حاکمان اقتدارگرا در ایران، هر روز قدمی برای افزایش محدودیت جامعه مدنی برمی دارند. قرار نیست کسی در ایران، حتی در چهارچوب قانون اساسی آزاد باشد. همه باید همان نوع زندگی کنند که حکومت می پسندد. حاکمان خشونت پیشه هم ابایی ندارند که پارک هنرمندان را به صحنه ی اعدام مبدل سازند یا همچون طالبان در دوران اشغال، ورزشگاه ها را به محلی برای نمایش خشونت و اعدام تبدیل کنند. هر روز به بهانه ای نیروهای انتظامی و امنیتی، با گاردهای ویژه و سیاه پوشان خود، در شهر رژه می روند. آنها به بهانه ی ایجاد امنیت و برخورد با عوامل ایجاد ناامنی، خود مروج عدم امنیت و مهمترین عامل برای القای ترس و ایجاد ارعاب در جامعه شده اند. هر روز دسته گلی جدید از حکومت عرضه می شود. اعدام در حاشیه پارک هنرمندان و قدرت نمایی حکومت در برابر دو جوان قربانی فقر و تورم و ساختار معیوب فرهنگی و بنیان های نادرست اجتماعی و سیاسی، یک سو؛ محدودیت سازی برای نوع زندگی شهروندان به خصوص جوانان، سوی دیگر. جدیدترین اخبار مربوط است به دستورالعمل جدایی کامل محل های تحصیل و آموزش دختران و پسران، یا بخشنامه برای مدل موی سر آقایان.

موی سر: فقط 5 مدل!

دو روز پیش، “رئیس اتحادیه آرایشگران مردانه” اعلام کرد که به زودی مدل موی ایرانی که «کاملا متناسب با فرهنگ و منزلت جوانان مردان و مردان ایرانی است» به آرایشگاه های مردانه کشور ارائه می شود. وی که با “خبرنگاران جوان” همسو با نهادهای امنیتی گفتگو می کرد، البته نگفت که این منزلت و فرهنگ مردان ایرانی را از کجای تاریخ و فرهنگ ایران بیرون کشیده اند.

در روزهایی که تورم و گرانی افسارگسیخته شده و به بالاترین حد خود در دو دهه ی گذشته رسیده، این مقام مسئول از نرخ های جدید خدمات آرایشگاه های مردانه خبر داد. درحالی که سالهاست این نرخ در پایتخت از دو و سه ده هزار هم گذشته، وی قیمت کوتاه کردن مو «درجه یک» را 8 هزارتومان اعلام کرد.

شهروندان ایران ظاهرا باید همان راهی را طی کنند که اهالی کره شمالی سالهاست درحال تحمل آن هستند. کره شمالی زیر سایه دیکتاتوری و تمامیت خواهی، دیرزمانی است که مدل مو برای شهروندانش ابلاغ می کند.

یک تفاوت کوچک اما میان ایرانیان و اهالی کره شمالی وجود دارد. اینجا و در ایران، خیلی وقت هاست که مردمان اعتنایی به دستورالعمل ها و بخشنامه ها و تهدیدها نمی کنند. ممنوع شدن چهارشنبه سوری برای سالها، حاصلی در برنداشت. تلویزیون جمهوری اسلامی هم مدتهاست مخاطبی ندارد. وقتی مطابق آمار و گزارش ها بیش از 60 درصد ایرانیان بیننده ی شبکه های خارج از کشور و ماهواره ای هستند، طبیعی است که «مدل مو»ی جوانان کمی با خواست روحانیان و اقتدارگرایان حاکم فرق کند.

تلویزیون ایران: فقط دو دقیقه!

چند روز پیش بود که ابراهیم فیاض یکی از استادان همسو با حکومت اعلام کرد که صدا و سیما به بن‌بست رسیده و دچار انحطاط شده؛ وی در گفت و گو با یک سایت (598) نزدیک به مصباح یزدی، تصریح کرد که مردم ایران روزانه به طور متوسط دو دقیقه تلویزیون جمهوری اسلامی را نگاه می‌کنند.

وی تصریح کرد که قد و قامت صدا و سیما در ایران «کوتاه» است.

کارشناس راست گرا، صدا و سیمای جمهوری اسلامی را «بریده» و به «بن‌بست» رسیده توصیف کرد که با اتخاذ سیاست «صورت‌گرایی» رو به انحطاط می رود؛ چراکه به باور آقای فیاض، این دستگاه عریض و طویل «مغز» ندارد.

جالب اینجاست که وی به صراحت عنوان می کند که فضای فرهنگی و سیاسی در جمهوری اسلامی «بسته» است و در چنین فضایی نمی‌شود تحلیل کرد که «فلان کار درست است یا غلط.»

محل آموزش: فقط یک جنس!

در چنین وضع و زمانه ای، معاون وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی هم دیروز اعلام کرد که استفاده از یک مکان برای راه‌اندازی مراکز غیردولتی با دو جنسیت مختلف حتی در روزهای متفاوت، ممنوع است.

فرشته حشمتیان، رئیس سازمان مدارس غیردولتی، توسعه مشارکت‌های مردمی و خانواده که با “فارس” گفت و گو کرده به مصوبه “شورای نظارت مرکزی مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی” اشاره کرده و گفته که «استفاده از یک مکان برای راه‌اندازی مراکز غیردولتی با دو جنسیت مختلف حتی در روزهای متفاوت ممنوع است.»

او افزوده که این مصوبه طی بخشنامه‌ای به ادارات کل آموزش و پرورش استان‌ها ابلاغ شده: «یک فضای آموزشی نباید برای دو جنسیت حتی در روزهای جداگانه استفاده شود.»

این ابلاغیه درحالی رسانه ای می شود که سالها از عمر تجربه ی شکست خورده ی تلاش برای جداسازی دختران و پسران دانشجو در ایران می گذرد. سالهاست روسای اقتدارگرای مراکز آموزش عالی در ایران تلاش می کنند دانشجویان پسر و دختر را به هر حیله و امکان و با زور، از هم جدا کنند. تلاشی بی حاصل و بس پرهزینه برای حکومت و جامعه.

جمهوری اسلامی: فقط یک الگو!

از کودتای انتخاباتی 1388 بدین سو، ظاهرا عزم حاکمان جمهوری اسلامی برای در پیش گرفتن الگوی کره شمالی، بیشتر شده؛ آنها مصمم اند که همچون دولت تمامیت خواه در آسیای شرق دور، با اقتدارگرایی و سرکوب جامعه مدنی، الگوی ایدئولوزیک ایده آل خود را در ایران تثبیت کنند. حاکمان تهران البته یک تفاوت فاحش با همتایان خود در پیونگ یانگ دارند. اینجا در جمهوری اسلامی، ژست ها دموکراتیک و لیبرال مآبانه است. رهبر جمهوری اسلامی از انتخابات آزاد می گوید و حق انتخاب. و البته امکانی برای هیچ خبرنگاری در داخل و خارج نیست که رو در روی نفر اول نظام بنشیند و از او در مورد دو نامزد انتخابات 88 بپرسد و روزنامه نگاران و دانشجویان و فعالان سیاسی زندانی و زیر تهدید پیوسته.

یکی از آن نامزدها (میرحسین موسوی) دو ماه قبل از آن که به حصر و حبس خانگی دچار شود، در آذر 89 به نکته ی مهمیاشاره کرد: «بعد از انتخابات دو ماه طول کشید که بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذائی نه برای از میدان بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است. بنده یکی و فقط یکی از این هدفها و سنگهای سر راه بودم… «جریان حاکم در آستانه انتخابات» بیست سال برای یکدست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود و ظاهرا قرار بوده که این انتخابات آخرین پرده این تلاش باشد…اقتدارگرایان به دنبال حذف کردن همه فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری.»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)