اعتراضات ادامه دارد و سیل انواع تفسیر نیز به همراهش روان است. طبعاً هنوز مسئلۀ اصلی موضوع شعارهاست که متنوع است و متضاد و البته هر کس هم بر بخشی از آنها تأکید مینماید که خوشایند اوست.
شعار حرف هوا نیست، بسیار جدی است و در اینجا میخواهم راجع به بخشی از آنها دو کلمه بگویم که یا از سر نادانی داده میشود و یا به احتمال قوی، از سوی گروه های کوچک و مجهزی که به میدان آمده اند، تلقین و هدایت میگردد. مردم هم که میدانیم در این شرایط ریز و درشت نمیکنند و با جمعیت که راه افتادند، هر شعاری را که بقیه یا در حقیقت چند نفر سر دادند، سر میدهند. این واکنش در حرکتهای جماعتی طبیعی است و در همه جا مشاهده میشد. در ایران که از انقلاب به این طرف، دائم شاهد بوده ایم و تاوان سنگین هم داده ایم.
این بخش از شعارها در حقیقت شعارهایی است که بیانگر منافع آمریکا و اسرائیل است. این بخش را باید به طور جدی حذف کرد و رواج دهندگانش را هم، هر کس و هر تعداد که باشند، شناسایی کرد و از جمع معترضان راند. باید این کار را کرد چون هم دادن این قبیل شعارها اصلاً اعتبار حرکت را متزلزل میکند و هم اگر به هر نوع و هر اندازه بر سرنوشت جریان تأثیر بگذارد، جز تأثیر منفی نخواهد بود.
تبلیغات آمریکا که با تحریمهای شدید اقتصادی بیشترین بار را بر گردۀ مردم ایران نهاده، با این تاکتیک رهبری میشود که حکومت پولهای شما را برده در سوریه و… خرج میکند و شما را به فلاکت انداخته. مشکل آمریکا سیاسی است و مربوط به شکست در سیاست خارجی و خرد شدن داعش که فرزند خلف خودش است، نه مشکل مردم ایران. هدف بیرون راندن جمهوری اسلامی از سوریه است و در نهایت از بین بردن نفوذش در منطقه تا باز امثال همان آدمخواران داعشی را به جان مردم بیاندازد. تکلیف ایران هم که در این میان روشن خواهد بود.
صورت مسئله بسیار روشن است. اینطور که از اخبار بر میاید، این حرکت هم، مثل حرکت دی ماه، با شعارهای اقتصادی شروع شده است و بیانگر نارضایی مردم است از وضع معیشتشان. اینبار البته بازاری ها سردمدار شد اند که بین مرفهین جا دارند. به هر صورت دعوای اقتصادی، یک سرش با حکومت است و یک سرش با آمریکا. خطاب به حکومت فقط از سیاست خارجی گفتن بی معنا یا حداقل ناقص است. اگر حکومت پولتان را برده و میخواهید پس بدهد، همین را به او بگویید و همان را بخواهید. لزومی به مسافرت تا دمشق و بیروت نیست. مشکل در تهران حل شدنی است. بگویید دزدیدی و با بی عرضگی به باد دادی، یا پس بده یا برو. اگر از آمریکا غافل بشوید، فقط نیم مشکل را بیان کرده اید. مگر نه اینکه ایالات متحده با انواع بهانه های واهی، از بمبی که وجود نداشت تا هر دستاویز ریز و درشت، شما را به این مخمصه نیانداخته؟ پس سهم او چه شد؟ چرا از کشوری که بزرگترین فشار اقتصادی تاریخ را بر شما وارد آورده و تازه وعدۀ شدیدتر کردنش را هم میدهد، هیچ چیز نمیطلبید؟ از او خواستی ندارید؟ یا شاید فکر میکنید به او بدهی هم دارید که شعارهایش را تکرار میکنید.
اگر جداً فکر میکنید که باید به شکرانۀ فلاکت اقتصادی، برای احقاق حق آمریکا قیام کنید که این گوی و این میدان، ببینید که چه طرفی از کار خواهید بست. اگر هم که به فکر حال و روز خود هستید، از هر دو دزد طلبکاری کنید، نه یکی.

۲۷ ژوئن ۲۰۱۸
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
rkamrane@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)