مسئولیت تمامی آنچه که گفته شد بر عهده مالکان خصوصی سودجوی معدن و مسئولان دولتی ناظر بر کار معادن بوده است نه بر عهده تعمیرکاران و کارکنان معدن.

در پی انفجار معدن یورت واقع در آزادشهر استان گلستان، مطابق عرف جاری رژیم مبتنی بر دروغ و مردم فریبی ولایت فقیه، اخبار و اطلاعات متناقض و ناقصی از خسارات و تلفات جانی و مالی و علل وقوع فاجعه منتشر می شود.

در همان ساعات اولیه، سرپرست سازمان اورژانس ایران از محبوس شدن ۹۰  نفر کارگر در عمق ۱۳۰۰ متری معدن خبر داده بود. که بعداً محل وقوع حادثه در یک تونل بن بست در عمق ۱۵۰۰ متری اعلام شد.
حادثه در اثر نشت گاز متان و تراکم آن در طی ساعات متمادی، بدون هیچگونه اقدام ضروری برای پیشگیری از عواقب آن و سرانجام انفجار آن در اثر ایجاد یک جرقه الکتریکی در حدود ساعت ۱۲ روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ماه جاری به وقوع پیوسته است. در حالیکه براساس گزارش ها، تا عصر چهارشنبه، امداد رسانان با تمامی تلاش، تنها موفق به دستیابی تا عمق ۸۰۰ متری معدن شده بودند. و بر اساس آخرین گزارشها، (خبر ساعت۱۱:۳۳  دقیقه روز پنجشنبه ایسنا) درست یک روز پس از حادثه، امدادگران تازه توانسته اند به عمق ۱۴۰۰  متری برسند!
آمار رسمی اعلام شده از کشته شدن ۳۵ نفر که تا زمان نگارش این مطلب پیکر ۲۲  نفرشان از زیر آواز خارج شده است خبر می دهد. این در حالیست که گویا آمار  ۴۰ و چند نفر کارگرانی را که به یاری همکاران خود شتافته و به علت گازگرفتگی مصدوم شده و نتوانسته بودند کار چندانی از پیش ببرند را باید از آمار ۹۰ نفر محبوس شدگان در اعماق معدن جدا کرد. عمق فاجعه و آمار بالای جانباختگان کارگر  زمانی نگران کننده تر می شود که بر اساس گزارشات رسمی در حال حاضر گاز متان قابل انفجار درون معدن تخلیه شده اما گاز خفه کننده منوکسید کربن همچنان موجب ایجاد اختلال در کار امدادرسانی هست. و نگرانی ها باز هم بیشتر می شود زمانی که مطلع می شویم که به علت نبودن وجود هرگونه سیستم حضور و غیاب و کنترل ورود و خروج درست به معدن، اطلاع دقیقی از تعداد و مشخصات گرفتار شدگان در معدن وجود ندارد. ( به نقل از ایسنا)
و اما در مورد علل بروز چنین فاجعهٔ انسانی دردناکی توجیهات فرافکنانه و غیر مسئولانهٔ به اصطلاح مسئولان رژیم نیز مطابق معمول بسیار نفرت انگیز و غیر انسانی است:
آقای دکتر(!) حسن صادقلو٬ استاندار گلستان٬ توقف واگن و لوکوموتیو در داخل تونل  (لابد بدون دلیل!) و «سهل انگاری یکی از تعمیر کاران» (!) را موجب انفجار معدن می داند. ( ایسنا)
آقای صادق علی مقدم، مدیرکل بحران استان گلستان، درگفتگویی با خبرگزاری فارس، «نصب باتری اشتباه لوکوموتیو، اتصال برق و نشت گاز متان» را عوامل اصلی وقوع انفجار در تونل معرفی می کنند.
گویا چنین اتفاقاتی یعنی نشت گاز متان و اختلال در کار حمل و نقل داخل معدن، امری غیر قابل پیش بینی و پیشگیری بوده، برای نخستین بار، آن هم در ایران و تنها در معدن یورت آزادشهر به وقوع پیوسته و موجب غافل گیری مسئولان بسیار باکفایت دولتی شده است!
اما با توجه به اطلاعات و دانسته های  ابتدایی که از گزارش های خبرگزاری ها می توان در مورد علل واقعی انفجار و بروز فاجعه برداشت کرد. بی تردید  عوامل انفجار عدم توجه به استانداردهای و سیستم های ایمنی و هشدار دهنده و فرسودگی و از رده خارج بودن تجهیزات بوده است. با توجه به گزارشات عواملی اینچنین موجب وقوع این حادثه دلخراش شده اند:
– نبود سنسورهای شناسایی نشت گاز و سیستم آلارم .
– نبود سیستم تهویهٔ قوی که موجب تراکم تدریجی گاز متان در تونل و در نهایت انفجار آن شده است.
–  وجود ایراد و فرسودگی در سیستم کشندهٔ واگن ها که باعث از کار افتادن و توقف آن در تونل شده است.
– نبودن وسایل و تجهیزات ایمنی برای تعمیر و راه اندازی دوباره دیزل و سیستم کشندهٔ واگن ها
مسئولیت تمامی آنچه که گفته شد بر عهده مالکان خصوصی سودجوی معدن و مسئولان دولتی ناظر بر کار معادن بوده است نه بر عهده تعمیرکاران و کارکنان معدن.
و اما مضحک ترین برخورد با این فاجعه انسانی سخنان آقای ربیعی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی است که گویا وظیفهٔ مسئولان دولتی را تنها پرداختن چندرغاز مستمری به خانواده جانباختگان حادثه می داند و ضمن منت گذاری در مورد آن، با سخنانی که اعترافی آشکار به کوتاهی و مقصر بودن دولت در قبال حوادثی اینچنین است می گوید:
« کمیتهٔ نوسازی استان قرار است( تازه بعد از جانباختن ده ها کارگر «قرار است»!)
موضوع نوسازی تجهیزات را با هدف کاهش حوادث پیگیری کند. (!)»
آیا نباید با توجه به این سخنان آقای ربیعی از ایشان پرسید:
آقای وزیر!..
 راستی شما کارتان چیست؟ تنها پرداختن به امور کفن و دفن کارگران جان باخته و ریختن اشک تمساح برای بازماندگان؟ و بعد… دادن وعدهٔ نوشدارو بعد از مرگ سهراب؟
آقای ربیعی!
شما را به وجدانتان!.. بفرمایید پس شما برای چه زنده اید؟.. برای چه اکسیژن هوا را مصرف می کنید درحالیکه کارگران معدن تحت مسئولیت شما در اعماق معدن بر اثر نبود اکسیژن جان می بازند؟
آقای وزیر!
امیدوارم جناح «بد» شما در آستانه انتخابات نخواهد این واقعه را توطئه ای از جانب جناح «بدتر» وانمود کند! مثلا بگویند کاری هست در تلافی انفجار ساختمان پلاسکو که باعث ریزش کامل حیثیت یکی از رقبایتان شد! و یا اقدامی همچون کاری که اسلافتان در آتش سوزی سینما رکس در آستانه انقلاب انجام دادند!
هر چند، از جناح های رژیم ولایت فقیه هیچ کاری بعید نیست!
جهان – ۴  اردیبهشت ۱۳۹۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)