– هفته‎نامه «خط حزب‎الله» ارگان «دفتر حفظ و نشر آثار آیت‎الله خامنه‌‏ای» در گزارشی با تشریح بحران اقتصادی کشور نوشته جمهوری اسلامی در جنگ اقتصادی با دشمنان بخصوص آمریکا قرار دارد بدون آنکه «آرایش جنگی» داشته باشد.
– در این گزارش اشاره شده وزارت خزانه‎داری و سازمان سیا امکان دور زدن تحریم‎ها و پولشویی را از جمهوری اسلامی گرفته‌اند.
– «دشمن‎تراشی» یا «دشمن‌سازی» سبب شده که دوستان‎ استراتژیک‎ حکومت ایران بیش از آنکه دولت‎ها باشند «گروه‎های نظامی»‌ و شبه‌نظامی‌اند.
– «خط حزب‌الله» نزدیک‌ترین رسانه به خامنه‌ای ظاهرا از این سخن جرج اورول پیروی می‌کند که «سریع‎ترین راه پایان جنگ شکست خوردن است!» چرا اعلان این شکست از «خط حزب‌الله» شنیده می‎شود؟!

پنج شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ برابر با ۰۳ مه ۲۰۱۸

برزو فارسی- مقام‎های سیاسی و نظامی در ایران «نظام مقدس» را برای فردای خروج آمریکا از برجام آماده می‎کنند. روزهایی که صراحتا عنوان شده «فضای متفاوت»، «اوضاع متفاوت» و «بودجه‎های متفاوت» می‎طلبد!

علی خامنه‎ای، جعفری (فرمانده سپاه) و رحیم صفوی (مشاور امور نظامی بیت خامنه‏‎ای) در یک مراسم رژه

علی خامنه‎ای رهبر جمهوری اسلامی، دهم اردیبهشت ۹۷، در بخشی از سخنان خود گفت «دشمنان ما فهمیده‌اند و دانسته‌اند که در جنگ سخت نظامی طرْفی نخواهند بست… این را می‌دانند که اگر وارد درگیری و برخورد سخت و نظامی با ما بشوند، پایشان گیر می‌افتد. بله، به ما ضربه می‌زنند، امّا خودشان ممکن است چند برابر ضربه بخورند؛ این را فهمیده‌اند… امروز آنچه مطرح است برای دشمنان ما، جنگ اقتصادی است. اتاق جنگ آمریکا علیه ما عبارت است از وزارت خزانه‌داری آمریکا که همان وزارت اقتصاد و دارایی‌شان است؛ آنجا اتاق جنگ با ما است.»

این سخنان دو پیام دارد. اول آنکه خامنه‌‏ای در محاسباتش احتمال رویارویی نظامی دشمنان با جمهوری اسلامی را کم می‎داند. او در ضمیر ناخودآگاهش به جای دشمن هم فکر می‌‎کند و تایید می‎کند که در صورت جنگ جمهوری اسلامی ضربه می‎خورد اما «ممکن است» خودشان چند برابر ضربه بخورند. رهبر جمهوری اسلامی با همین استدلال که دشمن هم ترس دارد که «پایش گیر بیافتد» احتمال به کار گرفتن گزینه‏‌ی نظامی را کم می‌‏بیند.

رهبر جمهوری اسلامی دشمن را «آمریکا»، جنگ اصلی را در «میدان اقتصاد» و اتاق جنگ را «وزارت خزانه‎داری» ایالات متحده می‎داند؛ چرا؟

پاسخ این پرسش قابل حدس است اما شنیدن آن  از زبان نزدیک‎ترین تریبون به خامنه‌‏ای اهمیت ویژه‎ دارد.

«خط حزب‎الله» هفته‌نامه‎ای که زیر نظر دفتر حفظ و نشر آثار خامنه‏‏‌ای منتشر می‎شود

هفته‎نامه «خط حزب‎الله» ارگان «دفتر حفظ و نشر آثار آیت‎الله خامنه‌‏ای» در صد و سی و یکمین شماره خود در گزارشی با عنوان «اتاق جنگ ایران کجاست؟» به این پرسش چنین پاسخ می‎دهد: «اتاق عملیات جنگ آمریکا سه نهاد اصلی دارد، وزارت خزانه‎داری، وزارت خارجه و سازمان سیا که مهم‌ترین آن وزارت خزانه‎داری است و نقش فرماندهی در جنگ اقتصادی را ایفا می‌کند و مأموریت اصلی این بخش، شکل‌دهی ساختار تحریم‌های بانکی و غیربانکی، حفظ ساختار مذکور، اعمال تحریم‌های اقتصادی و در نهایت تنبیه افراد و نهادهایی است که از این تحریم‌ها تخلف می‌کنند. هدف اصلی وزارت خزانه‌داری، ایجاد فضای ناامن اقتصادی برای افراد و نهادهای هدف است.»

در این گزارش ماموریت وزارت خارجه‌ آمریکا همراه کردن بازیگران مهم خارجی «به‌خصوص امارات متحده عربی» در اعمال تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی عنوان شده اما شاید از این مهمتر تحلیل هفته‎نامه خط حزب‎الله از ماموریت سازمان اطلاعات آمریکا در جنگ اقتصادی با جمهوری اسلامی باشد که نوشته: «این نهاد تمرکز اصلی‌اش بر کشف روش‌های پیچیده‌ی دور زدن تحریم است. اطلاعاتی که از طرق جاسوسی و امنیتی به دست می‌آید، در اختیار وزارت خزانه‌داری قرار می‌گیرد تا توسط آن بررسی شود و برخوردهای لازم صورت گیرد.»

نویسنده یا نویسندگان این گزارش خواسته یا ناخواسته سرنخ داده‎اند که جمهوری اسلامی با «روش‎های پیچیده» برای «دور زدن تحریم‎ها» تلاش می‌کند می‎کند.

در ادامه این گزارش پس از  شرح مختصات این جنگ پرسیده شده پس «اتاق جنگ ایران کجاست؟» و پاسخ چنین است: «ما متأسفانه با همه‌ی توصیه‌هایی که رهبرانقلاب در این زمینه داشتند، و با همه‌ی اقداماتی که اتاق جنگ آمریکا علیه ایران انجام داد، آرایش اقتصادی کشور تغییر خاصی نسبت ‌به گذشته نکردانتظار این بود که با توجه به جنگ اقتصادی، اقدامات مهمی‌ در راستای کاهش وابستگی به نظام اقتصادی جهان در ایران صورت گیرد که این مهم صورت نپذیرفت. حتی اقدامات پدافندی در مقابله با تحریم‌ها به‌کندی و در بیشتر موارد بعد از مشاهده شدن آثار تحریم‌ها صورت می‌پذیرفت. منظور از اقدامات پدافندی، کارهایی مانند کاهش استفاده از شبکه سوئیفت، یا پیگیری پیمان‌های پولی دوجانبه است که می‌تواند تا حد بسیار زیادی ضربه‌پذیری نظام بانکی ایران را نسبت‌به تحریم‌ها کاهش دهد. پیمان پولی هم هزینه‌ی اعمال تحریم را برای آمریکا افزایش می‌دهد و هم قدرت رصد و اشراف آن را به چالش می‌کشد.»

با این توضیحات یک بار دیگر روشن می‌شود که جنگ اقتصادی، یک واقعیت انکارنشدنی است و «دشمن» در حال طراحی و اجرای برنامه‌های مستمر برای افزایش فشار اقتصادی علیه جمهوری اسلامی است تا آن را از پای در بیاورد. بنابراین، به عقیده‌ی «خط حزب‌الله»،  در جنگ اقتصادی باید متناسب با جنگ، آرایش اقتصاد را شکل‌ داد. اما در اقتصاد کشور آرایش جنگی وجود ندارد.

محمود بهمنی رییس پیشین بانک مرکزی، ولی‎الله سیف رئیس کل بانک مرکزی و اسحاق جهانگیری معاون اول دولت روحانی که رییس ستاد فرماندهی   اقتصاد مقاومتی نیز هست

در این گزارش:

۱-به ضربه‌پذیری اقتصاد جمهوری اسلامی توسط تحریم‎ها از گذشته تا کنون اقرار شده، درحالی که همواره از سوی رهبری نظام و مقامات جمهوری اسلامی ادعا می‌‏شد که تحریم‎ها هیچ تأثیری بر اقتصاد نداشته است.

۲-علی خامنه‌‏ای به دنبال آن بوده «وابستگی اقتصاد جمهوری اسلامی به نظام اقتصادی جهان کاهش یابد» که صورت نپذیرفته است. در عصر جهانی شدن که اقتصاد و توسعه در چارچوب برنامه‌‏های ملی و بین‌المللی تعریف می‎شود و سال‌هاست که بازار کار و سرمایه و تولید و مصرف مرزهای جغرافیایی را زیر پا گذاشته، جمهوری اسلامی از تبدیل شدن به حلقه‌ای از چرخه‏‌ی اقتصاد جهانی فرار می‎کند.

۳-«اقدامات پدافندی» برای مقابله با تحریم‎ها کُند بوده آنقدر که اول تحریم‏‌ها تأثیرات خود را گذاشته و تازه بعد اقدامات متقابل احتمالی آغاز می‏‌شده! که البته معلوم نیست منظور کدام «اقدامات» است.

۴- در این «اقدامات متقابل» می‌بایست قدرت رصد «پیمان‎های پولی دوجانبه» برای آمریکا سخت ‎شود. در پیمان‎های پولی دوجانبه چه امکانی وجود دارد که رصد کردن آن در سیستم نظام اقتصاد جهانی سخت می‏‎شود؟! این امکانات از این قرارند:

الف) کاهش نیاز به دلار و یورو در تبادلات
ب) افزایش امکان دور زدن تحریم‎ها در معاملات
ج) عدم نیاز به سوئیفت بدون واسطه‏‌ی بانک‎های بزرگ بین‌المللی
د) افزایش احتمال پولشویی و کاهش احتمال لو رفتن این سیستم

۵-در این گزارش همچنین تاکید شده «متأسفانه» آرایش جنگی (یعنی امکان دور زدن تحریم‎ها و پولشویی) وجود ندارد. در واقع مسئولیت از شانه‏‌های علی خامنه‌‏ای برداشته شده و به دوش دیگران افتاده است. «رهبر» فقط حکم به «آرایش جنگی» می‌دهد!‌ اما انجام آن بر عهده‌ی دولت است. به عقیده‌ی «خط حزب‌الله» دولت روحانی است که باید مانند دو دولت احمدی‌نژاد برای دور زدن تحریم‌ها و پولشویی تمامی امکانات خلاف و تبهکارانه‌ی داخلی و خارجی را به کار گیرد.

اما چرا تریبونی که به خامنه‌‏ای نزدیک است به اینکه آرایش جنگی وجود ندارد اعتراف کرده؟ آیا این اعلام شکست است؟

شاید نویسندگان این گزارش عاقل‎اند و معتقد به دیدگاه جرج اورول نویسنده مشهور انگلیسی که می‎گوید: سریع‎ترین راه پایان جنگ شکست خوردن است! در غیر این صورت باید پرسید آیا رهبر جمهوری اسلامی از آینده جنگ بدون سنگری که خودش مشوق آن بوده است مأیوس است؟ بعید است او به عنوان «فرمانده» در چنین شرایطی از شکست سخن بگوید؛ چنانکه نمی‌گوید! پس اطرافیان او چرا ناامیدند؟ آیا مهم است که قلم‌‌بدستان خامنه‌‏ای که وظیفه نشر و حفظ آثار و افکار او را دارند از سخنانش چنین برداشت کنند که «آرایش جنگی وجود ندارد»؟ آیا این برداشت به این معنی نیست که در جبهه‎ای که آماده‌ی رزم نیست، شکست امری محتوم است؟!

یکی از مشهورترین توصیفات در مورد جنگ و جبهه مربوط به دیدگاه جان‎اف کندی سی و پنجمین رییس جمهوری ایالات متحده است که می‌گفت «انسان باید کار جنگ را یکسره کند وگرنه جنگ کار او را یکسره خواهد کرد.»

علی خامنه‌ای در لباس پاسداری در دوران جنگ ایران و عراق وقتی رییس جمهور بود و هنوز ولی مطلقه فقیه نشده بود

اصلا میدان جنگ جمهوری اسلامی کجاست؟!

برخی معتقدند یکی از گرفتاری‎های رژیم جمهوری اسلامی این است که چهل است برای کاسبی کردن از «شرایط حساس کنونی» برای توجیه کاستی‎ها و بحران‎ها و سوء مدیریت و بی‌کفایتی‌ها و بی‌لیاقتی‌های خود، جامعه را همیشه در مقابل یک دشمن فرضی قرار می‌دهد و اگر لازم شد «دشمن» می‌تراشد. گروهی نیز بر این باورند که اساساَ رفتار و سیاست‌های جمهوری اسلامی دشمن‌‌تراش است و هیچ نیازی نیست که برای ساختن دشمن زحمت بکشد. وجه مشترک هر دو گروه این است که باور دارند وجود «دشمن» برای رژیم موهبت است.

«دشمن‎تراشی» یا «دشمن‌سازی» نظام جمهوری اسلامی را به جایی رسانده که دوستان‎ استراتژیک‎اش بیش از آنکه دولت‎ها باشند «گروه‎های نظامی»‌ و شبه‌نظامی‌اند. به اینها نگاه کنید: حزب‎الله، حشدالشعبی، حوثی‎ها، حماس، احتمالا بخشی از القاعده و این اواخر جبهه پولیساریو و گروه‌های مشابه. در کنار اینها سوریه و تا حدودی روسیه و تا همین چند هفته قبل کره شمالی دار و ندار جمهوری اسلامی از هم‌پیمانان «استراتژیک»اش هستند که روی هیچ‌کدام هم نمی‌تواند حساب کند!

در مقابل «نظام مقدس جمهوری اسلامی» اما میدان جنگ بزرگی قرار دارد که ابعاد بلندمدت و ژئوپلیتیک دارد و شامل جنگ نرم و جنگ تبلیغاتی و جنگ‎روانی می‌شود. دشمنان استراتژیک این نظام، از نگاه خودش، عبارتند از آمریکا و اسراییل. انگلیس و گاهی متحدان اروپایی مثل فرانسه و آلمان هم اگرچه مانند آمریکا و اسراییل «دشمن» نیستند اما «دوست» هم به شمار نمی‌روند. عربستان و هم‎پیمانان عربی ریاض را نیز که هم‌کیشان و برادران دینی جمهوری اسلامی می‌بایست باشند نیز به این جبهه باید افزود. به این ترتیب حکومت اسلامی در ایران دشمنان خود را بسی فراتر از مختصات جغرافیایی و بطور نامحدود تعریف کرده است. بر این جبهه‌ی گسترده می‌بایست «دشمن اصلی» را نیز افزود: مردم!

مراجع و روحانیون بلندپایه‌ی نظام می‎گویند «گاهی جنگ روانی از جنگ نظامی سخت‎تر است»، سپاهی‎ها معتقدند «دشمن در بستر جنگ نرم جنگ ادراکی علیه ملت ایران را آغاز کرده»، گروهی معتقدند این جنگ با محصولات تراریخته و ارگانیک آغاز شده! گروهی نیز می‎گویند دشمن به دنبال هدف قراردادن زیرساخت‎هاست. در واقع در جنگ غیرنظامی نیز هر چیزی برای جمهوری اسلامی به عنوان یک تهدید تعریف شده! اتفاقا باندهای مافیایی و نحله‌های فکری درون نظام نیز هر کدام به بخشی از این تهدیدهای حقیقی یا تخیلی دامن می‏‌زنند تا کسب و کار خود را پیش ببرند. در واقع مسئولان جمهوری اسلامی در اوج بی‌لیاقتی و ناتوانی، امر کشورداری را چنان پیش برده‌اند که در پایان، خود به بزرگترین تهدید علیه خویش تبدیل شده‌اند!

همه اینها به جای خود؛ نخستین گام برای یک پیروزی احتمالی در هر جنگی، متقاعد کردن مردم به جنگیدن است. آیا برای علی‎خامنه‌‏ای ممکن است «دشمن اصلی» خود را متقاعد کند تا برای بقایش بجنگند؟! حتی اگر گروهی از مردم حاضر باشند خود را فدای سیاست‌های رهبری جمهوری اسلامی کنند، آیا علی خامنه‌ای فرمانده‎ی لایقی برای یک جنگِ بی‏‌سنگر است؟!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)