در بخشى از سخنان دکتر سروش  پیرامون زبان و فرهنگ عربی وفارسى با محوریت شعر کهن و نو (شعر سپید = قصیده النثر = Prose Poem ) مطلبى ذکر شد که بدون بررسى ونقد نمى شود از آن گذشت. و با توجه به اینکه دکتر  سروش اصالتا (=originally) از تبار فارس مى باشد به طور طبیعی توانائی سخن پردازی در بخش زبان مادری را دارد، هر چند که دارنده زبان مادری اگر از فضل علمی وتوانائی معرفتی وفرهنگی وزبانی محروم باشد سخن او مُهْمَل وارزشی نخواهد داشت، وایشان از این حیث مستثا بوده. منتهى مساله اى که شک و شبه در آن نیست اینکه سخن گفتن از زبان و فرهنگ غیر مادرى مستلزم دارا بودن احاطه و یا وجود آثار نوشتارى و مطالب گفتارى از جانب سخنران مى باشد، و دکتر سروش آثارى به زبان عربى نداشته واین بهانه اى دست داد تا مطلب ایشان مورد مداقه قرار گیرد؛ زیرا که دکتر نقد بسیار شدید اللحنى  بر زبان و فرهنگ عربى وارد نمود. ونویسند بحث اصالتا (=originally) عرب تبار و مدرس زبان عربی بوده و آثارى به زبان عربى (=  شعر ونثر) منتشر کرده و به زبان فارسى ترجمه هاى نیز انجام داده است. و با بیان این مقدمه بنابرین سخن را به بخش موضوع مورد مناقشه دکتر سروش در زبان و فرهنگ عربی سوق داده تا برخی از مغالطات وی را گسترانده وکمی از اشکالات را که با توجه به اینکه زبان عربی زبان مادری سروش نیست وسابقه تدریس و یا گفتارى ونوشتارى در آن نداشته بازگو  وشرح نمایم.

دکتر سروش در سخن شایگفتن از زبان عربی اشکالی بر برخى لغات کرده ومدعی شده از عجایب وهیولاهای نامتجانس عربی نوین و وضعیت ساختاری وطبیعی عربی کنونی است! وتا آن حد پیش رفته که واژه (تَمَفْصُل) (= فصل بندى) را ناهماهنگ با مذاق دیده وآن را خوش نچسبیده به طبع معرفى نموده، وبه تعبیری رساتر (در کِت فرو نرفته) شمرده. به طور کل عمده اشکالات وارده  در سخنرانى پیرامون زبان وفرهنگ عربی صحیح نیست، ومشکلات زبانهاى عربى وفارسى در معادل سازى به یکسان  نمى باشد، و اینکه از نظر زبان شناختى کدام یک در این مساله ضعیف‌تر است را به بحثى در آینده اختصاص داده و گونه مشکلات هر دو زبان در مواجه  با اصطلاحات ومفاهیم جدید  را بسط خواهم داد.

 

وبه هر حال نکات ذیل به نوعى لغزشهاى نگاه دکتر سروش به زبان عربى را ارائه مى دهد:

أ). با توجه به آشنایی اندک دکتر سروش از زبان عربی ( = در حد خواندن متون) و نبود نوشتار و گفتار  و مذاق عربی (= فرهنگ زبان عربى) اشکال بر واژه (تَمَفْصُل) (=Articalation  = فصل بندى) وارد نیست. تمفصل که با سلیقه عربی و نو آوری عربی زبان و فرهنگ در تجانس است و به کاربردى زبان نوین تعلق دارد آن را بر واژه (تدوین) که پیشنهاد نمود قابل ترجیح و استعمال آن در متون دانشگاهى کشورهاى عربى رواج موکد دارد و کلمه اى بسیار جا افتاده است، وهر کسى که  آشنا به زبان عربى باشد به طور قطع فرق بین واژه (دَوَّنَ) و(فَصَلَ: یَفصِل..) با مصدرهاى : (فَصْلاً و فصولاً و فِصالاً) را مى داند، این دو از بخش لغت (الجُمَل الأضداد) مى باشند، و (دَوَّنَ): تدوین کرد. و (فَصَلَ): از هم جدا کرد. پس آیا (Articalation  ) همان (دَوَّنَ) مى باشد؟ وآیا  نظر دکتر اینکه به جاى (تَمَفْصُل) (تدوین) استعمال شود درست است؟

در (تَمَفْصُل) از حیث معرفت شناختى و بنا بر (Central Signifier ) به دنبال مرکز محور گفتمان (=Discourse) هستیم و بحث  همانگونه که معلوم است گونه اى از معرفت بشرى نوین بشمار مى رود، وحال آنکه (تدوین) واژه ى نا مناسب و کهن و معناى : (Articalation  ) نوین را نمى دهد. واین اولین  اشکال وارده بر سخن دکتر سروش اینکه وی قیاس مع المفارق انجام داده. آیا (تمفصل) و(مفصل بندی) از حیث لغت ومعنا یکی نیست؟ این جانب که عربی را در حد موازى زبان فارسى دانسته و سوابق تدریس در آنها داشته هیچ فرقی که ناشى از اختلاف باشد را نمی بینم، وتنها فرق موجود از حیث صورت یا (= From ) زبان مى باشد، وبه تعبیر غزالى (اللفظ الکتابی) است که آن از مختصات زبان نوعى بوده.

ب). در جایى دکتر سروش به نقل از خانمى  مصری در آلمان که با وى هم سخن شده آن خانم گفته بود متون کهن عربى را نمی فهمد! واین بسیار عجیب مى نماید! اساتید زبان عربی به همان اندازه که دکتر سروش متون کهن فارسی را می خواند وفهم می نماید آنان نیز به زبان و ادبیات و فرهنگ زبان خود احاطه تام دارند. وبه نظر می رسد اغراقى در سخنان صورت گرفته که بسیار پر واضح است. و نیز جدالى نیست بر اینکه متون فارسى کهن به سادگى براى هر فارسى زبانى قابل هضم نمى باشد، واین قیاس بطور مساوات در بیشتر زبان ها صادق است و ربطى به زبان فارسى وعربى ندارد.

 

ج). در مورد تمجید از قواعد (پیشوند وپسوند) زبانى فارسى واینکه این قواعد در عربى نبوده ومایه افضلیتند، به نظر مى رسد دکتر سروش  توجه نداشته که زبان عربی (لغه تصریفیه) وزبان فارسى (لغه ترکیبیه)، پس بنابر کدام معیار مى توان صفت (ترکیبه) را بر (تصریفیه) مرجح و مایه  افضلیت قرار داد؟

و اشکال سروش بر ابواب تصریفی زبان عربی ( صِیغُ التَّصریف ِ) که گفته بودید ۱۳ – ۱۲ باب مى باشد، مثل اینکه فراموش شده که آنها ۱۴ صیغه وساختار قیاسی کلمات هستند، به معنای اینکه زبان عربی در بخش تصریف کلمات از این سیستم معیاری استفاده و قیاس مى کند. ودر کل زبان بنابر: (قیاس / روایتهاى زبانى  / سَماع) به حیات خود ادامه میدهد. ونیز مصادر (شاذ) و(نادر) و(غیر قیاسی) در واقعه همان بخشی است که یک لغوی متمکن مینواند فراتر از مشهور ومألوف زبان صرف بندی وصیغه بندی وساختار بندی نماید.

هـ). ایشان مى فرماید: (زبان مدرن عربی نامأنوس است..) واین سخن عجیب  است! و طورى نشان مى دهد که دکتر سروش خود عرب تبار ! وبه ظرافتهاى زبان کهن و نو عربى کاملا مسلط ویا زبان شناس ویا مدرس ادبیات عربى است !! و حال آنکه اشتباه فاحش ایشان تعمیم دادن ملاک و اُنس زبان و فرهنگ فارسی و ساختن ملاکى از آن براى انس گیرى با زبان عربی مى باشد! و گویا به طور کل موضوع (cultural language) را فراموش نموده، و زبان و فرهنگ زبان در اینجا مرز معین ومتفاوت نداشته و مى توان با  (cultural language) هر زبانى دیگر زبان را نامأنوس وصف کرد[۱].

و). دکتر سروش  یادآور شده که (.. زبان عربی کهن با مفاهیم امروزی رابطه اى ندارد..) واین یک مغالطه بیش نیست، وسوال اینجاست که مفاهیم بشری جدید (=knowledge Human) آیا در زبان فارسى کهن از پیشینگى برخوردارند؟ آیا مفاهیم جدید پس از قرون وسطائی مورد وضع نشدند؟  و اگر این اشکالی باشد بر زبان و فرهنگ عربى آیا به همان اندازه این اشکال نیز بر زبان فارسی و دیگر زبانها وارد نیست؟

ز). دکتر سروش ذکر مى کند اندیشمدنى در دانشگاه  Georgetown University کتابی را به ایشان  داده تا ترجمه عربی آن را بسنجد، اما آیا این اندیشمند با مترجمان عرب تبار هیچ رابطه نداشته است؟ ویا به خود کمی زحمت نداده که از طریق دوست و یا آشنایى به مترجمی عرب تبار توانا دسترسی پیدا  کند تا به طور تمام  متن ترجمه مورد مقابله قرار گیرد؟ به نظر مى رسد نظر خواستن از روشنفکرى که حتى یک متن به عربى ندارد (= متن ترجمه / متن عربى اصلى) مشاوره اى درست نبوده وفاقد ارزش گذارى دقیق است!

با توجه به نکات ذکر شده به نظر مى رسد سخن گفتن از محاسن ومعایب یک زبان غیر مادرى ولو  از جایگاه روشنفکرى بدون معیارها دقیق وشناخت ظرافتها و وپژگیهاى  آن زبان نوعى گسستگى با مقوله روشنفکرى است، وبه جا بود این روشنفکر صاحب آوازه در ایران بدون معیارهاى یاد شده به تفنن واظهار تعمق در زبان و فرهنگ عربى خوددارى مى نمود.

 

…………………………………………………………..

* آدرس سخنرانى: https://m.youtube.com/watch?v=FrXbsuvbtAg (دقیقه : ۹ به بعد)

[۱] . در سخنرانى دکتر سروش حتى در زبان فارسى مبنى بر عدم احاطه به ظرافتهاى  زبان مادرى در پاسخ  به سوالى از اظهار نظر خودارى نموده! وسوال کننده را به مشاوره با استاد داریوش آشورى دعوت مى کند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)