نورایمان قهاری

ایجاد و حفظ ترس در جامعه بوسیلۀ سرکوب و خشونت دولتی ممکن است مستلزم اِعمال خشونتِ مستقیم علیه افراد باشد، اما در بیشتر موارد، برای ایجاد ترس، نیازی به تعرض خشونت‌آمیزِ مستقیم علیه افراد نیست؛ در جامعۀ سرکوب شده، ترس در زندگی روزمره نفوذ می‌کند، بدون اینکه صدور حکمی برای ممنوعیت‌هایی که فرد برای خود قائل می شود لازم باشد. این «وظیفۀ» ترس ِ حاصل از سرکوب سیاسی است: نه سرکوب یک فرد، که نمونه‌ای از او می‌سازند، برای دادن پیامی مشخص به هر کس دیگر تا مراقب رفتار خود باشد یا اینکه ممکن است به عنوان نفر بعدی در صف شکنجه و اعدام قرار گیرد.

این همان پیامی است که بوسیلۀ سرکوب خونین دهۀ شصت به سراسر جامعۀ ایران فرستاده شد. با این حال، وقتی که همه چیز و همه کس به آن‌ها هشدار می‌داد تا ساکت و بی‌عمل بمانند، مبارزین دهۀ شصت بین بی‌عملی یا حرکت، حرکت، و بین تسلیم یا مقاومت، مقاومت را برگزیدند، و دهها هزار نفر از آن‌ها، بخاطر مقابله و مقاومت در برابر قوانین ارتجاعی و ناعادلانه رژیم نوپای جمهوری اسلامی به دست آن رژیم به قتل رسیدند. من بر آنم که گرامیداشت خاطره و یاد این افراد نمی‌تواند از یادآوری اهداف و آرمان‌های آن ها جدا باشد، و اینگونه یادآوری لاجرم ما را در موضع رد تفاسیر و روشنگری در مورد توصیفاتی قرار می دهد که رژیم جمهوری اسلامی اصرار دارد از وقایع آن دهه ارائه دهد.


بیشتر بخوانید:

نورایمان قهاری: روانشناسی سرکوب و اهمیت بررسی نقش قهرمان در جامعه تحت سلطه

0

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)