(ابتدا باید خاطرنشان شوم این متن بیش از آن که یک تحلیل از شرایط موجود باشد یک تمرین برای تحلیل است. تحلیل مشخص نیازمند اشراف بر فرایندها و روندهای کنونی به علاوه ی تسلط و پختکی تئوریک می باشد که از هر دو عاجزم، لذا پیشاپیش از خوانندگان عذر می خواهم چون ابژه ی یک تمرین شده اند)

نزدیک شدن به انتخابات سال ۹۲ و عوارض آن از آن رو حائز اهمیت است که از پیش مقام های امنیتی هشدارهایی در مورد شورش های احتمالی فرودستان داده اند و از طرفی هم صداهایی از تلاش برای بدل کردن فرودستان به پیاده نظام برخی جریانات سیاسی شنیده شده است. لذا هر کنشی باید در بستر شناخت وضع موجود و سنجش جایگاه نیروهای سیاسی حاضر صورت گیرد. در زیر می کوشم تصویری از سبقه های سیاسی و اقتصادی نیروهای مذکور ارائه دهم. در این تصویر وزن عنصر اقتصادی را به دلایل زیر پررنگ تر کرده ام:

-این تحلیل همانطور که ذکر شد جامع نیست، لذا به عمد سعی شده است از کلیت شرایط موجود عناصر اقتصادی بیرون کشیده شود و بر آن ها تمرکز شود. پس منظور نظر من هرگز تعیین کنندگی همه جانبه عصر اقتصاد نیست.

– به دلیل عدم تشکل سیاسی آشکار طبقات بر اساس خاستگاه طبقاتی، و لذا پنهان ماندن سویه های اقتصادی اعمال کنش گران سیاسی تأکید بر عناصر اقتصادی لازم می نماید، خصوصاً آن که پنهان کاری بیماری تمام این کنش گران است، به این معنا که می کوشند منافع و خاستگاه اقتصادی خود را در حجاب شعارهای آرمان گرایانه ی ایدئولوژیک پنهان کنند و پشت پرده این شعارهای جذاب و «صادقانه» وزن اقتصادی خود را غالب کنند. آشکار است که مواضع سیاسی این جریانات اگر کاملاً تحت الشعاع خاستگاه طبقاتی شان هم نباشد، بی ربط به آن هم نیست.

الف) اگر بخواهیم تصویری کلی از الگوی اقتصادی دولتهایمان در دوره ی ۱۶ساله ی ۶۸ تا ۸۴ ارائه دهیم، بنظرم مهم ترین آیتم هایی که بر شکل بندی ساخت طبقاتی جامعه تأثیر گذاشتند سیاست های زیر بودند:

-خصوصی سازی یا فروش بنگاه های اقتصادی عمومی به بخش خصوصی.

-آزاد سازی قیمتها یعنی تقلیل دخالت دولت در قیمت گذاری کالاها و سپردن آن به مناسبات بازار آزاد. این مهم منتهی شد به حذف برخی کالاها از سبد حمایتی دولت و محروم شدن بخشی از فرودستان از آن کالاها. برای مثال دولت با کاهش تعهدات خود در زمینه ی تأمین لبنیات کوپنی باعث شد به مرور شیر، پنیر و… از سفره ی غذای بخشی از فرودستان حذف شود.

– رشد نقدینگی به منظور افزایش گردش سرمایه و رشد و رونق اقتصادی، و نیز کاهش ارزش پول جهت افزایش قدرت صادرات تولید کنندگان داخلی؛ هدفی که هیچ وقت محقق نشد. در عوض رشد پول باعث ایجاد تقاضای کاذب برای کالاها و لذا افزایش کاذب قیمت شان شد. این امر به علاوه دولت را نیز واداشت برای تأمین تقاضای فزاینده واردات را گسترش دهد.

نتیجه ی بلاواسطه ی این الگو گسترش انباشت سرمایه و رشد یک بورژوازی  ناموزون شد. الگو باعث شد انباشت سرمایه  که تا آن روز در انحصار بازار و برخی بنیادهای حکومتی و دولتی بود، بدل به پدیده ی عمومی و قابل دستیابی برای عموم شود. اما این الگو جامعه را با ساخت طبقاتی جدیدی مواجه کرد که در زیر بخشی از نیروهای حاکم بر آن را ذکر می کنم:

-بورژوازی اختصاصی که مولود مستقیم این سیاست ها بود. منظور بخشی از ارگان ها و افرادی است که به نحوی کارگزار نظام به شمار می رفتند و با دسترسی به برخی اختیارات و روابط بیشترین بهره را از این سیاست ها بردند. برای مثال در فرایند خصوصی سازی کارخانه های دولتی، برخی که در قیمت گذاری ها تصمیم گیر بودند کارخانه را به قیمتی پایین عرضه می کردند و خود آن را می خریدند. البته لوازم قانونی این عملیات را نیز از قبل فراهم کرده بودند. اولین نمود سیاسی این بلوک در عرصه سیاسی ظهور حزب کارگزاران بود.

-بورژوازی نظامی: ظهور این بلوک به عنوان یک قطب اقتصادی نیز ریشه در همان سیاست ها دارد. حضور این ارگان در فعالیت های بخش خصوصی و به مرور حضور آشکارشان در قالب پیمانکاران تولیدی و خدماتی بدون کوچک ترین واکنشی از سوی دولت های وقت ادامه یافت. شاید آخرین عرض اندام این نیرو تا قبل از سال ۸۴ ممانعت از قراردادهای ترک سل و تاو، و اشغال فرودگاه امام در روز تأسیس اش بود. حتی کار به استیضاح وزیر وقت راه انجامید حال آن که در کل فرایند نیش رئیس جمهور وقت در عرصه عمومی همچون سال های قبل تا بناگوش باز بود.

-بورژوازی بازار که میراثداران اصلی هیئت حاکمه از ابتدای انقلاب بشمار می روند. در طول این سالها گرچه سنگ بزرگی جلوی پای بازار گذاشته نشد، اما ظهور رقبای فوق جایگاه بازار را مقداری تضعیف کرد. برای یک بلوک بورژوایی مهم تر از سود، حفظ انحصار سود است و بازار دقیقاً از این جنبه احساس خطر می کرد. بارزترین واکنش بازار به سیاست فوق تلاش همه جانبه برای نشاندن ناطق نوری بر کرسی ریاست جمهوری سال ۷۶ بود که هاشمی با برگزاری انتخابات به آن شکل مشت محکمی بر دهان شان کوبید.

-بورژوازی خصوصی که به نوعی پس مانده ی سه گانه ی فوق است و در واقع از باقیمانده ی سرمایه تغذیه می کند، لذا در عرصه سیاسی بهیچ وجه توان چانه زنی در مقابل رقبای فوق ندارد. این بلوک محصول امکاناتی است که انباشت عمومی سرمایه برای برخی فراهم کرد تا بدون بهره از رانت سیاسی به سرمایه داری بپیوندند. این بلوک استقلال سیاسی نداشته اما می تواند بخش مهمی از بدنه ی سیاسی یک بلوک طبقاتی شود.

– رشد فرایند انباشت سرمایه و ایجاد تقاضاهای جدید به تبع مشاغلی جدید خصوصاً در زمینه ی تأمین این تقاضاها خلق کرد. بخش اصلی مشاغل متعلق به بلوک های بورژوایی فوق بود اما نیازهای اداری، تولیدی و خدماتی باعث رشد روز افزون طبقه متوسطی شدید که تا پیش از آن خاستگاه ضعیف تری در ساخت اجتماعی کشور داشت. لذا این طیف جدید نیز به مرور بدل به نیرویی تأثیرگذار شد. گرچه تعیین کنندگی متعلق به بورژوازی است اما جذب این نیروها یکی از محورهای عمده ی تلاش های سیاسی بلوک های مختلف بورژوایی بوده است. البته هر بلوک استراتژی متفاوتی برای جذی این نیروها اتخاذ کرده است، از تلاش برای رشد خدمات رفاهی این طبقه تا استفاده از ابزارهای ایدئولوژیکی چون ناسیونالیسم، اسلام گرایی سیاسی و… در این راستا به کار گرفته شده که هر یک دستاوردهایی در جذب این طبقه برای این بلوک ها داشته است.

– طبیعتا این وقایع به گسترش طبقه کارگر نیز دامن زده است. اما هم زمان با این روند گویی توافقی نانوشته میان قطب های بورژوازی جهت تضعیف خاستگاه سیاسی این طبقه شکل گرفته است. برای مثال اتخاذ سیاستی  که محمد مالجو «ارزان سازی نیروی کار» خوانده است جزئی از استراتژی اقتصادی دولت های وقت بوده که با لغو استخدام و قراردادی شدن نیروی کار شروع شد و با موقتی سازی و کاهش دستمزدهای واقعی نسبت به نرخ تورم تداوم یافت. جالب آن که هیچ یک از بلوک های بورژوایی در طول این سال ها علیرغم استفاده از هر گونه استراتژی برای تضعیف بلوک های رقیب، مخالفت آشکاری با این سیاست ها بروز نداده اند و همین مهم تضاد ماهوی بورژوازی با طبقه کارگر را به وضوح آشکارتر ساخته است. ریشه ی این موضع به تمایل تمامی بلوک های رقیب بورژایی برای به حداکثر رساندن «ارزش اضافی» از طریق کاهش سرمایه ثابت و متغیر می باشد. لذا رفتار مشابهی از سوی این بلوک ها در قبال طبقه کارگر مشاهده کرده ایم.

(در بخش دوم بحث را در سال های ۸۴به بعد تا شرایط حاضر ادامه خواهم داد).

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)