یادداشت: از سال ۲۰۱۲ تا به اکنون، هر دو-سه سال یک­بار، در دانشگاه هامبورگ کنفرانسی تحت عنوان «ضدیت با مدرنیته­یِ سرمایه­داری» با محوریت -مبارزه کُردها برای خودرهایی از هر نوع ستمی- برگزار می­شود. اندیشمندان، متفکران، فعالان سیاسی و اجتماعی در سرتاسر جهان چه با حضور خود و چه از دور در این کنفرانس شرکت می­کنند و به تشریح جنبش آزادیبخش ملی کُردها –بویژه در روژئاوا- در رابطه با مدرنیته­یِ کاپیتالیستی می­پردازند. این کنفرانس تا کنون سه بار در سال­های ۲۰۱۲ با محوریت «ضدیت با مدرنیته­ی سرمایه­داری: مفاهیم­های جایگزین و جستجوی کُردها»، در سال ۲۰۱۵ تحت عنوان «ضدیت با مدرنیته­ی سرمایه­داری: تشریح مدرنیته­ی سرمایه­داری – برپاییِ کنفدرالیسم دموکراتیک» و در سال ۲۰۱۷ هم همین چند ماه پیش با عنوان «ضدیت با مدرنیته­ی سرمایه­داری: کشف مدرنیته­ی دموکراتیک ـ مقاومت، شورش و آفرینش تازه» در دانشگاه هامبورگ برگزار شده است. متن حاضر هم مربوط به کنفرانس سال ۲۰۱۲ است جایی که آنتونیو نگری و امانوئل والرشتاین اگر چه در کنفرانس حضور نداشتند اما از دور پیام خود را به جنبش آزادیبخش کُردها آراسته کردند. به امید گشوده شدن دروازه­های تئوریکِ بیشتری بر تاریخ فراموش­شده­یِ کُردستان، متن را به شما عزیزان تقدیم می­کنیم.

آنتونیو نگری

پیام تبریک

دوستانِ عزیزم؛

من بسیار در حسرتم از اینکه آنجا با شما نیستم. برخی مسائل و مشکلات مربوط به تندرستی، مانعِ من از مسافرت هستند: با این­حال روحم با شما است.

اخبار مربوط به آنچه را که در چند ماه اخیر، در کُردستان و ترکیه اتفاق افتاده است، می­خوانم [که باید بگویم مطبوعات اروپا مختصر به این مسائل می­پردازند]؛ یک­بار دیگر دریافتم که شما را مبارزه­ای است که در چندین سطح در تداوم است. از یک­سو مطالبه حقوق برای بودن بعنوان یک انسان وجود دارد، در حالی­که از سویی دیگر یک آگاهی وجود دارد، مبتنی بر اینکه حتی اگر این حقوق برای بودن به رسمیت شناخته شوند، بدون یک تغییر مترقیانه به­گونه­ای رادیکال در ترکیه، خطر فقط در معنای رسمی آن دورنگه داشته می­شود. از این­رو نبرد شما مبارزه برای یک جامعه­ای دیگر است، مبارزه­ای که به­ واسطه پیوند ­دوباره حقوق جمعی به پیش می­رود؛ و علاوه بر آن یک شیوه متفاوت برای فهم توسعه اقتصادی و استفاده از منابع است، یک مبارزه برای برپا کردن یک حکمرانی در فراسوی دولت_ملت، یک حکمرانی که می­تواند سرمایه­داری را به چالش بکشاند؛ نظامی که با وجود بودن در بحران هنوز هم بشدت تعدی­گر است.

این کنفرانس تاکنون یکی دیگر از نشانه­های انضمامی رغبت شما برای بحث درباره بحران­های سرمایه­داری و چشم­اندازهایی برای چپ است. اما فراتر از همه، رغبت به بحث گذاشتن مدلی از جامعه است که ما آرزوی خلق کردن آن را داریم. مردم کُردستان یک تاریخ چند هزار ساله از فرهنگ و مقاومت را با خود دارند. نتایج انتخابات در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۲، انتظارات و امیدها را بالا برد. اما این امیدها دوباره غرقِ در خون شده­اند. هزاران سیاست­مدار کُرد، روشنفکر، روزنامه­نگار، وکیل، فعالان جامعه مدنی و مدافعانِ حقوق بشر در کُردستان دستگیر شده­اند. تمام بخش­های جامعه کُردستان همراه با چپ در ترکیه، زیر حملات بوده و باقی می­مانند. این کنفرانس پاسخی دیگر به کسانی است که خواهان سکوت شما هستند. ما با شما هستیم در قلب­مان و فراتر از همه با یک حمایت سیاسی آگاهانه.

امانوئل والرشتاین

درباره ضدیت با مدرنیته­یِ سرمایه ­داری

من به این کنفرانس مهم تبریک می­گویم و تاسف می­خورم که نمی­توانم با شما باشم. شما کنفرانسی را سازماندهی کرده­اید که عهده­دار چهار مسئله عظیم است؛ در واقع مسائلی که امروز، مورد توجه قرار دادن آن­ها یک ضرورت است: جستجو برای یک علم اجتماعیِ نوپا، بحرانِ تمدن، خاورمیانه­یِ نوین؛ و جستجو برای یک پارادایم نوین از مدرنیته­یِ دموکراتیک. این چهار مسئله عمیقا در اتباط باهم هستند و هیچ­کدام از چهار نفرمان، بدون نفر سوم نمی­تواند یک تحیلی خردمندانه از این مسائل داشته باشد. در واقع یک نگاه همه جانبه به نظام جهانیِ مدرن، به گونه­ای اجتناب­ناپذیر؛ عقلانی، اخلاقی و سیاسی است. من در طول سال­ها تلاش کرده­ام که در این مباحثه [یا چنین مناظره­هایی] شرکت کنم؛ بنابراین نمی­توانم هرچیزی را که فکر می­کنم برای گفته شدن مهم است، اینجا خلاصه کنم، از این­رو اشاره کردن به مفروضات بنیادینی که به روشن­تر شدن بحث کمک می­کنند؛ تنها کاری است که می­توانم انجام دهم.

ـ سرتاسر جهان در یک نظام اجتماعی_تاریخی تداوم می­یابد؛ یک نظام جهانیِ مدرن که استوار بر یک اقتصادِ جهانیِ سرمایه­داری است. این نظام در منطقه­ای خاص از جهان، بخش­هایی از اروپا و آمریکا در طول سده شانزدهم بوجود آمده است. سپس به لحاظ جغرافیایی برای در برگرفتن بیشتر دیگر بخش­های زمین گسترش یافت. در اواخر قرن نوزدهم، سراسر جهان از جمله امپراتوری عثمانی و خاورمیانه را هم احاطه کرد. این نظام از آن زمان تا به اکنون سرتاسر جهان را در بر گرفته است.

ـ مشابه هر نظامی به­غایت کوچک، تا بزرگترین نظامی [جهان­شمول] که ما می­شناسیم، از یک عمر برخوردار هستند. این عمر ابدی نیست و نمی­تواند باشد. به لحاظ تحلیلی هر نظامی از سه لحظه برخوردار است: لحظه بوجود آمدن، لحظه زیستِ طبیعی­شان که قوانین ما قادر به درک آن است؛ و در نهایت لحظه­ای از بحران­ ساختاری؛ که ما به این لحظه سوم رسیده­ایم؛ در دقیقه­ای که تمام فرایندها به دور از تعادل حرکت می­کنند. شاید برای ۵۰ سال است که در این لحظه زندگی می­کنیم و برای ۳۰ تا ۴۰ سال دیگر این بحران همچنان تداوم داشته باشد.

ـ لحضه بحران ساختاری از یک­سو برای کسانی که در آن زندگی می­کنند وحشتناک است، زیرا لحظه بحران، نه تنها در میان­مدت، بلکه در کوتاه­مدت هم یک لحظه­ کاملا نامعلومی است. اما از سویی دیگر لحظه­ای نوید­بخش است، برای اینکه هر اندک ورودی، توسط هر فرد یا گروهی می­تواند در نتیجه نهاییِ مبارزه ما برای جایگزین کردن این نظام با یک نظام انسانیِ بهتر، مهم و تاثیرگذار باشد.

ـ ما به دو دلیل به این بحران رسیده­ایم. نخست اینکه نظام، بسیار به دور از تعادل در حرکت است و همچنین بسیار بعید است که بتواند به حالت عملکرد طبیعی­اش باز گردد. سرمایه­داران دیگر قادر به انباشت سرمایه بی پایان نیستند. این نه تنها در ضدیت با سرمایه­داری است، بلکه طرفدارانش در صدد پیدا کردن یک بدیل برای آن هستند. علت دیگر هم این است که عمدتا بعنوان یکی از پیامد­های انقلاب جهانی ۱۹۶۸، انقلابی که هنوز در تداوم است؛ کسانی که ما آن­ها را ۹۹درصدی می­نامیم، دیگر معتقد نیستند که آینده ناگزیر ازان آن­ها است. آن­ها به خوبی دریافت کرده­اند که ما در وضعیتی از پایان سرمایه­داری زندگی می­کنیم بدون مطمئن بودن از وجود یک بدیل برای نظام.

ـ بحران ساختاریِ سرمایه­داری، نشان نوسانات طوفانی بزرگ و مداوم را بر خود دارد، نشانی که در اقتصاد جهانی، ارزهای جهانی، معاهده­های ژئوپلیتیکی و ثبات رژیم­های موجود نمود می­یابد. منظور ما از آشفتگی که در مورد آن صحبت می­کنیم، همین است. یک وضعیت آشفته که به شدت از لحاظ فکری مبهوت­کننده، از لحاظ اقتصادی فلج­کننده و از لحاظ اخلاقی متناقض است. ما در حال تجربه چالش­ ژاکوبنیسم در هر دولتی هستیم و نیاز داریم مسیرهای نوینی همسو با واقعیت­های کشورهای چند ملیتی پیدا کنیم.

بنابراین: چه سرانجامی ممکن است از این وضعیت که شرح آن رفت، دریافت ­کنیم؟ اول از همه، ما باید تلاش کنیم که این وضعیت نوین را به گونه­ای بنیادی و خردمندانه فهم کنیم. این کنفرانس خواهان کمک به این وظیفه است و من آن را گرامی می­دارم. دوما؛ ما باید بفهمیم که جهان مواجه با یک انتخاب اخلاقیِ بنیادین است. آشفتگی برای همیشه تداوم نخواهد یافت. ما به یک نقطه خواهیم رسید که در آن دو نظام جهانی نوین پدیدار خواهند شد. یکی از این نظام­ها بدترین سیمای سرمایه­داری را [سلسله­مراتب، استثمار و تخاصم] در یک فرم نوین غیرسرمایه­داری بازتولید می­کند؛ دیگر نظام هم برای نخستین بار در تاریخ به نسبت برابرخواه و دموکراتیک­تر است: در میان این نظام­ها برآیندِ دیگری وجود ندارد. سوما؛ هرگاه ما انتخاب اخلاقی خود را انجام دادیم، باید یک استراتژی سیاسی خلق کنیم، که برای پیروز شدن به ما کمک خواهد کرد. به باور من چنین چیزی باید در یک اتحاد گسترده، نیروهای چپ سرتاسر جهان را در بر بگیرد. من خواستار در هم آمیختن سه وظیفه هستم: صداقت تحلیلی، انتخاب اخلاقی و یک استراتژی سیاسی معتبر.

* ویراست متن امانوئل والرشتاین و پیام تبریک آنتونیو نگری به کنفرانس:

«ضدیت با مدرنیته سرمایه­ داری: مفاهیم­های جایگزین و جستجوی کُردها»

اسناد کنفرانس دانشگاه هامبورگ: فوریه ۲۰۱۲


دانلود مجموعه سخنرانی­ های کنفرانسِ سال ۲۰۱۲ در قالب کتاب:

Challenging Capitalist Modernity: Alternative Concepts and the Kurdish Quest

Hamburg University, 3–5 February 2012


نویسندگان: آنتونیو نگری ـ امانوئل والرشتاین

برگردان: مبین رحیمی و جلال رحیمی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)