماهی که اجتماع مسلمین است) قبل از اینکه این دو موسوم بیاید یک چیزی توی کار می‌آورند. ما دیدیم که دردو سه سال (که حالاهم تتمه اش هست) چه بساطی درست کردند برای کتاب شهید جاوید، با هم اختلاف؛ اهل منبر واهل محراب و اهل بازار و اهل کذا. یکی ازآنطرف کشید و یکی از این طرف کشید … قوا راهدر دادند و اعلیحضرت با کمال آرامش اموال این ملت را خوردند و سلطه‌اش راتحکیم کرد بر آنها…هدر دادند قوای خودشان را چند سال الآن هم دنبالش هستند. بعد از آن دوباره یک چیزی دیگری را آوردند … درآنوقتی که شما می‌خواهید اجتماع باهم پیدا کنید وآنهایی که می‌ترسند که مبادا در این اجتماعات چه بشود، یک هم چنین مطلبی را پیش می‌آورند یکقدری کهنه که می‌شود، یک چیزدیگری پیش می‌آورند « علی شریعتی» چقدرقوای مارا قوای اسلامی راتحلیل بردند وهمه را به هم متوجه کردند و همه قدرتها راکوبیدند برای اختلاف بین این اهل منبر و دادوقال که اهل محراب چه و دانشگاهی چه و دانشکده چه …الآن هم این اختلافات هست…( صحیفه نور ج 2 ص 250 – 9/8/1357)
آیهالله خامنه‌ای: شریعتی در سال 43 که از خارج از کشور برگشته بود دربدو ورود دستگیر شد و زندان رفت با برادرمان آقای دکترباهنردرهمان سال و درهمان زندان هم زندانی بودند مدتی؛ و بعد از آنکه آقای باهنراز زندان آزاد شده بودند به من گفتند جوان مسلمان عمیقی است وخیلی به ایشان اظهار امیدواری می‌کردند.( مجله نورعلم ش 6و 8 و کیهان هوائی بهار 1369)
آیهالله مهدوی کنی : نوشته‌ها و سخنرانی‌های دکتردرروحیه جوانان درآن زمان و در برابر رژیم سابق نقش سازنده‌ای داشت…
آقای دکتر و برداشت‌های وی را نمی‌توان وحی منزل تلقی کرد و به این لحاظ جوانان باید نکات مثبت و منفی آثار اورا ازهم تفکیک کنند تا دچار سردرگمی نشوند.( روزنامه کیهان 29/3/1362)
مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر دکتر علی شریعتی ): کلینی قائل به تحریف قرآن است! کسی که بر چنین گمراهیست که قرآن را تقلیل یافته می‌داند، بلکه برچنین کفری آشکاراست، چطورما روایت او را قبول می‌کنیم؟ گفتم آقایون شما که اینجا نشسته‌اید همه اهل علمید، شما را بخدا دکترعلی شریعتی درتمام کتابهایش، همه اشتباهاتش را روی هم بگذارید به میزانی است که در نظرغیرشیعه همه روایات شیعه را از اعتبار بیندازد؟ چنین اشتباهی دکترشریعتی کرده؟ کجا کرده؟ شما الآن به کلینی ارادت می‌ورزید و هیچکس برای این اشتباه نمی‌گوید کتاب کافی را باید کنار گذاشت؛ در صورتیکه او قائل به این است که قرآن کامل پیش امام (ع) است و… دکتر شریعتی کجا چنین اشتباهی کرده که همه روایات شیعه را ازاعتباربیندازد؟ و تازه اشتباهاتش، مصامحه‌هایی است که بعضی ازجاها بکاررفته. عرض می‌کنم که یک اشتباه عمقی که صدمه بزند به افکار و عقاید مردم، دکتر شریعتی ندارد؛ کجا دارد؟ بعضی اختلاف سلیقه است. ( کتاب دکتر شریعتی از دیدگاه شخصیتها ص 102)
دکتر شریعتی: حضرت آیه‌الله! امروز دیگر مردم « عوام کالانعام » نیستند. هم آگاهی اجتماعی پیدا کرده‌اند و هم غالباً با کتاب سروکار پیدا کرده‌اند. وقنی نامه حضرت مستطاب عالی رسید که درآن تصریح فرموده بودید به حسینیه ارشاد نروید… همه از خود با تعجب می‌پرسیدند که امروز دیگر این طرز حرف زدن بسیار کهنه شده است .( ازنامه ایشان به آیه الله میلانی – مجموعه آثار 34 ص 101)
آیه الله شهید مرتضی مطهری : برادرعزیز دانشمندم، جناب آقای دکترعلی شریعتی؛ قلب خود شما گواه است که تا چه اندازه به شما ارادت می‌ورزم و به آینده شما از نظر روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم. خداوند مثل شما را فراوان فرماید. (مجله سروش ش 102)
که البته ناقص چاپ شد!

همچنین مطلب زیر رابرای یکی از مطبوعات ارسال کردم که چاپ نشد:
شریعتی ؛درکی نو ازدینمشکل همچنان باقی است!
قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی درایران، دین ومذهب درحاشیه بود؛ یعنی تنها به عنوان یک رفتار سنتی و کلیشه‌ای عینیت داشت. درآن زمان « ازمیان معتقدین به دین و مذهب درجامعه ما، اکثریت دریک محدوده بسیار بسته‌ای زندگی می‌کردند، درآن محدوده از محل خودشان و از گروه اجتماعی خاص پیرامونشان تجاوز نمی‌کردند. ازخبرها و حوادث و جریاناتی که دربیرون می‌گذشت، اطلاعی نداشتند.آنها وجدانشان آرام بود. مسئولیتشان سبک و تمام دنیا و جامعه برایشان روبراه بود. و اساساً برای کسی که چنین محیط وجامعه ای و طرزتفکری داردهیچ کاری وهیچ ناهنجاری پیش نیامد که او احساس مسئولیت بکند. او مشغول کار بوده و اطرافیانش هم همه متدین بوده‌اند. مراسم مذهبی هم اجرا می‌شد نمازودعاهم می‌خواندند، روضه و روزه هم می‌گرفتند و درمراسم‌های دینی هم شرکت می‌کردند. بنابراین هیچ حادثه بزرگی و خطرخطیری پیش نیامده که یک کار حتمی، فوری و سنگینی و تازه‌ای انجام دهند. چیزی عوض نشده که خودش راعوض کند. راهش، سخنش وطرز فکرش را »1 اما این چنین نماند! دنیای تازه، فهم تازه هم می‌طلبد.
اسلام اگردین ماندگار و ابدی است. اگر راهنمای عمل توده‌ها در تمامی زمانهاست، باید فهم تازه ازآن راهم بدست آورد ودرکی نو ازآن جاری وساری ساخت. و معلم شهید دکترعلی شریعتی این چنین کرد؛ و بافهم ودرکی نووبدیع ازمکتب اسلام، عصرخویش راسیراب نمود. او از جمله احیاءگران دین است که مذهب و عقیده دینی را از حاشیه بودن بیرون آورد ودین را به میان جوانان و قشرتحصیلکرده برد. پیروزی انقلاب اسلامی درایران و تأسیس نظام جمهوری اسلامی تا حدود زیادی مرهون فهم و نگاه شریعتی از اسلام است.
نظام جمهوری اسلامی ایران نیز، مکتب اسلام را مسیرحرکت درحاکمیت قرارداد و عنوان کرد که می خواهد رفتارهای اجتماعی– فردی مردم را براساس اصول اسلام راستین و ناب هدفمند وقانونمند سازد. اما آیا دراین مدت، این آرزو عملی شده است؟! اکنون بیش از20 سال از این تجربه می گذرد ولی آنچه نماد عینی دارد آن چیزی نیست که همواره شعار آن را داده‌ایم.
فهم و درکی که ما ازدین – باتوجه به اینکه حاکمیت هم برمبنای دین است – ارائه داده‌ایم نتواسته است با دنیای امروز طرازشود. پاسخگوی روحهای تشنه نیست. و به قول استاد عبدالکریم سروش « محبوب های دوران کودکی عقلانی »!
معلم شهید درسال 51 چنین روزی را پیش بینی کرده بود؛ او درسخنرانی معروف خود تحت عنوان « نیایش » چنین می‌گوید:
« فردا این نسل متوسط، واسطه میان نسل گذشته وآینده فرهنگ مذهبی ما و فرهنگ استعماری آینده نسلی که به هرحال پیوسته به یک روح مذهبی بوده ونسل گسسته‌ای که پوک وپوچ پرورده خواهد شد، این نسل واسط وجود دارد. این نسل همیشه نیست. این گروه همیشه نخواهد بود. اینرا به شما عرض کنم که 10 سال دیگر، 15 سال دیگر، 20سال دیگر، اگر حسینیه‌های ارشادی وجود داشته باشد توی این مملکت و بگذارند که وجود داشته باشد و بهترین برنامه‌ها هم برای جوانان و تحصیل کرده‌ها و دانشجویان ونسل دانشگاهی داشته باشید وبراساس مذهب، دیگر مثل امروز چنین ازدحامی نخواهد شد، این چنین استقبال نخواهد شد. این چنین نخواهد بود که برای یک جمع دینی، هزاران دانشجو 7 ساعت 8 ساعت دربدترین شرایط بیایند و به حرف مذهب گوش بدهند دیگردغدغه مذهب دردرونش نخواهد بود اگرنجنبیم و اگر کاری نکنیم.»2
آری اگر نجنبیم و اگر کاری نکنیم! اما متأسفانه، اکنون که بعد از 20 سال، بازیک شخصی روحانی که تلمّذ درحوزۀ دین داشته و از این حاکمیت هم پذیرفته شده ومقبول قلوب تشنه روحهای ناسیراب شده از اسلام قرارگرفته است. وقتی او هم همانند شریعتی توانست همه را جمع کند! و وقتی ازدین وآزادی می‌گوید، همانهایی را که مرحوم شریعتی آن زمان گفت آیا می‌توانیم 20 سال بعد آنان را این چنین جمع کنیم با حرفهای بی‌ارزش همان فهم سنتی و قشری نگریستن ازدین، مثل سوت زدن و کف زدن را مترادف با سیلی خوردن اسلام دانستن و یا ذکر این مطلب درنماز جمعه که کسانیکه شعار آزادی را می‌دهند، کسانی هستند که شب در پستوی خانه‌شان فیلمهای آمیزش زن و مرد که درآمریکا پخش می‌شود را می‌بینند وچون کاری نمی‌توانند صورت دهند شعار آزادی سرمی‌دهند!
و یا وقتی که با یک فیلم آدم برفی، اسلام و تعصب دینی را در خطر می‌بینند و وقتی …
آری وقتی فهم و درک ما ازدین اینگونه باشد، چه باک که اسلام گریزی از سوی جوانان سرعت گیرد؟ رنجی که شریعتی سالها تحمل کرد تا توانست جوانان این مرز وبوم را با فرهنگ و روح اسلام راستین آشنا وآنان را جذب دین کند، اکنون بقول خود دکتر شریعتی بواسطه جنگ « مذهب علیه مذهب » کاربرد پیدا کرده و…
اگر بخواهیم از قافلۀ تمدن علم، پیشرفت دانش وآگاهی امروزی عقب نمانیم و همراه با آن باشیم باید فهم و درک ما از مذهب ودین، متوازن با دنیای پیچیده امروزی باشد، باید شناخت وجهان بینی ما « امروز» را درک کند. اما متأسفانه باید گفت: « مسأله اساسی که امروز مطرح است این است که ما به عنوان طرفداری از مذهب و هم چنین به عنوان اعتقاد به تشیع در زمان خودمان و در برابر نسل تحصیلکرده جدیدمان متهمیم.» 3
ما نمی‌توانیم با دنیای جدید و تمدن جدید همراه با وسایل و امکانات جدید و فوق مدرن برخوردی بسته ومنفی داشته باشیم. دنیایی که درآن ماهواره، اینترنت وانواع و اقسام وسایل اطلاع گیری واطلاع رسانی درآن خلق و تولید شده و می‌شود. ما دروازه‌های خود را برروی آن نمی‌توانیم ببندیم. ما برای هدفمند کردن رفتارهای فردی و اجتماعی بر اساس دین، چشم و گوشهای خود را نمی‌توانیم ببندیم.
ما اکنون با انبوه جوانان و قشرهای تحصیلکرده‌ای مواجهیم که ذهن سیال آنان، آن به آن به دنبال راهی نو ومسیری تازه است. مسیری که بتواند روح سرشارازذوق و خلاقیت جوان را سیراب کند و بقول شریعتی: « کسانیکه در یک جوّ دیگر و نسل دیگری پرورده شده‌اند و مثل من فکر می‌کنند، اینجا دچاریک تناقض، یک بلاتکلیفی و یک رنج بزرگ هستند، نمی‌توانند آرام بمانند، جوانها و تحصیلکرده‌ها و کسانیکه امروزبا فرهنگ جهان آشنا هستند وازطریق مختلف افکار وعقاید فلسفی و اجتماعی جهان را می‌شناسند و درعین حال می‌خواهند در برابرهمه اینها مقاومت کنند و بمانند و به مذهب خودشان و ایمان نخستین خودشان وفادار بمانند، دچار یک مسئولیت بزرگ و یک رنج بزرگ هستند. »4
آری ما درمرحله کنونی انقلاب دارای یک مسئولیت بسیار بزرگی هستیم وآن نوع نگاه ما به دین است. نگاهی که می‌بایست با دنیای امروزسروکارداشته باشد و همسان با آن بتواند درمسیر حرکت زندگی ما، طراوت و شادابی خود را حفظ کند. این حرکت عملی نیست. مگر همانکه قرآن فرمود: « ان الله لایغیروا مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » و بقول دکتر شریعتی: « تامردم بیدار نشوند و وجدان آگاه اجتماعی نیابند، هرمکتبی و هر نهضتی عقیم ومجرد خواهد ماند.»5
جلوگیری از این کار تنها بستگی به نوع وفهمی که ما ازدین برای عصر خود بیان می‌کنیم دارد. کاری که شهید شریعتی درعمر اندک ولی پربار خود کرد. اوعصرخودرا خوب شناخت و باشناخت ازآن و فهم دین ودرک خود از مذهب راهم بیان کرد.
البته افتادن درمسیر چنین راهی، شجاعت و شهامت طلبی می‌طلبد! قربانی هم باید داد! چون ما زمانی را داریم طی می‌کنیم که درآن به کسانیکه همچون شریعتی دین و مذهب را به سوی جوانان سوق می‌دهند انواع واقسام اتهامات و برچسب‌ها زده می‌شود. به جرأت می‌توان گفت باطن اکثرمنشا جبهه گیری علیه شریعتی ومثل ایشان تنها هوای نفس است! حسادت، عُقده خود برزگ بینی و ضعف شخصیت است !
بقول مرحوم مهندس بازرگان : « مسلماً مصیبت بود که یک کلاهی دیپلم گرفته از مدارس جدید و فکلی فرنگ رفته که دکتر در جامعه شناسی شده است، دم ازقرآن و اسلام بزند کتاب فاطمه فاطمه است بنویسد، دردانشگاه مشهد درس اسلام شناسی بدهد و بخواهد جوانان مملکت را با زبان علمی و اجتماعی و سیاسی روز به طرف خدا و اسلام و تشیع سوق دهد. آنهم نه شیعه صفوی بلکه شیعه علوی و انقلابی چه برسد به اینکه به مراجع تقلید ایراد گرفته بگوید چرا کار تحقیقی نمی‌کنند… اما طبیعی بود که چنین باشد. این نکته ازبدیهیات جامعه شناسی است که نه هیچ کاسب ازهمکار خوشش نمی‌آید و نه هیچ صاحب دانش و هنرمند یا تاجر براحتی تحمل کشفیات تازه یا فن و کالاهای نوظهور را نمی‌نماید. رواشناسی بشر همیشه دربرابر نوآوری مقاومت داشته است. »6
فهم درست از اسلام و چیدن بساط اندیشه دربستر آزادی این امکان را می‌دهد که حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در نهادینه کردن فرهنگ اسلام موفق شود، اما متأسفانه روح اخباریگری و اخباریگری نگریستن در فضای بعد از انقلاب اسلامی به نوعی شکل گرفته و دربرخورد بامسائل نظری دراسلام طرح وبیان آن ازدیدگاههای مختلف البته بارنگ و لعابی از آزاد اندیشی دوباره زنده شده است.
بقول شریعتی: « دیکتاتوری و آزدای ازاین جا ناشی نمی‌شود که یک مکتب خود را حق می‌شمارد یا ناحق؛ بلکه از این جا ناشی می‌شود که آیا حق انتخاب را برای دیگران قائل است یا قائل نیست.»7

باید گفت حق انتخاب حق نوع برداشتی که از اسلام می‌کنیم وفهمی که از اسلام می فهمیم کانالیزه شده است. و این همان روح اخباریگری است. درحالیکه قرآن می‌فرماید: « فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه »
« اسلام یا تشیع رانباید در شعارها و ابراز احساسات ومظاهر و اداها وحُب و بُغض‌های تاریخی و… جستجو کرد. بلکه درنوع شناخت، نوع تلقی جهان بینی نظام اجتماعی نقش سیاسی، شکل رهبری، زیربنای اقتصادی موضع گیری طبقاتی وبالاخره سیستم ارزشهای اجتماعی – انسانی، تاریخی و اخلاقی باید جست وازاین رو است که می‌گوئیم چه بسا بی مذهب‌ها – که انسانند- از بسیاری متعصبین مذهبی به روح مذهب نزدیک ترند »8

و« انقلابی شدن بیش ازهر چیزمستلزم یک انقلاب ذهنی، یک انقلاب در بینش و یک انقلاب در شیوه تفکرماست » 9
و« اجتهاد برجسته ترین شاخصه روح علمی و بینش اعتقادی اسلام است و نه تنها موجب می‌شود که اندیشه اسلامی در قالب‌های ثابت زمان متحجر نشود و فهم مذهبی و قوانین واحکام دینی به صورت سنت‌های راکد و تعبدهای موروثی و اعمال تکراری عبث و بی روح درنیاید و درمسیر تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی ومرگ و زاد، نیازها و مقتضیات زندگی از حرکت باز نایستند و بازمان و زمینه جدید بیگانه نگردد و همواره نوبماند ومترقی و ضروری بلکه عاملی است که طرز تفکراسلامی پیشاپیش زمان همواره درحرکت وکمال باشد ودرطی تاریخ توسعه و تکامل وغنای بیشتر یابد. و نه تنها از زمان عقب نیفتد که زمان رانیز با خویش به جلو براند و از رکود و توقف روح اجتماعی وفکرعلمی جامعه اسلامی مانع گردد.10
البته این هنگامی محقق می‌شود که ما نه تنها فهم ودرک خود را ازدین عین حقیقت نپنداریم وبرای هرچه و هر چیزی، خطوط قرمز فراوانی نکشیم و همه چیز را با هاله‌ای از تقدس و مقدس‌گرایی موضع‌گیری نکنیم! زیاده روی و افراط در نوع نگاه ماه از مقولات مذهبی که بعضی ازآنها رنگ و بوی حکومتی و سیاسی هم دارند. بد تعریف کردن ازآن و پیش شرط ها و قیودات ذهنی خود را عین اسلام ناب پنداشتن مانند نوع نگاه ما از امر بمعروف ونهی ازمنکر، ولایت فقیه، آزادی، حجاب و…همه می‌تواند ما را به رکود وتوقف بکشاند. بقول شهید شریعتی: « از بد دفاع کردن تا نفی کردن راهی نیست!».
شریعتی عصر و زمان خود را خوب شناخت و فهم ودرک درستی از دین راهم متناسب با آن بیان کرد ودردمندانه فریاد کشید: « این نسل دارد ازدست می‌رود، این نسل درمیان دو پایگاه تجدد و تقدم، دوقطب مجهز شکل گرفته سنت وبدعت، اُملیسم وفُکلیسم، ارتجاع و انحراف، مقلدین گذشته ومقلدین حال، کهنه پرست وغرب پرست متعصب مذهبی و متعصب ضد مذهبی، تنها مانده وبی پایگاه وبی پناه این نسل نه درقالب‌های قدیم موروثی مانده است ونه در قالب‌های جدید وتحمیلی و وارادتی شکل گرفته وآرام یافته، درحال انتخاب یک ایمان است ونیازمند وتشنه است آزاد است اما آواره از مذهب، آنچنان که هست و بر او عرضه می‌شود گریزان است وازآن نومید. ایدئولوژی‌های غرب را، مدهای فکری را و تیپ‌های اخلاقی و اجتماعی زندگی مدرن را و استعمارفرهنگی جدید را نپذیرفته و درجستجوی مکتبی است که به او انسان بودن و به جامعه‌اش آزادی و آگاهی و عزت و به اوایمانی روشنگر و سلاحی اعتقادی درمبارزه باجهل وذلّت واسارت وعقب ماندگی و تضاد طبقاتی ببخشد. اگرمی‌دانید که اسلام راستین می‌تواند به او پاسخ این نیازها را بدهد اگر معتقدید که تشیع راستین علوی به او چنین سلاحی رامی بخشد، برای او، برای اسلام وبرای تشیع کاری بکنید. برای او یک پایگاه آموزشی، یک تکیه گاه، تبلیغ، یک جریان فکری نیرومند و نو و اثر بخش و متناسب با زمان او ونیازاو وزبان او خلق کنید. این خوراکهای فکری، این کتابهای مذهبی و این شکل تبلیغ از مذهب او را به ایمان شما نمی‌کشاند. در برابرصدها ایدئولوژی ومکتب فلسفی و اجتماعی وعلمی امروزی که از تمدن جدید براوهجوم آورده‌اند، نمی‌تواند بایستد. آنچه هست تنها نسل قدیم وفادار به مذهب وسنت را اشباع می‌کند، برای این نسل کاری بکنید. برای اوخوراک فکری تازه فراهم کنید. برای حرف زدن با او برای شناساندن اسلام تشیع وفرهنگ وتاریخ وایمان و توحید وقرآن ومحمد وعلی وفاطمه وکربلا وامام و عدالت وامامت وجهاد واجتهاد و… زبان تازه‌ای بیافرینید دست به خلق یک رنسانسی اسلامی، یک نضهت انقلابی- فکری، یک جوشش نو ونیرومند شیعی بزنید وبودجه‌های مذهبی‌ها، خدمت‌های دینی را، فعالیت‌های اسلامی را به طرح اسلام و راستین دراین عصر وبرای این نسل صرف مکنید وگرنه این نسل ازدست می‌رود. این فرصت از میان می‌رود. این ایمان واین مذهب به فردا نمی‌رسد. هنور که می‌توان وهنوز که می‌توانید کاری کنید.»11
اما باید به روح بلند شهید شریعتی گفت: ای معلم شهید مشکل همچنان باقی است! و اززبان شریعتی باید گفت: « آنکه مسئول است مسئول ساختن، نباید ویران کردن را بیاموزد.12
———————–
1- پدر، مادر، ما متهیم . انتشارات شبدیز ص 1و2
2- همان ص 2
3- همان ص 3
4- همان ص4
5- مجموعه آثار شماره 4 – ص 89
6- کتاب شخصیت و اندیشه دکترعلی شریعتی ص 24
7- مجموعه آثار شماره 7 – ص 130
8- مجموعه آثار شماره 26 – ص 323
9- مجموعه آثار شماره 2- ص 167
10- اجتهاد ونظریه انقلاب دائمی ص 9
11- پدر، مادر ، مامتهیم ص 140 و129
12 مجموعه آثار شماره 13 ص 211

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)