تحریم ها، صف کشیدن های جلوی بانک ها، افزایش تورم و افزایش قیمت روزانه ارز دلار در بازارهای ایران خاطرات تلخی هستند که بسیاری از ایرانیان از دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به یاد دارند. نفی هولوکاست شعارهای او درباره نابودی اسرائیل و سخن گفتن از امپریالیسم امریکا و دوستی او با مورالس و چاوز در امریکای لاتین نیز تصاویری بودند که احمدی نژاد از ایران در مجامع عمومی ارائه می داد کشوری ضد امریکایی، ضد اسرائیلی و هنوز درصدد صدور انقلاب. در چهار سال گذشته خاطره او از ذهن ایرانیان کمی دورتر شد و فضای ارام تری بر کشور حاکم شد.

در روزهای اخیر اما بار دیگر نام احمدی نژاد در سرتیتر خبرهای رسانه ها قرار گرفته است. حمیدرضا بقایی معاون او که مدتی نیز در بازداشت به سر می برد اکنون نامزدی خود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرده است. این در حالیست که مقام رهبری ایران اخیرا در سخنرانی خود گفته بود که در دیدار با احمدی نژاد به او توصیه کرده بود که برای جلوگیری ازایجاد فضای دو قطبی خطرناک در انتخابات نامزد نشود. اشاره او به حوادث پس از انتخابات سال ۲۰۰۹بود که در جریان آن درگیری هایی میان معترضان به نتیجه انتخابات و پلیس روی داد. معترضان معتقد بودند در انتخابات تقلب شده است و اجازه داده نشده که کروبی و موسوی نامزدهای اصلاح طلبان پیروز شوند.

تنها چند روز پس از اعلام نامزدی حمیدرضا بقایی معاون احمدی نژاد برای شرکت در رقابت های انتخاباتی ماه مه، احمدی نژاد به ترامپ نامه نوشت. نامه ای ۳۵۰۰کلمه ای که در آن ترامپ را دعوت به رعایت حقوق زنان و اصلاحات کرد. این در حالیست که در داخل ایران اصلاح طلبان به دلیل رویکرد اقتدارگرایانه احمدی نژاد در عرصه سیاسی و محافظه کاری اش در عرصه اجتماعی منتقد او بوده اند. ایرانیان به یاد می آورند که احمدی نژاد در سخنرانی در امریکا مدعی شد که در ایران همجنسگرایی وجود ندارد. در دوران او هم چنین بیش ترین میزان برخورد پلیس با بدحجابی در خیابان های شهرهای مختلف ایران دیده شد.

این اولین باری نیست که احمدی نژاد برای رییس جمهوری امریکا نامه می نویسد. او بیش از هر رییس جمهور دیگری به رییس جمهوری امریکا نامه نوشت. او انتخاب اوباما را به او تبریک گفت، در نامه ای او را دعوت به گفت و گو کرد. احمدی نژاد هم چنین به اوباما پیشنهاد پرواز مستقیم بین ایران و امریکا را داد و برای اولین بار کنفرانس  ایرانیان خارج از کشور را در تهران برگزار کرد.

هوشنگ امیر احمدی استاد دانشگاه راتگرز و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه آن دانشگاه است. او از بنیانگذاران نایاک است شورایی که هدفش را بهبود روابط ایران و امریکا معرفی کرده است. اپوزیسیون جمهوری اسلامی این شورا را اهرمی در دست جمهوری اسلامی ایران می بینند آن شورا اما این اتهام را رد می کند و وظیفه خود را نزدیک تر کردن مردم ایران و امریکا به یکدیگر ذکر کرده است.

امیر احمدی امسال در هتل استقلال تهران در جریان سفر به ایران در مصاحبه با سایت «عصر ایران» مدعی شد که احمدی نژاد یک قهرمان است. او گفت:«احمدی نژاد برای منحرف کردن توجه ها از امریکا علیه اسرائیل صحبت کرد. احمدی نژاد تنش اسرائیل را زیاد کرد که تنش با امریکا را کم کند این یکی از تزهای خود من بود. احمدی نژاد خواستار گفت و گوی مستقیم با اوباما درباره مسئله هسته ای بود». امیر احمدی که فردی تحصیلکرده در غرب است درباره احمدی نژاد با تمجید از او می گوید:« اقای احمدی‌نژاد یک آدم انقلابی و مردمی بود که می‌خواست برای ایران قدرت بسازد و با آمریکا هم با قدرت معامله کند. ایشان فکر می‌کرد که آمریکا به زور جواب می‌دهد نه مصلحت. در همین حال هم ایشان بین آمریکا و اسرائیل یک تفاوت عمده قائل بود. کار کردن با آمریکا را جائز می‌دانست ولی با اسرائیل را نه».

حسین موسویان مذاکره کننده ارشد پیشین ایران در مسائل هسته ای نیز معتقد است که احمدی نژاد در چهار سال دوم ریاست جمهوری اش از تمام ظرفیت هایش برای مذاکره با امریکا و کاهش تنش میان دو کشور استفاده کرد. او سه سال پیش در گفت و گو با سایت «دیپلماسی ایرانی» گفته بود که تنها مشکل احمدی نژاد در مذاکرات هسته ای بحث غنی سازی بود. او می گوید در دوران احمدی نژاد نخستین مذاکرات دوجانبه میان سفرای ایران و مریکا در بغداد صورت گرفت و بر سر پرونده عراق و مشکلات آن کشور بود و دومین مذاکره میان سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و ویلیام برنز دیپلمات وزارت امورخارجه امریکا بود. ایران در آن زمان بود که وارد مذاکره مستقیم با امریکایی ها شد.

ریشه های رویکرد احمدی نژاد را باید در دوران جوانی او جست و جو کرد زمان گروگانگیری سفارت امریکا در سال ۱۹۷۹ در تهران. عباس عبدی از فعالان اصلاح طلب در ایران و از دانشجویانی که در اشغال سفارت امریکا در تهران نقش داشتند پیش تر گفته بود که احمدی نژاد و دوستانش می گفتند اشغال سفارت شوروی بر اشغال سفارت امریکا ارجحیت دارد. احمدی نژاد هم چنین از امریکا در سال ۲۰۱۰  خواسته بود تا از معامله مبادله اورانیوم دفاع کند در برابر سوخت هسته ای. احمدی نژاد در آن زمان این را اخرین شانس برای حل بن بست هسته ای می دانست در حالی روند رویدادهای غیر از ادعای او را نشان داد.

اما چرا بهبود در روایط میان ایران و امریکا در دوران احمدی نژاد روی نداد؟‌ نخست آن که احمدی نژاد به دلیل نفی هولوکاست ضدیت با اسرائیل و اظهاراتی هم چون رد وجود زندانیان سیاسی در ایران نزد افکار عمومی بین المللی جایگاه مناسبی نداشت. دوم آن که سطح تنش در روابط ایران و امریکا ایران در دوران او به حدی افزایش یافته بود که امکان مصالحه وجود نداشت. سوم آن که پس از انتخابات ۲۰۰۹ میلادی و حوادث ایجاد شده احمدی نژاد اعتبار لازم را به عنوان رییس جمهوری مشروع نزد امریکایی ها و اروپایی نداشت. نکته پایانی آن که طبقه متوسط مدرن ایران که خواستار بهبود روابط با غرب است از او که سیاستمداری مذهبی با شعارهای انقلابی بود حمایت نمی کرد بلکه روستانشیان و حاشیه نشیان حامیان اصلی او بودند.

اکنون احمدی نژاد نزدیکی هایی میان خود و ترامپ می بیند از جمله مخالفت هر دیو آنان با جهانی شدن و تاکیدشان بر لزوم همکاری با روسیه. احمدی نژاد نیز مانند سایر اصولگرایان در ایران به جمهوریخواهان تمایل بیش تری دارد چرا که هر دو جریان در ایران و امریکا با نگاه امنیت محور و با تاکید بر مفاهیم امنیت و قدرت به مسائل نگاه می کنند. احمدی نژاد و محافظه کاران امیدوارند شاید امکان مذاکرات محرمانه پشت پرده نظیر همکاری های موقتی ایران و امریکا در جریان جنگ امریکا در افغانستان و عراق در دوران بوش فراهم شود. آیا احمدی نژاد در پیشبرد این هدف با توجه به محدودیت هایی که در عرصه سیاسی برایش ایجاد شده موفق خواهد بود؟ باید تا انتخابات ماه مه منتظر ماند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)