“ریچاد نیفون” طراح اصلی تحریم های هوشمندانه آمریکا در کتاب خود به نام “هنر تحریم ها، نگاهی از درون میدان” به روشنی یکی از نگرانی های خود را که سبب کاهش اثرات تحریم ها خواهد شد”اصلاح اقتصادی” از سوی ایران بیان می کند که  سبب افزایش “استقامت” در برابر “درد” خواهد بود. ایشان در جایی دیگر مطلوب ترین گزینه برای اثر بخشی تحریم ها بر اقتصاد ایران را “راه حل های مقطعی” و “واکنش های هیجانی” از سوی ایران- برجام و تصویب آن در بیست دقیقه- عنوان می کند؛ به عبارت دیگر، توافق هسته ای یا همان برجام  یکی از راه حل های مقطعی و واکنش های هیجانی بود که بدون فراهم کردن بستر مناسب و اقدامات اصلاحی اساسی صورت گرفت و منجر به خلع سلاح ملت و عدم بهبود وضعیت اقتصادی و روابط بین المللی کشور در نظام جهانی شد.

شواهد و قراین جدیدی حکایت از مذاکرات دستگاه دیپلماسی ایران با طرف اروپایی بر سر توافق برجام دو – برنامه موشکی و منطقه ای- دارد، که همراه با تحرکات رسانه ای عوامل داخلی و بیرونی جناح های به اصطلاح اصلاح طلب – اصولگرا با ایجاد یک فضای دو قطبی موافق و مخالف سعی در  مسموم و غبار آلود کردن جو و ناشنیدن دیگر صدا ها به گوش ملت- همانند برجام- دارند، که در یک سوی آن موافقان توافق با به گروگان گرفتن رفاه اقتصادی، در صورت توافق برجام دو، بهبود لازم اقتصادی کسب خواهد شد و از دیگر سو مخالفان توافق به بهانه از بین رفتن اقتدار و هیمنه نظام شیپورهای خود را به صدا در آورده اند. در حالی که نه رفاه و نه اقتداری مانده است، و مانند گذشته بدون فراهم کردن بستر لازم در حال گفتگو بر سر برنامه دفاع – موشکی که قابل مذاکره نیست، هستند.

برای فهم بیشتر موضوع دو پرسش مطرح می گردد، نخست، آیا ابر چالش های اقتصادی جامعه ایران با برجام دو مرتفع خواهد شد؟. دوم، آیا با برجام دو اقتدار و هیمنه نظام فرو خواهد ریخت؟.به نظر می رسد پاسخ هر دو پرسش نه باشد، که در مطلب زیر به علل و عوامل آن اشاره کوتاه خواهد شد.

تجربه برجام و نافرجامی آن و کم اثر بودن آن بر رفاه اقتصادی از یک سو و گسترش فساد لجام گسیخته و عدم اراده ی لازم برای اصلاح ابرچالش های اقتصاد ملی از دیگر سو نشان از تاثیر ناچیز  آن بر رفاه اقتصادی دارد؛ به دیگر سخن ابر چالش های اقتصاد ملی، ناشی از ساختارهای اقتصادی، سیاسی و… و فقدان یک اقتصاد ملی تولید محور است، و بیش از آن که نیازمند نگاه بیرونی باشد به ضرورت باید از درون به آن نگریست، حتا اگر عواملی مانند تحریم ها به عامل درونی تبدیل شده باشند.

اما پاسخ پرسش دوم، اقتدار به معنای مدرن برخلاف گذشته آن بیش از آن که یک مقوله ی تک بعدی باشد پدیده ای چند وجهیست که از نظر مفهومی با قدرت و نفوذ رابطه ی تنگاتنگ دارد، این رابطه از یک طرف بین حکومت و جامعه و از طرف دیگر بین حکومت و نظام بین الملل برقرار است و هر قدر نفوذ و قدرت بیشتر، استواری رابطه افزون تر و اقتدار بیشتر، و در نهایت منافع ملی بیشتر حفظ خواهد شد. با نگاهی به وضعیت موجود داخلی و آمار و ارقام جامعه مانند نرخ تورم، نرخ بیکاری، نرخ ارز، تولید ناخالص داخلی، فقر، فحشا، عدم آزادی های اجتماعی، سیاسی و… نشان از عدم قدرت و نفوذپذیری حکومت در بین مردم دارد و هم چنین نوع نگاه ایدولوژی به نظام بین الملل و عدم ارتباط مناسب به کشورهای توسعه یافته و ناتوانی در گره زدن اقتصاد کشور با اقتصاد بین الملل نشان از نبود یک رابطه تنگاتنگ و مناسب با نظام بین الملل را دارد؛ از این رو نظام هیمنه خود را هم در رویکرد داخلی اقتدار و هم در رویکرد خارجی اقتدار از دست داده است حتا اگر در برخی کشورهای منطقه دارای نفوذ نظامی باشد.

برای بهبود وضعیت اقتصادی آن چه بیش از هر موضوعی دیگر لازم و ضروریست اصلاح ساختارهای اقتصادی کشور است، اینکه عده ای بهبود وضعیت رفاهی، اقتصادی را به مذاکرات برنامه موشکی و منطقه ای گره بزنند چیزی نیست جز در راستای پیش بردن برنامه “خلع سلاح”ملت ایران. آن چه برای جناح های حکومت حائز اهمیت است به خطر افتادن منافع طرفین در نوع تحریم های جدید که علاوه بر جنبه ی “موضوعی” آن جنبه “مصداقی” نیز بخود گرفته است؛ به سبب همین امرست که در حال تدارک ذبح کردن منافع ملی به نام منافع ملی تا منافع خود را از خطر برهانند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)