سرپیچی آنارشیستی ۱

شاعر غرورِ زبان است، وجدانِ زمان است، او اگر شعور نسازد به تاريخ مى‌بازد. شاعرِ بى‌شناسنامه به درد لاى جرز ديوار هم نمى‌خورد. كى گفته كه بايد كوركورانه به انكار تاريخ برخيزد؟ اين چه اطوارِ ابلهانه‌اى‌ست كه مُدِ روز شده!؟ اين روزها انگار رسم شده برخى مثل جاسوس‌ها بگردند توى شعرها پيتوك بگيرند و با هيبتِ مردانه مثل پرى بلنده داد و قال راه بيندازند: فلانى فاشيست است، بيسارى نژادپرست!
و اين بلاهت را چنان به اوج برسانند كه ناگزير شوند از عرب‌هاى بيابان‌گردى كه در صدر اسلام به ايران يورش آوردند تا آن بلاد اسلام بياورد دفاع كنند! اسم خود را هم مى‌گذارند كمونيستى كه فعال حقوقِ بشر است! چند سالى‌ست كه به تيتر فعالِ حقوقِ بشر، وقتى كنار اسمى مى‌آيد بدبين شده‌ام.
اداره سانسور كم بود، حالا بايد براى هر حسى كه در صفحه مى‌كاريم به كج‌فهمىِ يك مشت بي‌سواد هم پاسخ بدهيم. عالم عالم اسباب است؛ يكى هم نيست به اين اصحابِ حمق بگويد مخالفت با بربريّت چه ربطى به عرب‌ستيزى دارد! اينان بقاياى همان توده‌اى‌هايى هستند كه سال پنجاه و هفت از عرب‌خوانده‌هايى كه يك‌كاره زمام امور را به دست گرفتند، دفاع مى‌كردند، با اين تفاوت كه حالا از طريق راه كارگرى‌ها به توده‌اىها وصل شده‌اند؛ توده‌اى‌هايى كه حالا طيف دومِ قدرتِ اقتصادى در ايران محسوب مى‌شوند و دست پرورده‌هاشان در هيئت اصلاح‌ شده و اصلاح‌طلب! تمام مدياهاى داخلى و خارجى را در دست گرفته‌اند، مشتى بي‌سوادِ حسود كه تا مى‌بينند يكى نام كرده به او حملهور مى‌شوند تا اسمى در كرده باشند! اينان فكرشان، نثرشان، حتى تيپ و لباس پوشيدن‌شان نيز مثل بسيجى‌ها امّلى‌ست. مثل ملاها از زيبايى انزجار دارند، به آن حسادت مى‌ورزند، با اين‌همه سوسوليزمِ فكرى را با حقوق بشر و دمكراسى اين‌همان كرده‌اند، چون قدرت، نسلى خواجه مى‌خواهد؛ نسلى كه به همه حق بدهد اما حقى براى نياكانش قائل نباشد! براى همين شاعر حق ندارد عليه عرب‌هاى صدر اسلام بنويسد! او نبايد در شعرهاش شناسنامه‌اش را رو كند، مدام بايد جار بزند بى بته‌ست و اگر چنين نكند مى‌شود نژادپرست! مى‌شود فاشيست! امّل‌هايى كه شك دارم دركى از فاشيسم داشته باشند!
خوشبختانه هر روز كه مى‌گذرد به تعداد باورمندانِ آنارشيسم افزوده مى‌شود و اين هم براى راست، هم چپ سنتى، زنگِ خطر است. به زودى سناريوهاى تازه‌اى عليه نوآنارشيست‌ها مى‌خوانيم كه مولفان اسم و رسم‌دارى خواهند داشت. بايد سكوت كرد و اجازه داد كله‌گنده‌هاى چپِ سنتى واردِ ميدان شوند تا اطلاعاتِ كاتالوگى‌شان درباره كمونيسم نيز رو شود. وقت است بدانيم سكوت برابرِ اين تازه به دوران رسيده‌ها خود پاسخى دندان‌شكن است. نوشته‌اى كه نمايه بلاهت است پاسخ ندارد رفيق! اساسن اين رسمِ توده‌اى‌هاست كه به روزى‌نامه‌چى‌هاى كيهان نيز تدريس شده، خوب بلدند مخالفتِ خود را با انگ‌زنى ابراز كنند! كاش نام و ناميده‌اى در كار بود و مى‌شد كمى صريح‌تر نوشت؛ كاش مى‌شد به اين تازه از تخم سر درآورده‌ها فهماند بازيچه‌ى يك مشت دلال سياسى شده‌اند كه تنها پرچم سرخ در دست دارند، وگرنه از مرامِ ملايى هيچ كم ندارند!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)