به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام؛

نقدی بر کم‌گویی از لغو اعدام هم‌جنس‌گرایان

 

انوشه آذر

لغو اعدام، به عنوان مجازاتی بس دردناک، خشونت‌بار و غیرقابل بازگشت به بحث روز ایران تبدیل شده و افکار عمومی را بیش از هر زمان دیگری متوجه خود ساخته است. با این حال گفتمان حول لغو اعدام در ایران نسبت به اعدام‌های بر اساس گرایش و روابط جنسی آنطور که باید فراگیر نبوده است. از سوی دیگر در برخی مواردی که از اعدام‌های مرتبط با همجنسگرایی صحبت می‌شود جا برای بهبود و تدقیق بحث فراوان است[۱].

دو رویکرد علیه اعدام

مخالفان مجازات اعدام ادله مختلفی برای مخالفت خود می‌آورند. این ادله رامی‌توان به دو دسته کلی مشروط و مطلق تقسیم کرد.

اغلب استدلال‌های مخالفت با مجازات اعدام از نوع مشروط است. این استدلال‌ها نه متوجه اصل اعدام بلکه متوجه نحوه صدور و اجرای آن است[۲]. از جمله استدلال ناکارآمد بودن دستگاه قضایی، بی‌اثر بودن اعدام در کاهش میزان جرم و یا تبعیض‌آمیز بودن صدور و اجرای اعدام.

در این استدلال به عنوان مثال بیان می‌شود که ممکن است به دلیل خطای دادرسی، افراد بی‌گناه اعدام شوند یا اینکه مجازات اعدام در فضای تبعیض‌آمیز نمی‌تواند عادلانه صادر شود. افراد فقیر و اقلیت‌های به حاشیه رانده شده در برابر حکم اعدام آسیب‌پذیرتر و امکان دفاع کمتر و محدودتری از خود را دارند[۳].

استدلال های دسته اول به شایستگی واقعیات اعدام را نشان می‌دهد و در متوجه کردن افکار عمومی  و همراهی در ضرورت لغو اعدام موثر است، اما صاحبان این نوع استدلال را در معرض مذاکره موافقان حکم اعدام و ارائه پیشنهاداتی برای کارآمد کردن نحوه صدور و اجرای اعدام قرار می‌دهد.
به عنوان مثال موافقان اعدام ممکن است در بازدارندگی اعدام مجادله کنند، راه‌حل را در توقف اجرای علنی بیابند یا خواستار حفظ مجازات اعدام اما محدود کردن آن به جرایم خاص یا ارتقای کارآمدی دستگاه قضا برای جلوگیری از اعدام افراد بی‌گناه شوند.

شاید بتوان استدلال بازتولید چرخه خشونت را نیز در گروه مشروط جای داد؛ چرا که این استدلال با اعدام مجرم، مخالفت بلادرنگی نشان نمی دهد.  به عنوان مثال اگر روش‌های حقیقتا بی‌درد برای اعدام پیشنهاد شود یا آمار‌ها الگوی نسبتا یکسانی از وقوع جرم با و بدون حکم اعدام را نشان دهند[۴]، باید به دنبال دلایل دیگری لااقل برای ترکیب با این نوع نگاه بود.

نوع دوم استدلال مخالفت با اعدام متوجه خود اصل اعدام بوده و آن را مجازاتی غیراخلاقی می‌داند. این مخالفت بر اصل حفظ کرامت انسانی و حق حیات استوار است. موضع مخالفان مطلق اعدام تحت شرایط فرضی زیر نیز تغییر نخواهد کرد:

اگر مجازات اعدام به میزان قابل توجهی بازدارنده باشد،
تبعیض در دادرسی از میان رفته باشد و عدالت تضمین شود،
یا قضاوت به قدری دقیق و مصون از خطا باشد که هیچ فرد بی گناهی به اعدام محکوم نشود (تقریبا غیرممکن).

شاید تصور بازدارندگی اعدام با القای ترس از مرگ به نظر محتمل بیاید و مطلوب بسیاری باشد، اما ضمن آنکه تحقیقات علمی بازدارندگی اعدام را نفی می‌کند[۵]، می توان استدلال کرد که حتی با فرض بازدارندگی اعدام در سطح اجتماع، باز هم گرفتن جان یک مجرم، حتی یک قاتل، از نظر اخلاقی مجاز نیست[۶] که شرح آن در این مقال نمی‌گنجد.

همجنسگرایی و گفتمان لغو اعدام

هنگامی که از ضرورت لغو اعدام و راهکارهایی چون استفاده از “شیوه‌های سازنده تربیتی”[۷] صحبت می‌کنیم، نباید از نظر دور داشت که عده‌ای از متهمان اساسا خشونتی مرتکب نشده‌اند. صحبت از هم‌جنس‌گرایی و حکم اعدام برای هم‌جنس‌گرایان در ایران است. بر کسی پوشیده نیست که رابطه جنسی رضایتمندانه با همجنس در قانون بین‌الملل جرم نیست و حقی است که بواسط حقوق اساسی بشر افراد تضمین شده است. با این حال در خلال تلاش‌ها و استدلال‌های مخالفت با اعدام در ایران، از هم‌جنس‌گرایی بسیار کمتر از سایر جرم‌های منتهی به اعدام صحبت می‌شود.

گزارش‌ها حاکی از آن است که در ایران بیشترین قربانیان چوبه دار مجرمان با اتهامات مربوط به مواد مخدرهستند. از این گزارش‌ها[۸] اینطور پیداست که اعدام با اتهام‌های مربوط به رابطه جنسی با همجنس کمتر از یک درصد اعدام‌های در ایران را شامل می‌شود. علیرغم آنکه آمارهای اجتماعی دقیقی در دست نیست، می‌توان از کلیت استقبال از مراسم اعدام در ایران این برداشت را کرد که لغو اعدام هنوز پایگاه مردمی گسترده‌ای ندارد. با این حال، تلاش‌های مدنی برای حرکت به سمت لغو اعدام و مجازات‌های جایگزین وجود دارند و به پیش می‌روند. این تلاش‌ها به پایان دادن به نقض حق ذاتی حیات مجرمان متهم به اتهام‌های سنگینی چون قتل امیدوارند. حال چطور می‌توان هم‌جنس‌گرایان را که بواسطه عمل هم‌جنس‌گرایانه خود  قربانی نگرفته‌اند در بحث برای لغو اعدام از قلم بیاندازیم؟

چشم‌انداز

شاید به دلیل بن بست‌های ساختار مذهبی و سیاسی ایران، تلاش برای لغو اعدام برای رابطه هم‌جنس‌گرایانه در مقایسه با برخی جرایم دیگر از ابتدا مایوس کننده به نظر بیاید، حال آنکه تجربه فعالان حقوق بشر در حذف مجازات سنگسار از قانون مجازات اسلامی  بدون ورود به گفتمان مذهبی[۹] نوید دیگری به ما می‌دهد.

در کلیه تلاش‌ها برای لغو اعدام هدف حفظ “جان” انسان‌هاست. نمی‌توان گذاشت “شمار” اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر ما را از پرداختن به اعدام‌های هرچند “اندک” مرتبط با هم‌جنس‌گرایی باز دارد. چه در ارزش جان انسان قیاسی نیست. جان‌های هم‌جنس‌گرایان را باید نمایندگی کرد. باید از پایان دادن به اعدام برای هم‌جنس‌گرایان سخن گفت. چگونه می‌توان صدای خود را برای لغو یک مجازات وحشیانه بالا برد اما از سایه اعدام بر سر گروهی نام نبرد؟

اعدام خود عمدتا از اقشار از پیش تحت ستم قربانی می‌گیرد. ما دیگر به رفاه انتخاب تن ندهیم.

———

 

[۱] شش‌رنگ، مقاله انتشار خبر مربوط به “لواط” و موضع “کیهان لندن”، قابل دسترسی در:  http://6rang.org/3392

[۲] مقاله “یک برهان قراردادگرا علیه مجازات اعدام”، کلیر فینکلستاین، مجله بررسی حقوقی دانشگاه نیویورک، شماره ۸۱:۱۲۸۳، اکتبر  ۲۰۰۶. قابل دسترسی در: http://www.nyulawreview.org/sites/default/files/pdf/NYULawReview-81-4-Finkelstein.pdf

[۳] عفو بین‌الملل https://www.amnesty.org/en/what-we-do/death-penalty/

[۴] بر اساس مطالعه‌ای که ثورستن سلین جامعه شناس و از بنیانگذاران جرم‌شناسی علمی انجام داد، در بین سال‌های ۱۹۸۹ و ۲۰۰۲، کالیفرنیا با یک اعدام، تگزاس با ۲۳۹ اعدام و نیویورک با صفر اعدام، الگوی ارتکاب قتل بسیار مشابهی داشته‌اند. هرچند در مجموع تگزاس بیشترین میزان قتل را به خود اختصاص داده بود.
http://nodeathpenalty.org/get-the-facts/six-reasons-oppose-death-penalty

[۵] مقاله حقوق بشر در تقابل با مجازات اعدام، عفو بین‌الملل، دسامبر ۱۹۹۸. قابل دسترسی در: https://www.amnesty.org/en/documents/ACT50/013/1998/en

[۶] رجوع شود به [۲].

[۷] طومار لگام، قابل دسترسی در: https://www.tribunezamaneh.com/archives/tag/لگام

[۸] گزارش سالانه هرانا ۲۰۱۷، قابل دسترسی در: https://www.hra-news.org/periodical/a-31/

[۹] رجوع شود به صحبت‌های شادی صدر در برنامه پرگار: فمنیسمم اسلامی، قابل دسترسی در: https://www.youtube.com/watch?v=EZxLHYQa6nc

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)