Image result for ‫طلاق‬‎
متن زیر را دو سال پیش نوشته‌ام. به بهانه‌ی مشکلی که برای زهرا نعمتی پیش آمده، دوباره بحث‌هایی درباره‌ی معامله‌ی مهریه و حق طلاق می‌شنوم که متعجبم می‌کند.
مقایسه‌ی بین مهریه با حقوقی مثل حق خروج از کشور و حق طلاق، مقایسه‌ی درستی نیست.
محروم کردن عده‌ای از حقوقی مانند حق سفر، طلاق، کار و… مبتنی بر جهان‌بینی‌ای است که امروزه برای ما معتبر به نظر نمی‌رسد. در جهانی که دائم حرف از «حقوق» و «حقوق بشر» است و حتی مخالفان لیبرالیسم غربی از «حقوق بشر اسلامی» سخن می‌گویند، نمی‌شود عده‌ای را بی‌دلیل از «حقوق» اساسی محروم کرد،‌ چه به نظر می‌رسد حقوق تعریف کننده‌ی انسان امروزی به عنوان شهروند دولت مدرن است.
مهریه بحثی جدا است‌ که نمی‌توان آن را با حقوق اولیه مقایسه کرد که پارادایم امروزی ما اجازه‌ی سلب آن را نمی‌دهد. مهریه *قراردادی اقتصادی* است که در نظام سنتی خانواده کارکرد مشخصی داشته. اگر می‌خواهم امروز کنارش بگذاریم، باید به آن کارکرد توجه کنیم. مهریه را باید در زمینه‌ی مسائل مالی دید نه حقوق اولیه و اساسی. مهریه پاسخ به نیازی اقتصادی در نظامی است که دیه‌ی زن نصف مرد است، ارث دختر نصف پسر است و زن از شوهر ارث مکفی نمی‌برد و… یکی از کارکردهای مهریه جبران این تبعیض‌های مالی علیه زنان است که مثلا اگر شوهری مرد، اول به زن مهریه پرداخت شود و بعد ارثیه تقسیم شود و… از طرف دیگر مدتی است [و از قضا چندان مدت زیادی هم نیست] که مشارکت اقتصادی زنان در جامعه بسیار کمتر شده، هم از حیث درآمدزایی و هم مالکیت اموال. کارکرد دیگر مهریه، تامین مالی زنانی است که جامعه درآمدزایی و مالکیت را برای آن‌ها سخت کرده.
به گمان من اگر می‌خواهیم به حق مسئله‌ی غیرمنصفانه و غیرانسانی مهریه را از بین ببریم، نباید و نمی‌شود با حقوق اولیه گروکشی کنیم. تا آن‌جا که به عقل من می‌رسد، راه‌حل آزموده‌ای در کشورهای مختلف وجود دارد که برای کارکردهای اقتصادی مهریه پاسخگو است، بدون این‌که چنین غیرمنصفانه باشد و با اعمال آن می‌توان به نحو منصفانه‌ای درخواست حذف مهریه داشت: تقسیم اموال [نه فقط در صورت اتمام زندگی مشترک که این دومی به نظرم قطعا ضروری است]. این قاعده است که مهریه را بی‌معنی می‌کند و در صورت پذیرفتنش می‌توان زیر بار مهریه نرفت و اگر کسی طالب آن بود عصبانی شد، زیرا بسیاری از کارکردهای اقتصادی مهریه به خوبی با این توافق پاسخ داده می‌شود. علاوه بر این، مزایای دیگری هم هست. به‌نظر می‌رسد معمولا به شکل غیرعادلانه‌ای مسئولیت مالی خانواده روی دوش مردان است، اگر قرار بر تقسیم اموال باشد، هر دو طرف در افزایش سرمایه‌ی خانواده منفعت دارند و برای مشارکت در آن انگیزه‌ی بالاتر، در این‌جا حتی بحثی مثل نفقه هم بی‌معنا می‌شود.
مردان/زنانی که مدام بحث مهریه را برابر حقوق اولیه‌ای مثل حق طلاق، حق خروج از کشور و… مطرح می‌کنند، برایم غیرقابل درک‌اند. اگر با مهریه مشکل دارید که خوب است مشکل دارید، احتمالا راهش تمرکز بر راه‌حلی اقتصادی از این دست است. وگرنه مادام که مسئله‌ی اقتصادی راه‌حل دیگری پیدا نکرده باشد، حذف مهریه به این سادگی‌ها نیست. ولی این‌که ما به عنوان شهروندان مدرن، بخواهیم سر حقوق انسانی دیگری معامله کنیم،‌ احتمالا از جنس همان تف سربالاست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)