این روزها با افزایش پیوند بین فرهنگ‌های گوناگون و جهانی شدن، دو زبانه و حتی سه زبانه بودن افراد غیرعادی نیست و شاید در بعضی رشته‌های شغلی یک الزام برای افراد باشد؛ اما خیلی‌ها هم هستد که دلیل دیگری غیر از الزام شغلی یا مهاجرت برای یادگیری زبان دوم دارند؛ این افراد به فکر سلامت مغز خود هستند.
یادگیری زبان جدید، قدرت مغز را بالا می‌برد. زبان جدید با خود قواعد و چهارچوب جدید، واژه‌های جدید و دیگر پیچیدگی‌های زبانی تازه‌ای به ذهن ما وارد می‌کند که باعث می‌شود مغز برای یادگیری این موارد و به کار بردن آن‌ها در جهت کسب مهارت در آن، بسیار فعال باقی بماند و از حداکثر توان خود استفاده کند. درعین‌حال یادگیری و حفظ حجم تازه‌ای از اطلاعات مانند گرامر، لغات و تلفظ کمک می‌کند تا حافظه‌ی فرد یادگیرنده تقویت شود. افراد دو یا چند زبانه معمولاً حافظه‌ی قوی‌تری برای به یاد آوردن موضوعات دارند.
فعال ماندن مغز و استفاده از توانایی‌های مغز، زوال عقل را به تأخیر می‌اندازد. در پژوهشی که در مرکز پیری‌شناختی دانشگاه ادینبورگ انجام شد محققان به این نتیجه رسیدند که یادگیری زبان دوم چهار تا پنج سال شروع زوال عقل را به تعویق می‌اندازد. (پژوهش مورد بحث: https://bit.ly/2zb77i4)
فایده دیگر یادگیری زبان دوم توانایی بهتر در انجام هم‌زمان چند کار است. افراد دو زبانه در توجه به جزئیات عملکرد خوبی دارند که به آن‌ها کمک می‌کند تا اطلاعات بیشتر را سریع‌تر پردازش ‌کنند در نتیجه توانایی چند کار هم‌زمان برای آن‌ها راحت‌تر است. درست مثل جابه‌جایی بین دو زبان در هنگام صحبت کردن یا خواندن یک متن.
یادگیری زبان دوم به تقویت زبان اول کمک می‌کند. وقتی فرد در حال یادگیری قواعد و لغات یک زبان جدید است توجهش نسبت به واژگان، گرامر، مفاهیم، اصطلاحات و ساختار جمله‌ی زبان اول بیشتر می‌شود در نتیجه زبان اول او نیز قوی می‌شود این مسئله به این دلیل رخ می‌دهد که معمولاً زبان اول توسط محیط به کودک آموخته می‌شود. کودکی که حرف می‌زند این کار را با یادگرفتن گرامر و ساختار جمله انجام نمی‌دهد همین مسئله است که سبب می‌شود برای مثال فردی که انگلیسی زبان دومش است از فردی که انگلیسی زبان اولش است تسلط بیشتری بر گرامر و قواعد این زبان دارد.

 

راههای ارتباط با ما:

پیامک در تلگرام

کانال تلگرام

اینستاگرام

فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)