ما مدتهاست بر این امر که خوستار براندازی نظام اسلامی هستیم تأکید کرده ایم و در باب اینکه مقصودمان از براندازی چیست توضیح داده ایم. با اینهمه، هر بار که این کلمه به کار گرفته میشود، سؤتفاهم هایی رخ مینماید که سؤنیتی در آنها نیست.
خواستار براندازی بودن، در درجۀ اول یعنی اینکه ما ننشسته ایم که نظام دچار استحاله شود یا اینکه خود به خود فروبپاشد. برای همین هم هست که حتی از کلمۀ سرنگونی که سالها از سوی گروه های چپ مورد استفاده قرار گرفته و برخی از مخالفان جدی نظام اسلامی هنوز هم به کارش میبرند، استفاده نمیکنیم. چون سرنگونی هم ممکن است تحت تأثیر عوامل درونی واقع گردد.
براندازی فاعل میخواهد و از بیرون صورت میپذیرد. یعنی محتاج نیرو و ارادۀ مبارزانیست که چنین هدفی داشته باشند و از اول هم تعیین نکنند که قرار است مبارزه شان خشونت آمیز یا بی خشونت باشد. اولی خیال حریف را راحت میکند و دومی مردم را بی جهت نگران میسازد.
ولی اگر تهدید خشونت نباشد، حریف، مطمئن خواهد شد که در صورت لزوم خواهد توانست از این وسیله برای پیروزی استفاده کند و مانعی هم در برابر خود نبیند. ضمانت عدم خشونت، ضمانت پیروزی اوست، نه خویشتنداری ما. حریف باید بداند که ما این حق را برای خود محفوظ میداریم و اگر هم دست به خشونت ببرد، در نهایت، بازنده خواهد بود، پس بهتر است که حرف حساب را بشنود و میدان را خالی کند. خشونت یا عدم خشونت، هیچکدام ضامن پیروزی نیست. اینها روشهایی است که باید به اقتضای شرایط به کار گرفته شود، نه به دلایل صرفاً نظری. مهمترین نکته این است که حرفمان باید از ارادۀ ما برای گرفتن حقمان مطمئن شود، نه از حسن نیتمان. آنچه در نهایت وادار به قبول شکستش خواهد کرد، این است.
خشونت در ابتدا تهدید است، ولی تهدید توخالی نیست. وقتی حق خود را میخواهیم و به ما نمیدهندش، ممکن است که خشونت بروز کند. این امر تقصیر کسی است که تصور میکند اگر کار به خشونت کشید، برنده خواهد بود، نه آنی که سلاحی ندارد و به زبان خوش حق خود را میخواهد. این یکی دلیلی ندارد که ابتدا به ساکن دست به خشونت ببرد، اگر وادار شود، آخرین چاره اش خشونت است. اولیست که انواع وسایل را در اختیار دارد و میداند جز بدین وسیله نمیتواند در مقابل خواست مردم، مقاومت نماید. برای او خشونت وسیلۀ اصلی است.
آخر از همه اینکه براندازی، حال به هر ترتیب انجام بشود، وسیله است نه هدف. هدف، آن چیزی است که باید جایگزین نظام فعلی گردد: نظام دمکراتیک و لیبرال و لائیکی که باید در ایران برقرار شود. اگر صحبت از براندازی میکنیم، برای این است که میدانیم برقرار شدن نظامی که طالبیم جز به این طریق ممکن نیست. آمدن یکی محتاج رفتن دیگری است و آزادی و استبداد نمیتوانند همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند.

2017 May 27th Sat – شنبه، 6 خرداد 1396

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)