این روزها عمدتا به دلیل تشدید بحران آب در ایران، گزازشهای تکان دهنده ای از شرایط فوقالعاده دشوار زندگی مردم در استان سیستان و بلوچستان در رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی انتشار یافته است.

خشکسالی و بی آبی، ریزگردها و هوای به شدت آلوده، بیکاری و فقر شدید بطوریکه ۹۰ درصد جوانان این منطقه بیکاراند و هشتاد درصد کل جمعیت استان چند برابر زیر خط فقر زندگی می کنند. گسترش اعتیاد به مواد مخدر، شیوع بیماری سل، در حالیکه این بیماری در بسیاری نقاط جهان ریشه کن شده است. نازل ترین حد خدمات اجتماعی، پزشکی و درمانی، بیشترین شمار بیسوادان، بالاترین آمار مرگ و میر کودکان، پائین ترین حد امید به زندگی، در مقایسه با بقیه مناطق ایران، این است تصویری از شرایطی زندگی اکثریت مردم این بخش از ایران که تحت حاکمیت رژیم اسلامی در آن گرفتار شده اند. استان سیستان و بلوچستان دارای ۲ ملیون ۸۰۰ هزار نفر جمعیت است. ۳۰۰۰ روستا از مجموع ۶۰۰۰ روستای این استان خالی از سکنه شده اند و مردم یا به استانهای شمالی کوچ کرده اند و یا در حاشیه شهرهای چاه بهار، زابل و زاهدان در نهایت فقر و فلاکت زندگی می کنند.‌

معلمی که نخواسته است نامش فاش شود با با اشاره به شیوع سوء‌تغذیه شدید میان کودکان می گوید “ما شدیداً با مشکل سوءتغذیه مواجه هستیم و شاهدیم که برخی دانش‌آموزان بدون صبحانه وارد مدرسه شده و تا ظهر که مدرسه تعطیل می‌شود چیزی برای خوردن ندارند. باید گفت اینجا شرایط وحشتناک است.” وی در پاسخ به این سوال که آیا مدرسه به آنها کمک نمی‌کند، می گوید “مدرسه از کجا می‌تواند به آن‌ها کمک برساند؟ در گذشته امیدمان به شیری بود که در مدارس بخش می‌شد که آن را هم قطع کردند.”

یک عضو شورای استان به خبرگزاری ایلنا گفته است: ” مردم روستاهای چاه بهار برای مصرف آب از گودال های سرباز مشترک میان حیوان و انسان، استفاده می‌کنند. آب این گودال‌ها به شدت آلوده است. اخیرا خبردار شدیم یکی از روستاییان به دلیل مصرف این آب، زالویی در گلویش گیر کرده بود. پزشکان مجبور شدند با عمل جراحی زالو را از گلویش بیرون آورند.”

در کنار همه این مصائب اعتیاد به مواد مخدر بیداد میکند. یکی از مسئولین محلی اعتراف می کند “اگر شب‌ها به خیابان‌ها و خرابه‌های حاشیه قبرستان‌ها بروید، می‌توانید کارتن‌خواب‌ها و معتادان زیادی را ببینید. بیکاری باعث همه این بدبختی‌ها و مشکلات شده است. در میان این کارتن‌خواب‌ها؛ زنان، کودکان و دختران هم دیده می‌شوند. ماده اصلی مصرفی اکثر معتادان نیز مواد مخدر صنعتی است که با آن خود را نابود می‌کنند”. “اکثر آنها، روزها مشغول جمع‌آوری زباله و گدایی هستند و بعضا در خرابه‌هایی که فاصله کوتاهی با شهر دارند، زندگی می‌کنند.”

در مقابل چنین سیمای تکاندهنده ای از زندگی، شاهد فعالیتهای گسترده سپاه پاسداران برای کنترل مرزها هستیم. ایجاد دیوار مرزی، و پستهای کنترل، تنها مجرائی را که مردم این منطقه با کولبری و مبادله کالاهای مورد نیاز در دو سوی مرز با پاکستان، از طریق آنامرار معاش می کردند، مسدود کرده است. پاسدار محمد قنبری فرمانده نیروی انتظامی استان سیستان و بلوچستان با “افتخار” می گوید”از نظر شاخص های امنیتی این استان ار امن ترین استانهای ایران است.”

یکی از جوانان سیستانی که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و بیکار است، می گوید: بحران آب و نبود شغل و در آمد مردم را چندین درجه به زیر خط فقر رسانده بطوریکه برخی از آنان به اجبار در شهرهای بزرگ حاشیه نشین شده است. وی که از ذکر نامش خودداری کرده است می افزاید: “تجارت مرزی و مبادله کالا بین مرزنشینان دو کشور ایران و افغانستان رونق خاصی به این منطقه داده بود اما با ایجاد دیوار امنیتی این روزنه امید نیز بسته و ناامیدی جایگزین همه شادیها شد.”

وی اظهار داشت: “مرز میلک تنها بازارچه و پایانه ای است که کار صادرات انجام می دهد و بسیار درآمدزا است، اما فقط برای دولت و یک عده از تجار خاص ایرانی و افغانستانی، مردم عادی از مزایای آن بهره ای نمی برند.این جوان سیستانی می گوید:”دردهای سیستان بیش از ۲۰ سال است که فریاد زده می شود اما گوش شنوایی برای آن نیست.” در کنار این شرایط مصیبت بار، ستم و تبعیض و دیکتاتوری و سرکوب بیداد می کند. بیشترین شمار اعدامها در ایران در مقایسه با جمعیت در این استان صورت میگیرد. مردم بلوچ به دلیل تفاوتهای ملی و مذهبی مدام مورد بی احترامی و تحقیر قرار می گیرند. کمتر هفته ای است که امام جمعه شهر زابل که شیعه مذهب است در خطبه هایش به عناوین مختلف جوانان بلوچ را مورد تحقیر و توهین قرار ندهد.

اما شرایط دشوار کنونی سرنوشت محتوم مردم این استان نیست. این استان از ظرفیتهای بالائی برای توسعه اقتصادی برخوردار است.

قرار گرفتن در کنار دریای عمان و اقیانوس هند و دسترسی به آبهای آزاد بین المللی، وجود منابع غنی آبزیان دریائی که تنها درآمد حاصل از آن می تواند فقر و گرسنگی در این استان را ریشه کن کند. داشتن نزدیک به ۲۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک با پاکستان و افغانستان، این استان را موقعیتی قرار داده است که می تواند به یک شاهره ترانزیت کالا از جنوب به شمال از کوتاه ترین مسیر تبدیل شود. وجود منابع معدنی غنی، ظرفیت استثنائی از لحاظ جغرافیائی برای تولید انرژی از خورشید و باد و دهها مورد دیگر از جمله ظرفینهای ویژه این استان هستند. اما سیستان بلوچستان تحت حاکمیت رژیم اسلامی، با این همه ظرفیتهای ویژه برای توسعه به عقب مانده ترین استان ایران از لحاظ اقتصادی تبدیل شده است و مردم آن در چنین شرایط رقت باری که شرح آن رفت، زندگی می کنند.

شکی نیست که ایران تحت حاکمیت فردای طبقه کارگر، می تواند همه این ظرفیتها را به بهترین نحو در خدمت تامین رفاه و برابری مردم این منطقه بکار گیرد.   

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)