نوشته ای که در پی می آید ، ترجمه نامه ایست که خانم ” مژگان ازگلنار” فعال اجتماعی تاجیک از ” تاجیکستان ” در صفحه ” فیسبوک ” خود به اشتراک گذاشته است . ازآنجاییکه بنظرم رسید خواندن این نامه به درک مناسبات واقعا موجود میان یک زن و مرد تاجیک بطور عموم را بخوبی به نمایش می گذارد ، تصمیم به ترجمه آن از خط سیرلیک فارسی گرفتم ، البته باید توجه داشت که همزبانان تاجیک ما ، در بیان مقاصد پیچیده اجتماعی به زبان روسی توانایی بیشتری دارند تا به زبان فارسی ، وعلت آنهم اینستکه تاجیکان طی هفتاد سال حاکمیت “کشور شوراها ” در مناسبات علمی ، آکادمیک و اجتماعی ، حتی در میان خود اساسا زبان روسی را به کار می برده اند ، بسیاری وقتها در مراوده و گفتگو با یک ” تاجیک ” به زبان دری – تاجیکی ، باید روسی بدانی تا به عمق و منظور گوینده پی ببری چون بسیاری از عبارات مورد استفاده در این گویش ، به فارسی است اما ساختار روسی دارد یعنی ترجمه تحت الفظی یک عبارت روسی است که به این گویش به زبان آورده می شود . از این مطلب که بگذریم ، آنچه که از این نامه می توان فهمید این نکته مهم است که رابطه میان زنان و مردان در کشور تاجیکستان ، رابطه ای بشدت مردانه و یکطرفه بسود مردان است و خانم ” مژگان ازگلنار” که این نامه را می نویسد با لحن درخواست و خواهش و پذیرش این رابطه نابرابر ، از مرد تاجیک خواهان برخورد و توجه بیشتر می شود و برای داشتن رابطه برابر با یک مرد ، نه حقوق خود را که از وی درخواست می کند تا او به وی توجه بیشتری نماید . من اکنون می توانم بهتر بفهمم که چرا برای دختران تاجیک مردان ایرانی همیشه بعنوان الگوی یک مرد متمدن مطرح بوده اند . در این خاطره در این باره نوشته ام ( چرا زنان تاجیک به مردان ایرانی عشق می ورزند ). از سوی دیگر تاجیکستان علیرغم گذشت بیش از دو دهه از فروپاشی و امکان ارتباطات فرهنگی و اجتماعی با دنیای بیرون از خود هنوز جامعه ای بشدت سنتی است که بعد از فروپاشی شوروی ، به شکلی افراطی و پاسخی تهاجمی نسبت به حاکمیت فرهنگ روسی بر تاجیکستان ، بازسازی سنت های خود را بشکل برخورد متقابل با اقتدار دولتی – سیاسی دوران شوروی پی گرفت . تاجیکستان سرزمین سنتهای زنده نیاکان ما در قرن بیست ویکم است ، تاجیکان بسیار دوست داشتنی هستند .

مجسمه ابو علی سینا در محله 82 شهر دوشنبه فیلسوفی مغرور را به نمایش می گذارد که سر بر آسمان می ساید

نامه یک زن ” تاجیک ” به مردان ” تاجیک
با سلام ” مرد ” گرامی
امروز که روز ” جهانی زنان ” نامگذاری شده است و زنان در بعضی از کشورها برای دفاع از حقوق خود ” راهپیمایی می کنند ، من نیز بعنوان یک زن ” تاجیک ” با تو ای مرد ” تاجیک ” سخنی دارم .
از زمان متولد شدنم ، اولیه ترین ارتباط من با تو ، بعنوان ” دختری ” بودم که از نطفه تو شکل گرفتم ،( اولین ارتباط من بعنوان یک دختر با یک مرد ، رابطه دختر با یک مرد بعنوان پدر بود )
ای مرد تاجیک دومین مردی که در زندگی من معنی پیدا کرد ، مرد بعنوان برادر بود و من خواهر تو شدم . کمی بعد ” دوست دختر ” یک مرد شدم و بعد از ” همسر ” یک مرد شدم و کودکی در دامن من نشو و نما یافت . مادر فرزند تو شدم ، همانطور که می بینی من به یکباره به ” زن ” بعنوان مادر تبدیل نشده ام ! برای توانایی مادر شدن تربیت شده و مراقبت لازمه دریافت داشته ام .
البته می توانی بگویی ، که یک زن بعنوان یک مادر تو را به دنیا آورده است ، بله اما آن مادر هم دختر مادری بوده است که آن مادربه نوبه خود دختر مادر دیگری بوده است .
در ابتدای زندگی وظایف خانوادگی را میان خود تقسیم کردیم ، من بیشتر به کارهای خانگی توجه کردم تا بتوانم فرزندان سالمی به دنیا آورده و تربیت کنم و تو وظیفه تامین خانواده را بعهده گرفتی .
اما در طول تاریخ ، تو فراموش کردی که میان ما تقسیم ” کار ” صورت گرفته وچرا ما به این ترتیب کارها را میان خود تقسیم کردیم از امکان تامین ” یک لقمه نان ” ، برای خودت امکان اعمال قدرت ، ساختی و بعد تر هم مقام ما را در جامعه و خانواده اساسا فرا موش کردی
ای مرد تاجیک اگر فرزندان برومند و دخترانی مانند تهمینه ، پوران ، پروین ، ( تامی ریسو؟) گرد افرید و پسرانی مانند رستم ، سهراب سینا و خیام می خواهی ، قبل از هر چیز در تربین فرزندان خود بکوش ، یعنی میان دختر و پسر خود تفاوت نگذار ! اگر به حقوق دختر و همسر خود احترام نگذاری ، چگونه می توانی به به حقوق مادران احترام بگذاری .
ما را همیشه سرزنش می کنید که بیباکی فرزندان از اینست که پدری مثل شما دارند ، همه بار زندگی را بردوش ما نهاده و به تربیت فرزندان مشترک امان توجه نمی کنید .
تو از من می خواهی که فرزندان ما روشنفکر و دانشمند بشوند و لحظه ای فکر نمی کنی که با ما چه رفتاری می کنی
چگونه می توانی از زنی که بدون اجازه تو ، خارج از چهار دیواری چیزی را نمی بیند و حقوق او همیشه زیر پا گذاشته می شود و از آنهم بدتر از زنی که از دانش اندک برخوردار است و از حقوق خود هم بیخبر است ، انتظار تربیت کودکانی دانشمند و خردمند ( منظور نویسنده آگاه و هوشیاراست ) داشته باشی ؟
من نمی خواهم بگویم که همه زنان تاجیک از خرد و دانش ( آگاهی ) بی بهره هستند . اما فقط نگاه کن که آن زنانی که از اندکی دانش و خرد برخوردار هستند از حقوق خود در خانواده و اجتماع دفاع کرده اند . به من آنطور نگاه نکن گویا که به تکه ای گوشت نگاه می کنی ، من هم مثل تو انسان هستم ، با این رفتار خود من را به خاموشی واداشتی ، من خموشی پیشه کردم و با این خموشی نسل تو را به نابودی خواهم کشاند یعنی تا آنروزی که از دانش و آگاهی به اندازه کافی بهره ور نشوم و زندگی انسانی نداشته باشم ، نخواهم توانست برای تو سهراب ، سینا ، خیام به دنیا بیاورم .
فقط زنهای برومند ، توانایی تربیت فرزندان برومند را دارند و تنها زنانی که به انها احترام و توجه کافی مبذول شده است می توانند ، زنانی برومند باشند . زنی که زیر مشت و لگد و تنهایی در خانواده بزرگ شده است چگونه می تواند به جز بازآفرینی مناسبات سبک در برخورد با فرزندان و تربیت شخصیت خودش ، نقش دیگری داشته باشد .
نامه از سوی زنان تاجیک که رازهای پنهان در دل دارند برای تمام مردان تاجیک فرستاده شد .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)