Image result for ‫نجفی‬‎

استعفا یا کناره گیری محمد علی نجفی شهردار تهران در آخرین روزهای اسفندماه می تواند شگفتی های معمول پایان سال را تکمیل کند. استعفای نجفی را می توان از نگاه های مختلفی مورد تحلیل قرار داد اما نکته مهم این است که چه سیری طی می‌شود که در روزگاری که مسابقه ای بی پایان و توام با ذبح و زیرپا نهادن اخلاقیات در جریان است تا کوچکترین مناسب به دست آید چه شده که مدیری با سابقه نجفی داوطلبانه جایگاه مهمی چون شهرداری تهران را فرو می گذارد؟ نجفی که امکان وزارت در دولت اول روحانی را با اتهام و فریاد فتنه فتنه گروهی از نمایندگان از کف داد، مسیر دشواری را پیمود تا بر صندلی محمد باقر قالیباف دیرپاترین شهردار تهران تکیه زد. نجفی که سابقه مدیریت کلان و طولانی در سال های گذشته را داشت یقینا با دشواری های شهرداری در تهران آشنا بود و اتفاقا با عملکرد خود و دادن امتیاز در انتصابات به برخی جریانات ناهمسو ولی قدرتمند درون شهرداری و سایر نهادها اعتراض ها و انتقادهای حامیان اصلاح طلبش را به جان خرید ولی نشان داد بده بستان و بازی بر بند نازک و بران سیاست در ایران را به خوبی می شناسد. اما سیر اتفاق ها و انتقادها به گونه ای بود که عملا به گوشه رینگ رانده شد. نجفی دست به هر گوشه ای از مجموعه فربه شهرداری و متعلقاتش می نهاد با فریاد اعتراض گروهی مواجه می شد، اگر خواهان تعدیل نیروهای جذب شده با معیارهای غیر فنی در دوران قالیباف می شد با تبعات اجتماعی شدید مواجه می شد و در برخی مناسبت ها هم با توقعات کاملا متناقض حامیان اصلاح طلبش و طیف قدرتمند مقابل مواجه می شد. سرباززدن از هر کدام می توانست با توجه به ردپای نه چندان محکم نجفی در حاکمیت بعد از حوادث سال 88برایش گران تمام شود. بدهی های شهرداری و حجم بزرگ نیروهای به استخدام درآمده و غیر قابل اخراج در کنار وظایف غیر لازم مثل روزنامه و مجله داری که خارج از عرف شهرداری ولی رویه ای دیرپا گشته هرکدام برای نجفی به یک بحران تبدیل شده بود. اما اتفاق حرکات خاص دخترکان در جشن کارکنان شهرداری شاید آخرین چیزی بود که نجفی انتظارش را می کشید. اتفاقی که اعتراض هم زمان برخی چهره های مذهبی-سیاسی و البته شاید خرسندی رقبای نجفی در حوزه همفکرانش را نیز به دنبال داشت، با احضار آقای نجفی به مراجع قضایی احتمالا فرصت تسویه حساب های باقیمانده از سال 88 هم برای منتقدانش فراهم می شود یا شاید با استعفای ایشان فعل ماضی می شد را باید به کار برد. خطر بزرگ این است که مدیریت در کشور آن چنان پرهزینه شده است که یا انتظار پایان دوره را می کشند و یا چون نجفی عطا را به لقایش می بخشند. از ان جا که در اقتصاد نفتی و رانتی سرچشمه پول و ترقی در دستان نهادهای دولتی و حاکمیتی متمرکز می شود در ادوار مختلف افراد با توسل و تمسک و آویزان شدن به طرق مختلف وارد و وصل به سیستم های دولتی می شوند و فرهنگ حامی پروری و فربه کردن ستاد های انتخاباتی احتمالی هم این روند را دامن میزند و و رفته رفته منافع نامشروع برای عده ای ایجاد می شود که در صورت به خطر افتادن مدیر یا سیستم دچار بحران های اجتماعی و حتی سیاسی می شوند پس چاره ای جز ادامه به همان سیر ناصحیح و فربه کردن بیشتر سیستم و البته ناراضی تراشی جدید می شود. البته ذره بین رقبای سیاسی که برای تخریب رقیب به دنبال کوچکترین سرنخ هستند هم در میانه پراثر خواهد بود چراکه در دستگاه های عریض و طویل دولتی-حکومتی آن قدر نابسامانی و آشفتگی تلنبار شده وجود دارد که تحت کنترل شخص مدیر نیست و در این مورد جناب نجفی فکر همه چیز را می کرد مگر اکروبات بازی دخترکان و احضار و اتهام سنگین در تقابل با ارزشهای عقیدتی که احتمالا جناب نجفی توان رویارویی با آن را نداشتند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)