جولیان آسانژ کیست؟ یک مبارز راه آزادی که با توتالیتاریسم میجنگد، اسطوره بزرگ مبارزه با فریبکاری حکومتها، ابرمرد انقلابی که با فساد دولتی مبارزه میکند، یک خبرنگار جسور، یک هکر دیوانه یا یک تروریست؟
این استرالیایی بلندآوازه که از ششماه پیش به سفارت اکوادور در لندن پناهنده شد، در آخرین روزهای سال ۲۰۱۲ از بالکن سفارت اکوادور برای طرفدارانش سخنرانی کرد. آسانژ اعلام کرد که ویکیلیکس در سال آینده میلادی «بیش از یکمیلیون سند دولتی جدید» منتشر خواهد کرد و از خبرنگاران و روزنامهنگاران انتقاد کرد به این دلیل که حقایق را برای مردم افشا نمیکنند. آخرین سخنرانی آسانژ نشان میدهد که او بیش از هر چیز، خود را یک خبرنگار میداند.
قضاوتها در مورد جولیان آسانژ، موسس سایت ویکیلیکس به اندازه افشاگریهایش متفاوت و متنوع است. پتری آتیو نویسنده وبسایت opendemocracy که در دانشگاه گلاسکو در رشته تاریخ و فلسفه تحصیل کرده، در یادداشتی میپرسد: آیا آسانژ تجسم روح جهان است؟
ویلهلم فردریش هگل فیلسوف بزرگ آزادی، در بزرگترین اثر خود «پدیدارشناسی روح» تاریخ جوامع را به تلاش انسانها برای رسیدن به آزادی و حقیقت تعبیر میکند. هگل که پدیدارشناسی را همزمان با انقلاب کبیر فرانسه به پایان برد، ناپلئون را تجسم روح جهان نامید. او ناپلئون را سوار بر اسب در شهر «ینا» دید و مجذوب شخصیت رهبر فرانسه شد. هگل در نامهای در این مورد مینویسد: من روح هستی را سوار بر اسب دیدم.
پتری آتیو نیز در یادداشت خود مینویسد: پیکار ویکیلیکس پنهان است اما مستمر، بیرحمی در مقابل مراکز خشونت. نه فقط با محتوای خبرهایی که افشا میکند بلکه با مختل کردن عملکرد رسمی مراکز قدرت، بر هم زدن تعادل مراکز قدرت با گردش اطلاعات و وادار کردن آن به بازنویسی قوانینی که نقض شدهاند. آتیو مهمترین وظیفه را در این میان زنده نگه داشتن این قدرت مخل میداند.
سقراط زمانه
اسلاوی ژیژک فیلسوف و جامعهشناس اسلوونیایی در یادداشتی در وبسایت London Review of Books جولیان آسانژ را با سقراط مقایسه میکند. ژیژک با الهام از یکی از مطالب منتشرشده در ویکیلیکس که پوتین و مدودف، به بتمن و رابین تشبیه شدهاند، آسانژ را به جوکر در داستان شوالیه تاریکی تشبیه میکند. جوکر در این داستان به دنبال این است که نقاب از چهره بتمن بردارد و او را به مردم معرفی کند. به تعبیر ژیژک، بتمن در این داستان نماد قدرت حاکم و ژوکر برهمزننده مناسبات قدرت است. ژیژک با اشاره به کتاب «فلسفه چیست؟» از لئو اشتراوس فیلسوف آلمانی، میپرسد آسانژ طرفدار حقوق بشر و آزادیخواه است یا یک تروریست؟ او به تعبیر اشتراوس درباره سقراط اشاره میکند. اشتراوس در این کتاب میپرسد که سقراط با افشای ماهیت نخبگان یونانی به جامعه یونان خدمت کرد یا خیانت؟
ژیژک نتیجهگیری میکند که دولتها با ادعای برقراری امنیت به مردم دروغ میگویند یا بخش زیادی از حقیقت را پنهان میکنند و ویکیلیکس در واقع تلاش برای دموکراتیک کردن سرمایهداری و ادامه جریان آزادی اطلاعات است. به گفته ژیژک ویژگی ویکیلیکس این است که افراد را هدف قرار نمیدهد، بلکه ساختارها و ابعاد کثیف سیاست را مورد حمله قرار میدهد.
خیانت یا وظیفه مدنی
اما بسیاری از اهالی رسانه نظر دیگری در مورد جولیان آسانژ دارند. در حالی که ویکیلیکس یکی از مهمترین منابع برای جریان اصلی رسانهها است، اتهامات زیادی از سوی رسانهها به آسانژ و ویکیلیکس نسبت داده شده است و این به روزنامهنگاری ضربه میزند.
در یک کنفرانس روزنامهنگاری که در مارس ۲۰۱۲ برگزار شد و چهرههای پیشرو زیادی در این صنعت در آن حضور داشتند حملات زیادی به آسانژ شد. برخی از حاضران به طرز حیرتانگیزی موسس ویکیلیکس را مورد حمله قرار دادند. در حالی که این افراد همان کسانی هستند که از ویکیلیکس به عنوان منبع استفاده میکنند و حمایت از منابع خبری در خبرنگاری عمومی و مخصوصا در خبرنگاری تحقیقی جزو الزامات حرفهای است و بسیاری از خبرنگاران برای محافظت از منابع خود مشکلات زیادی را به جان خریدهاند.
در ژوئیه ۲۰۰۵ جودیت میلر خبرنگار نیویورک تایمز بازداشت شد. او در گزارشی نام «والری پلیم» Valerie Plame مامور مخفی سیا را فاش کرده بود. پلیم همسر «جوزف سی ویلسون» دیپلمات سابق دولت بوش بود که به نیجریه فرستاده شده بود تا در مورد اتهام خریداری اورانیوم غنیشده (عراق از نیجریه) به تحقیق بپردازد. جودیت میلر که قبلا در روزنامهنگاری برنده جایزه پولیتزر شده بود حاضر نشد منابع خبری خود را در مورد والری پلیم به هیاتمنصفه دادگاه فدرال (ژوری بزرگ) بگوید و به همین دلیل سه ماه و نیم در زندان به سر برد. میلر در همان زمان اعلام کرده بود که به خاطر روزنامهنگاری آزاد، حاضر است که تا آخر عمر در زندان بماند. او گفته بود که اگر روزنامهنگار نتواند برای منبع خبر، مورد اعتماد باشد کار روزنامهنگاری مختل و روزنامهها تبدیل به بولتن و آگهیهای چسباندهشده بر دیوار خواهند شد.
اما میلر تنها قربانی این پرونده نبود. متیوکوپر خبرنگار مجله تایم به زندان افتاد و حداقل چهار احضاریه برای چهار خبرنگار ارسال شد تا مشخص شود چه کسی از اعضای دولت بوش نام مامور مخفی سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، را فاش کرده است. اما رابرت نواک که فاشکننده اصلی این موضوع بود به دلیل نفوذی که در مطبوعات داشت هرگز مورد بازخواست قرار نگرفت در حالی که نواک بود که برای اولین بار در ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۳ نام والری پلیم را فاش کرد.
موج برخورد با خبرنگاران برای فاش کردن منابع خود از ماه مارس سال ۲۰۰۳ در بوستون آمریکا شروع شد. یکی از قضات فدرال حکم تحقیرآمیزی علیه یکی از خبرنگاران شبکه تلویزیونی NBC صادر کرد. این خبرنگار مطابق با مرام و اصول خبرنگاری از فاش کردن نام فردی که به او نوار محرمانه افبیآی را رسانده بود خودداری کرد. آن نوار شواهد بسیار ارزشمندی را در مورد یک پرونده مربوط به فساد در اختیار میگذاشت. براساس حکمی که این قاضی وضع کرده بود به ازای هر روز تاخیر در افشای نام منبع خبر، آن خبرنگار باید هزار دلار جریمه میپرداخت.
اما با تمامی این اوصاف نحوه برخورد با آسانژ یک استثنای عجیب است. حملات از سوی رسانهها به ویکیلیکس از ماه اکتبر ۲۰۱۱ آغاز شد؛ از هنگامی که دیوید لیگ و هیدر بروک که هر دو در گاردین کار میکنند و نویسندگان کتابی هستند که اخیرا در مورد ویکیلیکس نوشته شده است، در کنگره جهانی روزنامهنگاری تحقیقی در «کیف» آسانژ را متهم به خیانت و هرزگی کردند. آنها در ماه فوریه اتهامات خود را در جلسه یونسکو در پاریس تکرار کردند. در هر دو این موارد هیچ نمایندهای از ویکیلیکس برای پاسخگویی حضور نداشت.
دیوید لیگ چندین بار از آسانژ شکایت کرده است. لیگ میگوید آسانژ به او قولهایی داده اما به آنها عمل نکرده است. لیگ به دلیل انتشار صدهاهزار مدارک خام که هرکدام به تنهایی میتواند دولت ایالات متحده را در خطر بیندازد، از آسانژ انتقاد میکند. براساس آنچه لیگ در کنگره کیف گفت ظاهرا آسانژ به او رمز ورود و دسترسی آنلاین موقت به سروری را داده بود که اسناد ویکیلیکس در آن ذخیره شده بود. لیگ گمان میکرد که اعتبار رمز تا زمان پایان کتابش باقی است و قصد داشت این رمز را در صفحه آخر کتابش منتشر کند. اما سرور خیلی زود هک و اسناد به بیرون منتشر شد.
در واقع جولیان آسانژ به دلیل اجبار برای پنهانکاری درگیر یک جنگ داخلی در ویکیلیکس است. چندی پیش نیز آسانژ مجبور شد قرارداد انتشار انحصاری آرشیو ویکیلیکس را با نیویورک تایمز، اشپیگل و گاردین لغو کرده و آن را در اختیار دو روزنامه دیگر بگذارد.
بازی با آتش
پس از آنکه گروه هکرهای آنانیموس ایمیلهای شرکت استراتفورد (۱) را هک کرد و اسامی مشتریان استراتفور توسط ویکیلیکس منتشر شد کیفرخواستی مهر و مومشده علیه آسانژ صادر شد؛ کیفرخواستی که با توجه به نفوذ و قدرت مشتریان استراتفور، در حکم مرگ ویکیلیکس بود.
ازسوی دیگر از آنجایی که فعالیتهای ویکیلیکس برخلاف قوانین امنیتی ایالات متحده آمریکا است و مجبور است که به شکل مخفی فعالیت کند به خودی خود در موقعیت ضعف قرار میگیرد. اگر ویکیلیکس رسانهای قانونی و دارای منافع عمومی بود و همانند دیگر رسانهها یا شرکتها میتوانست از خود دفاع کند و در مقابل اتهامات پاسخگو باشد انتقاد از ویکیلیکس سادهتر بود. اما اکنون انتقاد از ویکیلیکس یک موقعیت اخلاقی بغرنج است. ایالات متحده از سویی منابع مالی ویکیلیکس را مسدود میکند و از سویی دیگر اعلام میکند که براساس قانون بخش مالی ویکیلیکس باید شفاف باشد اما چگونه منابع مالی یک موسسه مخفیانه میتواند علنی باشد؟ این درست شبیه جنگ سایهها است.
مجری تلویزیونی
بسیاری از ظهور آسانژ در یک شبکه تلویزیونی ارزانقیمت روسی انتقاد میکنند. بنیانگذار ویکیلیکس در اوایل سال ۲۰۱۲ مجری برنامه «جهان فردا» در تلویزیون دولتی روسیه شد. برنامه جهان فردا از شبکه «راشا تودی» روسیه پخش میشد. راشا تودی شبکهای انگلیسیزبان است که بودجه آن توسط دولت روسیه تامین میشود. این موضوع پرسشها و بدگمانی بسیاری از سوی مخاطبان و کارشناسان را به دنبال داشت. آسانژ درباره هدفش از این کار گفت: «پیدا کردن و ارائه گوشههایی از روح انقلابی به جهانیان، هدف اصلی این برنامه تلویزیونی است.» و مارگریتا سیمونیان، سردبیر اصلی راشیا تودی در گفتوگویی با رسانهها اعلام کرد که شبکه تلویزیونی آنها به دنبال این است که هژمونی شبکههای خبری جریان اصلی را برهم بزند.
بعد از نمایش اولین قسمت از مجموعه «جهان فردا» انتقادها شروع شد. بسیاری از رسانهها آسانژ را متهم کردند که با دولت روسیه همکاری میکند. یکی از پژوهشگران رسانهای بنیاد «استنلی» در ایالات متحده آمریکا درباره برنامه تلویزیونی آسانژ گفت: «راشیا تودی شبکهای است که با پول ولادیمیر پوتین برای پیشبرد سیاستهای کرملین ساخته شد. تولید برنامه با پول این شبکه برای مردی که با ادعای چپ رادیکال بودن به دنبال افشای قدرتهای بزرگ است، هم خندهدار و هم مشکوک است.» و لسر هاوس در مقالهای با عنوان «شهروندان علیه قدرت حاکم» نوشت: «او در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ جهان را با افشای میلیونها سند افشاگرانه تکان داد. دولتها را مجبور به موضعگیری کرد و تیتر خبرها شد. برای بعضیها او قهرمان بود و برای بعضی جاسوس، اما این روزها با برنامهسازی با بودجه دولتی روسیه، او بیشتر از هرچیزی یک خردهپای رسانهای به دنبال پول است.»
و در نهایت اتهامات اخلاقی و جنسیای که به آسانژ نسبت داده شد و موجبات تحقیر او را فراهم کرد. در حال حاضر ۲۲ اتهام از جمله «یاری رساندن به دشمن» از سوی آمریکا متوجه آسانژ است. اما آیا میتوان تاثیری را که ویکیلیکس بر جریان بهار عربی گذاشت نادیده گرفت؟
دولت بدون حریم خصوصی
پس از وقایع ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹ حملات زیادی به آزادی مطبوعات در غرب شد. دولتهای غربی استدلال میکردند که حفظ امنیت ملی از شفافیت مهمتر است. اما شکایت از ویکیلیکس و تحت پیگرد قرار دادن جولیان آسانژ از تمام افشاگریهای ویکیلیکس برای دموکراسی خطرناکتر است.
چرا ما به آزادی مطبوعات نیاز داریم؟ تدوینکنندگان قانون اساسی آمریکا بر این باور بودند که تضمین آزادی بیان اگرچه خطرناک، اما ضروری است. بسیاری از آزادیها تضمینی برای بیخطر بودنشان وجود ندارد، اما همه ما آنها را برای خودمان میخواهیم. آزادی مانند هوایی است که در دموکراسی استنشاق میشود؛ اختیاراتی که افکار عمومی را میسازند. دموکراسیای که در ابتدا توسط موسسان آمریکایی ایجاد شد نشانهای بود از بدگمانی انقلابیون آمریکایی به قدرت و این بینش بعدها سمبل آزادی مطبوعات در قانون اساسی ایالات متحده شد.
امروز پس از ۲۰۰ سال، این ایده قدیمی برای تمام مردم جهان غرب ساده به نظر میرسد، اما همین جملات سایه بنیانهای دموکراسی را پایهریزی کردند. اما از زمانی که غرب درگیر جنگی علیه تروریسم شده دولت آمریکا به یک دستگاه امنیتی بزرگ تبدیل شده است. روزنامه واشنگتن پست چندی پیش گزارش داد که ۸۵۴هزار نفر در دولت آمریکا تحت کنترلهای فوق امنیتی قرار دارند. این اتفاق در دوران رییسجمهوری انجام میشود که هنگام بر سر کار آمدن وعده دوره جدیدی از آزادی و شفافسازی داده بود. تقریبا ۱۶میلیون از اسناد دولتی در هر سال مهر فوق محرمانه میخورد.
در این بحران، کشورهای قدیمی اروپایی نیز سنگربندیهایی ایجاد کردند. قانون اساسی آلمان که پس از جنگ جهانی دوم و انقلاب فرانسه به روشنی آزادی گسترده مطبوعات در آن تضمین شده بود، ۱۰ سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر به جایی میرسد که یک سیاستمدار محافظهکار درخواست ایجاد محدودیتهایی در زمینه گزارشهای مرتبط با جزییات تروریسم میکند. آن هم در روزگاری که آزادی بیان یک فضیلت مدنی است.
آزادی در تاریکی
معیارها و استانداردهایی که ویکیلیکس و آسانژ براساس آن عمل میکنند، بهطور قابل ملاحظهای بسیار منحصربهفرد است. فعالیتهای ویکیلیکس در واقع نوعی نافرمانی مدنی است.
اما داستان انتقام گرفتن از مراکز قدرت توسط جنگجوی آزادیخواهی که برای ایجاد تغییرات سیاسی، اجتماعی خود را در معرض خطر قرار میدهد همیشه طرفداران زیادی دارد و در اشکال مختلفی هم نوشته شده. یکی از پرطرفدارترین آنها هم داستان V for Vendetta، که در فارسی ک مثل کینخواهی یا الف مثل انتقام ترجمه شده است. نویسنده داستان آلن مور است و فیلمی نیز براساس آن ساخته شده است.
در سال ۲۰۱۱ در اوج بهار عربی و بحران اقتصادی جهان معترضان از آمریکا تا آتن، نقاب معروف «گای فاکس»(۲) در فیلم «وی مثل وندتا» را بر چهره گذاشتند. این فیلم اکشن و هیجانی در لندن آینده اتفاق میافتد و در آن، شخصیتی به نام «وی» که یک جنگجوی آزادیخواه است، از روشهای خشونتآمیز برای انتقام شخصی و مخصوصا برای ایجاد تغییرات سیاسی ـ اجتماعی در جامعه انگلستان آینده استفاده میکند. جولیان آسانژ نیز یکبار با حضور در صف معترضان جنبش «والاستریت» نقاب وندتا را بر چهره گذاشت.
زمانی که آلن مور در اوایل دهه ۸۰ کتاب خود را به پایان میبرد، به دنبال واژهای میگشت تا فصل آخر کتابش را مانند دیگر فصول با حرف «وی» شروع کند؛ سرانجام به کلمه «vox populi» به معنای «صدای مردم» رسید. امروز این نقاب، جولیان آسانژ و ویکیلیکس به نمادی مدرن برای مبارزه تبدیل شدهاند؛ نمادی که بیش از هر چیز میتوان آن را به صدای مردم تعبیر کرد.
پینوشتها:
۱-استراتفور (Stratfor) موسسهای تحقیقاتی است که با انتشار یک بولتن روزانه تحلیلها، اطلاعات و پیشبینیهای راهبردی را در مورد مسائل بینالمللی و تهدیدهای امنیتی در اختیار نهادهای دولتی و شرکتهای خصوصی چندملیتی قرار میدهد. دفتر مرکزی شرکت پیشبینیهای راهبردی استراتفور در شهر آستین ایالت تگزاس، ایالات متحده آمریکا واقع شده است. شرکت استراتفور هیچگاه نام و فهرستی از مشتریانش را اعلام نکرده، اما در دسامبر سال ۲۰۱۱ میلادی، گروهی از هکرها موسوم به «گروه آنانیموس» موفق به هک نام و اطلاعات و همچنین کارتهای اعتباری هزاران مشتری شرکت استراتفور شدند. براساس اطلاعات منتشرشده توسط سایت ویکیلیکس، از میان برخی مشتریان شرکت استراتفور میتوان به شرکتهایی چون داو کمیکال، لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن و ریتیون و نیز آژانسهای دولت ایالات متحده آمریکا، از جمله وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا، آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده آمریکا و تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا اشاره کرد.
۲-گای فاکس سربازی انگلیسی و کاتولیکمذهب بود که در توطئه نافرجام سال ۱۶۰۵، معروف به توطئه باروت، برای منفجر کردن پارلمان و کشتن شاه جیمز یکم به تلافی آزار کاتولیکهای انگلستان شرکت داشت. از آنجایی که این او بود که همراه با باروت، دستگیر و سپس شکنجه و مجبور به لو دادن همدستانش شد، بیشتر او را به عنوان عامل این توطئه میشناسند
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.