صبا نیاز به بازجویی ندارد، صبا عینِ صداقت است حس بدی دارم از صبح گوگل را شخم زده ام به امید پیدا کردن عکس دوستی که تا دیروز خنده هاش، گریه هاش، تلاش و داد زدن ها در همین دنیای مجازی شده بود بخش مهمی از زندگی حقیقی ام…از دیروز که به تحریریه ها حمله کردند صبا آذر پیک فقط یک بار نوشت که مضطرب شده و بعد دیگر خبری از او نشد….چه حس بدی است گم شدن یک دوست که از دیشب ندانی اگر خبر بازداشت اش را بدهی و او بازداشت نشده باشد برایش گران تمام شود….امروز دنبال عکسش گشتم که بگویم صبا نیست…صبای ما کو؟ صبا را هم بردید؟ کجا؟ صبا نیاز به بازجویی ندارد، صبا عینِ صداقت است.
صبا با دلش روزنامه نگاری کرد. دل او صادف تر از ناصافی های شماست اگر او را هم بردید خبرمان کنید. بی قراریم برای صبای بی قرارمان.در غربت این روزنامه نگاران همین بس که در روزنامه های خودشان هم هیچ خبری از حمله به تحریریه ها و خانه های شان نیست. هیچ نامی از بازداشت شدگان در روزنامه هایی که برایش می نوشتند نیست و باید برای پیدا کردن شان سایت های پر غلط رجا نویز و بولتن نیوز و فارس را دوره کنیم….حقیقت جویان را می برند و دروغ سازان برای شان سناریو می سازند.
خبرنگاران و روزنامه نگاران کوتاه ترین دیوار برای حاکمانی هستند که حتی از فصلِ انتخاباتِ غیرآزادِ خودشان هم می ترسند….دوباره آتش به خانه روزنامه نگاران افتاده. نیروهای امنیتی به تحریریه روزنامه بهار و شرق و اعتماد حمله کرده اند…..میلاد فدایی و سلیمان محمدی که پیشتر بازداشت شده اند….
در آستانه انتخاباتِ پیش رو بی شک به چند نکته خوب توجه دارند:
یک: عرض اندام سیاسی به منظور تعیین حد و حدود اطلاع رسانی برای خبرنگاران.
دو: ساختن سناریوهایی خبری در کیهان و فارس و یا مستند مضحک تلویزیونی دیگری که اهل رسانه را بیگانه و چه و چه وصل کنند…
در ایران انگار همیشه روزنامه نگاران پیش از هر واقعه ای دستگیر می شوند….

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)