گروه جامعه – گویا امسال بیش از چند و چون رقابت هنرجوها در مسابقه تلویزیونی «آکادمی گوگوش» در شبکه «من و تو»، این شرکتکنندگان برنامه هستند که خبرساز شدهاند و به واسطه خبرسازی هرکدام، سویه خشن جامعه ایرانی خود را نشان میدهد.
برای «امیرحسین» هم مانند «ارمیا»، شرکت در این مسابقه تبدیل به یک چالش بزرگ شده است؛ چالشی که با راهافتادن یک کمپین فیسبوکی با عنوان «کمپین تجاوز گروهی به امیرحسین آکادمی گوگوش»، هویت او را مورد خشونت قرار داده است.
امیرحسین اما به اندازه «جاستین بیبر»، خواننده و بازیگر کم سن و سال اهل کانادا، شهرت ندارد. این سوپراستار موسیقی پاپ، همان اندازه که شهرتش را مدیون اینترنت است، هدف حملههای اینترنتی هم قرار گرفته و صفحههای فیسبوکی که در مخالفت با او و سبک لباس پوشیدن و ظاهرش باز شده است، اعضای میلیونی دارند.
نکته حائز اهمیت در این است که امیرحسین، پیرامون گرایش جنسی خودش هرگز صحبتی نکرده است. نازنین دادخواه، دانشجوی جامعه شناسی در پیامی برای زمانه با اشاره به این نکته، نوشته است: «دلیلی هم نداشته است که در این زمینه صحبت کند. امیرحسین میتواند مردی دگرجنسگرا باشد یا نباشد، اما هجومی که نسبت به او صورت گرفته، حاکی از نفرت و همجنسگراستیزی موجود در جامعه ایرانیان است.»
به عقیده این دانشجوی ساکن فرانسه، امیرحسین وارد مسابقه آواز و موسیقی شده و آنچه اهمیت دارد، کیفیت صدا، تکنیک آواز و شخصیت او در حین اجراست: «متاسفانه او با شرکت در این مسابقه، شخصیتش، نحوه رفتارش و لباس پوشیدنش هدف نفرتورزی شماری خشونت طلب قرار گرفته است. عدهای تصمیم گرفتهاند که رفتار او را به مانند همجنسگراها بدانند و بر اساس این فرض کمپین نفرت پراکنی علیه امیرحسین راه بیاندازند. این کمپین، بیش از آنکه در مورد خود شخص امیرحسین باشد، بیانگر فرهنگ همجنسگراهراسی و زن ستیزی است که ضروری میداند اجراگریهای جنسیتی و هویتهای جنسیتی زنانه و مردانه کاملاً از هم تفکیکپذیر باشند.»
از زاویه دید همجنسگراستیزان، هر نوع فضای خاکستری و مبهم در حوزه جنسیت، خطری است که باید با آن برخورد شود. این ابهام در مورد امیرحسین در لباس پوشیدن و آرایش چهره او دیده میشود. همین موجب شده است که کمپین خشونت جنسی علیه او ایجاد شود و در فیسبوک هم طرفدار پیدا کند. برای افرادی که عضو این کمپین شدهاند نفرت از مردی که لباسها و آرایش بدنیاش ابهامآمیز است، مشکلی ندارد و کاملاً اخلاقی است. این نشان می دهد که نفس خشونت برای تائیدکنندگان این کمپین مسئله و زیر سئوال نیست.
از زاویه دید همجنسگراستیزان، هر نوع فضای خاکستری و مبهم در حوزه جنسیت، خطری است که باید با آن برخورد شود. این ابهام در مورد امیرحسین در لباس پوشیدن و آرایش چهره او دیده میشود. همین موجب شده است که کمپین خشونت جنسی علیه او ایجاد شود و در فیسبوک هم طرفدار پیدا کند. برای افرادی که عضو این کمپین شدهاند و به اصلاح فیسبوکی این کمپین را «لایک» زدهاند، نفرت از مردی که لباسها و آرایش بدنیاش ابهامآمیز است، مشکلی ندارد و کاملاً اخلاقی است. این نشان می دهد که نفس خشونت برای تائیدکنندگان این کمپین مسئله و زیر سئوال نیست.
صفحهای که برای حمله به امیرحسین راه افتاده، در زمانی کوتاه نزدیک به سه هزار عضو پیدا کرده و همزمان واکنش بسیاری از فعالان حقوق جنسی و کاربران عادی فیسبوک را برانگیخته است. مدیران این صفحه هر چند در تارک آن نوشتهاند که «ما با دموکراسی مخالف نیستیم، با همجنسگرایان هم همینطور»، اما بیش از هرچیز سبک و شیوه لباسپوشیدن امیرحسین را هدف قرار دادهاند و او را به این دلیل به «مرد نبودن» و «نداشتن مردانگی» متهم کردهاند؛ اتهامی که تنها میتواند در چهارچوب «همجنسگراستیزی» و خشونت جنسی و جنسیتی تعریف شود.
خشونت، تهدید و فشار
زیبا، یک فرد تراجنسیتی ساکن ترکیه است. به اعتقاد او وجود چنین محتواهایی در اینترنت، میتواند برای افراد همجنسگرا و تراجنسیتی، خطرناک باشد: «بیشتر بچههای گی، لز و ترنس [زنان و مردان همجنسگرا و تراجنسیتیها] در ایران، بیشتر اطلاعات خود در مورد هویتشان را از طریق اینترنت به دست میآورند. من خودم که ترنس ام تو اف [تراجنسیتی مرد به زن] هستم، تا مدت زیادی امکانات خانوادگی نداشتم که حتی به دکتر بروم. به دلیل رابطههای جنسی ام در دبیرستان با پسرها، کم کم فهمیده بودم که هویتهای جنسی مختلفی وجود دارد. خودم میدانستم که دلم نمیخواهد پسر باشم و ترجیح میدهم دختر باشم، اما دوستانی داشتم که میگفتند ما گی هستیم. یک بار در شهرمان با ترس و لرز به یک کافی نت رفتم و در چت یاهو قسمت جستوجو را پیدا کردم و تایپ کردم: گی و ترنس. اگر قرار بود این جستوجو من را به این صفحات فیس بوک میبرد که الان درست کردهاند و مدام دارند هم به گیها و هم به ترنسها توهین میکنند، من از ترس غش میکردم.»
زیبا میگوید: «به فکر امیرحسین خان باشید که خیلی هم صدای خوبی دارد. اما به فکر آن بچههای گی و ترنس هم باشید که برای اولین بار هویت خود را جستوجوی اینترنتی میکنند و به این صفحات میرسند. فقط تاثیر این صفحات را بر زندگی این بچهها تصور کنید که در ایران هیچ امکاناتی برای کمک کردن به آنها نیست و هیچکس را هم ندارند که از او اطلاعات درست در مورد هویتشان، بهداشت و سلامتشان بگیرند.» (نقاشی اثر جاش بیتون)
زیبا میگوید: «به فکر امیرحسین خان باشید که خیلی هم صدای خوبی دارد. اما به فکر آن بچههای گی و ترنس هم باشید که برای اولین بار هویت خود را جستوجوی اینترنتی میکنند و به این صفحات میرسند. فقط تاثیر این صفحات را بر زندگی این بچهها تصور کنید که در ایران هیچ امکاناتی برای کمک کردن به آنها نیست و هیچکس را هم ندارند که از او اطلاعات درست در مورد هویتشان، بهداشت و سلامتشان بگیرند.»
نیما همجنسگرایی است که راهافتادن چنین صفحههایی را نشانه خشونت جامعه نسبت به همجنسگرایان می داند: «او می گوید من اصلاً نمی دانم هویت جنسی امیرحسین چیست و این در حال حاضر مسئله من نیست. مسئله اصلی این است که نفرت به همجنسگرایان در این حد که در این صفحات فیس بوکی ایرانیها دیده میشود دیگر نهایت خشونت است. یک مرد خوش سیما و خوش لباس را همجنسگرا فرض کردهاند و حالا کمپین تجاوز دست جمعی به این فرد، راه انداختهاند. امیرحسین که در آکادمی گوگوش، آواز میخواند ممکن است اصلا همجنسگرا هم نباشد. یک مسئله دیگر این است که فرهنگ همجنسگراهراس خیلی هم نسبت به کسی که “مفعول” یا آنچه ما به انگلیسی “باتم” میگوییم احساس نفرت دارد. یعنی این کمپین تجاوز فرض میکند که آقای امیرحسین مفعول است و ناپاک، اما آن کسی که قرار است به او تجاوز کند همجنسگرا نیست و پاک است. اگر رابطه با همجنس ناپاکی است که دیگر فاعل و مفعول ندارد.»
نیما درباره اثر این نوع نفرت پراکنیها بر زندگی همجنسگرایان میگوید: «وقتی با همسرم به این صفحات فیس بوکی نگاه کردیم، وحشت کردیم. همسرم با ترس گفت که اشتباه کردیم حتی به همین دوستان نزدیکمان هم گفتیم همجنسگرا هستیم… به غیر از این خشونتی که به من همجنسگرا و نسبت به همسرم اعمال میشود شما فقط حال و روز مادر و پدر ما را فرض کنید وقتی این صفحات را میبینند. این همه نفرت و این همه خشونت از کجا آمده؟ از کجا تغذیه میشود؟»
او همچنین نمونههای مشابهی از این نوع آزار و اذیتها را نسبت به همجنسگرایان یادآوری میکند: «من ساکن کشور کانادا، روانکاو و مشاور نوجوانان همجنسگرا هستم. مسئله خشونت همجنسگراهراس مشکل اینجا هم هست. دختران و پسران جوانی که شبیه جنس مخالف لباس میپوشند یا رفتار میکنند، مدام گرفتار توهین و آزار و اذیت جنسی و همجنسگراهراسی میشوند. بسیاری از این نوجوانان حتی همجنسگرا هم نیستند. چند نوجوان به خاطر این آزارها مخصوصا آزارهای اینترنتی همکلاسیها، اقدام به خودکشی کردهاند. در آمریکا که یک نوجوان به نام جیمی رودمایر جان خودش را هم از دست داد به خاطر همین آزارهای جنسی اینترنتی خودکشی کرد. امیدوارم فیس بوک این صفحه را هرچه سریعتر محو کند چراکه این صفحه روح تمام جوانان همجنسگرای ایرانی را که با ترس لرز از هویت خودشان خبر دارند، آزار میدهد و به آنها خشونت میکند.»
نامیا، همجنسگرا و فعال حقوق همجنسگرایان است. او رویکردی تحلیلی و جامعهشناختی به این موضوع دارد: «این صفحات فیسبوکی همجنسگراستیز و زنستیز، در حقیقت نوعی برنتافتن تفاوت و واکنش نشان دادن به آن با ابزار تجاوز جنسیاند. اینکه، درخواست تجاوز جنسی با پشتوانه و تائید آشکار چند هزار نفر، تضمین میشود و به وسیله اعتقادات متعصبانه، خشونت به دیگری و نفرت از دیگری مشروعیت مییابد، نشان می دهد که خط کشی در حوزه خودی و غیر خودی صورت گرفته است. گسیل فرد مورد نفرت جنسی (در اینجا امیرحسین) به پشتوانه نفرت گروهی، به دسته زنان، خطری است که شاید خود را “زنستیزانه” نشان نمیدهد، اما بسیار زنستیر است. این همان اهرمی تادیب جنسی و جنسیتی است که جامعه را مهیای مهار توسط قدرت حاکم میکند. درخواست نظم یکسان سازی در نقشهای جنسی و جنسیتی، حتی با تکیه بر دروغ، دوام نظام توتالیتر را تضمین میکند.»
خلاء قانونی در فضای مجازی
با وجود ارسال گزارشهای متعدد حاکی از تخلف کمپین «تجاوز گروهی به امیرحسین آکادمی گوگوش» از سوی کاربران و فعالان اجتماعی، فیسبوک تاکنون اقدامی برای حذف این صفحه انجام نداده است. خارج از فیس بوک هم امکان مبارزه با همجنسگراستیزی اینترنتی چندان وجود ندارد و قوانین مستقلی برای دنبال کردن آن در فضای مجازی موجود نیست.
«این صفحات فیسبوکی همجنسگراستیز و زنستیز، در حقیقت نوعی برنتافتن تفاوت و واکنش نشان دادن به آن با ابزار تجاوز جنسیاند. اینکه، درخواست تجاوز جنسی با پشتوانه و تائید آشکار چند هزار نفر، تضمین میشود و به وسیله اعتقادات متعصبانه، خشونت به دیگری و نفرت از دیگری مشروعیت مییابد، نشان می دهد که خط کشی در حوزه خودی و غیر خودی صورت گرفته است. گسیل فرد مورد نفرت جنسی (در اینجا امیرحسین) به پشتوانه نفرت گروهی، به دسته زنان، خطری است که شاید خود را “زنستیزانه” نشان نمیدهد، اما بسیار زنستیر است. این همان اهرمی تادیب جنسی و جنسیتی است که جامعه را مهیای مهار توسط قدرت حاکم میکند. درخواست نظم یکسان سازی در نقشهای جنسی و جنسیتی، حتی با تکیه بر دروغ، دوام نظام توتالیتر را تضمین میکند».
بهنام داراییزاده، روزنامهنگار و کارشناس حقوقی میگوید: «واقعیت این است که در حال حاضر، حتی در کشورهای مترقی هم هیچ رژیم حقوقی منسجم و قابل اتکایی که بتواند به موارد نقض حقوق دگرباشان جنسی در فضای مجازی یا اینترنت بپردازد وجود ندارد. از طرف دیگر، روشن است هر چقدر که جامعهای بیشتر درگیر هوموفوبیا یا همجنسگراهراسی باشد، انتظار اینکه ساختارهای حقوقی مترقی هم داشته باشیم، انتظاری بیاساس می شود.»
این روزنامهنگار با تاکید بر اینکه در سالهای اخیر، تلاشهایی در سطح بینالمللی برای به رسمیت شناختن حقوق و آزادیهای همجنسگرایان یا جامعه کوییر صورت گرفته که الزاما نیز کشورهای به اصطلاح توسعهیافته غربی درگیر آن نبودهاند میگوید: «به فرض برخی از کشورهای آمریکای لاتین در این زمینه خیلی خوب کار کردهاند. چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی.»
البته نقض جدی و مستمر حقوق دگرباشان جنسی در سطح جهان، موجب شده است که سیاستمداران برخی از دولتها در مجامع بینالمللی، در اندیشه تدوین مقرراتی حمایتی باشند تا بلکه بتوانند از یک سو به نیاز جامعه پاسخ بگویند و از سوی دیگر خلاء حقوقی حاکم را تا اندازهای پر کنند. به طور مشخص، در تابستان سال ۲۰۱۱، شورای حقوق بشر سازمان ملل، به پیشنهاد آفریقای جنوبی، قطعنامهای را با عنوان “حقوق بشر، گرایش جنسی و هویت جنسیتی” تصویب کرد در آن نسبت به نقض حقوق بشر و تبعیضهای حاکم بر پایه گرایش جنسی اعتراض شده بود.
بهنام داراییزاده تاکید میکند: «این تلاشها تازه اول راه است و در حقیقت هم این مرحله، ضمانت اجرایی خاصی ندارد. با این وجود، امید است که آرامآرام شاهد شکلگیری رژیمهای حقوقی قاطع و روشن در حمایت از حقوق دگرباشان جنسی باشیم که فضای اینترنت را که اتفاقاً فضای پرآسیبی هم هست پوشش دهد. واقعیت این است که بدون پشتیبانیهای حقوقی لازم در همه ابعاد، مبارزه با هوموفوبیا حاکم که یک معضل پیچیده اجتماعی است، دشوار به نظر میرسد.»
لباس و کلیشههای جنسی
کمپینهای نفرتپراکنی جنسی در فیس بوک، اکنون در مورد امیرحسین از هنرجویان آکادمی گوگوش به نهایت خشونت خود رسیده است. پیش از این هم کمپینهای مشابه در فیسبوک شکل گرفته بود. به عنوان مثال، عکس یک رهگذر در خیابانهای شهرهای ایران را در فیس بوک میگذاشتند که: این رهگذر نشانههای جنسیتی عرفی مردانه را نداشت: زیرابرو برداشته بود، بینیاش جراحی پلاستیک شده بود، آرایش کرده بود، موهایش مدلی بود که عرف مردانه نبود، بلوز و شلوار رنگین بر تن داشت و شاید مثلاً کیفی زنانه هم داشت.
در این کمپین عکس فرد یاد شده را با دشنامهای همجنسگراهراس همراه کرده بودند و «لایک»ها و کامنتهایی همراه این کمپینها بود که از آن میان می توان به اینها اشاره کرد: «اه، حالم بد شد»، «متنفرم از اینها»، «این به خودش میگه مرد؟» و «اینها بیمارند و باید به پزشک مراجعه کنند».
به نظر میرسد بخشی از آن چیزی که باعث شده گروههایی از جامعه ایرانی با عضویت در این کمپین به نفرتپراکنیها دامن بزنند، ناشی از تفاوت نگاه او به مقوله لباس پوشیدن باشد که با کلیشههای حاکم بر جامعه ایرانی سازگار نیست. متین قوام با اشاره به تغییر ارزشهای زیباییشناسی در پوشش میگوید: «دنیای مد دیگر بر دوگانه زن و مرد استوار نیست. طراحهای لباس سعی میکنند که لباسهای خود را برای انواع گوناگونیهای جنسی و جنسیتی افراد جامعه جهانی طراحی کنند.»
درباره اینکه گرایش جنسی امیرحسین چیست، اطلاعاتی وجود ندارد. متین قوام، کارشناس مسائل جنسی و جنسیت به زمانه میگوید: «گرایش جنسی آقای امیرحسین از آکادمی موسیقی گوگوش چیزی نیست که بشود آن را از لباس پوشیدن ایشان، نحوه رفتار ایشان، گوشواره ایشان و نمادها و نشانههای ظاهری فهمید. اصلاً مسئله گرایش جنسی برای بسیاری از افراد مسئلهای خصوصی است که نباید و درست نیست در مورد آن حدس و گمان زد.»
به نظر میرسد بخشی از آن چیزی که باعث شده گروههایی از جامعه ایرانی با عضویت در این کمپین به نفرتپراکنیهای خود دامن بزنند، ناشی از تفاوت نگاه او به مقوله لباس پوشیدن باشد که با کلیشههای حاکم بر جامعه ایرانی سازگار نیست.
متین قوام با اشاره به تغییر ارزشهای زیباییشناسی در پوشش میگوید: «دنیای مد دیگر بر دوگانه زن و مرد استوار نیست. طراحهای لباس سعی میکنند که لباسهای خود را برای انواع گوناگونیهای جنسی و جنسیتی افراد جامعه جهانی طراحی کنند. امیرحسین ممکن است متعلق به خرده فرهنگهایی باشد که در چند دهه اخیر به وجود آمده اند و به آن در زبان انگلیسی فرهنگ “متروسکشوال” میگویند. متروسکشوال MetroSexual واژه مشتق شده از کلمه متروپولیتن به مفهوم شهر و وابسته به فرهنگ شهری و کلمه هتروسکشوال به مفهوم دگرجنسگراست. افراد متروسکشول کسانی هستند که که هنر مُد برای ایشان اهمیت دارد و با اینکه ممکن است گرایش جنسی دگرجنسگرا داشته باشند با کمال میل طراحیهای مطرح در دنیای مد را میپوشند و به آنها اهمیت میدهند.»
فرهنگ مد و طراحی لباس اکنون سالهاست که تحت تاثیر زیباییشناسی طراحان زن و طراحان لباس همجنسگرا قرار دارد. این طراحان، در خلاقیت هنری خود و همگام و همراه با جنبشهای جنسی و جنسیتی در آمریکای شمالی و اروپا سعی کردهاند که مرز بین دوگانههای زن و مرد و زنانگی و مردانگی را تا حدودی به چالش بکشند. نگاههای کلیشهای به مسئله همجنسگرایی ممکن است هر مردی را که ظاهرش برایش اهمیت دارد، همجنسگرا بداند؛ اما واقعیت دنیای امروزی این است که بسیاری از مردان دگرجنسگرا هم لزومی نمیبینند که پیرو فرهنگ مردسالار و همجنسگراهراس، حتما یک کت و شلوار خیلی «مردانه» بپوشند که «مردانگی»شان را فریاد میزند.
متین قوام بر تاثیر کلیشههای جنسی بر فرهنگ لباس پوشیدن و همجنسگراستیزی تاکید میکند: «امیرحسین آکادمی گوگوش مرد بسیار خوش تیپ و خوش لباسی است. این را حتی کارشناس مد و لباس برنامه آکادمی گوگوش هم به او گفتند. او به دنیای مد و لباس وارد است. بر اساس ارزشهای زیبایی همین دنیا هم لباس میپوشد و به هر حال اینکه انسانها چه ظاهری برای خود انتخاب میکنند، حق آنهاست. اینکه به دلیل نوع انتخاب لباس، چنین کمپینی سرشار از نفرت جنسی و تهدید به تجاوز ایجاد شده است، یک بحران اجتماعی است که نشان میدهد همجنسگراهراسی وجود دارد و یک تفاوت ساده ظاهری در پیروی از مد نیز از دیدگاه آنها نوعی همجنسگرایی است. امیدوارم این رفتارهای خشونت آمیز تاثیری بر کار حرفهای آقای امیرحسین نگذارد و ایشان همیشه خلاقیتی که در انتخاب لباس دارند، داشته باشند.»
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com





نظرات
دمکرات بودن فقط موافق و به اجبار موافق هرچه هست و دیده می شود نیست
مخالف هم حقی دارد و اینها هم مخالف هم جنس گًرایانه هستند
مخالف هم حق دارد نظرش را منعکس کند البته بدون توهین
وقتی امروز از هم جنس گرایی و رفتار غیر عاد و مخالف عرف جامعه دفاع می شود
فرداست که زنای محاٍم هم قتبل دفاع می شود
ان وقت دیگر نه خانهای و نه خانواده ای و نه امنیتی می ماند
هر زن و مرد باید بچه هایشانورا از همدیگر پنهان کنند و درنهایت جنون است
و کثافت و نابودی جامعه
پنجشنبه, ۳ام اسفند, ۱۳۹۱
به نظر من گرایشات جنسی از هر نوع، مادامی که در حوزه ی زندگی شخصی ست و سلامت جامعه را تهدید نمیکند، نباید محدود شود، چرا که امروزه متخصصان علم ژنتیک دریافته اند که این نوع اختلالات غالبن ریشه ی بیولوژیک دارند و البته در پاره یی موارد منشأ فرهنگی.
اما در مورد آقای امیر حسین بدون آنکه گرایشات جنسی ایشان برایم مهم باشد، معتقدم این کمپین ” تجاوز گروهی . . . ” گونه ای خود زنی و از سوی خود ایشان به راه افتاده و در راستا ی مظلوم نمایی و جلب آرای مردم است.
پنجشنبه, ۳ام اسفند, ۱۳۹۱
هر عقیده یا پدیده تا زمانی که شخصی است و در معرض دید و قضاوت عموم گذاشته نشده است باید محترم شمرده شود لیکن هرگاه فرد با افرای بخواهند ان را به عموم ارائه کنند و به جمع تسری دهند لذا در معرض قضاوت قرار می گیرد و هرکس حق دارد نسبت به ان قضاوت کند چه موافق و چه مخالف. حال مخالفین همجنس گرایی زیاد وفراوانند
اصولا چرا همه باید موافق باشند
با توجه به علم پزشکی این افراد به لحاظ نقص در هورمونها و ساختار ناقص فیزیولوژی
در وضعیت طبیعی جنسیت خود نیستند و یا باید تحمل شوند ویا به میل خود تکلیف جنسیت خود را معلوم کنند یک دوست یا مخاطب در جامعه و معاشرت با انها باید تکلیف خودش را بداند و هیچ لزومی ندارد همه این مساله را تحمل کنند و بپذیرند این حرف زور و ضد اخلاقی و غیر دمکراتیک است همه می دانند که کاپل یا زوج این گونه بیماران یا ناقص ها
همان کسانی هستند که در اثر پنهان کاری بیمار هم جنسگرا نا دانسته جلب محبت غیر عادی انها می شوند و علاقه ای بوجود می اید و در نتیجه زوج سالم نیز به هم جنس کرایی کشبده می شود در اینجا یعنی امریکا از زمان جرج بوش انها ازاد تر شدند و هدف هم این بود که انها مشخص باشند می توان این مساله را به حساب ازادی انها در بروز حالات هم جنسگرایانه شان قلمداد کرد ام هدف حزب محافظه کار که به شدت به بنیان خانواده طبیعی اهمیت می دهد این بوده تا این افراد از انزوا بدر ایند و پنهان کاری نداشته باشند و در اصل خود را مشخص کنند که دوستان و افرادی که و ضعیت انها را نمی دانند در دام
روابط انها- نا خواسته گرفتار نشوند بدین ترتیب این مشخص بودن می تواند و توانسته است از هم جنس گرا شدن بخش زیادی از جمعیت جلوگیری کنند و چنانکه دیده ایم
در همین امریکا عده ای از دست محبت اینها فرار می کنند در ایران متاسفانه به دلیل سیاسی شدن همه چیز این موضوع هم سیاسی شده و افراد به منابع مرتبط به این موضوع در دهه شصت مراجعه می کنند و قلم فرسایی می کنند در بزرگواری این افراد و تمکین همه به این افراد بیمار. در صورتیکه این نوع دفاع و این ادبیات مربوط به دهه شصت امریکا امروزه متروک است زیرا حاصل ان در جامعه با ایدز و چندین بیماری دیگر بوده است
و امروز حد اکثر تلاش این است که اینها مشخص باشند و مثلا ازاد و دیگران هم در صورتیکه مایل نیستند از انها فرار کنند و معمولا همینطور است
به دلیل عدم ارتباط جامعه ادبی و منابع چاپی در ایران جوانان هنوز اندر خم تئوری های متروک دهه ۶٠ اروپا و امریکا هستند غافل از اینکه در غرب خصوصا جامعه بیدار و متحول شده امریکا اخلاق حرف اول را می زند و به افرادی از این نوع ازادی بی بند وباری و اگزیستنسیالیسم و همجنس گرایی و هیجده ساله از خونههبیرون کردن جوونا و هیپیسم
حرف بزنه طوری نگاه می کنند که انگار از عهد دقیانوس یا دوران دایناسورها حرف می زنه
امان از بی خبری و نشخوارردن هر حرف و نظریه متروک ای کاش این دوستان مثلا مبارز و فمنیست و و بقیه ایست های متذوکه از جامعه امروز امریکا و اخلاق و راستی ودرستی
رفتار انها می اموختند
پنجشنبه, ۳ام اسفند, ۱۳۹۱
با دیدن نظرات این آقا و خانوم رو زیر یه همچین مقاله ای تنها چیزی که میشه گفت اینه ؛ ای آقا تو گوش خر یاسین میخونید .
پنجشنبه, ۳ام اسفند, ۱۳۹۱
باید دو نکته ذو متذکر بشم.اول این که چنین کمپین های فیسبوکی رو اگر دنبال کرده باشید و محض اطلاع یک بار هم شده به این صفحات مراجعه کرده باشید کاملا متوجه خواهید شد که این صفحات محتوای طنز داشته و از بحثی جدی نیست که بخواهیم اون رو برجسته کرده و تهدیدی برای جامعه ی مجنسگرایان تلقی کنیم.هرچند که اسم این صفحه با وجود بدیهی بودن شوخی در آن باز هم انزجار آور است اما برای انتقاد به اسن چنین اسمی یک جمله هم کافیست و نیازی به این نیست که مقاله ای طولانی نوشته شود و موضوع به مراتب بزرگتر جلوه داده شود.نکته ی دوم این که هر کس بر اساس اصول مبرهن دموکراسی حق مخالفت با هر سلیقه ای را دارد و نبایستی به اجبار کسی را راضی کرد که نسبت به سلیقه ای که باب میلش نیست اظهار نظر نکند.که البته این اظهار نظر نیز باید عاری از توهین های نژادی،قومیتی و جنسی،تهدید،ارعاب باشد.
پنجشنبه, ۳ام اسفند, ۱۳۹۱
اگر فکر ی کنید با بد وبیذاه و فحش و خر خطاب کردن همه می تونید حرفی رو به کرسی بنشونید در اشتباه هستید کمی دندون روی چگر بگذاری کار تمومه باید بدانید همیشه همه چیز انطور که شما می خواید نمیشه عده ای با همه این یاسین خوندن ها شما. مخالف شما هستند نباید این همه عصبانی باشید نا سلامتی داریم ترین می کنیم برای یک جامعه ازاد و دمکراتیک در اینده مگر نمی دانید دیگه دوره ایه یاسین ویا اصولا ایه خوندن به گوش مردم تموم شده خیال می کنید هروقت دور دست کسان دیگه افتاد باز هم می تونند ایه به گوش کسی بخونند نخیر گوش ما خیلی وقته هیچ ایه ای رو قبول نداره و این ایه یاسین
شما مثل همه ایه های دیگه باید نقد بشه و نظر موافق و مخالف خودش رو بشنوه
خر هم تویی که خیال خام داری و میخوای به هم جنسگرایی خودت شان و اعتبار هم بدی
خیال می کنید با سفسطه و شامورتی بازی و سرهم کردن شله قلمکاری چند نظریه متروک
به خودت هویت بدی این هم از همان سفسطه بازی اخوندهاست در ضمن تمام مذهبی ها
دقیقا عین شما با همجنس بازی موافقند و اگر همهاز لحاظ تئوریک کم اوردین می تونین به رساله هاشون مراجعه کنید این رسالات به طرز فکر به شما همجنسگراها خیلی نزدیکند
مثلا خواستی نشون بدی تجاوز در نهایت به معنی تونین مفعول و زن بودن است لذا
اینها به زن توهین می کنند پس مانند حاکمین فعلی هستند و همه مذهبی و منفور
بیچاره افرادی که بخواهند از یک بیماری و نقص که می تونه قابل ترحم هم باشه یک فضیلت
بسازند و به خورد جامعه بدهند و تحمل یک نقد و نظر مخالف هم نداشته باشند و انتظار داشته باشند
که مردم ان را مانند سوره یاسین با جان دل بشنوند
خدا به همه دیکتاتور های کوتوله شفا عنایت کنه
اونوقت مارو باش که منتظریم به زودی در جامعه ای دمکراتیک زندکی کنیم
اونم با این توپ و تشر ها برای تحمیق و تحمل اراجیف ادمای مریض که مهمترین دقدقه شون فعلا و احتمالا همیشه ازادی هموجنس بازی است با رنگ ولعاب جمله های قرضی
پنجشنبه, ۳ام اسفند, ۱۳۹۱
فقط نفهمیدم تو این هیری ویری این خانم دانشجو یهو زن ستیزی رو زرتی از کجاش دراورد؟!
پنجشنبه, ۳ام اسفند, ۱۳۹۱
ناراحت کننده و مایه ی آبروریزی ما ایرانی هاست. این میزان از تضاد رو دیگه کجای دنیا میشه پیدا کرد؟ به نظر میرسه دقیقن متناسب با تضاد طبقاتی ای که در شهری مثل تهران وجود داره، در فرهنگ ما هم تضادهایی چه بسا بزرگتر ایجاد شده. حتا عدد دادن هم دردی رو از ما دوا نمیکنه که حالا بیایم بگیم صد سال دیگه، دویست سال دیگه وضعیت بهتر میشه و این رنسانس فرهنگی به انجام میرسه. ولی ناامید نباید شد..
دوشنبه, ۷ام اسفند, ۱۳۹۱
سلام
خیلی الهی است خوب است متشکر
سه شنبه, ۱۵ام اسفند, ۱۳۹۱
همجنسگرایی یک جهش ژنتیکی منفی است که در حال گسترش شدید است. ضمن ایجاد یک محیط امن برای همجنسگرایان، باید جلوی تبدیل تمایلات نسلی گرفته شود
شنبه, ۳ام فروردین, ۱۳۹۲