یوسف عزیزی بنی طرف
با کشتن علی عبدالله صالح رییس جمهور پیشین یمن ومتحد سابق جنبش حوثی “انصارالله”، کشمکش یمن وارد فاز جدیدی شده است. حوثی ها در روز دوم دسامبر با جدا شدن صالح از ائتلاف ضد حکومت مشروع یمن، ضربه سهمگینی دریافت کردند. اما پس از دو روز توانستند با یک پاتک حساب شده، ضربه ای کاری به خصم خویش وارد سازند و روحیه معنوی دشمنان خودرا تضعیف نمایند. اما این پایان کار نیست، زیرا در کارزاری چنین نفس گیر و بی رحم، این گونه ضربه های متقابل – هر چند سنگین – به تنهایی تعیین کننده نیست و باید در چارچوب یک جنگ خانگی طولانی بررسی شود. برخی، کشتن امروز صالح و دیگر همراهانش را ناشی از عناصر نفوذی حوثی می دانند و برخی دیگر بر این باورند که او با میانجیگری دیگران به سوی محل دیدار با نمایندگان حوثی می رفت که قربانی غدر و خیانت آنان شد. اکنون این پرسش مطرح می شود، آیا حوثی ها می توانند از این موقعیت بهره گیرند و چیرگی خودرا بر سراسر خاک یمن بگسترانند؟ این کار- البته – شدنی است اما دشوار. آنان در سال 2014 توانستند به کمک علی عبدالله صالح، دستگاه دولت یمن را به تسخیر خود در آورند و هم اکنون حدود ده هزار نیروی نظامی آموزش دیده و صدها تانک وزرهپوش دارند. نقطه ضعف آنان نبود نیروی هوایی و فقدان پایگاه وسیع مردمی است. اگر پایگاه مردمی خامنه ای و جماعت اش در ایران حدود 10 – 15 درصد باشد، برآورد یمنیان از پایگاه حوثی ها، حدود سه درصد است. اما چون مبنای کار حوثی ها – همچون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران – بر کاربرد ایدیولوژی مذهبی و زور و ترور و سرکوب است، نقطه ضعف دوم در کوتاه مدت مانع کار آنان نیست. در جبهه مقابل، نیروهای حکومت مشروع عبد ربه منصور هادی است که در مناطق آزاد شده حضور دارند و در برخی مناطق، در نزدیکی پایتخت قرار دارند و به کمک نیروی زمینی خود و نیروی هوایی نیروهای ائتلاف عربی می توانند همچون نیروی فشار علیه حوثی ها و به سود نیروهای طرفدار علی عبدالله صالح عمل کنند. اما نیروهای طرفدار صالح در یک حالت می توانند موثر باشند و جلوی پیشروی نیروهای حوثی را بگیرند. می دانیم که علی عبدالله صالح، از نظر سیاسی و نظامی رهبری آزموده بود و حزب “کنگره سراسری مردمی” می تواند با انتخاب فوری یک جانشین مناسب به جای او، جای خالی اش را پر کند. طرفداران صالح به نوعی بر گارد ریاست جمهوری – که نیروی کارآزموده نظامی است – مسلط هستند اما در حقیقت در رویارویی با حوثی ها از نوعی بحران رهبری رنج می برند که اگر هر چه زودتر حل نشود ممکن است ضربه های دیگری را متحمل شوند.امتیازی که نیروهای مخالف حکومت ولایی حوثی ها دارند، وجود یک جبهه گسترده ملی است که با برقراری یک رژیم مذهبی وابسته به رژیم واپسگرای ایران مخالف است. حوثی ها تاکنون همراهی اغلب افکار عمومی جهان را به عنوان قربانیان یک جنگ تحمیلی کسب کرده بودند اما اکنون با کشتن علی عبدالله صالح و دیگر یاران همراهش، این همنوایی جهانی را از دست داده اند.
از سوی دیگر اگر قاسم سلیمانی و دیگر حامیان و مشاوران حوثی ها، بر ادامه نبرد به هرقیمت و با هر نوع ترور و کشتار در یمن ادامه دهند بعید نیست، در سال های آینده با واکنش نیروهای غربی رو به رو شوند، زیرا آمریکا و اروپا و کشورهای خلیج نمی توانند شاهد برپایی جمهوری اسلامی دیگری در یمن باشند که بر تنگه استراتژیک باب المندب مسلط باشد و خود این کشورها را تهدید کند.از این رو بعید نیست بر اثر لجاجت تندروان نظامی ایران، رویارویی در یمن (وشاید بعدها در عراق و لبنان وسوریه) در یکی دو سال آینده به رویارویی نظامی با ایران بیانجامد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)